پایان نامه با واژه های کلیدی تبدیل وجه نقد، مالکیت نهادی، مدیریت موجودی، نقدشوندگی

دانلود پایان نامه ارشد

و محصولات از مبدأ تا مصرفکننده است.
محدودیتهای لجستیکی نیز ممکن است موفقیت در روش به هنگام را محدود نمایند. هنگامی که موجودی مواد اولیه ذخیره شده در انبار کافی نیست، وقفه در دریافت مواد خام در زنجیره عرضه میتواند به سرعت باعث تعطیلی کارخانه یا کمبود کالای ساخته شده شود. به عنوان مثالی از این محدودیت، جنرال موتورز76 در اولین روز اعتصاب کارگران خط مونتاژ مجبور به تعطیلی کارخانههایی شامل 000/75 کارگر شد که این تعطیلی در نتیجه تصمیم سریع کارگران برای اعتصاب بود. همچنین در مارس 1996 اعتصاب 17 روزهای در دو کارخانه جنرال موتورز در دیتون و اهیو باعث متحمل شدن هزینهای بالغ بر 47 میلیون دلار در هر روز برای شرکت جنرال موتورز شد (برادشر77، 1996).
بهعنوان مثالی دیگر، در ابتدای استفاده از روش به هنگام، مدیران تویوتا با هیچ محدودیت لجستیکی مواجه نشدند؛ زیرا امکانات ساخت آنها از نظر جغرافیایی به هم نزدیک بودند، با این وجود مدیران نیسان که کارخانههایش پراکندهتر از تویوتا بودند؛ متوجه شدند که باید سطح بیشتری از ذخیره مواد اولیه را نسبت به تویوتا نگهداری کنند تا با این کار از افزایش ترافیک و رفت و آمد در مناطق شهری جلوگیری کنند.
نکتهای که باید در این مبحث مورد توجه قرار گیرد این است که استفاده از منابع جهانی با فاصلههای تحویل زیاد، به سطوح بالاتری از ذخیره موجودی مواد اولیه نیاز دارد. همچنین روش به هنگام به منظور اجتناب از وقفههای کاری، به مواد اولیه باکیفیت بالا و ثابت نیاز دارد (سونگینی78، 2000؛ وایس79، 1990).
به علت این واقعیت که کاهش در هزینههای نگهداری موجودی، هر افزایشی در هزینههای حمل و نقل و هزینههای لجستیکی را جبران میکند، انتظار میرود که استفاده از روش به هنگام باعث کاهش هزینهها شود.

2-11-3-7-3- فرهنگ و شرایط سازمانی
پیش شرط موفقیت در روش به هنگام، داشتن سرمایه انسانی کافی و همچنین اجرای تئوری Z برای مدیریت کار است. تئوری Z که بوسیله ویلیام اوچی80 پروفسور دانشکده مدیریت UCLA تبیین شد، شامل یک سری اصولی است که عبارتند از: تصمیمگیری جمعی بر اساس کارگر، اطمینان مطلق بین کارگران و همچنین بین کارگران و مدیریت، کنترل غیررسمی کارگر، مشخص کردن صریح مسئولیتها و بیمه کردن کارگران در درازمدت. این شرایط و اصول باعث ایجاد محدودیتهایی در استفاده از روش به هنگام میشوند. به عنوان مثال، اجرای موثر روش به هنگام نیازمند این است که کارگران به خوبی آموزش دیده باشند و مهارتها و شایستگیهای لازم برای ایفای مسئولیتهایی که به آنان محول شده است را دارا باشند. با این وجود اخیرا” نیروی کار بااستعداد ژاپنی از پذیرش کارهای کارگری اجتناب میکنند که این امر باعث استفاده از نیروی کار خارجی که مهارت کمتری نسبت به ژاپنیها دارند و متعاقبا” باعث کاهش کیفیت و بهرهوری شده است.
مدیران ژاپنی همچنین متوجه شدند که اعتماد که به عنوان یک شرط لازم برای موفقیت روش به هنگام است، نمیتواند به طور تمام و کمال در خصوص عرضهکنندگان خارجی اعمال شود. آنها همچنین متوجه این موضوع شدند که بسیاری از جنبههای فرهنگ سازمانی که آنان بر آن تکیه زده بودند، به درستی برای کارگران تفسیر نشده است.

2-11-3-7-4- حسابداری خودسرانه و عملکردهای مالی
سیستم حسابداری صنعتی سنتی میتواند تلاشها برای پیادهسازی موفق روش به هنگام را بینتیجه بگذارد. اندازهگیریهای حسابداری صنعتی معمولاٌ ماهانه یا سه ماه یکبار هستند، در حالیکه تلاشهای کارگر برای پیشرفت و بهبود به صورت روزانه یا حتی ساعتی اتفاق میافتد. در نتیجه، در اندازهگیریهای عملکرد توسط کسانی که مسئول نگهداری حسابها هستند، تلاشهای کارگر در نظر گرفته نمیشود (کیس81، 1991؛ وایس، 1990).
استفاده سنتی از معیارهای اندازهگیری کارایی و کاربرد ماشینآلات نیز با روش به هنگام در تضاد است. زیرا برخی از این معیارها، شرکت را وادار به استفاده از حداکثر کاربرد ممکن به منظور بهبود بخشیدن نرخهای کارایی و جداول زمانی بازپرداخت مالی میکنند.

2-11-3-7-5- مشکلات مربوط به عرضهکنندگان کوچک
عرضهکنندگان کوچک، ممکن است مشکلات عظیم و چشمگیری را تجربه کنند و در نتیجه این مشکلات به مخالفت با روش به هنگام برخیزند. به عنوان مثال، یکی از مشکلات این عرضهکنندگان این است که آنها فاقد استحکام مالی لازم برای تحمل برخی محدودیتها هستند.
مطالعه اجمالی تعدادی عرضهکننده نشان میدهد که تنها نیمی از آنها امیدوار به دستیابی به مزیت در اثر استفاده از روش به هنگام هستند (شریدن82، 1989). این مطالعه نشان میدهد که میزان دستیابی شرکتهای کوچک به مزایای استفاده از روش به هنگام یکسان نیست.

2-11-3-8- اجرای روش به هنگام در ایران و مشکلات موجود در برابر آن
اجرای روش به هنگام نیاز به برنامهریزی دارد و کار آسانی نیست و چنین نیست که شرکتی تصمیم بگیرد که این مسأله را امروز در سازمان حاکم کند و مطابق با آن عمل کند؛ بلکه باید اسباب و مقدمات این کار فراهم شود.
در ایران قیمتها نوسان زیادی دارد و مواد اولیه کم است. به دلیل نوسانات قیمت و کمی مواد اولیه برای اجرای روش به هنگام در ایران باید ترتیبی اتخاذ نمود تا این سیستم مورد پذیرش تولیدکننده و مصرفکننده قرار گیرد و بین دولت و واردکننده تفاهم برقرار شود. بنابراین اجرای موفق روش به هنگام در ایران، نیازمند پشت سرگذاشتن موانع بسیاری است. در ایران مشکل مواد اولیه وجود دارد که باید از قبل سفارش داده شود که این امر باعث میشود بخش قابل توجهی از سرمایه، درگیر تأمین مواد اولیه شده و راکد بماند. در ایران در مورد ماشینآلات، حمل و نقل و حتی کیفیت هم علیرغم وجود بازرسیهای متعدد، با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستیم. همچنین در ایران اتلاف منابع نیز کاملاً مشهود است. از آن جمله ميتوان به بهكارگيري بيش از حد نیروی انسانی در سازمانها اشاره نمود.
بنابراین اجرای موفق روش به هنگام در ایران نیازمند از میان برداشتن موانع و مشکلات ذکر شده است که این امر محتاج برنامهریزی بلندمدت و آيندهنگري مديران و مسئولان كشوري است (فاضل و کسائی، 1377).

2-11-4- چرخه تبديل وجه نقد
يكي ديگر از معيارهاي ارزيابي سرمايه در گردش، چرخه تبديل وجه نقد ميباشد. چرخه تبديل وجه نقد به مدت زمان لازم بين خريد مواد اوليه و جمعآوري وجوه حاصل از فروش كالاي ساخته شده، اشاره ميكند. هر چه قدر اين مدت طولانيتر باشد، سرمايهگذاري بيشتري در سرمايه در گردش مورد نياز ميباشد. چرخه تبديل وجه نقد طولانيتر، ممكن است سودآوري شركت را از طريق افزايش فروش، افزايش دهد. با وجود اين، اگر هزينه سرمايهگذاري در سرمايه در گردش بيشتر از منافع حاصل از سرمايهگذاري در موجودي يا اعطاي بيشتر اعتبار تجاري باشد، سودآوري شركت ممكن است كاهش يابد (دیلف، 2003).
هرچه قدر دوره تبديل وجه نقد كمتر باشد، نشاندهنده اين است كه شركت وضعيت نقدينگي بهتري دارد (خرمنژاد، 1386). هنگام استفاده از اين معيار، بايد به نكات زير توجه شود:
1. براي محاسبه چرخه تبديل وجه نقد، تأخير در پرداخت حسابهاي پرداختني از دوره عمليات كسر ميشود. لذا هر چه دوره تأخير در حسابهاي پرداختني بيشتر باشد، چرخه تبديل وجه نقد كوتاهتر ميشود و ظاهراً كوتاهتر بودن چرخه تبديل وجه نقد، نشاندهنده وضعيت مناسبتر نقدينگي است، در حاليكه تأخير در پرداخت حسابهاي پرداختني، ميتواند بهدليل نامناسببودن وضعيت نقدينگي باشد. هر چه اين تأخير بيشتر باشد، وضعيت نامطلوبتر است ولي هنگاميكه اين رقم را در محاسبه چرخه تبديل وجه نقد بهكار ميبريم، نتيجه متفاوت حاصل ميشود. يعني تأخيرهاي طولانيتر موجب كمترشدن چرخه تبديل وجه نقد و نشاندهنده نقدينگي مناسب است. بنابراين، تناقض احتمالي مذكور ميبايد به گونهاي مرتفع شود
2. در معيار چرخه تبديل وجه نقد، به مانده وجه نقد شركت توجهي نميشود. لذا علاوه بر وجه نقد مورد نياز شركت، مازاد بر حد مطلوب وجه نقد شركت نیز ميبايست مورد توجه قرار گيرد.
3. در معيار چرخه تبديل وجه نقد، صرفاً طول دوره وصول مطالبات و دوره پرداخت مدنظر قرار ميگيرد و به مقدار آن توجهي نميشود. اگر دو شركت را درنظر بگيريم كه دوره تبديل وجه نقد آنها دو ماه است ولي حسابهاي پرداختني شركت اول 90 % مجموع مطالبات و موجودي كالا باشد و براي شركت دوم اين نسبت 50 % باشد، بديهي است كه شركت اول حجم تعهدات بيشتري نسبت به حجم دارایيهاي جاري قابل تبديل به نقد دارد و در مقايسه با شركت دوم كه اين نسبت كمتر است، وضعيت نقدينگي نامناسبي دارد كه در شاخص چرخه تبديل وجه نقد به آن اشارهاي نميشود (خرمنژاد، 1386).
خوزه83 و همکاران (1996) درباره اهمیت مدیریت وجه نقد معتقدند شرکتهای دارای سابقه درازمدت درخشان که ترازنامه‌های صحیح و پاکی دارند، اگر مدیریت نقدینگی خوبی نداشته باشند، قادر به پرداخت دیون خود نخواهند بود. روش مناسب برای ارزیابی نقدینگی شرکتها، چرخه تبدیل وجه نقد است که مدت زمان بین پرداخت به‌منظور خرید موجودیهای کالا یا مواد اولیه تا جمع‌آوری مطالبات ناشی از فروش به مشتریان را محاسبه می‌کند. چرخه تبدیل وجه نقد مقیاسی پویا برای مدیریت وجه نقد در گردش است که به‌طور همزمان با استفاده از ارقام ترازنامه و صورت سودوزیان، مقیاسی مبتنی بر زمان می‌سازد (پاداچی84، 2006).
اگرچه تجزیه‌وتحلیل چرخه تبدیل وجه نقد به تنهایی می‌تواند مفید باشد، اما شاخص صنعت به‌منظور ارزیابی عملکرد این چرخه و پیش‌بینی فرصتها به‌منظور بهبود آن، برای شرکتها بسیار تعیین‌کننده است. نظر به اینکه مدت زمان این چرخه برای صنایع مختلف متفاوت است، بنابراین مقایسه شرکتهایی که در یک صنعت فعالیت می‌کنند، روش صحیحی به‌شمار می‌آید.
در کتابهای علوم مالی از چرخه تبدیل وجه نقد به‌عنوان معیاری برای مفهوم مدیریت سرمایه در گردش نام برده می‌شود (بادی و مرتون85، 2003).
راس86 (2008) چرخه تبدیل وجه نقد و چرخه فرآیند عملیات شرکت را بهصورت نمودار شماره 2-3 نشان داده است.
نمودار 2-3. چرخه تبدیل وجه نقد و چرخه فرآیند عملیات شرکت

2-12- مالکیت نهادی و مدیریت موجودی کالا
ارتباط بین مالکیت نهادی و مدیریت موجودی کالا در مطالعات پیشین (تریبو، 2007؛ آمیر، 2010) از دو مجرا تشریح شده است: مجرای نقدشوندگی و مجرای کنترل. براساس مجرای نقدشوندگی، وجود مالکیت نهادی به احتمال زیاد اعتبار و قدرت چانه زنی شرکت در برابر اعتبار دهندگان را افزایش می دهد و نهایتاً فرایند جمع آوری وجه نقد مورد نیاز را برای شرکت تسهیل می نماید. در نتیجه، تمایل شرکت به جمع آوری دارایی های نقدشونده و متعاقباً موجودی کالا کاهش می یابد. از سویی دیگر، بر اساس مجرای کنترل، به احتمال فراوان، سهامداران نهادی نقشی فعال و موثر در نظارت بر رفتار و تصمیمات مدیریت ایفا می کنند. بنابراین، موجودی مازاد به عنوان نشانی از سوء مدیریت ارتباطی معکوس با مالکیت نهادی دارد. متعاقباً هر دو مجرای نقدشوندگی و کنترل از ارتباط مثبت بین مالکیت نهادی و مدیریت موجودی کالا خبر داده اند. همانطور که پیشتر بیان شد، تصور ارتباطی خطی بین این دو بسیار آرمان گرایانه است و احتمال بالایی برای وجود ارتباط غیرخطی وجود دارد.
زمانی انتظار می رود که سرمایه گذاران نهادی موجب بیشینه سازی سود شوند که در فعالیت هایی که هزینه آن بیش از مزایای آن است، در گیر نشوند (باینبریج، 2008) و تصمیماتی اتخاذ ننمایند که به دور از بازده مالی مورد انتظار باشد (اسپارکس87، 1998؛ ماترسون88، 2000). علاوه براین، تأثیرات سرمایه گذاران نهادی در کشورهای مختلف متفاوت است (سیفرت89 و همکاران، 2005).
از آنجا که پیش بینی اینکه کدام شرکت دچار مشکل خواهد شد، نشدنی است، سرمایه گذاران نهادی، به عنوان حاصل اطلاعات نامتقارن، ملزم هستند تا بر تمام شرکت ها نظارت کنند. به هرحال، افزایش هزینه نظارت، مداخله و اصلاح، سرمایه گذاران نهادی را باز می دارد تا وارد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی وجوه نقد، مدیریت موجودی، سرمایه در گردش، سیستم تولید به هنگام Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی هیئت مدیره، مالکیت نهادی، حاکمیت شرکتی، مدیریت موجودی