پایان نامه با واژه های کلیدی انقلاب مشروطه، پناهندگان، عصر قاجار، حوزه نفوذ

دانلود پایان نامه ارشد

ايران از عصر قاجار آغاز شد و در عصر انقلاب مشروطه و به ويژه در زمان حکومت پهلوي آهنگ آن شدت بيشتري يافت. نوگرايي در زمان رضاخان بر سه اصل مبتني بود: سکولاريسم، توسعه صنعتي در مرکز و وابستگي به بيگانگان. اين اصول موجب شکاف‏هاي اساسي در ايران گرديد. روحانيت و جناح مذهبي در مقابل اقدامات رضاخاني که موجب تهديد ارزش‏هاي ديني و تعرض به حريم شرع مقدس شد به ستيزه برخاست؛ صنعتي کردن کشور هم که اساساً در پايتخت و مراکز استان‏ها صورت پذيرفت موجب نابرابري‏هاي اقتصادي و تبعيض نژادي و قومي گرديد و منشأ تحرکات سياسي فراوان و متعددي گرديد و ايران شاهد تکوين و بروز قيام‏هاي قومي و نژادي متعددي شد. وابستگي به بيگانگان نيز موجب شکاف اقشار مختلف گرديد که اعتقاد به هويت ملي داشتند. خواسته‏هاي گروه‏هاي اجتماعي بسيج شده که بيشتر رنگ و صبغه مذهبي داشت قابل مذاکره و گفت و گو نبودند، زيرا هيچ گروهي حاضر به مذاکره درباره هويت خود نيست، لذا راه‏حل‏هاي سياسي به بن‏بست رسيد و اين شکاف‏ها به خشونت کشيده شد.(ترابي، 1390)
8- 1-1-3 امنيت ملي کشور و مرزنشيني
موقعيت جغرافيايي اقوام معادله امنيت ملي را پيچيده‏تر کرده است. اقوام مختلف و اقليت‏هاي مذهبي در حساس‏ترين حوزه‏هاي راهبردي کشور و جداره‏هاي مرزي اسکان يافته‏اند که عقبه آنان در وراي مرزها و بيرون از حوزه نفوذ و اثرگذاري حاکميت ملي قرار دارد.
استقرار اقوام مشابه در مناطق همجوار کشورهاي همسايه‏ امروزه بخشي از اقوام ترک، کرد، بلوچ و عرب در ايران و بخشي از آنها در مناطق همجوار ديگر کشورها ساکن هستند. هر چند وجود اين اقوام در همسايگي ايران مي‏تواند موجب نفوذ فرهنگي ايران شود، اما به صورت معکوس موجب دخالت بيگانگان در امور داخلي ايران شده است و معمولاً افکار ناسيوناليستي و تجزيه‏طلبي از همين مناطق وارد مي‏شود، براي مثال مي‏توان به مقر گروه‏هاي تجزيه‏طلب کرد مثل حزب منحله دمکرات در مناطق کردنشين شمال عراق، جنبش ملي بلوچستان ايران موسوم به جمبا در بلوچستان، پاکستان، جنبش خلق عرب در عراق و پان ترکيست‏ها در جمهوري آذربايجان و ترکيه اشاره کرد.
وجود کانون‏هاي فعال بحران‏هاي قومي و مذهبي در جداره‏هاي همسايگان ايران مثل هندوستان، گرجستان، روسيه، لبنان، فلسطين اشغالي و ديگر نقاط خاورميانه ممکن است کل منطقه را در شعله‏هاي آتش فتنه غوطه‏ور ساخته و به سرعت با بحران‏هاي واگرايي قومي، مذهبي مواجه سازد.
9-1-1-3 دخالت بيگانگان
مسئله تکثر قومي و مذهبي کشور زماني که با اهداف و مطامع استعماري بيگانه و دشمنان همراه شود از اهميت و حساسيت فوق العاده‏اي برخوردار مي‏شود و تنوع و ناهمگوني فرقه‏ها و اقليت‏هاي قومي و مذهبي از مهم‏ترين ابزار آنها محسوب مي‏شود. با نگاهي به حوادث و رخدادهاي تاريخ معاصر کشور، ردپاي نفوذ و مداخله بيگانگان را در آشوب‏هاي قومي مشاهده مي‏کنيم موازي بودن شکاف قومي با شکاف‏هاي مذهبي و زباني (شکاف متراکم) شکاف‏ها و تعارض گروه‏هاي متنوع نقش مهمي در ميزان ثبات با ايجاد بي‏نظمي و ناامني کشور دارد. اين شکاف‏ها و تعارضات ممکن است متقاطع يا موازي، فعال يا غير فعال، واحد يا متعدد باشند. تعداد گروه‏ها، موازي بودن آنها و فعال شدن شکاف‏ها موجب اختلاف با ساير مناطق و دولت مرکزي و در نتيجه بي‏ثباتي و ناامني مي‏گردد که در ايران قابل مشاهده است، زيرا در اغلب مناطق قومي‏نشين کشور، تضاد قومي و نژادي با تضاد زباني و تفاوت مذهبي همراه است، بالطبع اگر اين تضادها فعال شود و شکاف‏ها عميق گردد موجب ناامني خواهد گرديد.(احمدي،1383:ص30-27)
بطور کلي کساني که با خواست اقليتها براي تغيير احساس همبستگي مي کنند تمايل به تاکيد بر نارضايتي ها دارند ؛در حاليکه کساني که بيشتر به يکپارچگي سرزميني ايران يا به هويت ملي يا شيعي دلبستگي دارند چنين نارضايتي هايي را کوچک جلوه مي دهند. در حاليکه قانون اساسي حقوق برابر براي اقليتهاي قومي و اديان رسمي ،از جمله حق عبادت و حق کاربرد زبان محلي ،را تضمين مي کند ،اين حقوق در عمل هميشه به طور کامل رعايت نمي شود. (نيکي آر کدي ،1383:ص 130و134)
در دوره خاتمي ،وضعيت اقليتها تا حدي بهبود يافت. غير مسلمانان از جمله مسيحيان ،يهوديان ،زرتشتيان در قانون اساسي به رسميت شناخته شده اند ،در مجلس نماينده دارند ودر نظر و تا حدي در عمل مورد حمايت قرار دارند.اما متاسفانه در ميان گروههاي سنتي ترمردم اين ديدگاه قديمي مبني بر دوري از غير مسلمانان وجود داشته است. يهوديان از اينکه همدست اسرائيل انگاشته مي شوند رنج برده اند و اکثريت بزرگي از آنان پيش از انقلاب به اسرائيل يا ايالات متحده آمريکا مهاجرت کرده اند . با اين وجود هزاران نفر از آنها در ايران باقي مانده اند. بهاييان مرتدان از اسلام وعاملان قدرتهاي خارجي شناخته مي شوند.همچنين اقليتهاي سني و شيعيان اسماعيلي و فرقه هايي مانند اهل حق هم وجود دارند. اهل سنت عمدتا در نواحي مرزي متراکم هستند. در ميان اقوامي چون ترکمن ها در شمال ،بلوچ ها در جنوب شرقي و اکثريت کرد در غرب کشور . همچنين اقليت عرب در خوزستان پيرو مذهب شيعه هستند. در شورشهاي پس از انقلاب ضمن آنکه روي خواسته هاي قومي واقتصادي تاکيد مي شد ،مسائل مذهبي هم نقش داشت.چنانکه در ادامه با وجود ادعاي دين مشترک ،سنيان از تبعيضات موجود بر عليه خود شکايت دارند.
کردها در اعلام خواستهاي سياسي،اقتصادي و فرهنگي خود فعال بوده اند. هر حرکت کردها که مي توانسته به منزله ترويج جدايي طلبي يا تضعيف قدرت حکومت تلقي گردد با مقاومت همه دولتهاي مرکزي ايران ،چه پادشاهي چه جمهوري اسلامي ،چه محافظه کار چه اصلاح طلب روبرو شده است. بلوچستان ،عقب مانده ترين و محرومترين منطقه ايران ،صحنه شکايات از تبعيضها عليه سني ها و بلوچ ها و خشونتهاي مرگبار بين سني ها و شيعيان بوده است هر چند اکثر اين حوادث بين پناهندگان افغاني بوده است که در شهر زاهدان اکثريت بزرگي را تشکيل مي دهند. همچنين به عربهاي شيعه خوزستان تعداد زياد و رو به افزون عربهاي شيعه عراقي افزوده ميشوند . در حالي که عربهاي محلي خود را ايراني مي دانند مهاجران اين چنين نيستندهر چند که بسياري از آنان مي خواهند در ايران بمانند.
بزرگترين گروه قومي غير فارس ترک هاي آذربايجاني هستند که حدود يک چهارم جمعيت کل کشور را تشکيل مي دهند ودر تهران و ساير نقاط خارج از آذربايجان پر شمارند.و ضمن آنکه پيوند هاي اقتصادي و فرهنگي تنگاتنگي با فارسي زبانها دارند، شيعه مي باشند.برخي از آذربايجاني ها خود را عمدتا ايراني يا مسلمان شيعه مي دانند وبرخي نيز خود را در اصل آذربايجاني مي دانند و برخي خود را هر دو يا هر سه آنها . از بين آذربايجانيها ملي گريان برجسته ، رهبران دگر انديش و چپ سر بر آوردند. همچنانکه برخي از مسئولان نظام جمهوري اسلامي هم آذر بايجاني بوده اند.
در غرب ايران اقليتهاي مهم قومي ديگري شامل اتحاديه هاي بزرگ عشايري درون مرزي مانند ترک هاي قشقايي و شاهسون و لرهاي بختياري و لرها زندگي مي کنند که عمدتا به يکجا نشيني روي آورده اند.
در مجموع بيشتر درخواستهاي اقليتها در ايران با رويکردهاي کلي اصلاح طلبانه در کشور هماهنگي دارد . از جمله دمکراسي بيشتر ،نظارت محلي، اصلاح و پيشرفت اقتصادي و عدم اعمال سياستهاي تبعيض آميز مذهبي . (کدي،1383: 134 -130)
گفتار دوم
2-1-3 پيشينه تاريخي و وضعيت فرهنگي و اجتماعي عربستان
1-2-1-3 سابقه تاريخي
کشور پادشاهي عربستان سعودي در زمانهاي قديم وپيش از ظهور اسلام همواره ميان دولتهاي محلي ومنطقه اي منقسم بود و هيچ گونه قدرت واحدي بر آن حاکميت نداشت. با ظهور اسلام در سراسر شبه جزيره ،اين منطقه براي اولين وآخرين بار تحت لواي اسلام به وحدت دست يافت. در زمان امويان ،قسمت اعظم عربستان جزو قلمرو آنان بود و سپس آل عباس برآن مسلط شدند. در اواخر قرن دوم (ه.ق)(اوايل قرن نهم م)علويان در عربستان ،قيام کردند اما کاري از پيش نبردند .پس از مرگ متوکل عباسي،قدرت عباسيان رو به زوال نهاد و عربستان به دنبال آن داراي حکومتهاي محلي وضعيف و کوتاه مدتي شد وطي چندين قرن موقعيت مغشوش ودر هم ريخته اي داست.
در اوايل قرن دهم ه.ق (16م)پرتغاليها قصد حمله به مکه را نمدند که عملي نگرديد. در همان قرن ،خلفاي عثماني براي دفع خطر مسيحيان متوجه عربستان شدند و به تدريج سواحل غربي و ساير نقاط ،تحت حکومت عثمانيان در آمد. طي قرن هفدهم ميلادي قبايل عرب در عربستان شرقي قدرت يافتند و قدرت عثماني رو به زوال رفت. در اواسط همان قرن حاکميت ترکان بر ناحيه احساء نيز از بين رفت. در قرن هجدهم م .باتوسعه نهضتي که محمد بن عبد الوهاب (بنيانگذار مذهب وهابي )الهام بخش آن بود ،عصر جديدي از تاريخ عربستان آغاز شد. وي باحاکم شهر درعيه به نام محمد بن سعود متحد شد (1747 م)که پس از محمد بن سعود فرزندش عبدا لعزيز جانشين وي در اتحاد با ابن عبد الوهاب شد. در 1814 م با حمله مصريها از جانب حکومت عثماني ،عبدالله بن سعود ،تسليم ابراهيم پاشا گشت اما در 1824م ترکي بن عبدالله بر رياض و سراسر نجد مسلط شد و آن را از تسلط مصريها خارج ساختو به اين ترتيب آيين وهابي در تمام بخشهاي ناحيه نجد رايج شد و در اوايل قرن بيستم ،عبد العزيزبن عبد الرحمن آلسعود بر رياض ،نجد و احساء استيلا يافت و اساس حکومت سعودي بنيان نهاده شد.
طي جنگ جهاني اول سعوديها بابريتانيا از در دوستي وارد شدند ام پس از پايان جنگ سلطه عثماني بر عربستان به طور کلي پايان گرفت.،ابن سعود به پيروزي دست يافت و بدين ترتيب حجاز جزئي ا ز قلمرو وي شد که سر انجام در سال 1932 عبد العزيز عنوان سلطان عربستان سعودي را گرفت و به موازات آن ،کشور عربستان تاسيس شده ورسميت يافت.
بنابر اين عربستان امروزه نتيجه پيوند قدرت سياسي ونظامي ذخاندان سعودي و محمد بن عبد الوهاب ،بنيانگذار فرقه وهابيت مي باشد. اين جنبش يک نهضت واحد ساز بوده و نقش حساسي در تکامل جغرافياي سياسي عربستان ايفا کرده است. اتحاد اين دو موجب شدتا قدرت سياسي ومذهبي خويش را در فراسوي پايگاه و هسته وقبيله و فاميل خويش در قلب شبه جزيره گسترش دهند وتسلط خود را بر ساير مناطق و قبايل ديگر استحکام بخشند . از آنجا که که خاندان سعود ي علت وجودي کشور عربستان سعودي و عاملي عمده جهت يکپارجه سازي ملي بود ،اهميت اين مساله در نام کشور متجلي شده است و بنابر اين تنها واحد سياسي در جهان مي باشد که به نام قبيله اي که بنيان گذار آن بوده ،نامگذاري شده است (المملکه العربيه السعوديه). به همين دليل اين کشور با ساختار پيجيده اي از ميزان مشارکت شاهزادگان سعودي اداره مي شود. جايگاههاي اصلي در حکومت سعودي به صورت مشخص و تفکيک شده در اختيار شاهزادگان سعودي قرار گرفته و مسئوليتهاي استانهاي چهارده گانه اين کشور بر عهده يک امير از خاندان آل سعود ي است. وجود ذخائر عظيم نفت وگاز و همچنين مسئوليت ناشي از پرده داري حرمين شريفين به اين کشور قدرت بسياري جهت حفاظت از حکومت وکسب مشروعيت در داخل وخارج از کشور را داده است. پس از حوادث دهه هاي 80 و90 وزير سوال رفتن مشروعيت اين رژيم براي اداره حرمين شريغين ،پادشاه عربستان لقب “خادم الحرمين ا لشريفين” را براي خود برگزيد.(زراعت پيشه،1384:ص17)
2-2-1-3 موقعيت سرزميني
کشور عربستان سعودي بخش بزرگي از شبه جزيره عربستان است (حدود 85 درصد ) که در جنوب غربي آسيا در منطقه خاور ميانه قرار دارد. اين کشور از غرب به درياي سرخ ،از شمال به کويت عراق واردن ،از شرق به خليج فارس ،قطر و امارات متحده عربي واز جنوب به کشورهاي عمان ويمن محدود است. توزيع مراکز اقتصادي نفتي و مراکز سياسي واجتماعي کشور بر يکديگر مطابقت ندارند ،بطوريکه حوزه هاي نفتي مهم عربستان همگي در ساحل خليج فارس قرار دارند،اما شهرها و مراکز عمده نظير مکه ،مدينه و ينبوع در ساحل غربي درياي سرخ واقع شده اند.موقعيت ممتاز جغرافيايي عربستان سعودي و دسترسي به آبهاي آزاد خليج فازس و درياي سرخ اين امکان را فراهم آورده است تا از دو سوي اين کشور براي حمل ونقل دريايي استفاده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اقتصاد کشور، کانون توجه Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی جهان اسلام، ساختار قدرت، مصرف کننده، نفت وگاز