پایان نامه با واژه های کلیدی ایدئولوژی، حزب عدالت و توسعه، امپراتوری عثمانی، مدرنیزاسیون

دانلود پایان نامه ارشد

تمدن و علم توصیف نمود. چنانکه هاکان یاووز می‌گوید: “کمالیسم، به شیوه‌ی دیگر جنبش‌های انقلابی رادیکال، خود را در خصومت وسواس گونه با رژیم پیش از خود تعریف می‌کرد که عبارت بود از جامعه و دولت مسلمان عثمانی. سکولاریسم کمالیستی ادعا داشت که در مقابل آنچه آن را “واپس‌گرایی” و “بربریسم شرقی_اسلامی” می‌خواند، نماینده‌ی “ترقی” و “تمدن” است” (یاووز، 2003: 46).
ج) مدرنیزاسیون:
____________________
1_مخالفت با اسلام و ترویج سکولاریسم فقط در سطح سیاست و مدیریت کلان جامعه دنبال نمی‌شد بلکه به حوزه‌های آموزش و پرورش، حقوقی، قضایی و مهندسی فرهنگ عمومی جامعه نیز راه یافت. همان روزی که مجلس بزرگ ملی ترکیه، خلافت را لغو کرد (سوم مارس ۱۹۲۴)، قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن کلیه نهادهای تعلیم و تربیت تحت کنترل مستقیم دولت درآمدند. در آوریل ۱۹۲۴ دادگاه‌های مذهبی ملغی شدند. در سال ۱۹۲۵ «قانون کلاه» تصویب شد. در آوریل ۱۹۲۸ اسلام از رسمیت انداخته شد و ماده ای از قانون اساسی که اسلام را به عنوان دین رسمی و دولتی ترکیه معرفی می‌کرد ملغی شد. (سعید، ۱۳۷۹: ۷۵-۷۷). کشف حجاب زنان، تغییر تقویم اسلامی، و برقراری قانون مدنی سوئیس به جای قانون شریعت، و تغییر الفبای عربی به لاتین از دیگر موارد این تغییرات به سوی سکولاریسم و لائیسیسم بود.
هدف فوری اصلاحات کمالیستی و ایدئولوژی کمالیسم عبارت بود از تحقق یک دولت و جامعه‌ی ترکی مدرن. هدف نهایی آن‌ها عبارت بود از رساندن جامعه ترکیه به سطحی حتی بالاتر از تمدن کنونی. اصول ۶ گانه کمالیستی، در واقع خطوط راهنمایی برای رسیدن به این اهداف بودند. علاوه براین، این اهداف از طریق وحدت ملی مبتنی بر هویت سرزمینی ترکی محقق می‌شدند. به طور خلاصه، کمالیسم، بنیان ایدئولوژی تعهد به مدرانیزاسیون کامل را تشکیل می‌داد (کیلی1، 1980: 387). شاید بتوان به زبان نظریه گفتمان، مدرنیزاسیون (به معنای غربی شدن یا شبیه غرب شدن) را دال مرکزی گفتمان کمالیسم دانست که همه دال‌های شناوری که در اینجا ذکر کردیم، پیرامون آن سازمان و وحدت می‌یافتند. البته کوشش به منظور مدرن کردن جامعه‌ی ترکیه با تلاش‌های آخرین سلاطین عثمانی برای اصلاحات تنظیمی در جامعه‌ی عثمانی آغاز شده بود اما در حالی که در دوران عثمانی مدرنیزاسون یک تکنیک برای پر کردن شکاف با اروپا و بنابراین پیروزی در مقاومت و مخالفت با خواسته‌های قدرت‌های اروپایی بود، مدرنیزاسیون در نزد کمال و کمالیست ها یک طرح یا پروژه و بیشتر به معنای اروپایی شدن بود تا با هدف مقاومت در برابر اروپا.
د) غربی شدن:
هدف عمده‌ی آتاتورک، تغییر جامعه‌ی ترک، به ویژه از نظر فرهنگی و سیاسی در جهتی «غربی» بود. کمالیست ها نسبت به تاریخ دیدگاهی تک خطی داشتند که در آن، تاریخ الگوی ثابتی از پیشرفت را طی می کرد. در این دیدگاه، تمدن اروپایی، در پیشرفته ترین حالت و وضعیت قرارداشت
____________________
1_Suna kili
و بنابراین مدرن شدن به معنای اروپایی شدن بود. پیش شرط مدرن شدن اروپا، رویه‌ها و اعمال فرهنگی اروپایی بود و به این ترتیب، انقلاب ترکی، در درجه اول یک انقلاب در ارزش‌ها و فرهنگ بود که از بالا تحمیل می‌شد. در نگرش کمالیستی، برای آن که غربی سازی به مثابه‌ی یک شبه ایدئولوژی، پذیرش مردمی کسب کند می‌بایستی “ساختار ارزشی غیر غربی جامعه ترکیه” تغییر کند. کمالیست ها استدلال می‌کردند که علاج تمام بیماری‌های شرق، داروی غرب است. در گفتمان کمالیستی، اسلام مظهر شرق معرفی شد و مسیر تعریف شده‌ی این گفتمان چیزی نبود جز اینکه هر نوع ارتباط با این شرق را کنار بگذارد و خود را به منزله‌ی بخشی از غرب معرفی کند.
جوهر مدرنیزاسیون کمالیستی سعی دارد تا زمانی که این کشور به‏ طور کامل، متجدد و مدرن نشده ‏است، حوزههای سیاسی را کنترل و محدود‏ کند. در ذات و سرشت این ایدئولوژی، سیاسی سازی تودهها و بازنمایی هویتهای متفاوت سیاسی و اجتماعی دارای بارهای منفی هستند و تنها چیزی که از طبقات سیاسی انتظار میرود، این است که به نیازهای دولت در کنترل جامعه کمک‏کنند. درنتیجه، به‏رغم موفقیت ترکیه در مشارکت با فرایندهای جهانی، قدرت سیاسی موجود در این کشور به‏صورت حاصل جمع جبری صفر عمل میکند و به همین دلیل، ایدئولوژی موجود در این کشور نسبت ‏به فعالیتهای سیاسی اکراه ‏دارد و در باطن آن، نوعی بیاعتمادی ذاتی نسبت ‏به هویتهای اجتماعی نهفته است (امام جمعه زاده؛ دیگران، 1391: 46).
نوعثمانی گری:
نگاهی کوتاه به اقدامات ترکیه در سال های اخیر و به ویژه از سال 2002 تاکنون (پس از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه)، به روشنی تغییرات در سیاست خارجی ترکیه را نشان می دهد. آنکارا بی وقفه در مسیر رسیدن به جایگاه شایسته تر در جهان اسلام و عرصة روابط بین الملل در حرکت است و نمود آن رادر گسترش روابط این کشور با کشورهای اسلامی و خاورمیانه می توان مشاهده کرد. این سیاست آنکارا “نوعثمانی گرایی” نامیده شده است که دارای ویژگی های زیر است:
1_ عملیاتی کردن سیاست و “صفر کردن مشکلات با همسایگان”1: در این راستا ترکیه تلاش می کند اختلافات سیاسی_فرهنگی خود را با همسایگان و بعضی از گروه های قومی در منطقه از جمله با کردها و نیز با ارمنستان حل و فصل کند. ترک ها به یک ضرب المثل ترکی استناد می کنند: “همسایه خوب از برادر به تو نزدیک تر است”؛ بنابراین ترک ها می خواهند با سیاست خارجی جدید به زدودن بی اعتمادی با همسایگان پایان دهند (امیدی؛ رضایی، 1390: 241).
2_ رضایت نسبی از این سیاست در غرب وشرق: عثمانی گرایی جدید، دیگر همان امپراتوری ترکی در خاورمیانه و بالکان نیست، بلکه با یک شیوه سکولاریزم میانه رو در داخل و یک دیپلماسی فعال در سیاست خارجی همراه است. در این رویکرد، شیوه رفتاری ترکیه بر مبنای قدرت هنجارهای سیاسی، اقتصادی، دیپلماسی، فرهنگی و نفوذ در سرزمین های امپراتوری عثمانی است.
3_ انعطاف پذیری برای سازگاری، از دیگر ویژگی های عثمانی گرایی جدید است. عثمانی گرایی جدید ترکیه را به عنوان یک ابرقدرت منطقه ای می بیند. این نگاه استراتژیک، بازتاب تجربه_ _های تاریخی امپراتوری روم شرقی و عثمانی است. ترکیه سعی می کند در عرصه سیاست بین الملل
____________________
1_Zero problems with neighbours
جزمیت را کنار بگذارد و با انعطاف پذیری، خود را در معادلات بین المللی جای دهد.
4_ ویژگی دیگر عثمانی گرایی جدید، پذیرفتن اهمیت جهان اسلام به اندازه غرب است. کمالیسم مدعی است ترکیه دارای هویت غربی است تا شرقی و این هویت را در مقابل میراث و هویت اسلامی قرار می دهد. انعطاف و عمل گرایی در ارتباط با شرق در خط مشی کمالیسم مفقود شده است؛ در حالی که عثمانی گرایی جدید آن را به عنوان یک واقعیت ژئوپلیتیک می پذیرد.
5_ توسعه روابط هماهنگ با قدرت های جهانی: ترکیه با پنج عضو دائم شورای امنیت روابطی متعادل برقرار کرده است. داوود اوغلو در جمع دیپلمات های مقیم ترکیه گفته است ترکیه باید تا سال 2023، یعنی صدمین سالگرد تأسیس جمهوری ترکیه، یکی از ده کشور توسعه یافته جهان باشد و برای تحقق این هدف به دنبال برقراری روابط متعادل با قدرت های جهانی و همسایگان است. او معتقد است سیاست خارجی امری پویا است، در حالی که جهت گیری ترکیه جدید ایستا بود و فاقد لحاظ کردن هویت تاریخی_ژئوپلیتیکی ترکیه است. او معتقد است به دلیل نبودِ درک درست از واقعیت های هویتی ترکیه، این کشور با همسایگان خود دچار مشکل شده است. این راهبرد ارمغانی برای ترکیه در پی نداشت، جز اینکه تمام انرژی ترکیه صرف مدیریت مشکلااتش با همسایگان شد (همان: 242_241).
تفاوت نو عثمانی گرایی با عثمانی گرایی
نو عثمانی گرایی با عثمانی گرایی تفاوت دارد و آنچه در سیاست های حزب عدالت و توسعه دیده می شود نوعثمانی گرایی است نه عثمانی گرایی. به بیانی روشن تر، سیاست دولت اردوغان را نمی توان به صِرف احیای امپراتوری عثمانی به معنای احیای خلیفه گری یا عناصر اسلامی آن تعبیر کرد، بلکه علقة سیاستمداران حزب عدالت و توسعه به دوران امپراتوری عثمانی را باید متناسب با متن جهانی تعریف کرد که خود را در آن می بینند. در این متن، ارتباط با غرب در قالب عضویت در اتحادیه اروپا و شریک استراتژیک غرب بودن عناصر اساسی را تشکیل می دهند.
بنابراین، نوعثمانی گرایی را می توان به طور مختصر تالیفی از احیای نفوذ و اقتدار امپراتوری عثمانی با معیارهای غربی دانست که بنا بر این نگاه، الگوی خاصی از اسلام گرایی را در دولت اردوغان به وجود آورده است. این الگو آن چیزی نیست که در ایران به نام مردم سالاری دینی شناخته می شود، بلکه تلقی دیگری از اسلام گرایی در ساختار سیاسی است. در واقع، نوعثمانی گرایی الگوی دیگری را به جهان اسلام معرفی می کند که می توان آن را آمیزش بین اسلام و سکولاریسم دانست. اسلام در ترکیه عمدتاً ماهیت عرفانی، اخلاق گرایی، معنویت گرایی و فاصله گیری از خشونت و افراطی گرایی خود را متجلی کرده است (امیدی؛ رضایی، 1390: 246_245).

1_ 11_ روش گرد آوری
همچنین در این پژوهش از مطالعات کتابخانه ای جهت گرد آوری اطلاعات بهره برداری شده است.

1_ 12_ سازماندهی پژوهش
این پژوهش در شش فصل تنظیم شده است که در فصل اول مطالب مربوط به کلیات طرح تحقیق مطرح می شود، در فصل دوم به بررسی اندیشه های گولن مربوط می پردازیم، و فصل سوم را اختصاص دادیم به سیاست های دولت اردوغان، در ادامه در فصل چهارم شباهت ها و تفاوت های بین گولن و اردوغان را مورد بحث و بررسی قرار دادیم و فصل پنجم رابطه بین کمالیست ها و اسلام گرایان را برای ما توضیح می دهد، و در آخر فصل ششم هم خود را در قالب پاسخ به فرضیه اصلی پژوهش عرضه می دارد.

فصل دوم:
بررسی اندیشه های محمد فتح الله گولن
(اسلام آناتولی)

2_1_مقدمه
ظهور اندیشة اسلام میانه رو در ترکیه و حاکمیت یافتن آن در عرصة اجتماعی و سیاسی این کشور از جمله رویدادهای جهان اسلام است که توجهی جدی را می طلبد؛ پس از نهضت بیداری اسلامی، تلاش می شود این گفتمان _که، با اتکا بر برداشتی کثرت گرایانه از اسلام، توانسته است در عرصة داخلی از سد لائیسیتة متصلب آتاتورکی عبور کند و نیز اسلام گرایان سیاسی (اربکانی) را به حاشیه براند_ الگویی برای حکومت داری مطلوب اسلامی در نظام های جدید سیاسی و بدیلی برای جریان انقلاب اسلامی ایران در کشورهای عربی معرفی شود.
این جنبش که امروزه فتح الله گولن رهبری آن را عهده دار است از جمله جنبش های اسلامی است که با جدیت تمام در صدد جمع میان سنت و تجدد و تقابل با اندیشة انقلاب اسلامی ایران است. سازش اسلام و مدرنیته که مفروض اصلی این جنبش است، توانسته است در ترکیه و برخی از کشورهای اسلامی منطقه توجه بسیاری را به خود معطوف داشته و سطح فعالیت خود را در مقیاس جهانی تعریف نماید. در این نوشتار تلاش می شود تا به طور اجمال اندیشه های فتح الله گولن به عنوان رهبر جنبش نورچی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

2_ 2_ محمد فتح الله گولن
تحولات امروز تركيه مترادف با چند نام هست كه يكي از مشهورترين اين افراد “فتح‌الله گولن” رئيس طريقت اسلامي يا به قول ترك‌ها “رئيس جماعت” است. شايد پيش از اختلافات ميان او و “حزب عدالت و توسعه” و به ويژه اردوغان _نخست‌وزير وقت تركيه_، حتي سياستمدارن ترك نيز از قدرت واقعي‌اش آگاه نبودند اما تحولات اخير پرده از قدرت نفوذ او در تركيه برداشت. قدرتي كه حتي قادر به شنود مكالمات رئيس‌جمهور تركيه نيز بوده و هست. به راستي او كيست و چگونه به اين قدرت دست يافته است. آيا او واقعاً رئيس طريقت نورچي يا خود مكتبي است سواي اين طريقت؟ نوشتار حاضر به بررسي فعاليت سياسي و مذهبي گولن در 40 سال اخير و اندیشه ها و دیدگاه های وی در مورد اسلام آناتولیایی خواهد پرداخت.
بعد از مرگ “سعيد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی خاورمیانه، سکولاریسم، ناسیونالیسم، جهان اسلام Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی جهانی شدن، فتح الله گولن، جهان بینی، اسلام گرایی