پایان نامه با واژه های کلیدی تکنولوژی آموزشی، آموزش و پرورش، فلسفه تکنولوژی، پست مدرنیسم

دانلود پایان نامه ارشد

می گیریم آنگاه «گشتل14 را همچون تقدیر انکشاف تجربه می کنیم.به این ترتیب ما همواره مقیم فضای باز تقدیر هستیم، تقدیری که ما را به هیچ وجه به جبر خرف کننده جلو رفتن با تکنولوژی مقید نمی کند، یا وادرارمان نمی سازد تا سراسیمه علیه آن قیام کنیم و تکنولوژی را به عنوان امری شیطانی لعن کنیم که این هم باز همان است. درست برعکس به محض آن که خود را به صراحت درمعرض ماهیت تکنولوژی قرار دهیم، ناگهان خود را درگیر دعوتی رهایی بخش می یابیم. مقیم این فضای باز بودن و دربرابر چنین دامنه ای ازامکانات قرارداشتن، مستلزم امکان خطر است. انسان درعهد تکنولوژِی در معرض خطر سوء تعبیر امر نامستور قرار دارد. هایدگر خودمی گوید: «نحوه استیلای انکشاف هر گونه که باشد،عدم استتاری که در آن، هرآنچه هست، و خودرا درلحظه معیننشان می دهد،این خطر را دربردارد که آدمی درمورد غیر مستور مرتکب خطا شود و آنرا سوءتعبیر کند(دن ایدی دن،صص64-65).
هانس گئورگ گادامر15 برجسته ترین شاگرد هایدگر، سخن استاد را تأیید نموده و بر این نکته تأکید دارد که وضعیت کنونی ما مستلزم معنایی نو از فلسفه است. ما در دنیایی زندگی می کنیم که ماهیتی اساساً تکنولوژیک دارد و در عین حال سلایق و اعتقادات گوناگونی را در خود جای داده است. در چنین وضعیتی تصور حقیقت به عنوان ملک طلق یک سلیقه می تواند به فجایع انسانی غیر قابل تصوری بیانجامد: «بنابراین ضروری است تا همه اشکال مختلف زندگی و نمودهای جهان بینی های خاص آن ها را به رسمیت بشناسیم. با چنین کاری، خودمان را در قلمرو هرمنوتیک می یابیم. من این کار را هنر فهمیدن16 می خوانم»(گادامر به نقل از نوظهور و ندرلو،1389،ص 131).
نظریات درمورد فناوری در دوره پست مدرن:
در این قرن شاهد شکوفایی مفهوم جدیدی از حقیقت در نزد فیلسوفان هستیم. از نظرگاه فلسفی قرن بیستم، حقیقت امری تشریکی است17 امر بین الاذهانی18است که همه ما در آن سهیم هستیم. بنابراین فیلسوفان قرن بیستم برآنند تا توصیفی از انسان و موقعیت او در جهان ارائه دهند و روشی را در پژوهش های خود در کار کنند که با این معنای جدید از حقیقت منطبق باشد(نوظهور و ندرلو،1389،ص131).
از 1960 نوعی فلسفه ی تکنولوژی که می توان آن را جایگزینی برای فلسفه تکنولوژی انسانی در نظر گرفت، گسترش پیدا کرد که پیشرفتی پر شتاب در 15-10سال گذشته داشت و هم اکنون دیدگاه حاکم بر فلسفه تکنولوژی می باشد. می توان این نوع از فلسفه ی تکنولوژی را تحلیلی نامید. این دیدگاه آن طور که به خود تکنولوژی می پردازد، روابط بین تکنولوژی و جامعه را بررسی نمی کند. این دیدگاه تکنولوژی را مانند یک «جعبه ی سیاه» نمی نگرد بلکه آن را مانند یک پدیده که سزاوار تحقیق و بررسی است میبیند و آن را به عنوان یک کاربرد و به طور اساسی کاربردی در مهندسی تلقی میکند. این دیدگاه کاربرد ذکر شده را با اهداف، مفاهیم و روشهایش تحلیل می کند و این موضوعات را به موضوعات مختلف فلسفه ارتباط می دهد.
ساموئل باتلر تغییر رویکرد در مورد پیشرفت تکنولوژی به عنوان یک پدیده ی اجتماعی فرهنگی در اثری به نام «اِرِوون» مورد دقت قرار داد که تحت تأثیر انقلاب صنعتی و نظریه ی منشأ انواع داروین نوشته شده بود. این کتاب یک گزارش از یک کشور خیالی بود که در آن، از زمانی که مردم با استدلالی متقاعد شده بودند که پیشرفت مداوم تکنیکی، رقابتی بین ماشینها به وجود می آورد که منجر می شود آنها به جای انسان، نوع غالب روی زمین شوند، استفاده از ماشین ها ممنوع شده بود و مالکیت یک ماشین یا تلاش برای ساخت یکی از آنها یک جرم بزرگ بود.
در اواخر قرن 19 و بیشتر قرن 20 نگرشی انتقادی در فلسفه وجود داشت. نمونه های این نگرش به طور متحیر کننده ای در علوم انسانی یا علوم اجتماعی تدریس می شد و واقعا ًهیچ معرفت دست اولی از تکنیک مهندسی نداشت. باتلر یک کشیش بود اما بیکن به طور پیوسته در روش علوم و آزمایشات فیزیکی خودش می نوشت. تألیف اولین مقاله که در آن اصطلاح فلسفه تکنولوژی مشاهده شد در اثر ارنست کاپ(زبان شناس وتاریخ نویس) صورت گرفت. بیشتر نویسنده هایی که به تکنولوژی و نقش اجتماعی فرهنگی اش انتقاداتی داشتند، در خلال قرن بیستم فیلسوفانی با دیدگاه عمومی و کلی بودند. جونز، گِلِن، اندرس، فینبرگکه سابقه ای درشاخه ی دیگری از علوم انسانی یا علوم اجتماعی مانند علم حقوق، علم سیاستو موضوعات ادبی داشتند.کارل میچام این نوع از فلسفه ی تکنولوژی را ” فلسفه ی انسانی تکنولوژی” نامیده است، که این می تواند به عنوان تأثیرات پیوسته ی اعمال در زمینه ای مانند”تحقیقات علم و تکنولوژی”تفسیرشودکه نشان می دهد چگونه ارزشهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی روی مطالعات علمی و ابداعات تکنولوژیکی تأثیر می گذارد و چگونه این تأثیرات روی اجتماع، سیاست و فرهنگ تأثیر می گذارد(گرت و لوخورست،دایره المعارف فلسفی آن لاین استنفورد)
پست مدرنیست ها مواضع دوگانه ای نسبت به تکنولوژی آموزشی (در اینجا منظور وسایل ارتباطی، سخت افزار و کاربرد آگاهانه و سیستماتیک تکنولوژی هایی نظیر فرایندهای طراحی آموزشی است) دارند. برخی از آن ها هم چون لاندو و بویدا در زمینه کاربرد رایانه معتقدند که تبادل رایانه ای می تواند فن آوری خوبی برای یادگیری رهایی بخش باشد. برخی دیگر از جمله مایکل اپل فناوری در آموزش را مانند تله موش بزرگ در نظر می گیرندکه ابزاری دیگر برای فرو نشاندن دانش از پیش انتخاب شده به اذهان دانش آموز بدل شده است. به نظر اینان گرچه فیلم و دیگر فن آوری ها بهتر از کتاب های درسی خشک یا سخنرانی ارزیابی می شوند ولی هدف ها تغییر نکرده اند.
پرسون با بررسی های چشم انداز های اجتماعی تکنولوژی آموزشی، به عنوان مثال رایانه را ابزاری نیرو دهنده برای دانش آموزان می داند و سودمندی رایانه ها را بیشتر نفع اجتماعی به شمار می آورد تا نفع فردی. روبینز و وبسترا مسئله اساسی آموزش را پندار فن سالارانه ای می داند که بر آموزش چیره و آن را زشت کرده است. –نیکولس تکنولوژی آموزشی را از نظر اخلاقی مورد تردید قرار می دهد و معتقد است که تکنولوژی آموزشی به آموزش و پرورش و محیط زیست آسیب می رساند، زیرا تکنولوژیست های آموزشی خودسرانه و دانسته مسائل نابرابری آموزش و بوم شناسی را نادیده می گیرند.
در مجموع باید گفت که بیشتر پست مدرنیست ها، به ویژه مربیان طرفدار تعلیم و تربیت پست مدرن، با تکنولوژی آموزشی مشکل دارند. از دید بسیاری از متفکران پست مدرن همچون اپل، روبینز، وبستر پندار فن سالارانه چهره آموزش را زشت کرده است. به نظر آنان لازم است که آینده آموزش و پرورش را به عنوان یک موضوع سیاسی و اخلاقی ارزیابی کنیم. کاربرد تکنولوژی آموزشی از همه نظر اخلاقی مورد تردید است. توجه به این نکته لازم است، که همه نظریه پردازان پست مدرنیسم، بر این باور نیستند که فناوری پدیده ای برای سرکوبگری است؛ بلکه گاه آن را ابزاری یادگیری رهایی بخش یاد می کنند. به عنوان نمونه در رابطه با فناوری اطلاعات مک کوریک و اسکریم شا در مقاله خود به نام «فن آوری اطلاعات و ارتباطات»19 از تعامل های رایانه ای فراگیر صحبت می کنند که ویژه عصر پست مدرن است.»این تعامل امکان برقراری رابطه های بی شمار و چندمنظوره را در اختیار یادگیرنده قرار می دهد که تداوم آن به شکل گیری اجتماع های کوچک و متعدد در مدرسه یاری می رساند. فناوری ارتباطی هم بر فرایند و هم بر پیامد های مدرسه اثر می گذارد. فناوری پیشرفته ای چون اینترنت، مسیر بزرگراه های اطلاعاتی را از دانشگاه به سوی دبستان و دبیرستانمی کشاند. اینترنت فرصتهای بدیعی برای تمرین نوع دموکراسی جدید را فراهم می کند که در آن ها همه فرهنگها و همه واحد های انسانی قادر به تبلیغ و پخش اندیشه ها و نقدها خود هستند. شبکه پردازی چند سویی اینترنتی، مدرسه پست مدرن را به بزرگی همه دنیا با همه آدم هایش می کند. در دوران مدرن انتقال و جابه جایی اطلاعات در مدرسه به میزان زیادی تحت کنترل دولت بود. اما در شرایط پست مدرن دولت ها شانس کمی برای پالایش سلیقه ای اطلاعات دارند. اینترنت بحران مرزها را پدید آورده است. و در این شرایط دیوارهای کلاس شفاف تر و نفوذ ناپذیرتر می شوند و گذشتن از آن راحت تر است و حتی عبور از آن توصیه می شود(فراهانی فرمهینی،1383،ص174-171).
هیوبرت دریفوس20 از مفسران و شارحان معتبر مکتب فرانکفورت است که علایق نظری در حوزه پدیدار شناسی و فلسفه اگزیستانس، مدار و محور اصلی و اساسی اندیشه او و تلاش او، برای نشان دادن محدودیت های قابل ذکر پروژه عقل و هوش مصنوعی در کتاب درباره اینترنت است. این کتاب با عنوان فرعی آنچه کامپیوترها هنوز
نمی توانند انجام دهند، همراه شده است. این کتاب به همراه کتاب ذهن،برتر از ماشین: قدرت شهود و مهارت انسانی در عصر کامپیوتر از معروف ترین وی در نقد نظریه فوتوریستی21 درباره اینترنت و ستایشگری نارسیس گونه از توانمندی های تکنولوژی اطلاعات است(مددپور،1383ص 87).
هابرماس از جمله پست مدرنیست ها بر آن است که فناوری از یک سو آزادی انسان را بسط می دهد زیرا امکان سازگارشدن انسان با محیط طبیعی و نیز حل مشکلات اجتماعی با راه حل های فناورانه را فراهم می کند و از سوی دیگر آزادی انسان را محدود می کند و این هنگامی رخ می دهد که راه حل های فناورانه به منزله تنها الگوی موجه و مشروع برای تامل در باب مسایل اجتماعی یا هنجارین و اخلاقی زندگی در نظر گرفته شود(پورطهماسبی،1387،صص248-249).
به نظر می رسد رویکرد سازه گرایی اجتماعی رویکرد مربوط به مطالعات فناوری نماینده دیدگاه پست مدرنیسم در این زمینه باشد. سازه گرایی اجتماعی شامل رویکردها و مطالعات اجتماعی گوناگون است که به فناوری و فناوری اغطلاعات کمک می کند تا به پرسشهای فلسفی دربارهماهیت و اثر فناوری بر محیط، فرهنگ و روان آدمی پاسخ دهد(ضرغامی همکاران،1386،ص 8). به نظر می رسد این دیدگاه با نقد بنیاد های مدرنیزم و پیش گیری نگرش دگرگون، فهم جامع تری از نحوه به کارگیری فناوری در آموزش ارائه می کند؛ اما این دیدگاه هم، کامل و مطلق نیست و گاهی نیز در نقد مدرنیزم دچار زیاده روی می شود(همان،ص 22).
به نظر (جرگن22،2005)تحول فناوری صفات و شخصیت انسان را تضعیف می کند. دخول غیر مستقیم اقناع تکنولوژیکی وارد زندگی بشرشده و اثرات آن بر باورها و ذهن افراد قابل مشاهده است. تکنولوژی ها به آرامی برروی فهم افراد اثرگذاشته و از جمله بازگشت به منبع اخلاقی را کاهش داده است و در نتیجه این تحولات انسانها را به فردی با چالشهای فزاینده، آرایه های چند رنگ از خواسته های فردی تبدیل می نماید.
مارکوس در کتاب خود به نام انسان یک بعدی عقیده دارد که دیگرنمی توان فناوری را به عنوان عامل بیطرف در نظرگرفت؛ استفاده از فناوری سبب افزایش تمایلات ونیروهای ویرانگر در بشرشده است. و نیزاستفاده از آن به عنوان ابزار سلطه سبب افزایش حس تسلط درافراد گشته است. دریفوس نیز معتقد است که فناوری تا زمانی که خالص در جهت بدنمان تداوم داشته باشد مفید است اما هنگامی که به منظور عدم تناسب ها، اقتصاد بیش از بازده در آموزش و پرورش، ارتباطات مجازی بیش ازواقعی افراد، ناشناس ماندن بیش از تعهدات در زندگی استفاده شود دراین استفاده ها باید در انتظار بدن آسیب پذیر و انکارهمه چیز باشیم(پترز23،2006).
با نگاه تمدنی، نگاه ذهن افزاری به این پدیده و رویارویی با آن را مستلزم برخورداری از عادت ها، باورها، ارزش ها و نگرش ها دانستن معصوم دانستن فناوری البته یک توهم است. نگاهی که فناوری را بار ارزشی و نگرشی می داند، ایجاب می کندکه واکنش نظام آموزش و پرورش پیش از آن که سخت افزاری یا نرم افزاری باشد، ذهن افزاری باشد یعنی در بحث نسبت اطلاعات و ارتباطات با آموزش و پرورش باید به این پرسش پاسخ داد که مدرسه باید چه ذهنی ، یا چه ویژگی ها و توانایی هایی را برای نسل جدید بیافریند تا آنان با این پدیده یا شرایط تمدنی رویارویی موثر و سازنده داشته باشند(مهر محمدی،1384ص93). نظریه های انسان گرا نیروی فرهنگی خود مختاری را به فناوری نسبت می دهند. یعنی نیرویی که تمامی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی پست مدرنیسم، انسان شناسی، تعلیم و تربیت، میشل فوکو Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی هرمنوتیکی، اطلاع رسانی، اگزیستانسیال، معرفت شناسی