پایان نامه با واژه های کلیدی بازده سهام، ارزش بازار، اخبار خوب، عدم تقارن

دانلود پایان نامه ارشد

درترازنامهاش چیزی به حساب دارایی منظور نشده تا در آینده، درپاسخ به اخبار بد کاهش دهد. به بیان ساده، اگر محافظهكاری پیش رویدادی منجربه عدم شناسایی یک دارایی در دورههای گذشته شده باشد، اخبار بد ناشی ازکاهش ارزش این دارایی نمی تواند در سود دوره جاری شناسایی شود در مقابل، فرض کنید شرکتی دارای محافظهكاری پیش رویدادی نیست و مخارجی را در یک دوره به عنوان دارایی ثبت نماید، پس اگر در یکی از دورههای آتی، اخبار بدی درباره منافع این دارایی ایجاد شود، انتظار بر این است که در آن دوره، بر مبنای حسابداری کاهش ارزش دارایی، محافظهكاری پس رویدادی مشاهده شود (پای وهمکاران، 2005 ). هیات استانداردهای حسابداری مالی محافظهكاری را گونهای از جانبداری میداند كه با دیگر خصوصیات مطلوب گزارشگری مالی از جمله ارائه منصفانه49، بیطرفی50 و قابلیت مقایسه51 در تضاد است. آشكارترین جانبداری قابل مشاهده در صورتهای مالی، كم نمایی خالص داراییها نسبت به ارزش بازار آنها است. در بسیاری از موارد، قاعده اقل بهای تمام شده یا ارزش بازار به عنوان مثالی ازمحافظهكاری نقل شده است. مفهوم این قاعده، تلاش برای محدود كردن هزینههای اضافی(علاوه بر زیان کاهش ارزش، ناشی از عدم شناسایی این زیان) است. معمولاً چنین تفسیر میشود كه این قاعده كاهش داراییها به ارزش اقل بهای تمام شده یا بازار را الزامی میكند و مبلغ كاهش، به همین اندازه محدود
میشود. ازاین رو، به کارگیری این قاعده تلاشی است برای محدود کردن جانبداری که با محافظهكاری همراه است(پرایس،2005،).
2-2-2-6- معيارهاي ارزيابي محافظهكاري
پژوهشگران ازسه نوع معيار، به منظور ارزيابي محافظهكاري استفاده مي كنند :
1. معيارهاي خالص داراييها52
2. معيارهاي سود و اقلام تعهدي53
3. معيارهاي رابطه سود و بازده سهام54
تمام اين معيارها با تكيه بر اثرعدم تقارن محافظهكاري در شناسايي سودها و زيانها ميباشند(واتز، 2003).
2-2-2-6-1 معیارهای خالص داراييها
اگرچه ارزشهاي بازار داراييها و بدهيها كه خالص داراييها را تشكيل ميدهند، در هر دوره تغيير ميكنند، اما همه اين تغييرات درحسابها وگزارشهاي مالي منعكس نميشود .براساس محافظهكاري، افزايش در ارزش داراييهايي(سودهايي) كه به اندازه كافي تاييد پذير نباشند، ثبت نمي شود، درحالي كه كاهش درارزش دارايي ها(سودها) با همان درجه از تاييدپذيري، ثبت ميگردد. در نتيجه خالص داراييها كمتر از ارزش بازارشان ارائه ميشوند. پژوهشگران براي برآورد اين ارائه كمتر از واقع، از مدلهاي ارزيابي سهام واحدهاي تجاري و يا نسبت ارزش دفتري خالص داراييها به ارزش سهام(نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار)55استفاده ميكنند. مدل هاي ارزيابي فلتهام و اولسن (1995) معمولاً براي برآورد ارزيابي كمتر از واقع خالص داراييها به كار برده مي شود. اين مدلها شامل پارامترهايي است كه درجهاي از ارائه كمتر از واقع داراييهاي عملياتي را بر پايه اين فرض كه استهلاك حسابداري56 بيشتر از استهلاك اقتصادي57 است، منعكس ميكند (واتز، 2003). فلتهام و اولسون(1995)محافظهكاري را به صورت زيرتعريف ميكنند.
(2-1) E_t [P_t-〖BV〗_t ]0
Et: اميد رياضي يا ميانگين
Pt: ارزش بازار سهام درتاريخt
BVt: ارزش دفتري سهام درتاريخ t
بر اساس اين مدل، محافظهكاري بيانگر وجود تداوم در تفاوت بين ارزش بازار سهام و ارزش دفتري آن است. تفاوت بين ارزش دفتري و ارزش بازار سهام را معمولاً سرقفلي مينامند. سه منبع مهم براي سرقفلي وجود دارد كه عبارتنداز، نخست، ارائه كمتر از واقع ارزشخالص داراييهاي موجود، دوم، وجود پروژههاي داراي خالص ارزش فعلي مثبت و سوم، وجود اختيارات واقعي يا فعالیتهاي سودآور آتي كه شركت ممكن است از آنها برخوردار شود(پرایس، 2005).
بيور و رايان (2000)، با استفاده از نسبتهاي ارزش دفتري به ارزش بازار و بر اساس اين نظريه كه، حسابداري محافظهكارانه مورد استفاده شركت ها، خالص داراييهاي كمتر و نسبتهاي ارزش دفتري به ارزش بازار پايين تري را گزارش ميكند، به اندازهگيري محافظهكاري پرداختند. آنها دو منبع را براي نوسان نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار مشخص كردند واين دو منبع را تحت عنوان “جانبداري و تأخير زماني در ارزش دفتري58” معرفي كردند. جزء جانبداري59 را به عنوان جزء پايدار60 و مرتبط با معيارهاي محافظهكاري نشان دادند و از جزء تأخير زماني61به عنوان جزء ناپايدار62 كه با معيارهاي محافظهكاري مرتبط نيست، ياد كردند(بیور و رایان، 2004).
2-2-2-6-2- معيارهاي سود و اقلام تعهدي
محافظهكاري بيانگر اين است كه سودها پايدارتر از زيانها هستند، زيرا صورتهاي مالي افزايشهاي تاييد ناپذير در ارزش داراييها (سودها) را در زمان وقوع شناسايي نميكنند، بلكه طي دورههاي آتي وبه هنگام ورود جريانهاي نقدي ناشي ازاين افزايشها شناسايي ميكنند. براي مثال، اگرارزش یک دارايي افزايش يابد از آنجايي كه انتظار ميرود جريانهاي نقدي آتي افزايش يابد، بنابراين سود را طي سالهاي آتي و به ازاي ورود جريانهاي نقدي مربوطه شناسايي ميكنند . اين بدين معني است كه سودها گرايش به پايداري وتداوم دارند. درمقابل زيانهايي كه درجه تأييدپذيري آنها باسودهاي غيرقابل تاييد يكسان است، درست در زماني كه به وقوع ميپيوندند، بدون توجه به اينكه كاهش درجريانهاي نقدي آنها طي دورههاي آتي تحمل شوند، شناسايي مي گردند. از آنجايي كه به طور متوسط، اين زيانها در دورههاي آتي قابل برگشت نيستند، پايداري63 و تداوم اين كاهش سودها احتمالاً كمتر از افزايش سودها است، از اين رو اين كاهش سودها ناپايدار هستند. اين پايداري يا ناپايداريها و تغييرات سود، معياري را براي محافظهكاري فراهم ميآورند و اين رفتار نامتقارن محافظهكاري درقبال سودها و زيانها عدم تقارني را در اقلام تعهدي بوجود ميآورند. گيولي و هاين(2000)64 معتقند كه محافظهكاري باعث كاهش سودانباشته گزارش شده در طول زمان ميشود. آنها بيان ميكنند كه اندازه اقلام تعهدي انباشته شده در طول زمان، يكي از معيارهاي محافظهكاري است. شركتهايي كه در مرحله ثبات قرار دارند و هيچگونه رشدي ندارند و همچنين از نظر استفاده از روشهاي گوناگون حسابداري نيز بيتفاوت هستند، سودهايشان به جريانهاي نقدي نزديك ميشود و اقلام تعهدي ادواري آنها نيز به سمت صفرميل مي كند. ثبات اقلام تعهدي منفي(ازقبيل منظور نمودن انواع ذخاير) درميان شركتها و در طول يك دوره بلندمدت، نشانهاي از وجود محافظهكاري است، نرخ انباشتگي اقلام تعهدي منفي شاخصي از تغيير درميزان محافظهكاري درطول زمان است(گیولی و هاین، 2000).
2-2-2-6-3- معيارهاي رابطه سود و بازده سهام
قيمتهاي بازار سهام تغييرات ارزش دارايي را در زماني كه آن تغييرات رخ دادهاند، نشان میدهند، صرف نظر از اینکه تغييرات فوق شامل زيانها يا سودهايي در ارزش دارايي باشند. لذا بازده سهام همواره به هنگام هستند. با توجه به پيشبيني محافظهكاري، مبناي شناسايي زيانهاي حسابداري بسيار به هنگامتر ازسودها است، بدين ترتيب انتظار بر اين است كه زيانهاي حسابداري بيشتر از سودهاي حسابداري با بازدههاي سهام تقارن زماني65داشته باشند(واتز، 2003). باسو(1997) با استفاده از اين مباني معياري را تحت عنوان “عدم تقارن زماني66” براي محافظهكاري معرفي مي كند.
عدم تقارن زماني سود، براساس رابطه سود-بازده سهام به عنوان يكي از معيارهاي محافظهكاري شناخته شده است. باسو (1997) محافظهكاري را در نتيجه انعكاس سريع تر اخبار بد به اخبارخوب67در سود تفسير میکند. اين تفسير، بيانگر تفاوت سيستماتيك بين اخبار خوب و بد از دو جنبه پايداري و به هنگامي در سود است. باسو براي اندازهگيري اخبار، از بازدههاي سهام استفاده كرد و با استفاده از رگرسيون سود و بازده سهام، دريافت كه پاسخ سود نسبت به اخبار بد68 (بازده منفي سهام) بههنگام تر از پاسخ سود نسبت به اخبار خوب (بازده مثبت سهام) است. او همچنين در بررسيهاي خود نشان داد كه پايداري تغييرات منفي سود، كمتر از تغييرات مثبت آن است. بدين صورت او معياري را براي اندازهگيري محافظهكاري معرفي كرد، كه ديدگاه سود و زياني داشته و آن را عدم تقارن زماني سود69 ناميد. باسو براي توجيه اين معيار سود و زياني خود به بولتن تحقيقات حسابداري شماره(2)70، انجمن حسابداران رسمي آمريكا(1939)71 استناد كرد، در اين بولتن اشاره شده بود كه محافظهكاري در صورت سود و زيان از اهميت بيشتري نسبت به محافظهكاري در ترازنامه برخوردار است.
تسريع در شناسايي زيانها در مقايسه با به تعويق انداختن شناسايي سود، مطابق با اصطلاح محافظهكاري است. باسو (1997) پيشبيني كرده بود كه رابطه سود–بازده جاري، نسبتاً قويتر از رابطه جريان نقدي–بازده جاري، به ازاي اخبار بد در مقايسه با اخبار خوب است. بنابراين جريانهاي نقدي جاري، هم به ازاي اخبار بد و هم اخبار خوب، رابطه ضعيفتري با بازدههاي جاري دارند و اين درحالي است كه به احتمال بيشتر، اقلام تعهدي در شناسايي اخباربد جاري و انعكاس آنها در سود جاري نقش دارند.
2-2-2-7- روشها و مدلهاي استفاده شده براي اندازهگيري محافظهکاري
بهتازگي پژوهشهايي در خصوص کمّي کردن ويژگيهاي کيفي و سنجش تأثير آنها بر تصميمهاي استفاده کنندگان صورتهاي مالي انجام شدهاست. محافظهکاري نيز از اين قاعده مستثني نيست. پس از واتز (1993)، باسو (1997) پيشگام انجام تحقيقات در مورد محافظهکاري در دهه اخير بوده و اولين پژوهش مطرح در اين مورد را به انجام رسانده که حاصل آن، ارائه مدلي براي بررسي ميزان محافظهکاري اعمال شده در تهيه صورت هاي مالي بوده است. مدلي که او به کار برد، داراي دو متغير اصلي است. اين متغيرها عبارتند از سود حسابداري و بازده سهام. در پژوهشهای حسابداري با رويکرد بازار سرمايه، استفاده فراواني از اين متغيرها ميشود و اغلب، بازده متغير وابسته و سود حسابداري، متغير مستقل است. با اين حال، باسو (1997) رويه خاص خود را بهکار برده و سود حسابداري را متغير وابسته قلمداد کرده است. ديگان(2006)72 اشاره ميکند که در برخي پژوهشها با رويکرد بازار سرمايه، اين رويه معمول است.
سود، برآوردي است که حسابداري از تغيير ثروت سهامداران طي سال مالي به عمل ميآورد. در حالي که بازده، برآوردي است که بازار از ميزان تغيير ثروت سهامداران طي سالي مالي به دست ميدهد. از اين منظر، هرچند سود و بازده، هر دو معياري براي سنجش يک موضوع مشابه، يعني ميزان تغيير در ثروت سهامداران هستند، اما تفاوتهايي نيز بين آنها وجود دارد. يک تفاوت مهم، نحوه برخورد آنها با آثار رويدادهايي است که دامنه تأثير آنها دورههاي آينده را نيز در بر ميگيرد (گريگوريو و اسکرات، 2007)73. همانطور که در فرضيه بازار کارا مطرح ميشود، قيمت و بازده سهام منعکس کننده تمام اخبار و اطلاعات موجود است. به بيان ديگر، بازده سهام منعکسکننده هم اخبار خوب و هم اخبار ناخوشايند ميباشد. تمام اخبار و اطلاعات موجود بدون اين که تفاوتي بين آنها وجود داشته باشد، در بازده سهام منعکس ميشوند. اين در حالي است که در محاسبه و گزارش سود حسابداري، درجات بالاتري از قابليت اتکا براي شناسايي سودها و اخبار خوشايند، در برابر زيانها و اخبار ناخوشايند لازم است(باسو، 1997). تفاوتي که بين سود و بازده از لحاظ انعکاس آثار رويدادهاي مختلف به شرح پيشگفته وجود دارد، زمينه مناسبي را براي سنجش محافظهکاري فراهم ميآورد. زيانها و اخبار ناخوشايند، هم در سود و هم در بازده دوره جاري منعکس ميشوند، در حاليکه برخي افزايشها در ارزش داراييها و برخي درآمدها بدون انعکاس در سود حسابداري، فقط در بازده منعکس ميشوند. سود حسابداري، شناسايي اين درآمدها يا افزايشها را به دورههاي آينده موکول ميکند، در حالي که بازده سهام آثار آنها را در دوره جاري لحاظ ميدارد. براي مثال، اگر يک واحد تجاري پروژهاي را با ارزش فعلي خالص مثبت آغاز نمايد، قيمت و بازده سهام واحد تجاري به سبب اجراي اين پروژه افزايش خواهد يافت، زيرا بازار مطلع شده که ارزش واحد تجاري افزايش يافته است. اما سود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ارزش دفتری، ارزش بازار، اخبار خوب، بهای تمام شده Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ارزش بازار، بازده سهام