پایان نامه با واژه های کلیدی امام صادق، حق استمتاع، حقوق و تکالیف، عقد ازدواج

دانلود پایان نامه ارشد

معدود و خاص ممنوع است124. در اسلام سفارش اکید شده است که زن و مرد در مسائل جنسی و زناشویی از هر حیث بر سر حد اشباع نایل شوند و مایه بعضی از انحرافات جنسی زن و مرد را عدم اشباع آنان از هم دیگر دانسته است.
2-1-2-1-3 عقل
از نظر عقلا هم دسترسی به استمتاع کامل از جنس مخالف از نیازهای غریزی هر انسان است و زن و شوهر با قبول زوجیت نسبت به رفع نیاز طبیعی و متعارف جنسی یکدیگر متعهدند و این امر از مقومات و ارکان زوجیت به حساب می آید. بر اساس اصل نیاز طبیعی و نیز حکم عقلایی این حکم نسبت به زن و شوهر هردو ساری و جاری است و هیچ طرف نمی تواند مانع استمتاع طرف دیگر شوند. از طرفی عدم ردع این رویۀ متعارف عقلایی از سوی شارع و عدم تشریع راهی متفاوت با زوجیت عقلایی به منزلۀ تایید آن می باشد.البته این امر به استمتاعات ، شامل موارد متعارف است و موارد غیرمتعارف از این حکم مستثنی می باشد.
2-1-2-2 اقسام استمتاع
با عقد ازدواج، مرد حق استمتاع و بهره ورى جنسى از همسر خود پيدا مى‌كند و بر زن واجب است نسبت به هر نوع استمتاعات جنسى از شوهر خود تمكين كند و خويش را در اختيار او قرار دهد؛ مگر آنكه مانعى عقلى يا شرعى وجود داشته باشد. در صورتى كه بدون عذر از تمكين سر باز زند، ناشزه به شمار رفته است همچنین براو واجب است از آنچه كه موجب تنفر شوهر از وى مى‌گردد، از قبيل خوردن سير و پياز و آلودگى بدن يا لباس به كثافتها پرهيز نمايد.125
2-1-2-2-1 استمتاع حلال
مراد از استمتاع حلال همان معنای عام آن است که استمتاع واجب و مستحب و مکروه را در برمی‌گیرد.126 گاهی استمتاع با شرایطی، واجب می‌شود مانند اینکه نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که با حلال خود استمتاع داشته باشد یا مواردی که اگر استمتاع را ترک کند موجب ضرر یا خوف از افتادن به زنا یا حرام دیگر باشد127. در اسلام نسبت به استمتاع حلال مانند استمتاع از همسر و کنیز‌ ترغیب و تشویق بسیار شده است و آن را با لذت ترین نعمت های دنیا وآخرت معرفی میکند . امام صادق (ع) فرمودند: « ما تَلَذَّذَ النَّاسُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ بِلَذَّةٍ أَكْثَرَ لَهُمْ مِنْ لَذَّةِ النِّسَاءِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ إِلَى آخِرِ الْآيَةِ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ مَا يَتَلَذَّذُونَ بِشَيْ‌ءٍ مِنَ الْجَنَّةِ أَشْهَى عِنْدَهُمْ مِنَ النِّكَاحِ لَا طَعَامٍ وَ لَا شَرَابٍ»128 «برای مردم در دنیا وآخرت ، هیچ لذتی بالاتر از همبستری با زنان نیست ؛ واین قول خداست که میفرماید : «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ إِلَى آخِر » ، سپس فرمودند : اهل بهشت به چیزی بیشتر از نکاح، چه از طعام وشراب ، لذت نمی برند».
همچنین در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (ص) لذت خود را از دنیا بهره گیری از زنان می داند و می فرماید:« جُعِلَ قُرَّةُ عَیْنِی فِی الصَّلَاةِ وَ لَذَّتِی فِی الدُّنْیَا النِّسَاءَ وَ رَیْحَانَتَیَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ صلوات الله عليهما»129 «روشنی چشم من در نماز و لذت من در دنیا ، زنان و گل های من حسن و حسین (ع)می باشد».به هر حال از نظر اسلام استمتاع جنسى نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبیاست. در حدیثى امام صادق(ع) مى‏فرماید: «مِنْ اخْلاقِ الْانْبِیاءِ حُبُّ النِّساءِ».130 استمتاع جنسی هنگام تمایل هر یک از دو زوج بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است و از نظر فیزیکی ،نقطه اوج رابطه جنسی بزرگ ترین لذت و عظیم ترین آرامش در روی زمین است . بسیاری از پزشکان تحقیق کرده اندکه اوج این موقعیت بدن انسان را دوباره زنده و احیاء می کند و سلامتی فیزیکی را بدنبال دارد .چه زمانی عالی تر از این؛ هر دو ی آنها احساس می کنند که خواسته شان ارضاء و برآورده شده است.131
2-1-2-2-2 استمتاع حرام
هر نوع استمتاع در حال احرام ، چه از حيث نزديكى كردن و چه بوسيدن زن و چه لمس كردن و نگاه از روى شهوت132 ، بلكه هر لذّت و تمتعى از زن بردن حرام می باشد.133 همچنین استمتاع روزه‌دار از همسر خود در صورتی که بداند منجرّ به بیرون آمدن منی می‌شود (انزال)، حرام است.134
استمتاع به نحو آمیزش با زنی که کمتر از ۹ سال دارد135 و زنی که در ايام حيض و نفاس می باشد حرام است ؛ لیکن استمتاع به غیر آمیزش(بوسيدن، لمس كردن و..) در موارد یاد شده جایز است.136 لازم به تذکر است که حق استمتاع در صورت تعارض با دیگر حقوق و تکالیف، مقدّم است. بنابراین، زن بدون اذن شوهر نمی‌تواند کاری انجام دهد که با این حق منافات داشته باشد مثل اجیر شدن برای شیردادن 137، خروج از منزل 138و انجام روزۀ مستحبی139 مگر آن که محذور شرعی از استمتاع وجود داشته باشد .
2-1-3 حق مضاجعت و مباشرت
يكى از حقوق زن و شوهر حق همخوابگى و مباشرت است، در اين كه شوهر چنين حقى دارد شك و ترديد و اختلافى نيست140، و در مورد زن نيز فى الجمله قابل ترديد نيست ؛ تا جایی كه كسى كه چند زن دارد، همخوابگى با يكى از آنها ديگرى را نيز ذى حق مى‌سازد. بنابراین يكي از وظائف مهم مرد، هم‌خوابي به موقع با همسرش مي باشد. اين موضوع خيلي روشن است كه يكي از اهداف مرد و زن از ازدواج دفع شهوت مي باشد؛ چون غريزه شهوت هم مانند حس غريزه تشنگي و گرسنگي، سلامتي و حيات آنها را تهديد مي كند، زن مي تواند هنگام گرسنگي و تشنگي بدون شرم و خجالت نياز خود را ابراز كند؛ اما در مورد نياز جنسي ممكن است زن از ابراز آن خجالت بكشد، و در آتش طغيان شهوت بسوزد، ولي دم برنياورد، در اين صورت وظيفه مرد است كه مراقبت نيازهاي طبيعي زن باشد و به موقع پاسخ دهد تا از طغيان شهوت و يا فاسد شدن او جلوگيري به عمل آيد. بايد به این نکته بسیار مهم توجه کرد که زندگي امروزي انسانها در هر مورد با زندگي انسانهاي گذشته فرق كرده است؛ زيرا در گذشته در اثر مقتضيات اخلاقي و يا عوامل ديگر وسايل تحريك شهوت در جامعه كم بوده و همين امر سبب شده كه زن و مرد دير به دير متوجه اين غريزه باشند ولي امروزه وسايل برانگيختن شهوت در هر جامعه اي زياد مي باشد و يكي از هدفهاي تهاجم فرهنگي غرب به انحراف كشانيدن جوانها از همین طریق مي باشد. پس زوجین بايد كاملاً مواظب باشند تا همخوابي به موقع با زن خود را فراموش نكنند تا غفلت از انجام اين وظيفه مهم باعث از هم پاشيدگي كانون گرم خانواده نشود.
2-1-3-1 معنای لغوی مضاجعت و مباشرت
مضاجعت و مباشرت از باب مفاعله اند و لغویین چندین معنا برای آن بیان کرده اند. صاحب المنجد، معنای لغوی مضاجعت را این گونه بیان می دارد: اضجعه؛ به پهلو خواباند، ضاجعه؛ با او هم خواب شد، هم بستر شد، با او خوابید، المضاجع به معنای بسترها و مضجع به معنای بستر است 141 و هجر به معنای دوری و هجر در مضاجع، کنایه از عدم همبستری یا آمیزش با زن است. چنانچه خدای متعال می فرماید:« فعظوهن واهجروهن فی المضاجع»142؛ پس اندرز دهید آن زنان (زنان خودتان) را و ترک کنید آنان را در بسترها. تا وقتی که (ضجع) یضجع ضجعاً ثلاثی مجرد است، به معنای آن خود به خود خوابیدن و پهلو کشیدن است مثلاً گفته می شود: ضجع الرجل ؛ پهلو بر زمین نهاد143، دراز کشید به پهلو خوابید. ولی وقتی که ضجع به باب مفاعله برده شود معنای آن با کسی دیگر خوابیدن و پهلو کشیدن است و گفته می شود (ضاجع) یضاجع مضاجعۀ: به همراه او خوابید با او در یک بستر خوابید.144
لغویین معنای لغوی مباشرت را این گونه بیان کرده اند. باشر یباشر مباشرۀً الامر؛ کار را به عهده گرفت، و خودش انجام داد. (باشره) النعیم: نعمتها، او را فراگرفت که گویا پوست بدنش را لمس کرد. باشر المرءه: با آن زن جماع کرد145؛ صاحب مصباح المنیر می گوید:« وَ (باشَرَ) الرجلُ زوجَتَهُ تمتَّعَ بِبَشَرَتِهَا»146؛ دهخدا می گوید: مباشرت به معنای جماع کردن ، و … است.147
مباشرت در معنای مقاربت نیز می آید148، چنانکه خدای متعال می فرماید: «وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها »149؛ و در حالى كه در مساجد به اعتكاف پرداخته‏ايد، با زنان آميزش نكنيد! اين، مرزهاى الهى است؛ پس به آن نزديك نشويد.
2-1-3-2 مفهوم فقهی مضاجعت
مرحوم شهید ثانی در مسالک می فرماید:« المراد بالمضاجعة أن ينام معها على الفراش قريبا منها عادة، معطيا لها وجهه دائما أو أكثريّا، بحيث لا يعدّ هاجرا و إن لم يتلاصق الجسمان أو بعضهما و لا تعتبر المواقعة ».150معنای مضاجعت این است که مرد با زن روی یک فرش بخوابد؛ طوری که عادتاً نزدیک به آن زن حساب شود و صورتش همیشه یا بیشتر اوقات طرف آن زن باشد تا اینکه آدم قهر کرده حساب نشود اگرچه تمام بدن آنها یا بعضی از آن با هم نچسبد و مواقعه هم شرط نیست151. محقق سبزواری در کفایه همین توضیح را بدون قید «معطيا لها وجهه دائما أو أكثريّا» پذیرفته است و میفرماید:«و المراد بالمضاجعة الواجبة أن ينام معها في الفراش قريباً منها عادة بحيث لا يعدّ هاجراً و إن لم يتلاصق الجسمان أو بعضهما»152.
صاحب ریاض در توضیح مضاجعت می فرماید:« أن ينام معها قريباً منها عادةً، معطياً لها وجهه دائماً أو أكثريّاً، بحيث لا يعدّ هاجراً، و إن لم يتلاصق الجسمان»153. مرحوم صاحب جواهر هم بدون قید« دائما أو أكثريّا»؛ مضاجعت را اينگونه تفسير مى‌كند و میفرماید: «بأن ينام قريباً منها على النحو المعتاد معطياً لها وجهه كذلك فى جملة من الليل بحيث يعد معاشراً بالمعروف لا هاجراً و ان لم يتلاصق الجسمان».154 با توجه با این تعریفها مفهوم مضاجعت این است که مرد با زن روی یک فرش بخوابد؛ که عادتاً نزدیک به آن زن حساب شود و صورتش بیشتر اوقات طرف آن زن باشد به حالتی که قهر کرده حساب نشود اگرچه تمام بدن آنها یا بعضی از آن با هم نچسبد. بنابراین وظيفه مرد اين است كه غير از مباشرتى كه هر چهار ماه يك بار واجب است انجام دهد ، لازم است که هر چهار شب يك شب نزد زن بیتوته کند و بخوابد ، بنابر قول مشهور اگرچه زن واحده باشد، بر شوهر لازم است كه مضاجعت كند.155
2-1-3-3 ادله مضاجعت
همانطور که بیان شد مشهور فقهای شیعه به این نظر قائل اند که هر مرد وظیفه دارد هر چهار شب یک شب با همسر خود در بستر بخوابد و حق ندارد در این شب نزد همسر دیگر یا در هر مکان دیگری بخوابد. این حق مطلق بوده و به مجرد ازدواج شروع و هر چهار شب یک بار بطور منظم تکرار می شود. در صورتی که مرد چهار زن دارد همۀ شب هایش در اختیار همسرانش است اما مردی که یک زن دارد هم باید از هر چهار شب یک شب را نزد وی بگذراند و سه شب دیگر در اختیار خودش است.
2-1-3-3-1 قرآن
الف) آیه هجر «…وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ…»156. فاضل اصفهانی در کشف اللثام به این آیه استشهاد کرده و فرموده است: (و قد يمكن فهم المضاجعة من قوله تعالى: «وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ»…)157 به این تقریب که اگر زن ناشزه شود زوج به عنوان تنبيه مى‌تواند از او كناره‌گيرى كرده و قهر كند؛ مفهومش اين است كه اگر ناشزه نباشد بايد در كنار او و در مضجع و بستر او باشد و این دلیلی بر مضاجعت است.
مرحوم شیخ انصاری نیز از این آیه این گونه استدلال کرده و فرموده است:(قوله تعالى «..وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ …» دلّ على جواز الهجر في المضاجع مع خوف النشوز …- فيدلّ بمفهومه المعتبر هنا اتّفاقا ظاهرا- و إن كان مفهوم الوصف- على عدم جوازه مع عدم خوف النشوز و وجه اعتبار مفهوم الوصف هنا أنّه في مقام تحديد..)158 در اين آيه اذن در مهاجرت و ترك مضجع مخصوص جائى است كه خوف نشوز باشد، و فرموده كه اگر اطاعت كردند، شما كارى نبايد داشته باشيد، شيخ مى‌گويد اين آيه هر چند مشتمل بر وصف است ولى مفهوم دارد ، البته بسيارى از علماء منكر مفهوم وصف هستند ولی مرحوم شيخ معتقد است که گاهى وصف در مقام تحديد مسأله مى‌آيد، كه در اين صورت مفهوم پيدا مى‌كند، اينجا هم چون در مقام تحديد است، مفهوم دارد و استفاده مى‌شود كه اگر خوف نشوز نبود، حق ترك مضاجعت هم نيست. بنابراین با توجه به این

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی حق استمتاع، امام صادق، رسول خدا (ص)، اطلاق روایات Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام صادق، قرآن کریم، امیرالمومنین، نهی از منکر