پایان نامه با واژه های کلیدی جبران خسارت، حقوق فرانسه، ضرب المثل

دانلود پایان نامه ارشد

را دارد، بنابراين چنانچه بيمه بهطور کامل جبران خسارت نکرده باشد، حق دعوا عليه ثالث مسئول براي او محفوظ ميماند چراکه درمورد مبلغ باقيمانده اصولاً پرداختي صورت نگرفته است تا اين حق را براي بيمهگذار محفوظ ندانيم بهعلاوه اين که قواعد مسئوليتمدني اين جبران خسارت را ايجاب ميکند. اما چنانچه بيمهگر زيان را بهکلي جبران نموده باشد، بهکلي حق تمام دعاوي را عليه ثالث از دست خواهد داد.(لامبرفور، همان)141
در فرانسه گفتهشده بهدلايل گوناگوني ممکن است بيمهگر بهطورکامل جبران خسارت ننمايد. مثلاً درصورت کاهش نسبي حقبيمه در ماده 113.9 قانون بيمه فرانسه يا عدمپوششخطر و يا وجود فرانشيز. در اين مواقع بيمهگر نميتواند دعواي قائممقامي خود را اجرا کند مگر در محدوده همان مقداري که پرداخته است. بيمهگذار زيانديده نيز ميتواند دعواي مسئوليت خود را عليه ثالث اقامه کند. در اين مورد بيمهگر و بيمهگذار در برابر ثالث مسئول رقيب يکديگر ميشوند و مشکل زماني ايجاد ميشود که يکي از آنها بايد با اعسار جزئي ثالث مسئول موجه گردد. عليرغم وضعيت جاري در فرانسه بايد پذيرفت که برمبناي ضرب المثل “کسي بر عليه خويش قائممقام نميشود”142 بيمهگر بايد به دليل تعهدي که داده است پرداخت کرده باشد. در فرض چندبيمهگي و همبيمهگي بيمهگران در فرض بروز يک خسارت، در جاي بيمهگذار خويش قائممقام خواهند شد. در اين صورت معمولاً بيمهگران پس از جبران خسارت بيمهگذار، نسبت به يکديگر در رقابت قرار ميگيرند که در اين صورت داراي حقوقي يکسان در مراجعه خواهند بود و هر دو بايد اعسار ثالث را تحمل نمايند. (پيکار و بسون،1977،ص 505-509 و لامبرفور، همان: ص433-434)143
پيکار و بسون درباره پرداخت و ارتباط آن با زمان تحقق قائممقامي ميگويند زماني قائممقامي براي بيمهگر ايجاد ميشود که بيمهگر خسارات بيمه را پرداخته باشد، پس چون پرداخت مقياس و ميزان است به عنوان مبناي دعوا مطرح ميشود. اين مقرره قانوني، امري است. پس قائممقامي زماني ايجاد ميشود که بيمهگر با اجراي قرارداد بيمه و به موجب آن نه با عنوان و سببي ديگر پرداخت نموده باشد. به استناد ماده 1315 قانونمدني فرانسه و بر اساس قواعدعمومي بيمهگر است بايد براي انتفاع از قائممقامي و اقامه دعوا عليه ثالث دليل بياورد و اثبات کند که پرداخت صورت گرفته است که به بنا بر قواعد اثبات، علت چنين موضع گيري قانوني “اصلعدمپرداخت” است. بيمهگر با يک رسيد پرداخت از بيمهگذار يا هر وسيلهاي مانند حوالههاي بانکي و پستي و شهادت در موضوع تجاري يا نامه تأييديه بانک مبني بر دريافت چک براي بيمهگذار، ميتواند پرداخت را اثبات کند. برعکس فقدان دليل پرداخت، دعاوي بيمهگر عليه ثالث را غيرقابل تجديدنظر ميگرداند. (پيکار و بسون،1977،ص 505)144
به عقيده استاد ايزانلو ضرورت شرط پرداخت و پرداختهاي مستمري بيمهگران مشکل جدي ايجاد ميکند زيرا اقامه دعوا پس از هر بار پرداخت مستمري زمان و هزينه بالايي نياز دارد. البته پرداخت مستمري بيشتر درمورد بيمههاي درماني مصداق دارد. و نيز اگر بيمهگر بخواهد پس از پايان پرداختهاي متعدد عليه مسئولحادثه اقامه دعوا کند ممکن است با مشکل عدمدسترسي و يا اعسار وي روبرو گردد. (ايزانلو،1387: ص31)
در فرض ديگر ممکن است ميان بيمهگران در رجوع رقابت درگيرد. در يک وضعيت زياني توسط چند بيمهگر به طور مشترک بيمه ميشود. در اين مورد قائممقامي نيز مشترک و بهنسبت پرداخت هريک خواهد بود. در فرض ديگر بيمهگذار بخشي از مال خويش را نزد يک بيمهگر و بخش ديگر را نزد بيمهگر ديگري بيمه مينمايد. در اين فرض هر يک از بيمهگران بهميزان پرداخت خويش بهطور مستقل قائممقام ميگردد. دراينصورت مانند فرض وجود طلبکاران متعدد، هرکدام از بيمهگران که زودتر رجوع نمايد، بر سايرين حقتقدم خواهد داشت. ممکن است کسي قائل به تساوي بيمهگران در رجوع به مسئولان حادثه گردد. در پاسخ ميگوييم هرچند در ابتداي امر اين حکم موافق عدالت و انصاف به نظر ميرسد اما در حقوقاسلامي دليلي بر اين امر وجود ندارد چرا که حق از آن کسي است که مقدم بوده است.145
زماني که چند بيمهگر مداخله مينمايند – يعني در فروض چند بيمهگي و هم بيمهگي که دو بيمهگر پرداخت کردهاند- از تاريخ پرداخت غرامت به بيمهگذار، عليرغم هر شرط مخالف قائممقامي، ميتوان يکي را بر ديگري ترجيح داد. دکترين در مورد اختيار طرفين نظر داد که خسارت بيمهگذار بايد جبران شده باشد، خواه توسط مسئول و خواه توسط بيمهگر و اگر غرامت بيمه براي جبران خسارت کافي نبوده يا مسئولحادثه اعسار جزئي داشته باشد، بيمهگذار در اقامه دعوا عليه مسئول حقتقدم خواهد داشت. (پيکار و بسون،1977: همان)146
مبناي اين منع که بيمهگر نميتواند با بيمهگذاري که بايد تمام خسارتش را دريافت کند رقابت نمايد تضمين بيمهاي است. بهنظر شعبهمدني ديوانعالي فرانسه در 5 مارس 1945 مطابق ماده 1252 قانونمدني فرانسه نيز قائممقامي که بيمهگر را منتفع ميسازد نبايد به بيمهگذار آسيبي برساند. (همان)147

گفتار ششم- اشخاصي که بيمهگر قائممقام آنها ميشود

سؤالي که مطرح ميشود آن است که آيا پساز تحقق قائممقامي، حقوق و اختيارات اصيل از او گرفته ميشود يا خير؟ پيشتر گفتيم در حقوقمدني سهگروه به عنوان قائممقام مطرح هستند؛ وارث، منتقلاليه و طلبکار. اين اشخاص بهعنوان اصيل، پساز انتقالحقوق و تعهداتشان به قائممقام، ديگر در حقوق انتقاليافته حقي نخواهند داشت. با فوت مورث حقوق و تعهدات وي به وارث منتقل ميگردد. انتقال حقوق به شخص منتقلاليه و طلبکار مانع از برقرار دانستن اين حق براي اصيل ايشان است. درمورد قائممقامي بيمهگر نيز پس از تحقق جانشيني، اصيل حقوقوتعهدات و تضمينها را بهکلي منتقل نموده است و ديگر حق اقامهي دعوا عليه مسئول را در مورد و ميزان حقوق واگذارشده با جانشين را نخواهد داشت چراکه اين امر با پديده انتقالحقوق ناسازگار است يعني نميتوان گفت حقي پس از آن که انتقال يافت باقي بماند. بهعلاوه اينکه حفظ حقوق انتقالي براي اصيل موجب تعددرجوع به مسئولحادثه براي يک دين ميشود درحاليکه ذمّه او با يک بار پرداخت به ذيحق بري خواهد شد و پرداخت دوم بدون دليل و نامشروع خواهد بود.
در فرانسه گفته شده به دليل انتقال کامل حقوق بيمهگذار به بيمهگر، بيمهگذار ديگر حق اقامهي دعوا در برابر ثالث را نخواهد داشت. پس از تحقق قائممقامي بيمهگذار ديگر ذينفع نخواهد بود لذا صلاحيت کافي براي اقامهي دعوا را ندارد مگر در صورتي که خسارت بيمهگذار کاملاً جبران نشده باشد و يا بيمهگذار به موجب شرط حق اقامهي دعوا در بخشي از خسارت را براي خود حفظ نموده باشد. (پيکار و بسون،1977: ص510)148
مسئله تعيين اصيل در دعواي قائممقامي مسئله مهمي است. تعيين اصيل در تعيين حقوق اعطايي به بيمهگر و تشخيص ثالثمسئول مؤثر ميباشد چرا که شخصثالث کسي غير از اصيل است. در بيمههاي اشياء که بيمهگذار همان زيانديده است خود نقش اصيل را ايفا ميکند. ممکن است گفته شود در مواردي که بيمهگذار شخصي غير از زيانديده است بيمهگر همچنان قائممقام بيمهگذار ميشود. همانطور که استاد ايزانلو بيان ميکنند نقدي بر اين نظر وارد ميشود؛ اگر بيمهگذار خسارت زيانديده را جبران کرده باشد و بيمهگر وجه بيمه را به بيمهگذار بدهد، اين سخن درست است و او ميتواند جانشين بيمهگذار شود؛ اما اگر بيمهگر وجه را مستقيماً به زيانديده پرداخته باشد اشکالي مطرح ميشود زيرا براساس نقش پرداخت در قائممقامي، پرداختکننده اصولاً قائممقام دريافتکننده است و در فرضي که مبلغ به زيانديده داده شده است، بيمهگذار چيزي دريافت نکرده تا بيمهگر قائممقام او گردد و زيانديده نيز نميتواند نماينده بيمهگذار بهشمار آيد. بنابراين در اين مورد، بيمهگري که خسارت زيانديده را جبران و به او پرداخت نموده است، قائممقام زيانديده ميشود اما اين مورد مشروط به اين است که بههنگام پرداخت با زيانديده در اين مسئله به توافق رسيده باشد. ممکن است کسي بگويد در اين مورد قائممقامي قانوني بهعلت فقدان نص دراين زمينه قابل پذيرش نيست و بايد قرار عدماستماعدعوا صادر شود. در دفع اين ايراد برخي خواستهاند اينطور پاسخ دهند که بيمهگر با پرداخت به زيانديده، خسارت بيمهگذار را نيز جبران کرده است؛ زيرا افزايش دارايي منفي بيمهگذار و مديونشدن او در مقابل زيانديده نوعي خسارت است و بيمهگر با پرداخت به زيانديده خسارت او را از طريق حذف مسئوليت جبران ميکند. اين برداشت موسع از دريافتکننده وجه غرامت بيمه است که بيمهگذار به عنوان دريافتکننده معنوي شناخته ميشود. مطابق قواعدعمومي، پرداختکننده قائممقام بيمهگذار استنباط نميشود زيرا در بيمهي مسئوليت ممکن است پرداخت به غير بيمهگذار انجام شود اما قانون بيمه، بيمهگر را قائم مقام بيمهگذار ميداند و بر اين اساس گفتهاند در واقع ماده 30 نمونهاي از استقلال حقوقبيمه در برابر حقوقمدني است. (کاتوزيان و ايزانلو،1387: ج3، ص362) بهنظرميرسد چون نوعاً و عليالقاعده قائممقامي بيمهگر در بيمههاي اموال مطرح ميشود و نه در ساير بيمهها، قانونبيمه از بيمهگذار نام برده اما اين واژه منعي در مورد بيمههاي مسئوليت و رجوع از طرف زيانديده ايجاد نمينمايد. بهنظر استاد درصورت فقدان قائممقامي قراردادي بيمهگر بهحکمقانون و بهوسيله پرداخت، جانشين زيانديده ميشود؛ کما اين که در موارد مشابه نيز که شخص ملزم به پرداخت دين ديگري است (مانند رجوع غاصب به مسئول) نيز در رجوع به مسئولحادثه قائممقام دريافتکننده ميشود. (کاتوزيان و ايزانلو،1387: ج3، ص362-363) بهعقيده برخي بيمهگر ميتواند قائممقامي از بيمهگذار يا زيانديده را خودش انتخاب کند. (ووفورنري و دانيل وو، رجوع بيمهگر مسئوليت، ش7 به نقل نظر از کاتوزيان و ايزانلو، همان، ص363) استاد ايزانلو بر اين نظر نقد وارد نموده و گفتهاند دعواي چنين بيمهگري عليه مسئولحادثه دو محدوديت ايجاد ميکند يکي محدوديت دعواي زيانديده عليه مسئولحادثه و يکي هم محدوديت دعواي بيمهگذار عليه مسئولحادثه. برخي فرانسويها اين نوع جانشيني را، قائممقامي دو درجهاي ناميدهاند که در اين مورد بيمهگر درهرحال هم قائممقام بيمهگذار است و هم قائممقام زيانديده. اگر بيمهگذار خسارت زيانديده را جبران کرده باشد و بيمهگر وجه بيمه را با قصد رجوع به مسئولحادثه، به بيمهگذار پرداخته باشد هر چند بيمهگر جانشين بيمهگذار شده اما بيمهگذار هم قبلاً به سبب جانشيني از زيانديده حقرجوع به مسئولحادثه را پيدا کرده بوده است و بيمهگر قائممقام همين حقوق ميگردد. چنانچه بيمهگر مستقيماًً به زيانديده پرداخت کرده باشد قائممقام او ميشود و بر مبناي ماده 30 قانون بيمه، در بيمه مسئوليت قائممقام بيمهگذار شدن يعني جانشيني از سوي زيانديده، البته اين در محدوده حقوق بيمهگذار عليه مسئولحادثه است. (کاتوزيان و ايزانلو،1387: ج3، ص363) در حقوق فرانسه گفته شده چنانچه بيمهگذار خود مانع اجراي قائممقامي شده باشد، بيمهگر در تمام يا بخشي از تعهد به جبران خسارت بيمهگذار بري ميشود و بري شدن بيمهگر به اندازه خسارتي است که بيمهگذار سبب آن بوده است و قرارداد نميتواند حاوي شرط استثناءکنندهي قائممقامي در اين مورد باشد. (پيکار و بسون،1977: ص504)149 بنابراين جانشيني بيمهگر در محدوده حقوق بيمهگذار عليه مسئول اعمال ميگردد.

گفتار هفتم – اقدامهاي معارض با دعواي قائممقامي

اقدامهاي بيمهگذار نسبت به دعواي مسئوليت يا پيش از قائممقامي و يا پس از آن برقرار ميگردد. چنانچه بيمهگذار پس از برقراري قائممقامي با مسئولحادثه صلح نموده يا دين او را ابراء کند، عليالاصول اين عمل نسبت به حقوق بيمهگر فضولي شناخته ميشود اما اقدام او پيش از تحقق جانشيني صحيح بوده لکن موجب مسئوليت وي در برابر بيمهگر ميگردد.
ابراء به عنوان عمل حقوقي ساقطکننده دين مديون، تا زماني قابل انجام است که رابطه حقوقي پايه ميان دائن و مديون برقرار باشد. پس چنانچه دين قبلاً ساقط شده يا منتقل شده باشد، ابراء توسط دائن سابق امکانپذير نيست و به عبارت دقيقتر سالبهبهانتفاعموضوع ميباشد. بيمهگذار نميتواند به موجب شرط در قراردادي که با مسئولحادثه آينده منعقد نموده، وي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان ورزشکاران، دانشجویان ورزشکار، دانشگاههای دولتی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان بازاریابی ورزشی، نام تجاری، خدمات ورزشی