پایان نامه با واژه های کلیدی بهبود مهارت

دانلود پایان نامه ارشد

آموزش
ارزشيابي ضمن آموزش
ارزشيابي پس از آموزش
نام ارزشيابي
آمادگي
جايابي
تکويني
تشخيصي
تراکمي يا مجموعي
هدف ارزشيابي
سنجش رفتارها و مهارتهاي پيش نياز و جبران نواقص يادگيري هاي پيشين
سنجش ميزان آگاهي دانش آموزان از هدف ها و محتواي درس و گماردن دانش آموزان به گروه هاي آموزشي مختلف
فراهم آوردن بازخورد براي معلم و تشخيص و رفع مشکلات احتمالي يادگيري دانش آموزان و نواقص آموزش معلم
تشخيص مشکلات ويژه و مکرر دانش آموزان که با اقدمات متداول معلمان قابل رفع نيست و کمک به رفع آنها
نمره گذاري، صدور گواهي نامه تحصيلي و داوري درباره صلاحيت حرفه اي معلمان
زمان ارزشيابي
آغاز ترم تحصيلي يا واحد آموزشي
آغاز ترم تحصيلي يا واحد آموزشي
به طور متناوب ضمن آموزش
در زمان هاي لازم ضمن آموزش
پايان ترم تحصيلي يا واحد درسي
وسيله
اندازه گيري
آزمون در حد تسلط وابسته به ملاک
آزمون در حد تسلط وابسته به ملاک و آزمون وابسته به هنجار
آزمون در حد تسلط و ابسته به ملاک
آزمون در حد تسلط وابسته به ملاک و آزمون تشخيص ميزان شده وابسته به هنجار و مشاهده
آزمون در حد تسلط وابسته به ملاک و آزمون وابسته به هنجار
ماهيت
نمونه گيري
نمونه محدودي از مهارت هاي پيش نياز
نمونه ي بزرگي از همه هدف هاي درسي
نمونه محدودي از تکاليف يادگيري
نمونه محدودي از غلط هاي ويژه
نمونه بزرگي از همه هدف هاي درسي
تأکيد
دانش ها
هدف ها
بخش معيني از درس
غلط ها ومشکلات
هدف ها و محتوا
ارزشيابي
مهارتهاي پيش نياز
محتواي درس

ويژه دانش آموزان
درس
سطح دشواري سؤال
نسبتاً ساده
ساده و دشوار
مناسب با مطالب آموزش داده شده
نسبتاً ساده
ساده و دشوار

2-5-1- دسته بندي ارزشيابي هاي آموزشي با توجه به ارزشيابان
دو نوع ارزشيابي آموزشي ديگر که با ارزشيابي تکويني و تراکمي رابطه ي نزديکي دارند، ارزشيابي دروني و ارزشيابي بيروني است. منظور از ارزشيابي دروني، اين است که ارزشيابي توسط کارکنان و دست اندرکاران تهيه و اجراي برنامه، يعني افراد درون برنامه انجام مي شود و منظور از ارزشيابي بيروني، ارزشيابي توسط افراد يا گروه هايي خارج از برنامه صورت گيرد. ارزشيابي دروني بيشتر مناسب ارزشيابي تکويني و ارزشيابي بيروني مناسب ارزشيابي تراکمي است.

2-6- اهداف ارزشيابي
ارزشيابي داراي اهداف و جهت گيري هاي متفاوتي است. يكي از اين جهت گيري ها ارزشيابي برنامه مي‌باشد. بسياري از برنامه‌ها تحت عنوان مداخله هاي اجتماعي نام مي گيرند كه به نوبه خود به سمت ايجاد تغييرات مشخص شده اي در مخاطب مورد نظر حركت مي‌كنند. در اين زمينه فونل و لن پنج نوع برنامه را مشخص ساخته اند :
1- برنامه‌هاي آموزشي (بيشتر با جهت گيري رسمي)
2- برنامه‌هاي مشاوره اي
3- برنامه‌هاي تنظيمي
4- برنامه‌هاي مديريت موردي (فرد يا گروه)
5- ارائه خدمات يا كالا(عابدي سروستاني و كرمي، 1379).
در ارزشيابي، در هر مورد، هدف ها بايد كاملاً تعريف و مشخص شوند. به عبارت ديگر، مي توان گفت ارزشيابي روشي است كه به وسيله آن ميزان نزديكي به هدف مورد نظر سنجيده مي شود. از جمله هدف هاي ارزشيابي كه مي توان به آن ها اشاره كرد عبارتند از :
* سنجش و تشخيص ميزان پيشرفت كارآموزان؛
* جلوگيري از تكرار انحرافات، رفع نقايص و ارائه راه حل هاي مناسب؛
* سنجش سودمند بودن روش هاي آموزش، راه هاي تعليم و رفع نقايص آنها؛
* كسب اطلاعات بيشتر جهت اخذ تصميمات اداري و غيره (سام خانيان، 1384 :135).
بنابراين با در نظر گرفتن مطالب فوق، پي مي بريم كه به طور قطع و مسلم ارزشيابي يكي از قسمت هاي عمده و مهم برنامه هاي آموزشي به شمار مي رود. در اين صورت ارزشيابي بايد به طور مداوم در طول مدت برنامه آموزشي، در پايان آن و حتي در دنباله آن در محيط واقعي و زنده كار ادامه داشته باشد تا نكات ضعف برنامه را پس از شناخت از بين برده و نكات مثبت آن را تقويت نمايد (ابطحي، 1383 :125-126). لذا كنترل و ارزيابي عملكرد برنامه هاي آموزشي و نيز ارائه گزارشات بعد از آموزش و تقديم آن به رياست سازمان، كه در واقع انعكاس نواقص و كمبودها و بالاخره اقداماتي در جهت رفع نواقص اعلام شده است از وظايف مدير آموزش در هر سازماني مي باشد (ميرسپاسي، 1385: 270).

2-7- انواع ارزشيابي
طبقه بندي هاي گوناگوني از انواع ارزشيابي ارائه شده است. به عنوان مثال راب و همكاران (1374) چهار نوع ارزشيابي ارائه مي دهند: ارزشيابي براي برنامه ريزي، ارزشيابي فرايند، ارزشيابي نهايي و ارزشيابي تأثير. در اين طبقه بندي، ارزشيابي نهايي به منظور تعيين اثربخشي برنامه بعد از انجام آن صورت مي‌گيرد.
اوون و راجرز (1999) اشاره مي‌كنند كه فرمها و رهيافتها يك چارچوب معرفت شناسي براي فهم ارزشيابي به ما مي دهد. در هر فرم رهيافتهايي وجود دارد كه داراي عناصري هستند. آنها از لحاظ مفهومي پنج فرم ارزشيابي را معرفي كردند:
1- پيش از عمل
2- روشن كننده
3- تعاملي
4- نظارتي
5- تأثير
جهت گيري فرم پيش از عمل، قبل از طراحي برنامه صورت مي‌گيرد. جهت گيري فرم روشن كننده بر مشخص كردن ساختار دروني و كاركرد يك برنامه يا سياست توجه دارد. در مواقعي كه اين فرم تحت عنوان تئوري يا منطق برنامه مطرح مي‌گردد، به مكانيسم هاي علي اشاره دارد كه به عنوان ارتباط فعاليت هاي برنامه با نتايج موردنظر شناخته مي‌شود. ارزشيابي تعاملي، اطلاعاتي را پيرامون ارائه با اجراي يك برنامه يا درباره عناصر يا فعاليت هاي منتخب مي دهد. ارزشيابان در اين فرم از ارزشيابي اطلاعاتي را به دست مي آورند كه در جهت بهبود برنامه باشد. بنابراين يك جريان تكويني قوي دارد. مخاطبان اين نوع ارزشيابي عمدتاً افراد مسئول در سطوح مياني (مديران و مجريان) مي‌باشند.
در ارزشيابي نظارتي، مديران به دنبال شاخصي براي موفقيت برنامه يا اجزاي برنامه هستند. آنان مي‌خواهند ببينند آيا برنامه به جمعيت هدف مي رسد؟، آيا اجراي برنامه شاخص‌هاي آن را برآورده مي‌سازد؟ آيا اجرا در مقايسه با يك ماه يا يك سال پيش اكنون به خوبي پيش مي‌رود؟ آيا هزينه ها تغيير كرده است؟ و از اين قبيل.
در ارزشيابي تأثير يا اثر كه معادل ارزشيابي نهايي و اثر مطرح شده از سوي راب و همكاران است، تأثير برنامه مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد. اگر هدف ارزشيابي، تصميم گيري درباره ارزش يك برنامه باشد، ارزشيابي ها در اين فرم به عنوان ارزشيابي نهايي يا پاياني نام مي‌گيرد. اين ارزشيابي به تصميم گيري درباره توقف يا ادامه و گسترش برنامه كمك مي‌كند. يك ارزشيابي پاياني خوب ممكن است به مشخصات اجراي برنامه نيز مروري داشته باشد. در اين صورت مطالعه با عنوان ارزشيابي‌هاي فرايند ستانده شناخته مي‌شود. مهمترين موضوعات كليدي در اين ارزشيابي تأثير عبارتند از:
* آيا برنامه همانطور كه طراحي شده، اجرا شده است؟
* آيا اهداف بيان شده برنامه تحقق يافته اند؟ (اثربخشي)
* آيا نيازهاي كساني كه قرار بود از طريق برنامه برآورده شود، برآورده شده است؟
* نتايج غيرمنتظره برنامه چيست؟
* آيا راهبرد اجرا به نتايج موردنظر منتهي مي‌گردد؟
* آيا برنامه هزينه، اثربخش بوده است؟
همانطور كه در موضوعات فوق آمده، يكي از مهمتري مباحث در ارزشيابي تأثير يا نهايي، بررسي تحقق اهداف و برآورده شدن نيازها مي‌باشد كه در اينجا برآورده شدن نيازها در بحث انتظارات و رضايت مخاطبان مطرح مي‌شود.
در ارزشيابي اثر، رهيافت هاي مختلفي به كار مي رود. اين رهيافت ها از لحاظ روش شناسي، ارزشياب را هدايت مي نمايند. اين رهيافت ها عبارتند از : (Owen & Rogers,1999)
الف) ارزشيابي مبتني بر اهداف: اين رهيافت ارزش برنامه را بر مبناي اينكه تا چه حد اهداف بيان شده‌ي برنامه تحقق يافته اند، مشخص مي سازد. اين نوع ارزشيابي مبناي كار ارزشيابي را معرفي مي‌كند.
ب) مطالعه فرايند – ستانده ها: اين رهيافت نه تنها نتايج را تعيين مي‌كند، بلكه اجراي برنامه را نيز بررسي مي‌كند.
ج) ارزشيابي مبتني بر نياز: اين رهيافت ارزش برنامه را بر اين مبنا قضاوت مي‌كند كه تا چه حد برنامه، نيازهاي اعضا را برآورده كرده است. اين رهيافت اصلاح ارزشيابي مبتني بر هدف را پيشنهاد مي دهد و پيش فرض آن اين است كه اهداف برنامه ضرورتاً نيازهاي اعضا را بيان نمي‌كند.
د) ارزشيابي هدف آزاد: اين رهيافت نه تنها به تعيين اهداف بيان شده مي پردازد، بلكه نتايج غيرمنتظره برنامه را نيز مشخص مي سازد.
ه) بررسي عملكرد: بررسي عملكرد، تحليل كارايي و اثربخشي برنامه مي‌باشد. بررسي هاي عملكرد بر ستانده هاي برنامه تأكيد داشته و معمولاً شاخص هاي اندازه گيري مالي و غيرمالي را شامل مي‌شود.
به نظر مي رسد در بحث عملكرد برنامه در صورتي كه اثربخشي از بعد غيرمالي مورد بحث قرار گيرد و به دستيابي به اهداف معني گردد، بايد روشن شود منظور از اهداف چيست؟ آيا اهداف سازمان ارائه دهنده برنامه، يا دستيابي به اهداف مخاطبان، يا به بياني برآورده نمودن نيازهاي مخاطبان مي‌باشد؟ آنچه به نظر بيشتر اهميت دارد، رضامندي مخاطبان مي‌باشد كه نتيجه هماهنگي اهداف سازمان و مخاطبان است. در اين زمينه پاول هرسي و بلانچارد (1375) دو واژه موفقيت و اثربخشي را از يكديگر تفكيك مي‌كنند. موفقيت با چگونگي رفتار فرد يا گروه رابطه دارد و ممكن است به دليل اعمال قدرت مقام مديريت و رهبري يك سازمان موفق عمل كند، ولي لزوماً اين موفقيت در آينده ادامه نداشته باشد. به بيان ديگر، ادامه موفقيت در گرو اثربخشي فعاليتهاست. اثربخشي، وضع دروني يا آمادگي يك فرد يا گروه را توصيف مي‌كند و ماهيتي گرايشي دارد. بين عملكرد و انتظارات، رابطه معني داري وجود دارد.

2-8- ارزشيابي آموزشي
ارزشيابي آموزشي توجيه وجودي بخش آموزش و فراهم آوردن شواهدي براي هزينه وفايده سازمان است كه هدف آن قضاوت درباره كيفيت و ارزش برنامه و شناسايي فوايد آموزش است(Foxon,1991،Coopers & Lybrand ).
ارزشيابي چنانكه درارتباط با آموزش باشد به معناي فرايند قضاوت درباره جنبه هايي از رفتار يادگيرنده است و شامل مجموعه اي از مهارت هاست كه به كمك آنها مشخص مي شود يادگيرنده به اهداف تعيين شده دست يافته است يا خير. ارزشيابي جز جدايي ناپذير يك نظام آموزشي است (احمدي و حکيمي،).
ارزشيابي آموزشي فرآيند تفسير نتايج از طريق سنجش اطلاعات براي قضاوت در مورد اهداف كلي آموزش يا ميزان موفقيت شركت كنندگان در دوره آموزشي است. به طور كلي، ارزشيابي آموزشي رويكرد منظم براي جمع‌آوري داده است كه به مديران براي رسيدن به تصميمات مفيد و با ارزش در مورد برنامه آموزش كمك مي‌كند. در اجراي يك برنامه آموزشي ارزشيابي از نتايج آن برنامه ها بسيار مهم است به اعتقاد “ترسي و تئو” (1995) برنامه آموزشي زماني موفق خواهد بود كه اطلاعات حاصل از ارزشيابي در مورد برنامه نشان دهند كه:
* نيازهاي زماني، تيم يا افراد ذي نفع رفع شده باشد؛
* به بهترين ارزش ها رسيده باشد؛
* باعث بهبود مهارت و كسب نتايج مثبت در محل كار شود.
و اشاره مي كنند كه ارزشيابي يك روش ثابت و يك فرآيند آسان براي انجام دادن نيست بلكه روش هاي پيچيده براي انجام آن وجود دارد.
ارزشيابي و ابراز آن به ما در تعيين اثربخش بودن برنامه هاي آموزشي كمك فراوان مي كند، ارزشيابي از برنامه‌هاي آموزشي با توجه به يادگيري، انتقال و تأثيرات سازماني شامل يك تعداد از فاكتورهاي پيچيده است. اين فاكتورها پيچيده با واكنش هاي پويا ابعاد گوناگون بوده كه مشخصه هايي از اهداف آموزش، كارآموزان راه حل آموزشي و فناوري آموزشي را در بر مي گيرد.
ارزشيابي آموزشي مي تواند ابزار مهمي دربهبود كيفيت برنامه هاي آموزشي باشد اگر به صورت منسجم بعد از اجراي برنامه آموزشي انجام پذيرد.دست اندركاران برنامه آموزشي احتمال دارد بيشترين استفاده را از ارزشيابي زماني كنند كه نقش يك تصميم گيرنده را بازي مي كنند، كرك پاتريك سه دليل اساسي براي ارزشيابي آموزشي بيان مي كند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ارباب رجوع، توسعه روستا Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی آموزش ضمن خدمت، داده ها و اطلاعات، سلسله مراتب