پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، پیامبر (ص)، حکومت اسلامی، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

غدیر خم رقم خورد . و تمام ائمه معتقدند که جانشین بر حق پیامبر (ص) علی (ع) است. که بارها در طول حیات پیامبر (ص) بر آن تأکید گردیده است . و آنچه شیعه در پاسخ به کسانی که از اصل انتخابی بودن جانشینان رسول خدا دفاع می کردند. بر این نکته تأکید داشت. که مسئله رهبری امت بسیار حیاتی تر از آن است، که به رأی و نظر مردم واگذاشته شود. زیرا ممکن است شخص ناصالحی را بر این مقام انتخاب کنند، و چنین انتخابی با اهداف خدا و رسول خدا در تعارض است .
به اعتقاد شیعه این تنها خدا است که با علم به عصمت آفریدگانش قادر به شناسایی افراد صالح برای رهبری مردم است و به اعتقاد شیعه این شرایط را خداوند در علی بن ابیطالب و اولاد ذکورش باز جست، و آن را در کنار مهمترین عنصر آموزه های سیاسی اش یعنی ضرورت عدالت در شرط رهبری که به استناد آیه « لا ینال عهدبی الظالمین » ( بقره -124) به کار گرفت بر این اساس شیعه خلافت سه خلیفه اول و خلفای اموی و عباسی را غیر مشروع می داند ولو اینکه مقبولیت مردمی داشته باشند .
امام رضا (ع) برای اثبات، سزاوار بودن رهبری ائمه هيچ گاه به عامل قرابت و خویشاوندی استدلال نمی کرد. بلکه به کلام خداوند استناد می کرد و در این خصوص نیز تقیه نمی کرد . چنانچه روزی مأمون در صدد بر آمد که از امام رضا اعتراف بگیرد که نسبت قرابت علویان با عباسیان به پیامبر(ص) یکسان است .
امام رضا (ع) در جوابش فرمود : بگو ببینم اگر هم اکنون خداوند پیامبرش محمد (ص) را بر ما ظاهر گرداند و او به خواستگاری دختر تو بیاید آیا موافقت می کنی؟مأمون پاسخ داد : سبحان الله! چرا موافقت نکنم ، مگر کسی از رسول خدا روی برمی گرداند! امام فرمود : بسیار خوب حالا بگو ببینم آیا رسول الله می تواند از دختر من هم خواستگاری کند ؟مأمون سکوت کرد و سپس بی اختیار اعتراف کرد که آری به خداوند سوگند که شما در خویشاوندی به مراتب به او نزدیکترید تا ما. (مجلسي، ج49 ،1371، 188)
امام رضا از مأمون این اعتراف را گرفت؛ که علویان به واسطه مادرشان فاطمه به پیامبر اکرم (ص) نزدیک ترند و طبق منطق و باور مأمون ، این ائمه هستند که باید شایستگی و رهبری امت پیامبر را داشته باشند نه عباسیان و امویان . و همچنین هارون الرشید از امام کاظم پرسید به چه سبب شما بر ما فضیلت دارید در حالیکه ما و شما از شاخه یک درخت هستیم؛ و فرزندان عبدالمطلب هستیم. ما از اولاد عباس وشما از اولاد ابوطالب هستید . امام موسی کاظم (ع) : ما به آن حضرت نزدیکتریم بخاطر اینکه ابوطالب و عبدالله از یک پدر و مادر هستند و عباس از مادر دیگر . هارون : چرا شما ادعا می کنید وارث پیامبرید، در حالی که عمو مانع از ارث بردن پسر عمواست . زمانی که پیامبر از دنیا رفت ابوطالب در قید حیات نبود، ولی عباس زنده بود، پس وراث او می باشد. امام فرمود: علی بن ابیطالب می فرماید با وجود فرزند صلبی چه دختر چه پسر به جز پدر و مادر و همسر فرد دیگری ارث نمی برد ، فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) است در این صورت فاطمه وارث رسول خداست و عمو ارث نمی برد . در ضمن امام فرمود : پیامبر (ص) برای کسی که هجرت نکرده است میراثی قرار نداده و ولایتی برای او اثبات نکرده است. هارون گفت: برای این حرف خود دلیلی داری؟
امام فرمود : دلیل من قرآن است که می فرماید : « وَالَّذین آمَنُوا ولَم یُهاجِروا مالَکُم مِن ولایَتِهِم مِن شئی حتی یُهاجِروا (انفال -72) کسانی که ایمان آورده اند ولی هجرت نکرده اند به هیچ وجه بین شما و آنان ارتباط ولایت وجود ندارد تا زمانی که هجرت کنند. و عموی من عباس هجرت نکرد. پس حق، ولایت ندارد. هارون گفت : چگونه می گویید ما ذریه ی رسول خدا (ص) هستیم، در حالیکه شما به فاطمه (س) می رسید، و نسل از طریق فرزند پسر انتقال پیدا می کند. امام در جواب هارون به قرآن تمسک جست : «ومِن ذُریَّتِهِ داوُودَ و سُلیمانَ و اَیُّوبَ و یوسفَ و موسی و هارون و کذلک نجزی المحسنین و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس …. ( انعام -84 و85 )
و از ذریه او ( منظور حضرت ابراهیم یا نوح ) این پیامبران را در مورد حمایت خاص خود قرار دادیم ، داوود ، سلیمان ، ایوب ، یوسف ، موسی و هارون و ما اینگونه افراد نیکوکار را پاداش می دهیم و نیز زکریا ، یحیی ، عیسی ، الیاس و… ای هارون پدر عیسی کیست ؟ خدا عیسی را از طریق مادرش مریم به سایر فرزندان انبیاء ملحق نمود، و ما هم از جانب مادرمان فاطمه به نسل رسول خدا ملحق می شویم . و همچنین خداوند می فرماید : « فَمَن حاجَکَ فیهِ مِن بَعدِ ما جاءَکَ من العِلمِ فَقُل تعالوا نَدعُ اَبناءَنا و ابناءکم و نساء نا و نساءکم … ( آل عمران -61) بعد از این که در مورد عیسی (ع) از جانب پروردگارت دلایل روشن و واضحی برایت آمد ، هرگاه کسی با تو در این باره به بحث و جدل پرداخت بگو : بیاید بهمراه فرزندان ، زنان و … آیا منظور از ابناء غیر از امام حسن و امام حسین است ؟ و یا در روز احد جبرئیل عرض کرد، یا محمد (ص) این غمخوارگی و مواساه از علی (ع) است. فرمود این از جهت آن است که علی از من است و من از علی هستم. جبرئیل عرض کرد: يا رسول الله و من نیز از شما دو تن هستم؟ ای هارون ما پسران عموی تو افتخارمان به این است که جبرئیل گفته که : ازماست. (القمی (صدوق) ،ج1 ،1387، 66-69)
بنابراین مقام جانشینی پیامبر اگر بنا باشد، بر مبنای ارث باشد ائمه در اولویت هستند، هر چند
امام رضا (ع) حقانیت مقام امامت و رهبری را برای خود و سایر ائمه را به استناد آیات قرآن و گفتار پیامبر و استدلال عقلی ثابت کرد .
3-1-10. مقبولیت مردمی امام رضا (ع)
در بحث مشروعیت و مقبولیت رهبر حکومت اسلامی در مجموع، دو دیدگاه کلی وجود دارد یکی دیدگاه اهل سنت است که معتقدند منشأ مشروعیت، مردم هستند. و چون امامت را از فروع دین می دانند لذا وظیفه تعیین امام را بر عهده «امت مسلمان» می دانند. و استنادشان دو حدیث است که از نظر سند مشکل دارد. که از پیامبر (ص) نقل کردند « لا تجتمع امتی علی ضلالة » و « لا تجتمع امتی علی خطا » یعنی امت اسلام بر خطا و گمراهی اجماع نمی کنند. (شمس الدین ، 1375، 96).
و دیدگاه دیگر دیدگاه شیعه است که معتقدند. مشروعیت رهبری دینی در حکومت اسلامی نص پیامبر(ص)است، نه انتخاب، و بر همین اساس امامت را از اصول دین می داند؛ نه فروع دین. وعقیده دارند که امام چون باید مبین دین باشد. پس باید از خطا مصون باشد. و تشخیص عصمت فقط از عهده خدا بر می آید. نه از مردم و بر همین اساس تعیین امام را، بر خدا برای امت واجب می داند. (همان ص95).
اما یک نکته است و آن بحث مقبولیت است. که مقبولیت مربوط به مردم است. واصل انتخابات مردم به مقبولیت بر می گردد. که ممکن است در انتخاب اشتباه کنند. و به امام معصوم یا رهبر واقعی اقبال نکنند همچنان که نسبت به ائمه چنین کردند.
اما در بحث اقبال عمومی به ائمه چنین نبود؛ که مردم به ائمه اقبال ندارند. بلکه دستگاه حاکم وظالم یا افراد تأثیرگذار و شیطان، خیلی اوقات مانع از این اقبال و ارتباط امت با امام می شدند. در خصوص امام رضا(ع) امام از مقبولیت بالایی برخوردار بود. ولی آنچه مانع این اقبال شد توطئه دستگاه خلافت بود. چنانچه اگر به تاریخ برگردیم شاهد خواهیم بود. که مردم چه اقبالی به آن حضرت داشتند.
دستگاه خلافت به خاطر ترس ملاقات امام رضا (ع) با شیعیان، در زمان آوردن امام از مدینه به
خراسان، تلاش کرد. از مسیری او را ببرند که در طول راه به شیعیان برخورد نکند. و شیعیان با او ارتباطی برقرار نکنند. و لذا مأمون دستور داده بود امام را از مسیر بصره ، اهواز و فارس به مرو بیاورند. نه از راه قم و شهرهای شیعه نشین، اما باهمه این حیله ها در مسیر حرکت امام رخدادهایی اتفاق افتاد؛ که شگفت انگیز بود. و نمونه آن نیشابور بود. که بسیاری از مردم با خوشحالی به استقبال آن حضرت رفتند و دانشمندان بزرگ آن منطقه جزء استقبال کنندگان بودند. یکی از آن ها «ابو یعقوب اسحاق راهویه مروزی» علیرغم پیری و ناتوانی به همراه چهار هزار نفر از شاگردان و مریدانش به استقبال امام رفتند. و در این استقبال مردم از بیانات آن حضرت بهره کافی را بردند و حدیث سلسلة الذهب در این مراسم از زبان امام رضا(ع) بیان گردید. (حکیمی،1382، 34)
و در خراسان در مراسم ولایتعهدی اشعاری که دعبل خزاعی خواند. و در تاریخ ماندگار گردید. و زمانی که امام به او صد دینار طلا صله و پاداش داد. دعبل از آن حضرت درخواست کرد. یکی از پیراهن ها یش را به او بدهد تا کفن خویش کند امام اجابت نمود. (همان 37)
این نشان از ارادت مردم به اهل بیت بود . حتی دزدان و راهزنان نیز ارادت ویژه به اهل بیت داشتند.
چنانکه دعبل می گوید: در راه باز گشت به عراق راهزنان به کاروان حمله کردند؛ و هم اموالم را بردند و تنها ناراحتی من پیراهن امام رضا بود. که آن را نیز بردند. در آن حال که ناراحت بودم شنیدم یکی از دزدان این مصرع از قصیده من را می خواند. «مدارس آیاتٍ خَلَت من تلاوَه» مدارس آیات آسمانی از تلاوت تهی مانده است، و گریه می کرد.
دعبل می گوید: همین که این صحنه را دیدم از او پرسیدم این شعر از کیست و گفت از دعبل بن علی خزاعی شاعر خاندان پیامبر(ص) که خداوند او را جزای نیک دهد.
آنگاه گفتم به خدا سوگند، دعبل منم اول باور نکرد. پس از آن که یقین کرد. من دعبل هستم. تمام اموال اهل کاروان را به خاطر من و این قصیده و در واقع به خاطر ارادت به اهل بیت به صاحبانش باز گرداند.
و زمانی که به قم می رسد مردم قم از او می خوانند اشعاری که در وصف امام رضا(ع) خوانده برای آنها بخوانند. و پس از خواندن قصیده مردم هدایای بسیار به او دادند. و چون مطلع شدند. از امام رضا(ع) پیراهنی هدیه گرفته درخواست کردند آن جامه را به هزار دینار از او بخرند. قبول نکرد. درخواست کردند یک تکه از آن جامه را به هزار دینار بدهند. که دعبل قبول نکرد سرانجام به زور آن جامه را از او گرفتند و هزار دینار به همراه تکه ای از آن جامه به او دادند.
این نشانگر عمق ارادت مردم به اهل بیت بود.
و دعبل زمانی که در عراق نیازمند می شود، سکه هایی که امام به او داده بود. مردم عراق هر سکه را یکصد درهم خریداری کردند.(همان ص39)
و این اقدامات نشان از مقبولیت مردمی امام دارد. که برای خرید پیراهنش چقدر هزینه می کنند. و یا سکه ای که بنام او زده شده با قیمت بالا خریداری می کنند.
اگر این ظلم و ستم حاکمان و نوکرانشان نبوده، مردم اقبالشان به ائمه خیلی زیاد بود که قابل مقایسه با خلفاي اموي وعباسي نبود.
3-1-11. عدالت در سیره امام رضا (ع)
عدالت از عناصر ارزشمندی است که معمولاً مصلحت را محدود، و در توسعه آن خلل ایجاد می نماید. و به اسارت در آوردن عدالت در حصار مصلحت بدان جهت ناممکن است؛ که خود خلاف مصلحت است .
و این استدلال در کلام علی (ع) یافت می شود که می فرماید :« فِی العَدلِ سَعَهً وَمَن ضاقَ عَلَیهِ
العَدلُ فَالجَورُ عَلَیهِ َاضیَقُ » ( علي (ع) ، 1380،خطبه 15 ، ص90) در عدالت گشایش اموری است هر کس که عدالت را تنگنا تصور نماید، باید جور را بر خویشتن تنگتر احساس نماید .
این حقیقت که با عدول از عدالت در جامعه به ورطه جور خواهد افتاد. اصالت عدالت در برابر مصلحت را اثبات می نماید. در واقع عدالت میزان است. و دیگر مصلحت ها باید با آن سنجیده شود. نه عدالت بر محور دیگری مثل مصلحت سنجیده شود . (عمید زنجانی ،ج9، 1384 ،313)
در سیره سیاسی و اجتماعی امام رضا (ع) علیرغم اینکه عملاً هیچگاه متصدی مسئولیت های حکومتی نشد. تا بتواند روش عملی خود را در اجرای حکومت بر مبنای عدالت عملياتي نماید. ولی آنچه در سیره گفتاری و کلمات آن حضرت ذکر شده، بیانگر همین است. که در اجرای عدالت جدی بود و حاضر نبود عدالت را فدای مصلحت کند .
چنانچه یکی از یاران آن حضرت بنام محمد بن عباده وقتی از امام سؤال می کند. چرا آنچه امیر
المؤمنین (مأمون) گفت (بحث پیشنهاد خلافت و سپس ولایتعهدی ) تأخیر انداختی، و امتناع فرمودی ؟ امام (ع)

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، پیامبر (ص)، جامعه اسلامی، هدایت و رهبری Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، علی بن الحسین، حقوق اجتماعی، رسول خدا (ص)