پایان نامه با واژه های کلیدی تحف العقول، امام صادق، امام سجاد (ع)، عام و خاص

دانلود پایان نامه ارشد

شيطان با شيطان شريك مى‏شد و در آيه بعد هم فرمود: «إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ» يعنى شيطان مى‏خواهد بوسيله همين پليدى‏ها يعنى شراب و قمار بين شما دشمنى به وجود آورده و مانع شما از ذكر خدا و نماز شود. از همين جهت در آيه مورد بحث آن‌ها را رجس ناميده، چون در آيات ديگرى هم گمراهى را رجس خوانده، از آن جمله فرموده است: «وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ وَ هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً»190 آن گاه در آيه بعدى اين معنا را كه رجس بودن این‌ها ناشى از اين است كه عمل شیطانی است بيان نموده و مى‏فرمايد: إ «ِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ» شيطان از دعوت به اينگونه اعمال جز شر شما را نمى‏خواهد و لذا گفته شد رجس از اعمال شيطانى است.191
«إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ» راغب در كتاب مفردات خود گفته است، «عدو» به معناى تجاوز ضد التيام است. «بغض» و «بغضاء» ضد محبت است و «ضد» به معناى گردانيدن راه است بر كسى و يا چيزى «انتها» هم به معناى پذيرفتن نهى است و هم به معناى ضد ابتدا. همانطورى كه سابقاً اشاره شد سياق اين آيه بيان جمله‏«مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ» يا «رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ‏» است و اينكه به اين وسيله شما را به تجاوز از حدود خدا و دشمنى با يكديگر وادار كند و در نتيجه بوسيله همين شراب و قمار و انصاب و ازلام شما را از ذكر خدا و نماز باز بدارد و اينكه عداوت و بغضا را تنها از آثار شراب و قمار دانسته از اين جهت است كه اين اثر در آن دو ظاهرتر است. پس از آنچه تا كنون گفته شد اين معنا روشن شد كه حصرى كه از كلمه انما در آيه «إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ» استفاده مى‏شود راجع به يك يك آن گناهان يعنى خمر و ميسر و انصاب و ازلام نيست، بلكه راجع است به مجموع آن‌ها.
اما اينكه فرمود: «فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ» استفهامى است توبيخى كه مختصر دلالتى بر اينكه مسلمين آن روز خيلى گوش به فرمان خدا نبوده‏اند دارد، چون از آن استفاده مى‏شود كه نواهى ديگرى را كه قبل از اين نهى بگوششان خورده اطاعت نكرده‏اند،192 اين آيه يعنى: «إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ» به منزله تفسيرى است براى آيه‏ «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما» زيرا بيان مى‏كند كه نفع و گناهى كه در آن آيه در خمر و ميسر فرض شد طورى نيستند كه روزى از هم جدا شده و تنها نفع آن دو بماند، يا نفعش غالب شود تا در نتيجه حلال گردد و تفسير بودنش از اينجاناشی می‌شود كه بعد از اينكه مى‏فرمايد: «رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ» آن گاه رجس بودن آن را بوسيله كلمه انما حصر نموده اين اعمال جز اين نخواهد بود كه هر وقت واقع شوند، رجس و پليد و عمل شیطان‌اند و شيطان هم جز اينكه بوسيله اين‏ها بين شما عداوت و بغضا بيندازد و شما را از نماز و ياد خدا غافل سازد غرض ديگرى ندارد و كوتاه سخن اينكه، هيچ اميدى به اينكه روزى نفع اين اعمال از گناهش بيشتر و درنتيجه مباح شوند، نيست. «وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا»193تاكيد امرى است كه قبلاً به اجتناب از اين پليدى‏ها كرده بود و وجه تاكيد نخست اين است كه امر مى‏كند به اطاعت خداوند سبحان كه امر تشريع به دست اوست و در ثانى به اطاعت رسول اللهى كه اجراى دستورات شرع محول به اوست و در ثالث به تحذير صريح از مخالفت. این بخش از آیه به اشکال دیگری نیز تفسیر شده است. طبرسی معتقد است که مراد این است که با انجام کارهای زشت سبب هلاکت خودتان نگردید.194 فاضل مقداد نیز معتقد است که اگر شخصی، دیگری را بکشد به واسطه آن قصاص خواهد شد و بدین جهت جان خود را در خطر انداخته است و به همین خاطر است که خدا نهی کرده است.195
2-1-2. روایات
پس از آیات، روایات به عنوان دومین منبع استنباط احکام محسوب می‌شوند. با بیان آیات در بخش قبل به بررسی مبانی معامله با آلات قمار در روایات پرداخته می‌شود. روایات مستند در حرمت معامله با آلات قمار، بنا بر گفته علما متواتر است چه از طریق شیعه و چه از طریق اهل سنت.196روایات متواتر اگر به هر دلیلی پذیرفته نگردند، روایات مستفیضه و متضافره در این مورد موجود است و همین ما را از بررسی‌های جزء جزء روایات بی‌نیاز می‌کند. از همین رو برخی از روایات که به حرمت چنین معاملاتی به طور عام و خاص حکم می‌کنند در ذیل آورده می‌شوند.
1-2-1-2. روایات عام
الف) روایت تحف العقول
از كتاب شريف تحف العقول در ابتداى مكاسب محرمه شیخ انصاری حدیثی نقل گردیده است بدین شرح:
«الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ شُعْبَةَ فِي تُحَفِ الْعُقُولِ عَنِ الصَّادِقِ (ع) أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ مَعَايِشِ الْعِبَادِ فَقَالَ جَمِيعُ الْمَعَايِشِ كُلِّهَا مِنْ وُجُوهِ الْمُعَامَلَاتِ فِيمَا بَيْنَهُمْ مِمَّا يَكُونُ لَهُمْ فِيهِ الْمَكَاسِبُ أَرْبَعُ جِهَاتٍ وَ يَكُونُ مِنْهَا حَلَالٌ مِنْ جِهَةٍ حَرَامٌ مِنْ جِهَةٍ فَاوّل هَذِهِ الْجِهَاتِ الْأَرْبَعَةِ الْوِلَايَةُ ثُمَّ التِّجَارَةُ ثُمَّ الصِّنَاعَاتُ تَكُونُ حَلَالًا مِنْ جِهَةٍ حَرَاماً مِنْ جِهَةٍ ثُمَّ الْإِجَارَاتُ وَ الْفَرْضُ مِنَ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ فِي هَذِهِ الْمُعَامَلَاتِ الدُّخُولُ فِي جِهَاتِ الْحَلَالِ وَ الْعَمَلُ بِذَلِكَ الْحَلَالِ مِنْهَا وَ اجْتِنَابُ جِهَاتِ الْحَرَامِ مِنْهَا.»197
شخصى از امام صادق عليه السلام پرسيد: «جهات زندگانى مردم كه از آن‌ها درآمد به دست مى‌آورند و با يكديگر داد و ستد مى‌كنند و جهات هزينۀ آن‌ها، بر چند جهت است؟ امام فرمود: همۀ جهات زندگى از روش‌هاى داد و ستد ميان مردم كه شغل و درآمد آنان در آن‌هاست، بر چهار جهت معامله است. پرسيد: آيا همۀ اين چهار جهت حلال‌اند يا همۀ آن‌ها حرام، يا برخى حلال و پاره‌اى حرام هستند؟ امام عليه السلام فرمود: اين چهار جهت گاهى از يك جهت حلال و از جهت ديگر حرام هستنند. اين چهار جهت نامگذارى و جهاتشان شناخته شده است. نخستين حاكميت براى اوّلياست و سپس واليان اوّليا؛ سپس تجارت است در همه خريد و فروش‌ها از يكديگر. سپس صنعت‌هاست با تمام گونه‌هايش، سپس اجير شدن و همۀ اين انواع از جهتى حلال‌اند و از جهتى حرام و در اين معاملات از جانب خدا بر بندگان واجب است كه در جهات حلال آن‌ها وارد شوند و به آن عمل و از جهات حرام آن‌ها دورى كنند.
تفسير تجارت‌ها؛ در همه خريد و فروش‌ها و جهات حلال از تجارت‌هايى كه فروش آن‌ها براى فروشنده رواست از آنچه برايش روا نيست و همچنين آنچه خريدش براى خريدار رواست از آنچه روا نيست. پس آنچه بدان دستور داده شده است از غذاى مردم و آنچه گذران زندگى‌شان از راه‌هاى صحيح بر آن استوار است و براى آن جايگزينى نيست، از خوراك، آشاميدنى، پوشاك، ازدواج، املاك و آنچه از املاکشان به طور صحيح و جايز در جهت منافع خود به كار مى‌گيرند و جايگزينى براى آن نيست، هرآنچه از جهتى از جهات صلاحشان در آن است. پس همۀ اين‌ها خريد، فروش، نگهدارى، به‌كارگيرى، بخشش و عاريه دادنش حلال است. جهات حرام از خريد و فروش؛ هر آنچه در آن فساد است، از چيزهايى كه از جهت خوردن، نوشيدن، كسب درآمد، ازدواج، تملّك، نگهدارى بخشش يا عاريه دادن مورد نهى قرار گرفته يا چيزى كه در آن جهتى از جهات فساد و تباهى در آن وجود داشته باشد، مانند خريد و فروش با ربا (چون در آن فساد است) يا خريد و فروش مردار يا خون يا گوشت خوك و گوشت درندگان (درندگان وحشى زمينى و پرندگان) يا پوست آن‌ها يا شراب يا چيزى از انواع نجس، پس همۀ اين‌ها حرامِ حرام است؛ و از خوردن، آشاميدن، پوشيدن، مالك شدن، نگهدارى و هرگونه تصرفى در همۀ آن‌ها باز داشته شده است؛ زيرا در آن فساد است، پس هرگونه تصرفى در آن حرام است؛ و همچنين خريد و فروش آلات لهو و هرآنچه از آن نهى شده، از چيزهايى كه به وسيلۀ آن‌ها به غير خدا نزديك مى‌شود يا با آن كفر و شرك تقويت مى‌گردد؛ از هرگونه گناه و نافرمانى يا راهى از راه‌هاى تقويت يكى از اقسام گمراهى يا يكى از اقسام باطل يا راهى كه بدان حق ضعيف شود، پس حرامِ حرام است. خريد و فروش و نگهدارى و مالك شدن و بخشش و عاريه و هرگونه تصرفى در آن حرام است، مگر در صورتى كه ضرورت انسان را به سوى آن فراخواند.
در تطبیق موضوع میتوان گفت که در ارتباط با موضوع معامله با آلات قمار، قسمت آخر حدیث کاربرد دارد. بر اساس قسمت آخر حدیث استنباط می‌شود که این کلام یک کلام عام و گسترده ای است و دربردارنده این موضوع است که تمام خرید و فروش‌ها، استفاده و حتی مبادلات و انتقالات بر چیزی که اصل آن حرام باشد، جایز نیست و حرام است. با توجه به این که معامله با آلات قمار شامل نقل و انتقال بر روی شی حرام می‌شود، به نظر می‌رسد با این اوصاف حدیث فوق، بعضی از اجزای جرم معامله با آلات قماراز جمله تملیک و تملک، تحصیل وانتقال را شامل می‌شود و چنین معامله ای را حرام اعلام می‌دارد. نتیجه این که بر اساس این حدیث می‌توان معامله با آلات قمار را حرام قلمداد کرد.
ب) روايت محمّد بن یحیی
«محمّد بْنُ يَحْيَى قَالَ كَتَبَ محمّد بْنُ الْحَسَنِ إِلَى أَبِي محمّد ع رَجُلٌ اشْتَرَى مِنْ رَجُلٍ ضَيْعَةً أَوْ خَادِماً بِمَالٍ أَخَذَهُ مِنْ قَطْعِ الطَّرِيقِ أَوْ مِنْ سَرِقَةٍ هَلْ يَحِلُّ لَهُ مَا يَدْخُلُ عَلَيْهِ مِنْ ثَمَرَةِ هَذِهِ الضَّيْعَةِ أَوْ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَطَأَ هَذَا الْفَرْجَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِنَ السَّرِقَةِ أَوْ مِنْ قَطْعِ الطَّرِيقِ فَوَقَّعَ ع لَا خَيْرَ فِي شَيْ‌ءٍ أَصْلُهُ حَرَامٌ وَ لَا يَحِلُّ اسْتِعْمَالُهُ.»198از امام سجاد (ع) سؤال شد مردی، زمینی یا خدمتکاری را از فردی که از راه، راهزنی یا دزدی به دست آورده است خریداری می‌کند، آیا بر این فرد حلال است که از ثمره این زمین یا استمتاع از خدمتکاری که از پول و دارایی که از راهزنی، کسب کرده است بهره مند شود؟ امام (ع) اینگونه برای او نوشتند: هیچ خیری در چیزی که اصل و منشاء آن حرام باشد، نیست و استعمال آن نیز حلال نمی‌شود.
اگر چه این حدیث در مورد اموالی که منشأ آن دزدی و راهزنی است، وارد شده است، اما قسمت آخر حدیث که امام می‌فرماید: «لَا خَيْرَ فِي شَيْ‌ءٍ أَصْلُهُ حَرَامٌ وَ لَا يَحِلُّ اسْتِعْمَالُه» دارای اطلاق است و شامل هر مالی که منشأ نامشروع و غیرقانونی دارد می‌شود؛ بنابراین اگر این اموال نامشروع معامله یا استفاده شوند، نه تنها باعث مشروعیت معامله نمی‌شوند، بلکه سبب بطلان آن نیز می‌شوند و در نتیجه دلالت این حدیث بر بطلان معاملات قماری و فی الجمله در آن چه که اصلش حرام باشد آشکار می‌گردد و در آمدی که از این طریق کسب می‌شود، حرام و غیرمشروع است و كليه درآمدهائى كه از طريق اعمال خلاف شرع و قانون به دست مى‌آيد، چه از طريق معاملات باطل باشد و يا انجام اعمال خلاف شرع و قانون به وسيله دولت اسلامى به صاحبان آن مسترد و يا به بيت المال تحويل مى‌گردد.199
تعبیرات بسیار تند که در کلمات پیشوایان مذهبی در مورد تحریم قمار دیده می‌شود به خوبی در رساندن تحریم معامله با آلات قمار از نظر اسلام کافی است. در این جا به عنوان نمونه از تعبیرات شدید ائمه این حدیث از امام صادق نقل می‌شود که می‌فرماید: سلام کردن بر قمارباز، گناه و معصیت است و کسی که ناظر بساط قمار باشد و همچنین کسی که به صورت قمارباز نگاه کند با آن کسی که بر وی سلام کردن در گناه یکسان‌اند و مجالس قمارباز آر جمله محافلی است که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اکل مال به باطل، سوره بقره، جامعه اسلامی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام خمینی، امام صادق، آیات و روایات، فقه امامیه