پایان نامه با واژه های کلیدی جذب دانش، انتظارات دانشجو

دانلود پایان نامه ارشد

عوامل برون سيستمي مرتبط با فرد(نگرش دانشجويان نسبت به مؤسسه و تحصيلات آکادميک، اطرافيان و وضعيت اقتصادي) و عوامل برون سيستمي مرتبط با سازمان(امور مالي، محصول آموزشي، موقعيت و جايگاه، منابع و امکانات و خدمات)، همچنين عوامل سيستمي شرايط علّي مؤثر بر الگوي بازاريابي مؤسسات غيرانتفاعي هستند.
2. محور اصلي پژوهش طراحي الگوي بازاريابي آموزشعالي در ايران است که مشتمل بازاريابي خدمات(رويکرد 7 پي) است.
3. راهبردهاي ارائه شده در دو سطح خرد( دانشجو محوري و توجه به انتظارات دانشجويان، گسترش فرهنگ مشتري محور در بين پرسنل مؤسسه، سوق معيار جذب به سمت علاقهي دانشجويان و کاهش محدوديتها براي جذب دانشجويان، افزايش کيفيت آموزش از طريق تقويت کادر علمي مؤسسه، ارائه تسهيلات رفاهي) و سطح کلان(تسهيم تجارب مديران مؤسسات، استقلال مؤسسات، بازنگري و پالايش قوانين و مقررات، ايجاد جو رقابتي بين مؤسسات) در طراحي الگوي بازاريابي مي توانند بکار برده شوند.
4. مديريت و سياستگذاري کلان آموزشعالي و کنشگري اعضاي هيئت مديره زمينه و بستري خاص براي طراحي الگوي بازاريابي براي مؤسسات غيرانتفاعي فراهم مي‌آورند.
5. شرايط مداخله‌گر حاصل از عوامل محيطي(نقش دولت، عوامل اجتماعي فرهنگي و عوامل اقتصادي) بستري عام براي بازاريابي آموزشعالي در ايران پديد مي‌آورند.
6. تدوين الگوي بازاريابي آموزشعالي در مؤسسات ايران تحت تأثير عوامل برون سيستمي و عوامل درون سيستمي در بستر عوامل زمينهاي با بکارگيري راهبردهاي مطرح شده در سطح خرد و کلان و شرايط مداخله‌گر( عوامل محيطي: نقش دولت، عوامل اجتماعي ـ فرهنگي و عوامل اقتصادي)، داراي پيامدهاي فردي(رضايتمندي دانشجويان، بالا رفتن انگيزش دانشجويان) و پيامدهاي سازماني(بهبود کارائي و اثربخشي، پاسخگويي، اعتبار و شهرت دانشگاهي و رضايت مدرسين مؤسسه، درآمد زايي) و پيامدهاي اجتماعي(اشتغال زايي، ارتقاء سطح علمي کشور، زمينه سازي جذب دانشجوي بين المللي) ميباشد.
4ـ6ـ فرضيه‌هاي مستخرج از بخش کيفي پژوهش
با توجه به قضاياي مستخرج شده از بخش تحليل کيفي فوق، که رابطة بين متغيرهاي تأثيرگذار بر طراحي الگوي بازاريابي آموزشعالي در ايران را منعكس مي‌نمايند، فرضيه‌هاي راهبردي زير استخراج ‌شد؛ اين فرضيه‌ها ادعاي اوليه دربارة ارتباط ميان اجزاي الگوي پژوهش هستند كه خود را در معرض آزمون كمّي براي اعتبار‌سنجي قرار مي‌دهند.
شرايط علّي نقش مهمي در بازاريابي آموزشعالي دارند.
فرضيه اول: عوامل برون سيستمي مرتبط با فرد در تدوين الگوي بازاريابي آموزشعالي در ايران تأثير دارد.
فرضيه دوم: عوامل برون سيستمي مرتبط با سازمان بر طراحي الگوي بازاريابي آموزشعالي در ايران تأثير دارد.
فرضيه سوم: عوامل درون سيستمي در تدوين الگوي بازاريابي آموزشعالي در ايران تأثير دارد.
فرضيه چهارم: ويژگيهاي زمينهاي(مديريت و سياستگذاري آموزشعالي) در تدوين الگوي بازاريابي آموزشعالي در ايران تأثير دارد.
فرضيه پنجم: ويژگيهاي زمينهاي(کنشگري اعضاي هيئت مديرهي مؤسسه) در تدوين الگوي بازاريابي آموزش عالي در ايران تأثير دارد.
فرضيه ششم: راهبردهاي سطح کلان در تدوين الگوي بازاريابي آموزشعالي در ايران تأثير دارد.
فرضيه هفتم: راهبردهاي سطح خرد در تدوين الگوي بازاريابي آموزشعالي در ايران تأثير دارد.
فرضيه هشتم: مداخلات محيطي(عوامل اقتصادي) بر راهبردهاي سطح خرد و کلان در تدوين الگوي بازاريابي آموزشعالي تأثير دارند.
فرضيه نهم: مداخلات محيطي(نقش دولت) بر راهبردهاي سطح خرد و کلان در تدوين الگوي بازاريابي آموزشعالي تأثير دارند.
فرضيه دهم: مداخلات محيطي(عوامل اجتماعي و فرهنگي) بر راهبردهاي سطح خرد و کلان در تدوين الگوي بازاريابي آموزشعالي تأثير دارند.
فرضيه يازدهم: الگوي بازاريابي آموزشعالي در ايران موجب پديد آمدن پيامدهاي فردي، سازماني و اجتماعي مي‌شود.
فرضيه دوازدهم: راهبردهاي سطح خرد موجب پديد آمدن پيامدهاي فردي، سازماني و اجتماعي مي‌شود.
فرضيه سيزدهم: راهبردهاي سطح کلان موجب پديد آمدن پيامدهاي فردي، سازماني و اجتماعي ميشود.
بر مبناي يافته‌هاي مدل پارادايمي و فرضيه‌هاي فوق، مدل مفهومي ارائه شده در شكل 4، به عنوان مدل اوليه مرحله كمّي پژوهش طراحي شد. مدل مفهومي نشان دهندهي روابط بين مقوله‌هاي اصلي حاصل از فرايند تحليل كيفي است. بر مبناي اين مدل، طراحي الگوي بازاريابي آموزشعالي در ايران از موجبات علّي(عوامل فردي و سازماني)، عوامل زمينه‌اي(مديريت و سياستگذاري آموزشعالي و کنشگري اعضاي هيئت علمي) و راهبردهاي(خرد و کلان) در مؤسسات آموزشعالي است. مداخلات محيطي (نقش دولت، عوامل اجتماعي و فرهنگي، عوامل اقتصادي) به نوبه خود بر الگوي بازاريابي آموزشعالي در ايران اثرگذار است.در نهايت تحت تأثير بازاريابي آموزشعالي در ايران پيامدهاي فردي، سازماني و اجتماعي حاصل ميشود

شکل4. مدل مفهومي کمّي روابط بين عوامل مؤثر بر بازاريابي آموزشعالي در ايران

4ـ2ـ تجزيه و تحليل دادههاي کمّي
4ـ2ـ1ـ ويژگي هاي جمعيّت شناختي نمونه
ابتدا يافته‌هاي‌حاصل از تحليل توصيفي داده‌ها به تفکيک هر يک از ويژگي‌هاي جمعيت شناختي شركت كنندگان (سن، شغل، تحصيلات، جنسيت، سابقه کار اساتيد) ارائه شده است. پس از آن به ويژگي‌هاي توصيفي مربوط به ده مقوله كلي حاصل از تحليل مرحله كيفي و سؤال‌هاي مربوط به آنها در پرسشنامه، اشاره شده است.
4ـ2ـ1ـ1ـ سن

جدول13. توزيع فراواني سن شرکتکنندگان
شماره
سن
فراواني
1
18ـ25
260
2
26ـ45
158
3
45 به بالا
82

کل
500

نمودار1. توزيع فراواني سن شرکت کنندگان

4ـ2ـ1ـ2ـ شغل

جدول14. توزيع فراواني شغل شرکتکنندگان
شماره
شغل
فراواني
1
دانشجو
300
2
هيئت علمي
200

کل
500

نمودار2. توزيع فراواني شغل شرکتکنندگان

4ـ2ـ1ـ3ـ تحصيلات

جدول14. توزيع فراواني تحصيلات شرکت کنندگان
شماره
تحصيلات
فراواني
1
کم تر از دکتري
390
2
دکتري و بيشتر
110

کل
500

نمودار3. توزيع فراواني تحصيلات شرکتکنندگان

4ـ2ـ1ـ4ـ سابقه کار اساتید

جدول15.توزيع فراواني سابقه کار اساتید
شماره
سابقه کار اساتید
فراواني
1
1ـ5
80
2
6ـ10
80
3
بيشتر از 10
40

کل
200

نمودار4. توزيع فراواني سابقه کار اساتید

4ـ2ـ1ـ5ـ جنسيت

جدول16. توزيع فراواني جنسيت شرکتکنندگان
شماره
جنسيت
فراواني
1
مرد
380
2
زن
120

کل
500

نمودار5. توزيع فراواني جنسيت شرکتکنندگان

4ـ2ـ2ـ آزمون برازندگي:
مدل تدوين شده بر مبناي چارچوب نظري و پيشينه تجربي تا چه ميزان با واقعيت انطباق دارد؟ اين سوالي است که هر پژوهشگري که پژوهش خود را در قالب يک مدل تحليلي مدون کرده است با آن رو به روست و مايل است تا به آن پاسخ بدهد. اگر داده هاي گردآوري شده از يک نمونه آماري را برآوردي از واقعيت تلقي کنيم، مي توان سوال مذکور را به اين نحو تغيير داد که داده هاي گردآوري شده تا چه حد حمايت کننده مدلي است که به لحاظ نظري تدوين شده است؟ اين سوال کليدي «برازش داده ها به مدل» را تشکيل مي دهد. بحث اصلي در شاخص هاي برازش مدل را معيارهاي علمي قابل قبول براي تاييد مدل نظري تدوين شده با استفاده از داده هاي گردآوري شده تشکيل مي دهد. شاخص هايي که گاه به نام شاخص هاي خوبي برازش287(چرا که هر چه مقدار آن شاخصها افزايش يابد، نشانهاي از حمايت قوي تر داده ها از مدل نظري تفسير ميشود)، خوانده ميشوند(قاسمي، 1389).

4ـ2ـ2ـ1ـ شاخص برازش مطلق:

جدول17. شاخص برازش مطلق
معادل فارسي
اختصار
معادل انگليسي
حد مطلوب
کايـ اسکوئر (خي دو)
X2
Chiـsquare
X2/df 3
شاخص نيکوئي برازش
GFI
Goodnessـofـ Fit Index
بيشتر از9/0
شاخص نيکويي برازش اصلاح شده
AGFI
Adjusted Goodnessـ ofـ Fit Index
بيشتر از9/0
ريشه ميانگين مربعات باقيمانده
RMR
Root Mean Square Residual
نزديک به صفر

4ـ2ـ2ـ2ـ شاخص برازش تطبيقي:

جدول18. شاخص برازش تطبيقي
شاخص برازش توکرـ لويس يا شاخص هنجار نشده
NNFI
TuckerـLewis Index
Nonـ Nor med Fit Index
بيشتر از9/0
شاخص برازش بنتلر – بونت ياهنجارشده
NFI
Benterـ Bonnet Index
Nor med Fit Index
بيشتر از9/0
شاخص برازش تطبيقي
CFI
Comparative Fit Index
بيشتر از9/0
شاخص برازش نسبي
RFI
Relative Fit Index
بيشتر از9/0
شاخص برازش افزايشي
IFI
Incremental Fit Index
بيشتر از9/0

4ـ2ـ2ـ3ـ شاخص برازش تعديل يافته:

جدول19. شاخص برازش تعديل يافته
ريشه دوم ميانگين مربعات خطاي برآورد
RMERA
Root Mean Square Error Of Approximation
کم تر از 0.08

4ـ2ـ3ـ تحليل عاملي تأييدي:
تحليل عاملي تأييدي يکي از قديمي ترين روش هاي آماري است که براي بررسي ارتباط بين متغيرهاي مکنون(عامل هاي به دست آمده و متغيرهاي مشاهده شده(سئوالات) به کار برده مي شود. در ادامه چون متغير هاي مورد بررسي در اين تحقيق تماما، داراي بعد و مولفه هستند، پس تحليل عاملي تأييدي مربوط به آن ها نيز از دو مرحله (دو مرتبه) براي اندازه گيري، برخوردار است که در مرحله اول آزمون مدل بين سئوالات و متغير مکنون و در مرتبه دوم آزمون مدل رابطه بين ابعاد و متغير اصلي سنجيده مي شود.
4ـ2ـ3ـ1ـ تحليل عاملي تأييدي مرتبه دوم براي متغير شرايط علّي عوامل برون سيستمي
به منظور تأييد اينکه آيا خرده مقياسهاي عوامل فردي و عوامل سازماني مرتبط با محيط، خرده مقياس‏هاي سازنده سازه عوامل برون سيستمي هستند يا نه، و اينکه هر يک از عوامل مذکور تا چه اندازه عوامل برون سيستمي را به عنوان يک سازه تبيين مي‏نمايند، از روش تحليل عامل تأييدي مرتبه دوم استفاده شد. بر اساس اين روش آماري ميتوان تعيين نمود سهم هر عامل در تبيين ميزان واريانس سازه عوامل برون سيستمي به چه ميزان است و سازه عوامل برون سيستمي را بر اساس ضرايب استاندارد ‏شده فرموله کرد. در جدول 20، شاخص‏هاي برازش و در ادامه در شکل 5 بارهاي عاملي استاندارد شده هرگويه و خرده مقياس‏ها در تحليل عاملي مرتبه دوم عوامل برون سيستمي ارائه شده است.

مدل در حالت تخمين استاندارد

شکل5. تحليل عاملي تأييدي مرتبه دوم براي متغير علّي عوامل برون سيستمي در حالت تخمين استاندارد

مدل در حالت ضرايب معناداري

شکل6. تحليل عاملي تأييدي مرتبه دوم براي متغير علّي عوامل برون سيستمي در حالت معناداري

جدول20. شاخص هاي برازش مدل:
رديف
شاخص برازش
شاخص
حد مطلوب
تناسب عددي
تناسب معنايي
1
X2/df
کي دو نسبي
X2/df 3
1.34
بسيار خوب
2
GFI
شاخص برازندگي
بيشتر از9/0
0.92
بسيار خوب
3
AGFI
برازندگي تعديل يافته
بيشتر از9/0
0.91
بسيار خوب
4
CFI
شاخص برازش تطبيقي
بيشتر از9/0
0.89
خوب
5
RMERA
ريشه دوم ميانگين خطالي برآورد
کم تر از 0.08
0.0049
بسيار خوب

شاخصهاي گزارش شده در تحليل عاملي مرتبه دوم نشان دهندة برازش کاملاً مطلوب دادهها با مدل است. بدين معني که خرده مقياسهاي نگرش مديران به آموزش و بهسازي، توانمندي هاي مديران دانشگاهي، مهارت هاي مديران دانشگاهي تشکيلدهنده سازه مکنون ديگري به نام سازه عوامل فردي هستند. در شکل 14ـ4 بارهاي عاملي هر خرده مقياس و گويههاي سازنده ارائه شده است.
4ـ2ـ3ـ2ـ تحليل عاملي تأييدي مرتبه دوم براي متغير شرايط علّي عوامل درون سيستمي
به منظور بررسي اينکه آيا خرده مقياسهاي منابع مالي، فرآيند و محصول آموزشي، رويه و سياستهاي آموزشي، کادر علمي و منابع و امکانات فيزيکي سازندة سازه عوامل سيستمي هستند، و اينکه هر يک از عوامل مذکور تا چه اندازه عوامل سيستمي را به عنوان يک سازه تبيين مي‏نمايند، از تحليل عامل تأييدي مرتبه دوم استفاده شد.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی دانشگاهها، انتظارات دانشجو، جذب دانش، تناسب با محصول Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی جذب دانش، شهرت سازمان