پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، پیامبر (ص)، حکومت اسلامی، ولایت فقیه

دانلود پایان نامه ارشد

خلافت را قبول داشته و نه ولایتعهدی را فقط بحث امامت و ولایت که حق او بوده مورد قبول آن حضرت
بوده است و مؤید این مطلب تأکید آن حضرت بر ولایت ائمه است که در نقلی چنین می فرماید:
«حَدَّثنا علی بن بلال، عن علی بن موسی الرضا (ع) عن ابیه عن آبائهِ عَن عَلِیَّ بن ابیطالِب (ع) عن النبی (ص) عن جبرئیل عن میکائیل عن اسرافیل عن اللوح عن القلم قال یقول الله عزوجل و لِایَةُ عَلِیّ بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی»( القمی (صدوق) ، ج2 ،1387، 465)-(امام این حدیث را از امام کاظم و او هم از پدرش سلسله وار تا به علی بن ابیطالب (ع) او هم از پیغمبر (ص) و او از جبرئیل از میکائیل از اسرافیل از لوح محفوظ و قلم نقل می کند که خداوند تبارک و تعالی ولایت علی بن ابیطالب (ع) قلعه من است پس کسی که داخل شود در قلعه من ایمن است از عذاب من) یعنی این حدیث مفسر بند آخر حدیث سلسله الذهب است که فرمود بشروطها و انا من شروطها یعنی راه نجات از عذاب الهی پذیرش امامت و ولایت اهل بیت و اطاعت از آنهاست.
و شبیه حدیث بالا را باز امام رضا (ع) از پدرانش و آنها از پیامبر (ص) نقل می کنند که فرمود: همانا اول چیزی که از بنده سؤال می شود شهادت لا الله الا الله و محمد رسول الله است و شهادت این است که تو ولی مؤمنین هستی که آنرا خدا قرار داده است و من برای تو قرار داده ام پس کسی که به آن اقرار کند و معتقد باشد به آن او را نعمتهایی دهند که برای آن زوالی نباشد. ( القمی (صدوق) ، ج2 ،1387، 456)
3-1-14. جریان واقفیه و قطعیه
پس از شهادت امام کاظم (ع) دو گرایش عمده به نام های (قطعیه ) و (واقفیه) پدید آمد .
قطعیه شهادت امام موسی کاظم(ع) را تأیید کرده و امامت امام رضا(ع) را پذیرفت. اما گرایش واقفیه به بهانه هایی شهادت امام کاظم(ع) را انکار کرده و فرقه واقفیه را که در امامت امام کاظم(ع) را توقف کردند، ایجاد نمودند .
علل شکل گیری واقفیه
1- یکی از علل انکار شهادت امام کاظم(ع) و عدم پذیرش امامت امام رضا (ع) توسط عده ای از یاران امام کاظم(ع) گردید وجود اموالی از وجوه شرعی ( خمس و زکاة و … ) در دستان برخی از وکلای امام کاظم همچون حیان سراج، ابی حمزه بطائنی و عثمان بن عیسی رواسی در زمانی که امام کاظم (ع) در زندان بود. و آنها با آن پول ها خانه ، کنیز و غلات خریدند. و وقتی خبر شهادت امام به آنها رسید شهادت آن حضرت را انکار کردند. و در میان شیعیان شایع کردند امام کاظم نمرده است. زیرا او قائم آل محمد است. ( رجال کشی ص 460 به نقل از جعفریان ،1377، 428)
احمد بن حماد گوید : عثمان بن عیسی رواسی از جمله کارگزاران موسی بن جعفر بود. که در مصر انجام وظیفه می کرد اموال فراوان و کنیزانی نزد او بود. حضرت رضا(ع) پس از رحلت پدرشان به عثمان بن عیسی نوشتند که آن اموال را بازگرداند. او در پاسخ امام نوشت : ((اِنّ اَباکَ لم یَمُت)) پدرت از دنیا نرفته است. امام بار دیگر به او نامه نوشت و رحلت پدر بزرگوارش را یادآور شدند. و بر رحلت ایشان دلیل آوردند. ولی او همچنان بر نظر خود پافشاری می کرد و از بازگرداندن اموال سرپیچی کرد . (القمی (صدوق) ،ج 1 ،1387، 112)
نکته مهم اینکه شهادت امام کاظم(ع) آنقدر روشن بود؛ که قابل انکار نبود زیرا دستگاه خلافت عباسی جسد امام کاظم (ع) را پس از شهادت چند روز در کنار پل بغداد نگه داشتند تا از بزرگان
قوم گواه بگیرند؛ آن حضرت به مرگ طبیعی مرده است .
2- یکی دیگر از علل پیدایش این انحراف مفهوم قائم و مهدی و مسئله مهدویت بود که در میان شیعیان ترویج شده بود. البته انحراف در اين موارد بخاطر فرصت طلبی برخی افراد و در برخی اوقات به دلیل اعتقاد به مهدی آل محمد و نشناختن مصداق واقعی آن بود. که در مورد شهادت امام کاظم(ع) این اقدام توسط وکلای فرصت طلب آن امام جهت تصاحب اموالی که پیش آنها بود انجام گرفت .
3- یکی دیگر از علل گسترش این حرکت مسئله غلو بود. در بین برخی از افراد که نتیجه آن شکل گیری فرقه ای بنام ممطوره بود. که به رهبری یکی از غلات به نام محمدبن بشیر شکل گرفت. او از این فرصت استفاده کرد. و فرقه مذکور را بوجود آورد. از اعتقادات آنها اعتقاد به تناسخ و حلول بود و محرمات را مباح می شمردند و معتقد بودند خداوند اختیاراتش را به امامان تفویض و واگذار کرده است .
این گرایش هر چند در زمانی شکل گرفت، که فرهنگ و معارف شیعی بطور کامل و گسترده توسط ائمه خصوصاً امام باقر (ع) و سپس امام صادق (ع) و امام کاظم(ع) شکل گرفته و دانشمندانی همچون هشام بن حکم ، هشام بن سالم ، یونس بن عبدالرحمن و … در این مکتب تربیت شده و این قبیل انحرافات جزئی نمی توانست در اصل مذهب شیعه خللی ایجاد کند. ولی به هر جهت تعدادی از شیعیان که از جهت فکری و علمی ضعیف بودند از مذهب شیعه جدا نموده و در جریان امامت امام رضا در تلاش بودند. تا عموم شیعیان را وادار به انکار امامت آن حضرت نمایند که موفقیت چشم گیری بدست نیاوردند .
3-1-15. رهبری اسلام در عصر غیبت
3-1-15-1. ضرورت حکومت و رهبری در عصر غیبت
رهبری حکومت اسلامی در زمان رسول خدا(ص) بر عهده آن حضرت بود. و طبق اعتقادات شیعه این مسئولیت پس از رسول خدا بر عهده امامان شیعه یکی پس از دیگری است. اما سوال این است که در عصر غیبت امام عصر(عج) تکلیف رهبری جامعه چیست ؟ آیا باید بدون حکومتی زندگی کنند. و فقط تکلیف آنها انتظار ظهور امام زمان هستند؟
آیا نباید حکومت قسط و عدل که اهداف انبیاء و ائمه بود، استمرار یابد؟ و آيا در عصر غیبت نسبت به تشکیل حکومت اسلامی و رهبری آن باید سکوت کرد؟
اما با مراجعه به منابع و احادیث معتبر اسلام مشخص می شود این سوالات نه تنها در حد توهم است. بلکه در اسلام برای حکومت اسلامی و رهبریت آن در عصر غیبت نیز برنامه منسجم دارد (کواکبیان ، 1385، 118)
و رهبري آن از طریق فقهای جامع الشرایط دین ادامه می یابد. و ولایت ائمه که بر مردم داشتند. در عصر غیبت بر عهده فقیه جامع الشرایط است.
3-1-15-2. ولایت فقیه در کلام امام رضا (ع)
در بحث اثبات نظریه ولایت فقیه کتب مختلفي نوشته شده که با استفاده از آیات قرآن و روایات
منقول از پیامبر اعظم (ص) و ائمه اطهار (ع) و ادله عقلی به بررسی آن پرداخته اند. در این بحث کوتاه این موضوع را در کلام امام رضا بررسی می کنیم. و در این باب چند روایت از زبان امام رضا بیان گردیده که به شرح ذیل است.
حدیث اول : ابوالحسن محمد بن علی بن الشاه الفقیه المروزی با سلسله از امام رضا نقل می کند که فرمود : حدثنی ابی موسی بن جعفر (ع) قال : حدثنی ابی جعفر بن محمد(ع) حدثنی ابی محمد بن علی قال : حدثنی ابی علی بن الحسین قال : حدثنی ابی الحسین بن علی قال حدثنی ابی علی ابن ابیطالب عن رسول الله (ص) :الهم ارحم خلفایی ثلاث مرات قیل له : و مَن خُلفاوک ؟ قال : اَلذّین یاتونَ مِن بَعدی و یَروُونَ اَحادِیثی وَ سُنَّتی فَیُعَلمّونَها الناسَ مِن بَعدِی (القمی (صدوق) ، ج 2 ،1387، 336)
امام رضا (ع) از امام کاظم و او از پدرش … از پیامبر (ص) نقل می کند که پیامبر (ص) فرمود: پروردگارا !جانشینان مرا رحم کن کسی به او عرض کرد : یا رسول الله جانشینان تو کیستند ؟ فرمود : کسانی باشند که بعد از من بیایند و روایت کنند احادیث و سنتهای من را ، پس آنها تعلیم کنند به مردم بعد از من .
در این حدیث پیامبر فقها و راویان حدیث را جانشینان خود معرفی می کند. و نقل این حدیث
از زبان امام رضا(ع) بیانگر آن است که امام رضا(ع) در واقع تاکید می کند روی این موضوع که پس از ائمه جانشینان آنها در واقع فقها هستند. و در تعبیر پیامبر به خلیفه و جانشین برای خودش مشخص است این جانشینان در عصر غیبت امام معصوم است. والا در زمان حضور امام معصوم جانشین پیامبر و کسی که بر مردم ولایت دارد امامان معصوم هستند. و این حدیث از آنجایی که مرحوم صدوق در کتاب امالی ، عیون اخبار الرضا و من لا یحضرالفقيه با سندهای معتبر و با طرق مختلف بیان کرده این خود دلیل بر اعتبار حدیث است.
و نکاتی از حدیث مذکور قابل استفاده است :
1- رسول خدا جانشینانی دارد .
2- شرط جانشینی آن حضرت روایت حدیث با تعقل و تفقه در آن است و نه صرف روایت آن
3- اطلاق و عموم حدیث مزبور شامل گسترده زمین و گسترده زمان می باشد .
4- خلافت از رسول همانند خلافت از خدا ، حقیقتی است به این صورت که در مرتبه اول از آن انسان کامل و معصوم است و در مرتبه دوم از آن انسان متکامل غیرمعصوم .
5- حدیث مذکور یا مخصوص عالمان دین و فقیهان اسلام شناس است یا آنان را یقیناً شامل می شود که در صورت دوم و در صورت تعمیم و شمول ، ترتیب طولی خلافت آنان از پیامبر (ص) نسبت به تقدم خلافت معصومین (ع) از آن حضرت محفوظ است. یعنی خلافت و ولایت علما در طول خلافت و ولایت ائمه معصومین (ع) هستند .
6- جریان خلافت ناظر به تدبیر امور جامعه و زعامت شئون اسلامی است نه صرف تعلیم و تدریس ( جوادي آملي ، 1391، 197-196 )
حدیث دوم : المروی فی الفقه الرضوی انه قال : مَنزِلَهُ الفَقیه فی هذا الوَقّت کَمَنزِلَهِ الَانبیاءِ فی بَنی اِسرائیل (مجلسي، ج75ص346 به نقل از جوادي آملي ،1391، 179 ) منزلت و جايگاه فقيه در اين زمان مثل جایگاه پیامبران در بنی اسرائیل است .
خطوط کلی که از این دو حدیث استفاده می شود. که نسبت به وظایف فقها و ولایت آنها در امور مهم مسلمانان دارد. که مدار اصلی ولایت فقیه در اداره امور مسلمین براساس شریعت و دیانت است و صاحب جواهر در جواهرالکلام نسبت به ولایت فقها در جواز اقامه حدود توسط فقیه می فرماید یجوزللفقها العارفین اقامه الحدود فی حال غیبه الامام(ع) کما لهم الحکم بین الناس مع الامن من ضرر سلطان الوقت و یجب علی الناس مساعدتهم علی ذلک (النجفی ،ج 21ص394 ) که صاحب جواهر اقامه حدود را برای فقها در عصر غیبت جایز می داند و آن را از باب ولایت آنها می داند و استناد او روایات مختلفی از جمله مقبوله ابی خدیجه که در کتاب وسائل الشیعه در ابواب صفات قاضی آورده و همچنین توقیع امام زمان (ع) استناد می کند که می فرماید.
وَ اَما الحَوادِثُ الواقَعِهُ فَارجعُوافیها اِلی رُواهِ حَدیثِنا فَانِّهُم حُجَتی عَلَیکُم وَ اَنَا حُجَهُ الله (عاملی ، ج 18 ، بيتا، 101) و در حوادثی که پیش می آید در آنها به راویان حدیث فقها مراجعه کنید پس همانا آنها (فقها و راویان حدیث ) حجت من هستند بر شما و من حجت خدا هستم .و امام رضا ( ع) در حدیث دوم که جایگاه و منزلت فقیه را به منزله پیامبران بنی اسرائیل بیان می کند باید بدانیم که وظیفه اصلی انبیاء تدبیر امور اعم از فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و نظامی است چنانچه حضرت موسی در برخورد با فرعون و ارائه پیشنهاد سیاسی به او چنین می فرماید : « اَن اَدّوا اِلَیَّ عِبادَ الله (دخان، 18) بندگان خدا را به من اداء نما . زیرا مردم امانت الهی هستند و پیامبران امین خدا هستند و امانت خدا را باید به امین خدا داد. و اهمیت اداره جامعه تا آنجاست که حضرت موسی در چهل شبانه روزی که به مناجات با خدا به کوه طور می رود برای این مدت نیز برای خودش جانشین تعیین می کند. « وَ قالَ مُوسی لِاخیه هارُونَ اَخلفُنی فی قَومی ( اعراف، 142) و موسی به برادرش هارون گفته بود در میان قومم جانشین من باش . بنابراین وقتی که امام رضا(ع) جایگاه فقهای دین را برابر جایگاه پیامبران بنی اسرائیل می داند و همچنانکه پیامبران الهی بر مردم ولایت تمام داشتند پس فقها هم بر مردم ولایت تمام و مطلق دارند .
و اصل اولی در استنباط این احادیث ظهور در تشریع و انشاء احکام از ناحیه خداست نه اینکه بعنوان یک خبر باشد .

3-2. بخش دوم: ولايت عهدي امام رضا(ع)
3-2-1. سفر اجباری امام رضا (ع) به خراسان
مأمون پس از کسب قدرت و غلبه بر برادرش امین بزرگترین خطری که برای حکومت خود احساس می کرد. مسئله علویان و در رأس آن ها علی بن موسی الرضا(ع) بود. و لذا در صدد برآمد تا امام رضا (ع) را از مدینه به خراسان بیاورد. و او را از نزدیک تحت کنترل خود داشته باشد.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، علی بن الحسین، حقوق اجتماعی، رسول خدا (ص) Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، پیامبر (ص)، نامه نگاری، حکومت اسلامی