پایان نامه با واژه های کلیدی ایدئولوژی، سلامت خانواده، مطالعات فرهنگی، فرهنگ جوانان

دانلود پایان نامه ارشد

بگذارند. فرهنگ مدرن كمتر از سوي موقعيت مكاني تعيين مي‌شود؛ زيرا مكان به‌طور فزاينده‌اي نفوذپذير شده است (كريمي بلان، 1387: 149).
مشهورترين نمونه‌هاي اين نفوذپذيري محلي به ‌واسطه تعامل ما با رسانه‌هاي جهاني و فناوري‌هاي ارتباطي در تغيير فرهنگ غذايي محلي به فرهنگ غذايي بين‌المللي، تصورات ما از ايمني و سلامت خانواده، مخاطرات زيست محيطي يا پايداري بازار بورس مي‌باشند كه امكان دارد تغييراتي را در الگوهاي معمول حيات فرهنگي ما به‌وجود بياورند. پس با اين معنا روبروييم كه همين انتخابي كه تكنولوژي‌هاي رسانه‌اي جديد امكان آنرا فراهم مي‌كنند، به منطقه‌زدايي كمك مي‌كنند. «بهتر مطلع‌شدن» بدين معني است كه درباره رويدادها، از چشم‌اندازها فراتر از چشم‌اندازهاي «فرهنگ وطني» در دسترس ما باشد و بتوانيم از ديدگاه (ملي و محلي) فاصله بگيريم. اين امر هر نويدي براي توسعه گرايش‌هاي فرهنگي جهان‌وطنانه داشته باشد، در عين حال بيانگر از بين رفتن قطعيت فرهنگي، حتي از بين‌ رفتن «تسلي» وجود نهفته در نگريستن به دنيايي «آنجا در بيرون» از نقطه‌ی ساكن يك چشم‌انداز ملي/ محلي به چالش كشيده نشده است. بدين‌سان منطقه‌زدايي به معناي گشودن درهاي جهان و گستردن افق‌هاي فرهنگي از طريق رسانه‌هاي جهاني‌شده مي‌تواند وضعيتي مبهم (دوگونه) باشد. اين نوع ابهام (دوگونگي) همچنين در نحوه‌ی تلقي تكنولوژي‌هاي پيام‌رساني به‌عنوان (پديده‌هايي) كه همزمان هم «خروج از» حريم زندگي خصوصي ما و هم «ورود به» آن‌را ممكن مي‌كنند، ديده مي‌شود. نتيجه قهري «در تماس‌بودن» با جهان مي‌تواند اين معنا باشد كه توجه ما به دنياي خارج پيوسته لازمتر مي‌شود. و ما به‌عنوان عاملان پيام‌رساني مدام بايد «كشيك» بدهيم. البته اين دركي است كه اكنون در مورد تلفن سريعاً رواج يافته است؛ هم رحمت است و هم لعنت، هم به‌وسيله همه‌جا در دسترس (غيرقابل چشم‌پوشي) آسايش اجتماعي و هم حضور بيگانه‌اي كه هميشه آماده است كه ما را احضار كند، و حق تقدم بي‌چون و چراي خود را بر فعاليت‌هاي انتخاب شده‌ی ما فوراً تحميل مي‌كند. اما اكنون انواع و اقسام دورنگارها (فكس‌ها) و پيام‌هاي الكترونيكي كه بايد به آن‌ها جواب داد، پيام‌هاي تلفني كه بايد به آن‌ها پاسخ داد، تلفن همراه يا پيجر كه حتي در حركت نيز همراه ماست، برنامه‌هاي تلويزيون نيز كه روي نوار ويدئو ضبط مي‌شوند تا بعد سر فرصت تماشا شوند، وجود دارند. در تمام اينها، تكنولوژي‌هاي ارتباطي و رسانه‌اي نه‌فقط از نظر پيام‌ها و بازنمايي‌هايي كه توسط آن‌ها حمل مي‌شوند، بلكه به لحاظ ظرفيت آن‌ها براي ساختار‌ دادن به تجربه ما و استفاده ما از زمان و مكان، اهميت فرهنگي دارند (تاملينسون، 1381: 162ـ163).
به اعتقاد تاملينسون، تا قرن هجدهم هويت ملي به شكلي نمايشي موفق‌ترين شيوه‌ی مدرن هماهنگ‌سازي متعلقات بوده است. واضح است كه مفاهيم ملت و هويت ملي در معرض خطر فروپاشي قريب‌الوقوع قرار ندارند، اما پويايي و پيچيدگي جهاني‌شدن از طريق رسانه‌هاي نوين به حدي است كه پايداري اين شكل از تعيين هويت را نمي‌توان به مدت طولاني تضمين كرد. همان نيروي دروني كه هويت ملي را به‌عنوان قدرتمندترين نيروي الزام‌آور مدرنيته مطرح كرد، اكنون مي‌تواند برخي از رشته‌هايي را كه ما را به شكلي مطمئن به «خانه» ملي‌مان پيوند دهد، از هم بگسلد. حقيقتي كه در ادعاي هويت ملّي از سوي جهاني‌شدن تهديد مي‌شود، وجود دارد، آن است كه ازدياد موقعيت‌هاي هويتي مي‌تواند چالش‌هايي را پيش روي برتري هويت ملي قرار دهد (كريمي بلان، 1387: 150). وي همچنين بواسطه گسترش تكنولوژي‌هاي ارتباطي جديد، از امكان تحقق يك فرهنگ جهان وطني هم ياد مي‌كند.

2ـ10ـ2ـ3ـ تئوري جهاني‌شدن رابرتسون
جهاني‌شدن بحث رايج دهه 1990 و اوايل دهه 2000 بوده است. جهاني‌شدن بر اين نكته تأكيد دارد كه فعاليت‌هاي اقتصادي و ارزش‌هاي سياسي و فرهنگي ديگر محدود به جغرافياي خاصي نيستند و رسانه‌ها در اين گسترش نقش مهمي دارند و در واقع سپاهيان پياده يك انقلاب فرهنگي جهاني هستند. اينترنت و ديگر رسانه‌هاي جديد گام بسيار بزرگ در ايجاد ارتباط ميان مردم و نزديك كردن هر چه بيشتر آن‌ها ايفا كرده‌اند. اين رسانه‌ها امروزه، برخلاف دهه‌هاي 1960 و 1970، تحولات كيفي در سرشت ارتباطات جهاني پديد آورده‌اند. در حالي كه هواداران نظريه امپرياليسم فرهنگي سيلان اطلاعات را در مسيري يك‌سويه مي‌ديدند، هواداران نظريه جهاني‌شدن به ظرفيت و استعداد مخاطبان در برقراري نوعي ارتباط دوسويه با استفاده از تكنولوژي جديد اينترنت و ايميل اعتقاد دارند. هواداران نظريه جهاني‌شدن بر اين عقيده‌اند كه اعمال قدرت «از بالا به پايين» جذابيت و كارايي خود را از دست داده و امروزه يك نظام ارتباطي تازه در جهاني انعطاف‌پذيرتر و غيرمتمركزتر در حال ظهور است (ويليامز، 1386: 242ـ243).
رونالد رابرتسون يكي از هواداران اين نظريه از نظريه‌پردازاني است كه نظريه‌اش درباره جهاني‌شدن، نمايشگر يك مفهوم‌بندي در عام‌ترين سطح تحليل است. رابرتسون جهاني‌‌شدن را در بطن نظريه‌اي تبيين مي‌كند كه فرمول‌بندي «عام‌شدن خاص و خاص‌شدن عام» مشخص‌كننده‌ی آن است. او با عزيمت از اين نظريه مسأله هويت‌جويي (و متفرعات آن) را ضمن رجوع به آنچه «پارادايم نوستالژيك» خوانده شده است، مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌دهد. اين دوره، دوره‌ی اوج‌گيري‌هايي است كه به كنايه گرايش كشف هويت و اختراع هويت خوانده شده است. جامعه‌شناسان به اين گرايش‌ها با اصطلاح نوستالژي خود خواسته اشاره كرده‌اند. اين نوستالژي ناشي از انگيزه سياسي نخبگان و بازتاب آميزه‌اي از نياز خيالي به همگرايي ملي و ترس از نسبي‌شدن هويت در اثر جهاني‌شدن و تجربه در هم‌ تنيدگي جهاني تلقي شده است (پولادي، 1387: 111).
وي در نظريه جهاني‌شدن از واژه‌ی جهاني‌بودگي براي اشاره به شرايط آگاهي گسترده و افزاينده نسبت به جهان به‌عنوان يك كل از جمله جنبه‌هاي مربوط به نوع بشر در اين كل، بهره مي‌گيرد و يكي از شروط جهاني‌شدن را آگاهي نسبت به جهان مي‌داند (رابرتسون، 1385: 167). او مي‌گويد: در چشم‌اندازي كه من از جهاني‌شدن دارم، معناي مقدم آن اينست كه جهاني‌شدن فرايندي كم و بيش مستقل است. نيروي مركزي پويايي آن نيز فرآيند دووجهي خاص گردانيدن عام و عام‌ گردانيدن خاصّ است. خاص گردانيدن عام وقتي به‌عنوان انضمامي كردن جهاني مسأله عام‌بودگي تعريف شود، فضا را براي جستجوي بنيادهاي جهاني باز مي‌گشايد. به سخن ديگر مرحله جاري جهاني‌شدن با سرعتي كه دارد، ازدياد جنبش‌ها (و افراد) جوياي مفهوم جهان به مشابه يك كل را تسهيل مي‌كند. عام گردانيدن خاص مربوط مي‌شود به عام‌بودگي جهاني جستجوي خاص به منظور يافتن شيوه‌هاي هر چه ناب‌تر ارائه هويت (همان: 365).
به اعتقاد رابرتسون در فرايند جهاني‌شدن، جوامع ملي در آستانه اضمحلال قرار ندارند و بر خلاف اين تصور مي‌توان گفت كه جامعه ملّي به‌صورت جامعه چند فرهنگي و در شرايط غليان سال 1989 در نقاط مختلف جهان در حال احياء است. تصويري كه رابرتسون از جهان پيشنهاد داده است، آنرا چون صحنه‌ی نمايش بزرگي نمايان مي‌سازد كه در آن همه‌ی جوامع به‌ صورت‌هاي گوناگون سرگرم ساختن هويت خود، هويت ديگر جوامع و هويت كل جهان هستند. با اين‌كه انگاره‌هاي ملي، منطقه‌اي، هويتي و ساير انگاره‌هاي فرهنگي بي‌ترديد از بسياري جهات در پاسخ به فرايند پيشرفت سرمايه‌داري، جهاني‌شدن آن و تجدد غربي شكل گرفته است، با اين حال دل‌مشغولي معاصر نسبت به جهان به‌عنوان يك كل و نسبت به جهاني‌شدن به درجات مختلف سبب احياء مجدد فلسفه و الهيات تمدن‌هاي باستاني درباره ساختار و مفهوم كلي جهان شده است. الگوي دولت‌سازي و ملت‌سازي در ميان كشورهاي نوظهور و در حال توسعه در سراسر جهان نمونه بارزي از حركت بازانديشانه است (همان: 367). با توجه به نظريه جهاني‌شدن رونالد رابرتسون مي‌توان استدلال كرد که رسانه‌ها به‌عنوان کارگزاران جهانی‌شدن، حکم شمشیر دولبه را دارند از یک طرف استفاده كاربران از اينترنت و حضور در شبکه‌های اینترنتی ممكن است موجب چندپارگی فرهنگی، از بین رفتن ارزش‌ها و هويت فرهنگي آن‌ها شود و از طرف دیگر شبکه‌های اجتماعی اينترنتی فرصتي است كه كاربران مي‌توانند ارزش‌هاي محلي خود را به جهان عرضه كنند و در تثبيت هويت ملّي و ارزش‌های آن مؤثر واقع شوند.

2ـ10ـ2ـ4ـ جامعه اطلاعاتي ويليام مارتين51
ويليام مارتين در رديف نخستين افرادي قرار دارد كه موضوع جامعه اطلاعاتي را مطرح كرده است. به اعتقاد او جامعه اطلاعاتي جامعه‌اي است كه در آن كيفيت زندگي، همانند چشم‌اندازهاي تحول اجتماعي و توسعه اقتصادي، به ميزان رو به تزايدي به اطلاعات و بهره‌برداري از آن وابسته است. در چنين جامعه‌اي استانداردهاي زندگي، الگوهاي كار و فراغت، نظام آموزشي و بازار كار به ميزان كاملاً محسوسي تحت‌الشعاع پيشرفت‌هايي قرار گرفته‌اند كه در قلمرو اطلاعات و دانش‌ها روي داده است. شاهد اين مدعا فراورده‌هاي گسترده محصولات و خدمات اطلاعاتي است كه از طريق طيف گسترده‌اي از رسانه‌ها انتقال داده مي‌شود و قسمت اعظم آن‌ها داراي ماهيت الكترونيك هستند (محسني، 1380: 21).
به نظر وي تحولاتي كه در پرتو تكنولوژي اطلاعات به وقوع پيوسته است، تحولات عميقي را نيز در ارزش‌هاي فرهنگي و آداب و رسوم ملت‌ها و اقوام به‌وجود آورده است و بازيابي و تشخيص هويت آن‌ها را در عين حال با دشواري‌هاي تازه‌اي مواجه مي‌سازد. در پرتو اين وضعيت تازه، هشياري اطلاعاتي جهانيان همواره رو به افزايش بوده است. هر چند كه جامعه‌هاي مختلف به پيشرفت‌هاي تكنولوژي اطلاعات به‌گونه‌‌هاي متفاوتي پاسخ مي‌دهند و عملاً شاهد ظهور فرهنگ‌هاي الكترونيكي متفاوتي در نقاط مختلف جهان بوده‌اند (نفوذهاي مختلف محلي و ملي) اما در كنار اين پاسخ‌هاي متفاوت، شاهد تشابه نگاه در حوزه‌هاي معيني هم هستيم و افكار عمومي جهاني واقعيتي محسوس است. آنچه كه در سطح جهان فرهنگ جوانان ناميده شده است، حداقل در سطح كشورهاي صنعتي غرب دربرگيرنده انواع خاصي از غذا، موسيقي، مد، حقوق و تكاليف اجتماعي، و به‌طور كلي يك شيوه‌ی زندگي خاص است و حضوري محسوس داشته است (همان: 41ـ42).

2ـ10ـ2ـ5ـ الگوی رمزگذاری و رمزگشایی52 پیام‌های رسانه‌ای استوارت هال
استیوارت هال53 رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی بیرمنگام، به تئوری‌های سنتی تأثیر رسانه‌ها از جمله تأثیرات مستقیم رسانه‌ها بر مخاطب و کثرت‌گرایی انتقاد داشت و معتقد است که تحقیقات باید ناظر بر تأثیرات ایدئولوژیک رسانه‌ها باشد و نشان دهد که چگونه برای تشویق و تحکیم مجموعه خاصی از ارزش‌های مسلط، از رسانه‌ها استفاده می‌شود و در این امر تا چه حد موفق هستند. الگوهایی که هال پیشنهاد می‌کند، رویکردهای تأثیرات فرهنگی را می‌پذیرد، بر فرایند ارتباطات توده‌ای در شکل کلی آن تمرکز می‌کند و این پیشنهاد را به پیش می‌کشد که برای درک فرهنگ امروزی، رسانه‌ها باید به بنیاد استدلالی پیام و درک تفسیری مخاطب تمرکز کرد. محتوای رسانه‌ها به نحو ایدئولوژیک رمزگذاری شده است. معنای آنچه در رسانه‌ها عرضه می‌شود، تحت تأثیر ماهیت فرایند تولید قرار دارد که خود چهارچوب محدودیت‌های سازمانی و رمزهای حرفه‌ای کار می‌کند تا محتوای ارجحی را در پیام‌های رسانه‌ای خلق کند تا مخاطب پیام را درک و دریافت کند (ویلیامز، 1386: 125ـ214).
هال در بحث از چگونگی تدوین و مصرف برنامه‌های رسانه‌ها از دو واژه‌ی رمزگذاری و رمزگشایی استفاده می‌کند. به نظر هال، کارگزاران رسانه‌های ارتباط جمعی، اساساً در صددند پیام‌های خاصی را انتقال دهند. این فرایند یک فرایند رمزگذاری است. بدین معنی که کارگزاران رسانه‌ها خواهان آن هستند که مخاطبان معنای اصلی پیام یا پیام‌های رسانه‌ای را دریافت کنند. با این حال، همچنان‌که هال می‌گوید: رمزگشایی، قرائت یا تفسیر پیام یا پیام‌ها فرایندی است. پیچیده‌تر از آن چیزی است که کارگزاران رسانه‌های ارتباطی تصور می‌کنند پیچیدگی این فرایند از یک طرف به پیچیدگی، تعدد یا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی سلسله مراتب، ناسازگاری، یادگیری اجتماعی، کودکان و نوجوانان Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی فرهنگ جوانان، ایدئولوژی، دوران کودکی، رسانه‌های جمعی