پایان نامه با واژه های کلیدی اگزیستانسیال، مصرف گرایی، عالم محسوس، ذخیره سازی

دانلود پایان نامه ارشد

سطح انتزاع خاص به دست می آورند و واجد ارزش اخباری می شوند. مدرنیسم به مسأله مکان اطلاعات نیز با استفاده از مفهوم سطح انتزاع پاسخ می دهد.اطلاعات نه کاملاً ذهنی است و نه کاملاً عینی است، بلکه در آستانه ذهن و عین است. او این نگاه را آستانه انگاری می نامد. این آستانه، همان سطح انتزاع است. داده ها معنی خود را در یک سطح انتزاع حاصل می کنند و به اطلاعات بدل می شوند.پیش فرض طرح مسأله مکان اطلاعات، قول به ثنویت سوژه-ابژه است.
مدرنیسم مرز مشخصی بین اطلاعات، یعنی محتوای معنایی خبری صادقو اطلاعات کذب قائل می شود. فرض او این است که کذب اطلاعات به قصد و نیت گوینده بستگی دارد و لذا اخلاقاً قابل نکوهش است، گر چه اطلاعات کذب می تواند به نتایج عملی درست بینجامد.
گفتیم که با تاخت و تازی که مدرنیسم در حرکت به سمت ماشینی شدن نشان دادند، گروههایی ازجمله مکتب اصالت هستی به اعتراض به آنها و اساساً دراعتراض به دیدگاه انسان شناختی آنها پرداختند.ارتباط انسان با ماشین در نظر اگزیستانسیالیست ها را در ارتباط با انسان شناختی آن ها می توان بررسی کرد. در این مورد نظرات هایدگر بسیار قابل تأمل است. هایدگر گشتل را زمینه ساز رفتار تکنولوژیک با چیزها می داند، رفتاری که هر چیزی را منبع ثابت انرژی می پندارد و درصدد اعمال نظم و انضباط برآن است. او نحوه انضباط بخشی گشتل را در نظریه”مُثُل”افلاطون می جوید. این نظریه درصدد تسلط بر رفتارهای مختلف پدیده ها، تصویری از عالم و پدیده ها می سازد و با افکندن آن بر هر نمونه رفتار آنها را تحت نظم خود درمی آورد.کل عالم محسوسات روگرفتی از عالم معقولات است. لذا منشأ هر رفتاری را باید در طرح عالم مُثُل (معقولات) جست.
بدین ترتیب افلاطون با نظریه مُثُل آمادگی برای تفکر تکنولوژیک مدرن را ایجاد می کند. هایدگر جست و جوی جهان این نوع آگاهی تکنولوژیک را در رساله عصر تصویر جهان بسط می دهد.در اینجا نظر او این است که جهان به تصویر بدل می شود.این تصویر به خوبی به علم جدید امکان انضباط بخشی بر عالم را می دهد.
به نظر هایدگر تکنولوژی نحوه ای خاص از انکشاف و فرا فرمان آوری است که با تسخیر طبیعت و نیز اصرار آن بر آگاهی و کنترل(منضبط کردن)، آن را تحت فرمان (کنترل) در می آورد.تکنولوژی برای سود رسانی به بشر به طبیعت لگام می زند.و طبیعت را به صورت مجموعه ای از ابزارها و مواد خام، مجموعه ای از نیروها که باید
فرا-فرمان آورده شوند، در نظر می گیرد.و طبیعت به یک منبع ذخیره ای حاضر و آماده تبدیل می شود که تحت زنجیره ای از فعالیت ها قابل رمز گشایی، انتقال، ذخیره سازی و توزیع است.تمام این فعالیت ها با یک شبکه ی بزرگ ذخایر، که هر کدام یک منبع ذخیره حاظر وآماده است تا بشر فرا- فرمان آورد، در پیوند است.
تمام موجودات ابزار صرف انگاشته می شوند؛ زنجیره ای از ابزار ها که در جهت هدفی مادی و مصنوعی، باید تحت فرمان آورده شوند.و این، کبریا طلبی بشر است که خود را در مقام کنترل کننده و فرافرمانده و بنیانگذار مطلق وجود می انگارد و خنده آور این است که بشر، در این فرا- فرمان آوری، خود به یک ماده خام و یک منبع ذخیره حاضر و آماده بدل شده است که به واسطه آن، در زنجیره ای که موجودات به مثابه ابزار فرا-فرمان آورده
می شوند، بشر نیز به حلقه ای از این زنجیره بدل شده است.
در نظریه ای اگزیستانسیالیست ارتباط انسان با ماشین و فناوری گونه ای از انتخاب و گزینشی محسوب می شود که انسان از آن طریق خود را می سازد.پس طبیعی است که هایدگر نگران فرافرمان شدن انسان در این ارتباط باشد و معتقد باشد که انسان غافل از آن است که در این فرافرمان آوری، فرمان آورده می شود.
در عهد باستان، وقتی صنعتگر و یا کفاش یک جفت کفش درست می کرد، تمام عناصر را جمع می کرد تا یک اثر واحد بیافریند و در ساخت این کفش وجود خودش را در آن منعکس می کرد و کفش را مطابق عقاید، باورها و فرهنگ خود تولید می کرد و انتخاب، گزینش، و آزادی کاملاً رعایت می شد. ولی در جامعه مدرن وقتی کفش ها به صورت انبوه تولید می شوند، این کفش ها وجود و عقاید تولید کننده را منعکس نمی کند؛ بلکه این کفش ها و خود انسان که تولید کننده است در خدمت هدفی دیگر مثل مد یا مصرف گرایی و…قرار می گیرد درنتیجه اصول انسان شناختی اگزیستانس و از جمله انتخاب، گزینش، آزادی انسان زیرسوال می رود؛ چراکه در نظرآنان انسان در حال وجود داشتن خود را می سازد؛ درنتیجه انسان به صورت ماشینی در خدمت هدفی دیگر قرارگرفته و خود فرافرمان آورده شده است.
قالب بندی یا گشتل یعنی اینکه بشر مجموعه ای از عناصر و منابع را قالب بندی می کند و نظم می دهد تا یک فناوری جدید تولید کند و این قالب بندی به نوعی باعث قالب بندی بشر نیز می شود و همچنین باعث می شود که در ایجاد این فناوری قسمت های دیگر وجود منابع و عناصر که می توانست به حظور بیاید مستور بماند و فقط آن قسمت وجود که قالب بندی شده نمایان شود.
هایدگر معتقد است گشتل یا قالب بندی امور درطبیعت، وجود را مستور و پنهان می کند و همچنین نه تنها وجود را مستور می دارد، بلکه انسان به مثابه دازاین را نیز مستور می کند و چون بشر، خود آن چیزی است که قالب بندی شده است، قالب بندی یا گشتل کاربشر نیست. پس ماهیت تکنولوژی از غفلت از وجود و مستوری وپوشانده شدن فزاینده وجود برمی خیزد.تکنولوژی آن چیزی است که از بعد نامرئی انکشاف صادر می شود؛ تکنولوژی آنچه وجود هست نیست، بلکه شیوه ای است که بدان، وجود تظاهر می کند که هست. تکنولوژی نحوه دیگر از به حضور آوری است، اما نه اعطای خود حضور؛ چراکه حضور انسان با هست بودن آن ممکن می شد ولی با گشتل شدن خود و هستی انسان وهست بودن او نیز منتفی می شود.
هایدگر آن تعرضی که انسانها را به گرد هم جمع شدن دعوت می کند تا خود آشکار کننده را به عنوان منبع ذخیره، نظام بخشد گشتل یا چهارچوبه می نامد.به بیان دیگر گشتل یا قالبگیری راه انکشافی است که بر ماهیت تکنولوژی سیطره دارد ولی در عین حال خودش امری تکنیکی نیست.و این همان ماهیت تکنولوژی نوین است.اگر گشتل ماهیت تکنولوژی مدرن است و ماهیت هر شی غیر از خود آن شی است؛ بنایراین گشتل به تعبیر دیگر راهی است که در آن واقعیت خود را به عنوان منبع ذخیره منکشف می کند.در گشتل و قالب گذاری است که انکشاف رخ می دهد و پرده از رخ حقیقت برداشته می شود.از آنجا که آدمیان برنامه ریزی درباره طبیعت را به قصد و بهره کشی طبیعت انجام می دهند؛ برنامه ریزی چیزی جز تعرض به خارج نیست.پس گشتل برنامه ریزی است و برنامه ریزی تعرض، پس گشتل تعرض است.
همین نگاه کردن به خارج (واقعیت)به عنوان منبع ذخیره است که آدمیان این عصر را بر می انگیزد که در برنامه ریزی ها و تعرضات خود به طبیعت دوگونه شتاب داشته باشند.شتاب درآزاد نمودن انرژی هایی که در منبع ذخیره وجود دارد وشتاب در دسترس قرار دادن آن انرژی های آزاد شده.در این دیدگاه اشیاء دیگر اشیاء نیستند بلکه هر شیء، منبع ذخیره ای است که با یک برنامه ریزی تعرضگر ذخایرش آزاد و استفاده می شود.پس تکنولوژی نه فعالیتی انسانی و نه یک ابزار و وسیله صرف در قلمرو چنان فعالیتی است؛ زیرا تکنولوژی در معنای انتولوژیک خود فقط مجموعه ای از امور و فعالیتها نیست، بلکه وجهی از حقیقت است یا می توان گفت میدانی است که امور و فعالیتها در درون آن به صورتی که می بینیم، ظهور می یابند.
گشتل یا قالببندی با تعرضی که نسبت به طبیعت دارد، انضباط برمی انگیزد و آدمی را به نحوی از انکشاف حوالت می دهد، در نتیجه این انضباط و نحوی ازانکشاف گشتل حوالت و تقدیر است. مثل همه انکشاف ها فرا آوردن یا پوئیسیس به همین معنا نوعی تقدیر است.
گفتیم که اگزیستانسیالیست ها معتقدند انسان می تواند از سبکهای زندگی یکی را برگزیند و این گزینش سرنوشت ساز است وگشتل آدمی را به راهی عازم می کند که واقعیت را از طریق منبع ذخیره منکشف می کند.این گسیل داشتن آدمی به راه انکشاف را تقدیر می نامیم؛ با این روانه شدن آدمی به راه انکشاف است که ماهیت کل تاریخ شکل می گیرد؛ زیرا تاریخ چیزی نیست جز مجموعه افعال و رفتار آدمیان، آدمیانی که به راه انکشاف دعوت شده اند.
هایدگر در مسیر شناخت خصایل بنیادین تکنولوژی نوین بدین مطلب رسید که درست است تکنولوژی قدیم و جدید هر دو نوعی انکشاف هستند، اما انکشافی که بر تکنولوژی جدید حکمفرماست، خود را در ابداع معنی پوئیسیس متحقق نمی سازد بلکه انکشاف حاکم بر تکنولوژی نوین، نوعی تعرض است.تعرضی که از طبیعت چنین تقاضای نامعقولی دارد تا صرفاً تولید کننده انرژی باشد و بس، انرژیی که پس از استخراج فرآیند ذخیره و انبار کردن آن را به همراه دارد.و این در تکنولوژی کهن – فی المثل در آسیابهای بادی –تحقق ندارد، لذا نمی توان گفت تکنولوژی کهن نیز نحوی انکشاف است که دعوت به تعرض به طبیعت و استخراج و حبس انرژی می کند بلکه تکنولوژی دستی و قدیمی نحوی انکشاف است که به ابداع تعلق دارد و خود را در پوئیسیس متجلی می کند.اما لازمه تکنولوژی نوین که به هر موردی تعرض می کند؛ این است که اشیاء و امور مختلف و بلکه طبیعت را همچون منبع ذخیره ای بنگرد که به دلیل آزاد نمودن انرژیهایش می باید به آن منبع ذخیره تعرض نماید.
یعنی بر اساس نظر تقدم وجود بر ماهیت، در تکنولوژی کهنه انسان فقط از طبیعت استفاده می کرد، بدون آنکه در آن تغییری ایجاد کند.اما در تکنولوژی جدید انتخاب و گزینش انسان در نحوه استفاده ازطبیعت، حقیقت نهفته در آن به صورت وشکلی که او برگزیده انکشاف می یابد و درنتیجه تکنولوژی نحوی انکشاف و گشتل است.
نکته قابل توجه این است که درست است که انسان بر پایه این انکشاف تعرضگر نقش دارد، اما نقش او همین است که می تواند ادراک و تصور کند چیزی را به طریقی شکل دهد و بسازد، اما دیگر هیچ کنترل و تسلطی بر نفس ناپوشیدگی و خود واقعیت که از طریق ناپوشیدگی خود را نشان می دهد ندارد.به عبارت دیگر آدمی می تواند اشکال تحقق عدم استناد و ناپوشیدگی را دگرگون کند و در نحوه تحقق ناپوشیدگی دخالت کند، اما دیگر نمی تواند نفس تحقق ناپوشیدگی را نفی و یا اثبات نماید.نفس حقیقت و ناپوشیدگی آن حاصل می شود و حصول نفس ناپوشیدگی بر عهده آدمیان نیست.اما چگونگی حصول این ناپوشیدگی و پرده برداری از حقیقت بر عهده آدمیان است.آدمی در واقع می تواند ادراک و تصور کند، بسازد و شکل دهد و به روش دیگر هدایت کند.اما آدمیان کنترل و تسلطی بر خود ناپوشیدگی که هر زمان “واقعیت”خودش را در آن ناپوشیدگی نشان می دهد یا از آن کناره می گیرد، ندارند.پس در واقع از آنجا که بشر تکنولوژی را به پیش می برد، لذا او در این نظم بخشی به عنوان طریق انکشاف مشارکت دارد، اما ناپوشیدگی در قلمروای که نظم بخشی در آن قلمرو آشکار می شود هرگز دست پرورده و کار بشر نیست.
درنتیجه این سوال پیش می آید که حال که آدمی در تحقق انکشاف سهیم است و در عین حال نفس دست پرورده او نیست. پس انکشاف چگونه رخ می دهد؟ برای پاسخ به این سوال هایدگر دعوت می کند که ماهیت دعوت و آنکه دعوت به تعرض نموده بشناسیم. این دعوت تا آن حد اهمیت دارد که هایدگر معتقد است، آدمی فقط بنابراینکه مخاطب این دعوت قرار گرفته است بشر محسوب می شود(هایدگر، 1375).
همه این توضیحات به انسان شناختی این مکتب برمی گردد که معتقدند همه چیز در اختیار انسان است، تا انسان انتخاب کند؛ ولی با هر انتخاب مسئول آن نیز می باشد.یعنی هایدگر معتقد است انسان دعوت به این تعرض دعوت شده است تا از طریق گزینش ها و انتخاب ها ماهیت خویش را بسازد.از نظر این مکتب همه چیز در اختیارآزادی وگزینش انسان است؛ اما درمقابل در برابر این گزینش ها نیز مسئول است.
انکشاف در قلمرو ناپوشیدگی اتفاق می افتد، پس ناپوشیدگی قلمرو انکشاف است و از طرفی علت انکشاف هم است؛ زیرا ناپوشیدگی است که آدمی را دعوت به انکشاف می کند.اما همین که ناپوشیدگی آدمی را به انکشاف دعوت کرد، خود ناپوشیدگی نیز به نحوی قبل از آنکه آدمی انکشافی را تحقق بخشد، متحقق گشته است؛ چون با نفس دعوت نمودن، به وجهی ناپوشیدگی خود را از پوشش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی هرمنوتیکی، اطلاع رسانی، اگزیستانسیال، معرفت شناسی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی هرمنوتیکی، اگزیستانسیال، نظام های اطلاعاتی، علم و فناوری