پایان نامه با واژه های کلیدی اوراق قرضه، ریسک سرمایه، ریسک سیستماتیک، نرخ بهره

دانلود پایان نامه ارشد

اوراق قرضهی خود قبل از سررسید متحمل زیان میشود. قیمت اوراق بهادار با نرخ بهره رابطهی معکوسی دارد، به عبارت دیگر با افزایش نرخ بهره، قیمت اوراق بهادار کاهش و با کاهش نرخ بهره، قیمت اوراق بهادار افزایش مییابد. تأثیر ریسک نوسان نرخ بهره بر روی اوراق قرضه خیلی بیشتر از سهام عادی است و بیشتر مورد توجه دارندگان اوراق قرضه است. با تغییر نرخ بهره، قیمت اوراق قرضه در جهت معکوس تغییر میکند (جونز، 1943، ترجمه تهرانی و نوربخش1386).
افزایـش در نرخ تورم مورد انتظار نیز بر سرمایهگذاری در ابزارهـای مالـی تأثیرگذار اسـت. بدیـنصورت که با افزایش در نرخ تورم مورد انتظار، نرخ بازده مورد انتظار داراییهای فیزیکی در مقایسه با داراییهای مالی (ابزارهای مالـی) بیشتـر افزایش یافته و داراییهای فیـزیکی جایگزیـن داراییهای مالی در سـبد داراییها میشود. این موضوع اشاره به ریسک تورمی29 دارد.
ریسک تورمی که تمامی اوراق بهادار را تحت تأثیر قرار میدهد به عدم اطمینان نسبت به سطح نرخ تورم در سالهای آینده اطلاق میشود. به عبارت دیگر ریسک تورم به انحراف نرخ تورم واقعی از تورم مورد انتظار بستگی دارد. سرمایهگذاران قبل از اقدام به سرمایهگذاری، نرخ تورم در آینده را پیشبینی میکنند و آن را به نرخ بازده مورد توقع خود اضافه میکنند، درنتیجه در موقع ارزیابی عایدات آتی سرمایهگذاری، آنرا با یک نرخ تنزیل به ارزش فعلی سرمایهگذاری تبدیل میکنند. افزایش در نرخ تنزیل باعث کاهش ارزش فعلی میگردد. اگر نرخ تورم واقعی بیشتر از نرخ تورم مورد انتظار باشد نرخ بازده واقعی که سرمایهگذاران بدست میآورند از نرخ مورد انتظار آنها کمتر خواهـد بود. همانطـور که گفته شـد، ریسـک تورم به قابل تغییر بودن یک سرمایهگذاری اشاره دارد. اقتصاددانان نرخ تورم را از طریق شاخص قیمت محاسبه میکنند و شاخص قیمت کالای مصرفی، بهترین وسیله برای تعیین نرخ تورم است (شهرآبادی و بشیری، 1389).
در یک اقتصاد در حال رشد (چرخه توسعه اقتصادی) که میزان ثروت و درآمد افراد در حال افزایش است، میزان تقاضا برای سرمایهگذاری در ابزارهای مالی افزایش مییابد که این خود منجر به افزایش قیمت و بازده سرمایهگذاری در این ابزارها میشود. رکود اقتصادی و کاهش اشتغال نیز موجب افزایش ریسک سیستماتیک و کاهش میزان سرمایهگذاری میشود. این عوامل عموماً با لفظ ریسک بازار30 شناخته میشود که عبارت است از تغییر در بازده که ناشی از نوسانات کلی بازار است. همهی اوراق بهادار در معرض ریسک بازار هستند اگرچه سهام عادی بیشتر تحت تأثیر این نوع ریسک است. بهطورکلی، ریسک بازار میتواند ناشی از عوامل متعددی از قبیل رکود، جنگ، تغییرات ساختاری در اقتصاد و تغییر در ترجیحات مشتریان باشد (جونز، 1943، ترجمه تهرانی و نوربخش1386)، اما عموماً این ریسک بخاطر نگرشهایی که سرمایهگذاران نسبت به کل اوراق بهادار یا قسمتی از آنها پیدا میکنند میباشد. اگر سرمایهگذاران انتظار داشته باشند که در آینده وضعیت یک صنعت بهبود خواهد یافت، این احساس و انتظار برحسب افزایش قیمت سهام شرکتهای موجود از آن صنعت میباشد. سرمایهگذاران معمولاً نگرشهای خود را از طریق انتظاراتی که از حـوادث سیاسی، اجتماعی یا اقتـصادی دارند، بدسـت میآورند (شهرآبادی و بشیری، 1389).

2.2.1.2 عوامل خرد
این عوامل موجب تغییر در ریسکی خواهند شد که مربوط به وضعیت عمومی بازار نبوده و مختص وضعیت هر شرکت است (ریسک غیرسیستماتیک) که به طور خلاصه عبارتند از:
2.2.1.2.1 میزان تقاضا و کشش کالای تولیدی شرکت
میزان تقاضا و کشش کالای تولیدی شرکت نیز بر ریسک سرمایهگذاری در آن، تأثیر میگذارد، به این معنی که هر چه میزان تقاضای کالای تولیدی شرکت پایینتر و کشش قیمتی برای کالای تولیدی بیشتر باشد، ریسک سرمایهگذاری در آن شرکت نیز افزایش مییابد.
2.2.1.2.2 سیاستها و خطمشیهای مدیریت
مدیریت شرکت میتواند با به کارگیری استراتژیهای گوناگون در رابطه با سرمایه در گردش، میزان نقدینگی شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. این استراتژیها را میزان ریسک و بازده آنها مشخص میکند. استراتژیهای سرمایه در گردش به دو دسته اسـتراتژیهای محافظهکارانه و اسـتراتژیهای جسورانه تقسیم میشوند:
استراتژی محافظهکارانه
استراتژیهای محافظهکارانه آن است که شرکت با نگهداری پول نقد و اوراق بهادار قابل فروش میکوشد قدرت نقدینگی خود را حفظ کند. ریسک این استراتژی بسیار اندک است، زیرا داشتن قدرت نقدینگی نسبتاً زیاد به شرکت این امکان را میدهد که موجودی کالا را به مقدار کافی تهیه و اقدام به فروش نسیه کند. از این رو ریسک از دست دادن مشتری بسیار اندک است، از طرف دیگر، نقدینگی نسبتاً زیاد به آنها این امکان را میدهد که بدهیهای سر رسید شده را به موقع بپردازند و با خطر ورشکستگی مواجه نشوند. از طرف دیگر مدیر محافظهکار میکوشد تا در ساختار سرمایه شرکت، میزان وامهای کوتاهمدت را به حداقل برساند که این امر احتمال ریسک ورشکستگی (ناتوانی در بازپرداخت به موقع وامها یا تمدید آنها) را به شدت کاهش خواهد داد (نوو31، 1989، ترجمه جهانخانی و پارسائیان1380).
استراتژی جسورانه
مدیری که از استراتژی جسورانه استفاده میکند، همواره میکوشد تا وجوهنقد و اوراق بهادار قابل فروش را به حداقل ممکن برساند. اگر مدیر جسورانه عمل کند، درصدد بر میآید تا وجوهی را که در موجودی کالا سرمایهگذاری میشود به حداقل برساند و آنها را در فعالیتهای سودآور سرمایهگذاری کند، در این وضعیت شرکت باید ریسک عدم پرداخت به موقع بدهیهای سررسید شده را بپذیرد. چنین شرکتی شاید نتواند پاسخگوی سفارشهای مشتریان باشد و از این لحاظ هم محتمل ضرر خواهد شد (چون نمیتواند فروش کند). از طرف دیگر مدیر جسور میکوشد تا سطح وامهای کوتاهمدت را به حداکثر برساند و داراییهای جاری خود را از محل این وامها تأمین کند که در این وضعیت خطر و احتمال اینکه شرکت نتواند به موقع آنها را بازپرداخت کند (ریسک ورشکستگی) افزایش خواهد یافت، ضمن اینکه وقتی بازار با کمبود پول و اعتبار مواجـه است، گرفتن وامهـای کوتاهمدت به آسانی میسر نمیشود و هزینه آنها بالا خواهد رفت (نوو32، 1989، ترجمه جهانخانی و پارسائیان1380).
این نوع ریسک که تحت عنوان ریسک مدیریت نیز شناخته میشود شامل دو ریسک است:
ریسک تجاری33: ریسک ناشی از انجام تجارت و کسب و کار در یک صنعت خاص یا یک محیط خاص را ریسک تجاری میگویند. به عبارت دیگر ریسک تجاری را در ناتوانی یک شرکت در پایداری صحنه رقابت، یا در حفظ نرخ رشد و یا ثبات میزان سوددهی در کوتاهمدت یا بلندمدت میتوان تعریف کرد. در چنین حالتی میزان سود تقسیمی شرکت کاهش مییابد و این کار بر بازدهی و تغییرپذیری بازدهی سالانه آثار نامطلوبی میگذارد (جونز، 1943، ترجمه تهرانی و نوربخش1386).
ریسک مالی34: ریسک مالی، ریسک ناشی از به کارگیری بدهی در شرکت است. شرکتی که میزان بدهی آن بیشتر باشد، ریسک مالی آن افزایش مییابد(جونز، 1943، ترجمه تهرانی و نوربخش1386). از نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام میتوان برای مقایسهی میزان ریسک مالی واحدهای تجاری مختلف استفاده کرد. بهطورکلی هرچه این نسبت بالاتر باشد، ریسک سرمایهگذاری در آن شرکت بیشتر میشود.
2.2.1.2.3 وضعیت ساختار مالی شرکت
ساختار مالی شرکت که ترکیب بدهیها و حقوق صاحبان سهام آن را تعیین میکند آثار هزینهای و ریسکی بر عملکرد شرکت دارد. ساختار مختلف تأمین مالی و اثر آن بر شرکتهای مختلف در شرایط متفاوت اقتصادی تفاوت خواهد داشت (عبداله زاده، 1381). برای مثال اگر در ساختار سرمایه شرکت اوراق قرضه وجود داشته باشد، احتمال دارد که شرکت دچار نوعی بحران مالی شود. شرکت زمانی دچار بحـران مالـی میشود که نتواند اصـل و فرع بدهـیهای خود را در موعـد مقرر بپردازد (بهطورکلی نتواند، طبق مفاد قرارداد عمل کند). به عبارت دیگر، اگر شرکتی اوراق قرضه منتشر کند، متعهد شده است که از محل سودهای نامعلوم آینده، هزینه بهره ثابتی بپردازد. این اقدام باعث افزایش درجه ریسک و بازده سهامداران شرکت خواهد شد. نرخ بازده سرمایهگذاری شرکت باید بیش از نرخ بهره اوراق قرضه باشد تا سود هر سهم شرکت کاهش نیابد (نوو35، 1989، ترجمه جهانخانی و پارسائیان1380).
قابلیت نقدشوندگی داراییهای یک واحد تجاری بر ریسک سرمایهگذاری در آن، تأثیرگذار است. قابلیت نقدشوندگی یک دارایی به معنای امکان فروش سریع آن است. هر چه بتوان یک دارایی را سـریعتر و با هزینهی کمتری به فروش رساند قابلیت نقدینگی آن بیشتر و ریسک سرمایهگذاری در آن کمتر است (ایکنز و میشیکن، 1999). شایان ذکر است، این مفهوم در برخی از متون تحت عنوان ریسک نقدینگی36 هم معرفی میشود.
ثبات نسبی سودآوری یک واحد تجاری در سرمایهگذاری در آن مؤثر است، بدین صورت که هر چه میزان انحراف سودآوری سالهای گذشته و یا سودهای احتمالی دورههای آتی نسبت به میانگین سود یا سود مورد انتظار بیشتر باشد، ریسک سرمایهگذاری در آن واحد تجاری بالاتر و در مقابل ارزش آن کمتر خواهد بود (ایکنز و میشکن، 1999). این مفهوم که تحت عنوان ریسک نوسانات سود37 شناخته میشود، عبارت است از انحراف معیار نسبت سود به قیمت بازار (واتس و زیمرمن38،1986). نوسانپذیری سود اغلب یکی از عوامل بالا بودن ریسک شرکت تلقی میشود.
2.2.1.2.4 میزان وابستگی تولید شرکت به عوامل حیاتی و به خارج، وضعیت عمومی و جهانی منابع
صنایع مختلف و شرکتهای آن تحت تأثیر شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی جغرافیایی داخلی و خارجی میتواند دچار رونق و رکود گردد. برای مثال، در صورت بهبود قیمت جهانی نفت، صنایع وابسته به فرآوردههای نفتی، تحت تأثیر قرار گرفته و سهام آن دارای رونق میگردد یا در صورت بروز خشکسالی، صنایع وابسته به محصولات کشاورزی تحت تأثیر قرار گرفته و سهام آنها دچار رکود خواهد شد (عبداله زاده، 1381). بنابراین هر چه میزان وابستگی تولید یک شرکت به خارج و عوامل حیاتی بیشتر باشد و وضعیت عمومی و جهانی منابع تولیدی موردنیاز شرکت نامساعدتر باشد، ریسک سرمایهگذاری در آن شرکت افزایش مییابد.
2.2.2 انواع ریسک
تا اینجا در خصوص ریسک کلی که عامل مهمی در تجزیه و تحلیل سرمایهگذاری است، صحبت کردیم. با این حال تجزیه و تحلیلگران مدرن، عوامل مؤثر بر ریسک (منابع ریسک) را که باعث تغییر و پراکندگی در بازده میشود به دو دسته کلی تقسیم میکنند. یک راه منطقی برای تقسیم ریسک کلی به اجزای آن، تمایز میان اجزای کلی (بازار) و اجزای خاص (اوراق خاص) است. این دو نوع ریسک را کـه تجزیـه و تحلیلگـران مدرن به آنها ریسک سیستماتیک و ریسک غیـرسیستماتیک میگویند به صورت زیر میتوان نشان داد:
ريسك سيستماتيك + ريسك غيرسيستماتيك= ريسك كل

ریسک غیرسیستماتیک39
آن قسمت از تغییرپذیری در بازده کلی اوراق بهادار را که به تغییرپذیری کلی بازار بستگی ندارد ریسک غیرسیستماتیک میگویند. این نوع ریسک منحصر به اوراق بهادار خاصی است و به عواملی هم چون ریسک تجاری، مالی و ریسک نقدینگی بستگی دارد. اگرچه کلیهی اوراق بهادار تا حدودی از ریسک غیرسیستماتیک برخوردار هستند ولی سهام عادی بیشتر با این نوع ریسک مرتبط است. این نوع ریسک را میتوان با ایجاد پرتفوی کاهش داد (جونز، 1943، ترجمه تهرانی و نوربخش1386).
ریسک سیستماتیک40
سرمایهگذاران میتوانند با تشکیل پرتفوی قسمتی از ریسک کلی را که به بازار ربطی ندارد کاهش دهند. آن قسمت از ریسک که باقی میماند غیرقابل کاهش و ریسک مربوط به بازار است. اگر بازار سهام به سرعت افت داشته باشد بیشتر سهامها را تحت تأثیر قرار میدهد و برعکس. این تغییرات بدون توجه به رفتار یک سرمایهگذار خاص رخ میدهد و برای کلیهی سرمایهگذاران بحرانساز است.
تغییرپذیری در بازده کلی اوراق بهادار، مستقیماً به تغییرات بازار یا اقتصاد بستگی دارد که به آن ریسک سیستماتیک یا ریسک بازار گفته میشود. معمولاً تمامی اوراق بهادار تا حدودی از ریسک سیستماتیک برخوردارند (اعم از اوراق قرضه و سهام) برای اینکه ریسک سیستماتیک دربرگیرنده ریسکهای تورم، بازار و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نرخ بهره، صورتهای مالی، بازار سرمایه، ریسک سیستماتیک Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی سود حسابداری، صورتهای مالی، صاحبان سهام، بحران مالی