پایان نامه با واژه های کلیدی تحول شناختی، بازی نمادین، اسباب بازی، زبان گفتاری

دانلود پایان نامه ارشد

تواناییهای شناختی جدید، متفاوتی برای سازگاری با محیط به آموختههای قبلی کودک اضافه میشود (وادزورث، ترجمۀ امین یزدی و صالحی و فدری، 1378). هرچند ترتیب بروز مراحل در همۀ کودکان ثابت است اما ممکن است سرعت تحول کودکان تحت تأثیر عوامل وراثتی و محیطی (تجربهها) یکسان نباشد. بنابراین سن کودکان در مراحل مختلف تقریبی است و حد پایین و حد بالای هر دوره، ممکن است از کودکی به کودک دیگر متفاوت باشد، یعنی بعضی از کودکان زودتر و بعضی دیرتر به مرحلۀ خاصی از تحول شناختی دست مییابند (همان، سیف، 1386).
2-3-5-2-1- مرحلۀ حسی-حرکتی
پیاژه نخستین مرحلۀ تحول شناختی که از تولد تا دو سالگی مییابد را مرحلۀ حسی-حرکتی نامید. در این مرحله کودک از طریق فعالیتهای حرکتی به محرکهای مختلفی که به حواس او عرضه میشود، پاسخ میگوید و با چشم ها، گوشها، دست ها و سایر ابزارهای حسی-حرکتی خودش به تفکر می پردازد. طی این مرحله کودک با کمک اعمال بازتابی مانند مکیدن، گرفتن و نگاه کردن، با محیط بیرون تماس حاصل میکند و از کیفیت و چگونگی آن آگاه میشود (به پژوه،1390). کودک در این مرحله قادر به تفکر مفهومی نیست، با این وجود از نظر شناختی طرحواره های کودک براساس تعامل فیزیکی او و محیط شکل میگیرد وجنبۀ عینی و آشکار دارند (سیف، 1386). بنابراین در این مرحله کودک تنها در شرایطی که ببیند، بشوند، بچشد، لمس کند، ببوید و تماس فیزیکی و جسمی با اشیاء داشته باشد میتواند جهان اطراف را بشناسد. پس فعالیت شناختی کودک، در طی این مرحله، مبتنی بر تجاربی است که از طریق حواس دریافت میگردد (مییر87 و ودسک88، 1979، به نقل از سیماتوا89، 2010).
پیاژه شش زیر مرحله برای مرحلۀ حسی-حرکتی تعیین میکند که در گذر از هر زیر مرحله میتوان شاهد پیچیده شدن الگوهای رفتار شناختی نسبت به زیر مرحله های قبلی بود (فلاول90 و همکاران، 1985). در جدول زیر به این زیر مرحله ها اشاره میشود.
جدول2-4 : شش زیر مرحلۀ حسی-حرکتی (وندر زندن، 2001، ترجمۀ گنجی، 1390، ص 95)
زیر مرحله
سن
یادگیری
پایداری شیء91
تمرین بازتابها

از تولد تا 1 ماهگی

تکمیل بازتابها بر اثر تعامل با محیط، تحکیم بازتابها بر اثر تمرین دادن آنها

واکنشهای چرخشی اول92
از 1 تا 4 ماهگی
ظهور اولین عادتها، تکرار رفتاری که معمولاً به صورت تصادفی به وجود میآید. واکنش متمرکز بر بدن کودک.

واکنشهای چرخشی دوم93
از 4 تا 8 ماهگی
اولین رفتارهای عمدی. واکنش متمرکز بر محیط بیرونی. ظهور توانایی تقلید.
شروع پایداری شیء94، جستجو شیء در پشت پرده، در صورتی که قسمتی از آن دیده شود.
هماهنگی طرحوارهای دوم95
از 8 تا 12 ماهگی
شروع ادراک اثر رفتارهای خود. پیش بینی عمل خود و عمل دیگران. استفاده از راهبردهای شناخته شده در موقعیتهای تازه.
جستجوی چیزی که به طور کامل در پشت پرده پنهان شده است. ناتوانی در درک یک جا به جایی قابل رؤیت.
واکنشهای چرخشی سوم96
از 12 تا 18 ماهگی
آزمایش فعال و جستجوی تازگی. تجربۀ مبتنی بر کوشش و خطا، تغییر در تکرار اعمال خود (توالی رفتاری)
توانایی درک یک جا به جایی قابل رؤیت. ناتوانی درک یک جا به جایی غیر قابل رؤیت.
ترکیبهای ذهنی97
از 18 ماهگی تا 24 ماهگی
دور شدن از عمل. ورود تدریجی به تجسم ذهنی. ترکیب مهارتهای مختلف برای خلق راهبرد های جدید
توانایی درک یک جا به جایی غیر قابل رؤیت، کسب کامل پایداری شیء

نقطۀ عطف مهم مرحلۀ حسی-حرکتی، کشف پایداری شیء است (لوتز و هاتت98، 2004). «پایداری شیء یعنی توانایی درک موجودیت یک شیء به رغم غیر قابل رویت بودن آن» (وندر زندن، 2001، ترجمۀ گنجی، 1390، ص 93). از آنجا که کودک در مرحلۀ حسی-حرکتی صرفاً توسط حواسش محیط اطراف را درک میکند از این رو نمی تواند موجودیت شیء به رغم غیر قابل رویت بودن آن درک کند . طبق نظر پیاژه، در طی زیر مرحله 1 و 2 که در جدول بالا توضیح داده شد نوزادان هیچ مفهومی از وجود اشیای خارج از خود ندارند. آنها به شیء نگاه میکنند و بعد از چند ثانیه نگاه خود را بر میگردانند بدون این که هیچ واکنشی نشان دهند که شیء وجود دارد. در زیر مرحلۀ سه (4 تا 8 ماهگی) نوزادان به دنیای خارج علاقه مند میشوند و در نتیجه درک بهتری از پایداری اشیای بیرونی به دست میآورند و اگر اشیاء از میدان دید آنها خارج شوند، به جایی که اشیاء تغییر مکان داده اند، نگاه میکنند. زیر مرحلۀ چهار (8 تا 12 ماهگی)، نشانگر آغاز درک پایداری شیء است، تا قبل از این مرحله کودک تلاشی برای جستجوی اشیاء پنهان نمیکند. پیاژه معتقد است در مراحل قبلی اگر اسباب بازی کودک را با پارچه ای پوشانده شود، کودک هیچ تلاشی برای بلند کردن پارچه و گرفتن اسباب بازی نمیکند (همان). در حالی که در این زیر مرحلۀ کودک اشیایی را که ناپدید شدهاند جستجو میکند، اما در محلی که قبلاً یافت شده به دنبال آن میگردد، حتی اگر ببیند که آنها را به محل دیگری بردهاند. نوپایان در زیر مرحلۀ پنج (12 تا 18 ماهگی)، تا هنگامی که افراد را در حال جا به جا کردن اشیاء ببینند، مجموعه ای از جا به جایی های را دنبال میکنند (کرین، 1943، ترجمۀ خویی نژاد و رجایی، 1384). بالاخره در زیر مرحلۀ شش ( 18 ماهگی تا دو سالگی)، پایداری شیء به طور کامل تشکیل میشود. نوپایان میتوانند محلی را که شیئی در آن پنهان شده حدس بزنند و در صدد یافتن برآیند، گرچه ندیدهاند که در کجا گذاشته شده است (فروغان، 1388؛ اندرسون، 2013). بنابراین نوزادان در آغاز زندگی هیچ احساسی از وجود خودشان، همچنین مستقل بودن از اعمال و مناظر اطراف خود ندارند. آنها تا قبل از پایان مرحلۀ حسی-حرکتی نمیتوانند بین خود و جهانشان تمایز قائل شوند، در نتیجه افکارشان بینظم، سازماننیافته و غیرقابل پیشبینی است. آنها در تمایز بین خود و غیر خود، فعالیتهای خود و فعالیتهای جهان خارج سر در گم هستند، اما در پایان این مرحله با تسلط بر پایداری شیء، بین خود و جهان تفاوت قائل میشوند و از تداوم وجود اشیاء ورای زمان آگاه میشوند (بیابانگرد، 1384؛ کلاین99، 1973). بدینسان کودک پس از مرحلۀ حسی-حرکتی دنیایی از اشیاء مستقل میسازد و خود را در این دنیا تنها در حکم یک شیء مانند اشیاء دیگر میداند. البته پیاژه علاوه بر پایداری شیء نشان داده است که کودکان در این مرحله چگونه مفاهیم زمان، مکان و علیت را میسازند، و چگونه تواناییهای بازی کردن را کسب میکنند.
2-3-5-2-2- مرحلۀ پیشعملیاتی
دومین مرحلۀ تحول شناختی از نظر پیاژه، مرحلۀ پیشعملیاتی است که از 2 تا 6 یا 7 سالگی طول میکشد (وندر زندن، 2001، ترجمۀ گنجی،1390). «پیاژه مرحلۀ دوم تحول شناختی را تفکر پیشعملیاتی خواند، زیرا عملیات ذهنی شامل تفکر منطقی است، در حالی که کودکان در این مرحله هنوز واجد توانایی منطقی نیستند. به سخن دیگر کودکان در این مرحله قادر به تفکر عملیاتی یا منطقی نیستند. در نتیجه، اندیشههای کودکان پیش از سن 7 سالگی، مملوء از موارد متناقض و اشتباهات منطقی است و پیش منطقی یا نیمه منطقی است» (سیف، 1386، ص 77). گرچه کودک به کاربرد مهارتهای حسی-حرکتی خود در تمام زندگی همچنان ادامه میدهد اما او در این مرحله به طور فزایندهای به شیوهای مفهومی و بازنمایانه عمل میکند (وادزورث، 1984، ترجمۀ امین یزدی و صالحی فدری، 1378 ).
الف- قابلیتهای تفکر کودک در مرحلۀ پیشعملیاتی
در مرحلۀ پیشعملیاتی زبان گفتاری کمک زیادی به تحول شناختی کودک میکند و کودک را قادر میسازد تا پدیدهها و امور مختلف را به طور نمادی مورد بررسی قرار داده، مفاهیم مختلف را بشناسد (سیف، 1386).«پیاژه خاطرنشان ساخت که زبان انعطاف پذیرترین ابزار بازنمایی ذهنی است. زبان با جدا کردن فکر از عمل، به شناخت امکان میدهد که بسیار بیشتر از مرحلۀ حسی-حرکتی، کارآمد شود. وقتی که کودک در قالب کلمهها فکر کند، بر محدودیتهای ادراک لحظهای خود چیره میشود و میتواند در یک زمان به گذشته، حال و آینده بپردازد و تصاویر ذهنی همبستهای در مورد واقعیت بیافریند» (میلر100، 1993، به نقل برک، ترجمۀ سید محمدی، 1384، ص 316). از این رو به نظر پیاژه، در مرحلۀ پیشعملیاتی کودک اندیشیدن در قالب نمادها که با مهارتهای زبان تسهیل مییابد را آغاز میکند (مییر و ودسک، 1979، به نقل از سیماتوا، 2010، سیف، 1386). هر گاه که کودک یک شیء یا عمل را به عنوان نماینده و مظهر یک شیء و یا عملی که حاضر نیست به کار میبرد او از نماد استفاده کرده است (کرین، 1943، ترجمۀ فدایی، 1383، ص 75). در مرحلۀ پیش عملیاتی کودک قادر به تفکر نمادین است و می تواند اصول منطقی برای نمادها را به کار گیرد (اگگر101، 2007). بنا به گفتۀ وولفلک (2004، ص 78) «نخستین نوع تفکر که از عمل مجزاست مستلزم این است که طرحوارههای عمل به صورت نمادی درآیند. بنابراین توانایی نمادها و استفاده از آنها (منظور کلمات، حرکات سر و دست، علامتها، تصاویر، و مانند اینها) یکی از دستاوردهای مهم مرحلۀ پیشعملیاتی است که کودکان را به عملیات ذهنی مرحلۀ بعد نزدیک میکند» (به نقل از سیف، 1386، ص 78). به عبارت دیگر، انتقال از مرحلۀ حسی_حرکتی به مرحلۀ پیش عملیاتی با ظهور بازنمودهای ذهنی را آنچه پیاژه کارکردهای نشانهشناختی102 مینامد (کلاین، 1973). «توانایی استفاده از نمادها و اندیشیدن براساس آنها را کارکرد نشانه شناختی نام گرفته است» (پیاژه و اینهلدر، 1969، به نقل از سیف، 1386). «بنا به گفتۀ فتسکو و مککلور103 (2005)، کارکرد نشانهشناختی بدین معنی است که تفکر کودک به تجارب حسی-حرکتی بلاواسطه و مستقیم محدود نیست، بلکه او در این مرحله میتواند نمادهای ذهنی را برای بازیابی آن تجارب تغییر دهد» (ص، 135، به نقل از همان). علاوه بر زبان، سایر تواناییها نیز یادگیری عمل نمادها را همراهی میکنند. این توانایی که مخصوصاً در بازی کودک تجلی میکند عبارتند از: تقلید تأخیری104، بازی نمادین105 و نقاشی. در تقلید تأخیری کودک میتواند یک موقعیت واقعی را، در غیاب الگو، تقلید کند (وندر زندن، 2001، ترجمۀ گنجی، 1390). اهمیت تقلید تأخیری در این نکته است که از توانایی کودک برای بازنمایی ذهنی (به یاد آوردن) رفتار تقلید شده، خبر میدهد. در حقیقت بدون توانایی بازنمایی ذهنی، انجام تقلید تأخیری غیرممکن است (وادزورث، 1984، ترجمۀ امین یزدی و صالحی فدری، 1378). در بازی نمادین، کودک به یک شیء نقش شیء دیگر را اختصاص میدهد؛ مثلاً از قوطی خالی، برای خود اتومبیل و از چوب دستی، اسب میسازد (وندر زندن، 2001، ترجمۀ گنجی،1390). در این نوع بازی کودکان میتوانند بین یک شیء و مفهومی که با خصوصیت فیزیکی شیء اصلی اندکی تفاوت دارد ارتباط برقرار کند. نقاشی کودک یکی دیگر از عمل نمادی محسوب می شود. نقاشی کودکان در دو و سه سالگی بیشتر جنبۀ نمادی پیدا میکند و از پیچیدگی بیشتری برخوردار پیدا میشود. کودک در دو سالگی با استفاده از مداد، گچرنگی و قلممو به کشیدن چند خط در هم و بر هم میپردازد. او هیچ مفهومی از نقاشی کردن ندارد، هرچند که ممکن است در حین این خط خطی ها اشکالی پدید آورد اما در طول دورۀ پیشعملیاتی کودک این توانایی را بدست میآورد که اشکال را از طریق نقاشی به نمایش گذارد و به تدریج در طی این دوره، این نقاشیها به واقعیت نزدیک میشود (ماسن و همکاران، ترجمۀ یاسایی، 1388؛ وادزورث، 1984، ترجمۀ امین یزدی و صالحی فدری، 1378).
ب- محدودیتهای تفکر کودک در مرحلۀ پیشعملیاتی
از نظر پیاژه به رغم پیشرفتهای شگرف تحول شناختی در دورۀ پیشعملیاتی کودک از نظر استدلال و فرایندهای تفکر، محدودیت دارد. با این که کودک در مرحلۀ پیشعملیاتی نشانههایی از تفکر را نشان میدهد، اما هنوز فاقد توانایی هماهنگسازی تفکرات مختلف به شیوهای یگانه و سیستماتیک میباشد. کودک این محدودیت کلی خود را در چند رفتار ابراز میدارد عدم درک مفاهیم نگهداری ذهنی، خودمحوری106، طبقه بندی107 و ردیف کردن108 از جملۀ این محدودیتها میباشد.
1- عدم درک مفاهیم نگهداری ذهنی
از جمله محدودیتهای کودکان در این مرحله، عدم توانایی در پایداریشیء109 است. مفهوم پایداری شیء (نگهداری ذهنی)

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی روابط صمیمی، قضاوت اخلاقی، تحول شناختی، اصول اخلاقی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی عامل اجتماعی، تعامل اجتماعی، تحول شناختی، سلسله مراتبی