پایان نامه با واژه های کلیدی اهورامزدا

دانلود پایان نامه ارشد

را نجات يافته بشمرد. ماد بر اثر قيام فرورتيش مقام رسمي خويش يعني اوّلين ايالت امپراتوري را (در رديف پارس) از دست داد. در کتيبه‏ي بيستون نام آن سرزمين جزو آخرين ساتراپ‏نشين‏هاي غربي ذکر شده است. با اين وجود مادي‏ها به اتّفاق پارسيان و سکايان معتمدترين جنگاوران شمرده مي‏شدند و حتّي پس از داريوش نيز قسمتي حياتي از نيروي مسلّح ناوگان جنگي خشايارشا را تشکيل مي‏دادند.371
اين نکته که شورشيان همواره در يک زمان سربرنمي‌داشتند و هدف مشترک يا پيوند اتّحادي هم با يکديگر نداشتند، عامل عمده‌اي بود که داريوش را در دفع شورش‌ها ياري کرد. طغيان بابل نيز کمتر از ديگر طغيان‌ها، موجب دغدغه‏ي خاطر داريوش نبود. تمام اين اغتشاش‌ها که در ارمنستان، ماد، کردستان، رخج، و مرو روي داد، با خشونت سرکوب شد و داريوش خشونت را در اين مواقع هم‏چون وسيله‌اي تلقّي مي‌کرد که مي‌توانست از توسعه و تکرار نظاير اين حوادث، جلوگيري کند.372
در بند شانزدهم کتيبه‏ي بيستون درباره‏ي شورش پارت (خراسان) و گرگان چنين آمده ‌است: “پارت و گرگان بر من شوريدند و ويشتاسپ پدر من در پارت بود. پس از آن سپاه پارسي را از ري نزد ويشتاسپ فرستادم. وقتي که اين سپاه به ويشتاسپ رسيد، عازم جنگ دشمن شد. در محلي موسوم به ويش پااوزت در پارت با آنان جنگيد. اهورامزدا مرا ياري کرد و به اراده‏ي او ويشتاسپ شورشيان را شکست داد. پس از آن مملکت مطيع من شد.”373 کتيبه‏ي بيستون که گزارش اين جنگ‌هاي تمام نشدني است، نشان مي‌دهد که او نظم و امنيّت شاهنشاهي را به بهاي چه اندازه رنج و سعي مستمر و بي‌انقطاع توانسته ‌است، تأمين کند. ساتراپ‌هايي که کوروش بعد از فتح و ضبط ولايات در هر قلمرو تازه‌اي گماشته بود، اکثراً در اين ايّام، خودرأي شده بودند و سپاه و تجهيزات هم در اختيار داشتند. با مرگ کمبوجيه و قتل کسي که بسياري از مردم ولايات او را پسر کوروش، شناخته بودند، تعدّي اين حکّام استقلال‌جوي، به ناخرسندي مردم انجاميده‌بود و مردم استان‌ها، بهانه براي شورش به دست مي‌آوردند. داريوش مردي جهانديده بود و با ازدواج با دختر کوروش و با تعدادي از دختران خانواده‌هاي بزرگ پارسي او را در موقعيّتي قرار داده ‌بود که نجباي پارسي و مادي هر يک به خاطر خويشاندي نسبي و يا سببي خويش، نسبت به اين پادشاه نوخاسته که در حمايت و تبعيّت از وي، هم‌پيمان هم شده بودند، وفادار و حتّي علاقه‌مند بمانند.374
داريوش بعد از سرکوبي شورش‏هاي متعدّد ايالات، به مصر که پس از کمبوجيه ناآرام شده بود، لشکر کشيد و ضمن تصرّف آن جا همان سياست “تسامح و تساهل” را سرلوحه‏ي کار خويش قرار داد؛ هر چند بنابر قول زرّين‏کوب قلباً با اين کار مخالف بودند، امّا سياست پادشاهان هخامنشي و توسعه‏طلبي ارضي آن‏ها چنين چيزي را اقتضاء مي‏کرد.375
3-4-2-2 استقرار امنيّت و سازندگي
بازگرداندن امنيّت در تمام نواحي شورش زده، طبعاً هم ضرورت ايجاد يک سازمان سامانمند اداري را به داريوش الهام کرد و هم وسايل و تجارب لازم را در اختيارش گذاشت.376 داريوش اهتمام فراواني از خود براي ساماندهي تشکيلات داخلي کشور به خرج داد به طوري که نظام تشکيلاتي که وي بنيان نهاد، مدّت‏ها بعد با اندک تغييري، توسط ساير حکومت‏ها از جمله سلوکيه، ساسانيان و حتّي اعراب دنبال گرديد. داريوش فوق‌العاده مراقب بود که از طرف مأمورين دولتي تعدّي به مردم نشود و با اين مقصود همواره در ممالک ايران حرکت و از نزديک به امور سرکشي مي‌کرد. نجبا که از اين مراقبت شاه دلخوش نبودند او را دوره گرد ناميدند و ليکن مورّخين اين سخريّه را براي او بهترين تمجيد مي‌دانند.377 در زمان او يک دستگاه منظّم اداري در کشور به وجود آمد که تمرکز امور را ممکن مي‌ساخت و ظاهراً تا حدّي نيز از نظام رايج در مصر که داريوش در جواني و در ضمن اقامت سه ساله‏ي خود در آن‏جا با آن آشنا شده بود، الهام مي‌گرفت چون نجبا و اعيان پارسي و مادي که غالباً روحيّه‏ي نظامي داشتند، به کارهاي دبيري تن در نمي‌دادند، اين کار به دست اقوام تابع افتاد و اقوام آرامي‌ها که در اين امور سررشته را به دست گرفتند، زبان آرامي را در قلمرو هخامنشي‌ها زبان ديواني و اداري کشور کردند.378
3-4-2-3 سياست جنگ و لشکرکشي‌
مي‏توان امپراتوري هخامنشيان را که توسّط کوروش اوّل و داريوش (522-486 قبل از ميلاد) تأسيس شده بود، حکومتي بسيط تلقّي کرد. بي‏گمان اداره‏ي سرزمين‏هايي که به سرعت به قلمرو جغرافياي سياسي اين امپراتوري ملحق مي‏شد به آساني امکان‏پذير نبوده است، به ويژه آن که بيشتر اين سرزمين‏ها از آن همان قدرت‏هايي بودند که روزي موجوديّت اين دولت جوان را مورد تهديد قرار مي‏دادند. تنها قانوني که محور اصلي تشکيلات سياسي و اداره‏ي امپراتوري بزرگ هخامنشيان محسوب مي‏شد، جنگ و شرايط ناشي از آن بود. هر چند هخامنشيان پس از مدّتي حکمراني در مرکز شوش و همدان به ساختن پاسارگاد، مقرّ دائمي حکومت خود پرداختند، لکن مهم‏ترين هدف و فعّاليّت سياسي آنان در جنگ خلاصه مي‏شد.
در سال ??? پيش از ميلاد، داريوش پس از برقرار کردن امنيّت در ممالک تابعه، چند ولايت نيز به ايران ضميمه کرد، يکي از آن‌ها پنجاب و ديگري سند است که هر دو در هند واقع هستند.379 نام هند البتّه در کتيبه‏ي بيستون در شمار ايالت‌هاي تابعه نيست و اين که در کتيبه‏ي پرسپوليس هست نشان مي‌دهد که اين ولايات جنوب شرقي بعد از جنگ‌هاي مربوط به دفع شورش‌ها مي‌بايست به قلمرو داريوش درآمده باشد. مقدّمه‏ي فتح سند را هرودوت ذکر کرده است و مي‏گويد داريوش نخست ناوگاني را از طريق رودخانه‏ي سند به دريا فرستاد و سپس هندوستان را فتح کرد. احتمال مي‏دهند که سرکوب آشوب‏هاي گاندهارا و شاتاگو و شکست قوم هيدو از داريوش بخشي از دستاوردهاي لشکرکشي عظيم داريوش بين سال‏هاي 521 قبل از ميلاد تا 519 قبل از ميلاد باشد.380
3-4-2-4 سياست خارجي داريوش نسبت به سرزمين‏هاي ديگر
3-4-2-4-1 مصر
داريوش بعد از فرونشاندن شورش‏هاي متعدّد ايالات به مصر که پس از کمبوجيه ناآرام شده بود و هوس استقلال‏طلبي داشت، پرداخت. داريوش هر چند قلباً چندان اهل تسامح نبود، امّا سياست خارجي خود را بر اصل “تسامح و مدارا” نهاد و تسامح کوروش را به عنوان يک دکترين سياسي به کار بست.381 او نيز در مصر همان سياست کوروش را ادامه داد؛ با سياستي عاقلانه به جلب رضايت کاهنان و روحانيّون که از کمبوجيه ناراضي بودند پرداخت و همه‏ي مقدّسات مصريان را محترم داشت؛ در عزاداري گاو آپيس شرکت کرد؛ به معابد آن‏ها رفته نسبت به ارباب انواع مصر احترامات زياد کرد و از مصري‏ها دلجويي کامل کرد؛382 به نحوي که مصري‏ها داريوش را همچون يکي از فراعنه‏ي بزرگ خود دانستند و اقداماتش را ستودند. مورّخين يوناني نوشته‌اند داريوش براي هر ايالتي ماليات نقدي و جنسي معيّن کرد. پلوتارک مورّخ يوناني مي‌نويسد: “داريوش در صدد تحقيق برآمد تا معلوم نمايد که ماليات تعيين شده، بر مردم گران است يا نه و چون جواب آمد که گران نيست و مردم مي‌توانند بپردازند، باز ماليات‌ها را کم کرد تا تحميلي بر مردم نشود.” همچنين آمده ‌است که در زمان داريوش مصر رفاهيّت داشته و ليکن در سال‌هاي آخر سلطنت داريوش، در مصر به واسطه‏ي ماليات‌هاي گزاف، زارعين مصري شورش کردند.383
3-4-2-4-2 سکاها
داريوش در راستاي سياست حفظ وحدت و تماميّت ارضي امپراتوري، امنيّت مرزهاي شمالي امپراتوري را مورد توجّه قرار داد و تصميم گرفت به حملات مکرّر قوم مهاجم و مزاحم سکاها پايان دهد و نيز زمينه‏ي اتّحاد آنان با يوناني‏ها را از ميان ببرد. سکاها مردماني دور از فرهنگ و وحشي‏گونه بودند که در دوره‏ي مادها در سلطنت هووخشَتَر، موفّق شدند مدّت تقريباً بيست و هشت سال بر قلمرو مادها در آسيا و جنوب روسيه استيلا يابند.384 در زمان هخامنشيان نيز خطر تهاجم آنان کماکان وجود داشت. داريوش شخصاً به سوي سرزمين سکاها لشکرکشي کرد (تصوير 3-26). سکاها که توانايي مقابله با داريوش را نداشتند با پيش گرفتن شيوه‏ي جنگي و استراتژي “جنگ و گريز” و سياست بر جاي گذاشتن “زمين سوخته” (از بين بردن مواد غذايي و علوفه و چاه‏هاي آب) به قلب مملکت خويش عقب نشستند. با اتّخاذ اين استراتژي به وسيله‏ي سکاها، داريوش مجبور شد به ايران بازگردد. هر چند داريوش به هدف اصلي خويش يعني مطيع کردن سکاها دست نيافت امّا چنان درس عبرتي به آنان داد که اين مردمان وحشي در سراسر دوره‏ي هخامنشي نتوانستند به ايران تجاوز کنند. از ديگر دستاوردهاي اين سفر جنگي، تصرّف تراکيه و مقدونيه و توسعه‏ي قلمرو امپراتوري بود. نمايش قدرت و افزايش پرستيژ ملّي که از اهداف سيـاست خارجـي محسوب مي‏شود از ديگر نتايج

تصوير (3-26). خط سير لشکرکشي داريوش به روسيه و يونان (زرّين‏کوب، 1362: 155)
عمده است که داريوش در اين لشکرکشي به دست آورد. البتّه اقدام داريوش در لشکرکشي به سرزمين سکاهاي اروپا، در سال‌هاي توسعه و آرامش تا حدّي غريب به نظر مي‌آيد. چندين نظريه‏ي مختلف، درباره‏ي هدف و محرّک داريوش از اين لشکرکشي وجود دارد. شايد وي مي‌خواسته ‌است، آن‏ها را به خاطر حمله‌هاي مخرّبي که بارها به سرزمين ايران کرده بودند، تنبيه کند و براي هميشه خيال آن‏ها را از اقدام به آن‏گونه حمله‌ها منصرف نمايد، اين احتمالي است که از قول هرودوت نيز برمي‌آيد. در سرزمين سکاها داريوش به جاي آن که با مقاومت اين طوايف مواجه شود با عقب‌نشيني آن‏ها روبرو شد. طيّ مدّت دو ماه سپاه ايران در طول دشت‌هاي خلوت و بي‌پايان به دنبال دشمن سرگردان بودند و نتيجه‌اي که مطلوب داريوش از اين لشکرکشي بود، بلافاصله حاصل نيامد. اين لشکرکشي، هر چند خسارت‌هاي گران براي داريوش به بار آورد ولي هدف اين لشکرکشي چندي بعد تحقّق يافت، چرا که هم سکاها تا مدّت‌ها انديشه‏‏ي تجاوز به مرزهاي ايران را در خاطر راه ندادند و هم مراکز تجارت گندم و چوب يونان تحت نظارت ايران درآمد.385
3-4-2-4-3 يونان
يکي از هدف‏هاي هخامنشيان در کشورگشايي، حفظ امنيّت امپراتوري و جلوگيري از خطرات پيش‏بيني نشده و حفظ منافع سياسي، استراتژيکي و اقتصادي بود. شاهان هخامنشي بنا به اهمّيّتي که امپراتوري دارا بود، مي‏بايست مناطق مهم و استراتژيک را که از نظر اقتصادي و سياسي و هم‏چنين نظامي اهمّيّت داشت در تيررس و کنترل خود داشته باشند. يکي از مناطق مهم و استراتژيکي، از نظر اقتصادي، تجاري، سياسي و نظامي آسياي کوچک و سواحل و جزيره‏هاي اين منطقه بوده است که اهمّيّت حياتي براي دولت هخامنشي داشته است. زيرا اين مناطق مرز استراتژيکي ميان ايران و يونان بودند. درباره‏ي رويارويي‏هاي ايران و يونان و لشکرکشي‏هاي ايران به اروپا و يونان، در واقع عامل اصلي خود يونانيان بودند که شرايط چنين تهاجماتي را به وجود آوردند. يعني در واقع چنين نبود که شاهان هخامنشي صرفاً براي جاه‏طلبي و افزايش شهرت و قدرت خود و يا بنا به باور برخي مورّخان و نويسندگان متعصّبِ غربي براي سرکوب عقل و آزادي، دست به چنين تهاجمات بزرگ زده باشند. اگر داريوش به اروپا رفت، براي سرکوب سکاهاي وحشي جنوب روسيّه که به تحريک يوناني‏هاي آسياي صغير هر چند گاه مرزهاي شمالي ايران را مورد تهاجم و غارت قرار مي‏دادند، بوده است. اگر داريوش و سردارانش براي جنگ با يوناني‏ها به يونان رفتند به دليل شورش‏ها و تحريکات يوناني‏ها در آسياي کوچک، مصر و ديگر جاها بر عليه ايران بود. هم‏چنين تسلّط و چيرگي دولت هخامنشي بر آسياي کوچک و جزاير و بنادر آن نواحي، در درياها منافع دولت شهرهاي اين منطقه‏ها را که عمده‏ي درآمد آن‏ها از راه تجارت دريايي تأمين مي‏گرديد، به خطر انداخته بود، در نتيجه آن‏ها با کوشش و تلاش بيشتري به تحريکات و شورش‏ها بر ضدّ ايران دامن مي‏زدند و سرانجام دولت هخامنشي ناچار گرديد با دولت شهرهاي يوناني برخورد جدّي داشته باشد. يوناني‌ها با آن که با خطر اجتناب‏ناپذير مواجه بودند، هنوز از تفرقه به اتّحاد نمي‌گراييدند. در حقيقت رقابت ديرينه‌اي بين آتن و اسپارت وجود داشت. در آن ايّام آتن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره جبران خسارت، منابع طبیعی، عملیات بانکی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اعلان جنگ