پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، امر به معروف، جامعه اسلامی، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

ی نفس که بت درون است نیز می شود . ( جوادي آملي، 1391، ص138)
ج- قدرت مدیریت و استعداد رهبری : علاوه بر دو شرط قبل یعنی اجتهاد مطلق و صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه و همچنین عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام استعداد و توانایی لازم را برای مدیریت جامعه اسلامی را داشته باشد. چنانچه شروط لازم را در این خصوص و اصل یکصد و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین بیان کرده : بینش سیاسی و اجتماعی ، تدبیر ، شجاعت ، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری و در صورت تعدد واجدین شرایط فوق ، شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قویتر باشد مقدم است بنابراین فقیه جامع الشرایط برای رهبری دنیا اسلام باید بینش صحیحی نسبت به امور سیاسی و اجتماعی درباره داخل وخارج کشور اسلامی داشته باشد و توطئه های دشمن را خوب بشناسد. و هنر مدیریت و تدبیر در امور را داشته باشد ( همان ، صص 140 – 139 )
2-2. چيستي فقه سياسي
فقه، به معناي فهم عميق آموزه هاي ديني است. و در اصطلاح ،فقه سياسي فقهي است كه ناظر بر سه قلمرو اصلي عبارتند از: حكومت، قدرت و جامعه. يعني در فقه سياسي بحث حكومت با همه ابعاد آن به عنوان روح و فلسفه كلي مطرح شده است. همچنين بحث قدرت و شيوه اداره جامعه در آن مطرح است.( نوايي ،1389، ش86 ، 9) در اين باره امام خميني(ره) مي فرمايد: «حكومت در نظر مجتهد واقعي،فلسفه عملي تمام فقه است و فقه در تمام زواياي زندگي بشريت است.حكومت،نشان دهنده جنبه علمي فقه در برخورد با تمام معضلات اجتماعي،سياسي و فرهنگي است.» (موسوي خميني، ج21، 1379، 289)بنابر اين،فقه سياسي رويكردي را مد نظر قرار دارد. كه عملكرد سياسي و اجتماعي مسلمانان بر اساس منابع اسلام باشد. وفقه سياسي شيعه در عصر غيبت امام عصر(عج)به مرحله اي جديد پاي نهاد شيوه وكالتي كه از عصر امام جواد شكل گرفت.روح تفكر سياسي را در شيعه توسعه داد. كه در عصر غيبت صغري رهبري جامعه اسلامي شيعي از طريق نواب اربعه امام عصر صورت مي پذيرفت. ودر عصر غيبت كبري اين مسئوليت بر عهده فقها (ولي فقيه) است. براي توسعه اين امر مهم در عصر غيبت،فقها شيعه اقدام به جمع آوري احاديث ائمه كردند. كه در عصر غيبت صغري و صده بعد از آن مجموعه كتبي از قبيل من لايحضر الفقيه،تهذيب الاحكام،استبصارو كافي ودر قرون بعدي خصوصا عصر صفويه گسترش بيشتري يافت وآثاري از قبيل وسائل الشيعه،بحارالانوارو…نمونه هايي از كتب روائي اين عصر است.در مباحث فقه سياسي در بين مسلمانان بسياري از آنها فقط بر نقل واحاديث صادره، اكتفا كردند. و خوارج جزء اولين گروه نقل گرا در تاريخ اسلام بودند.با ظهور دو مكتب معتزله عقل گرا، اشاعره نقل گرا نزاع ميان اين دو گروه در اواخر قرون دوم و اوائل قرن سوم به اوج رسيد.ودر تاريخ فقه سياسي شيعه نيز اين وضعيت حاكم بود؛ كه عده اي پيرو مكتب اخباري گري كه تكيه گاهشان فقط احاديث منقول از معصومين بود و نقل را بر عقل مقدم مي دانستند.و گروه دوم پيرو مكتب اصوليون كه اين گروه تكيه گاهشان عقل و نقل بود. و با استفاده از ظرفيت اين دو اصل به اجتهاد در حوزه دين مي پرداختند.باترويج و توسعه انديشه اصوليون عملا جايگاه مهمي به عقل داده شد. وعقل را در حريم شرع وارد كردند. و فقه سياسي شيعه مبتني بر عقل گرائي و نقل گرائي تواما با هم شد.شيعه در كليه آموزه هاي ديني كه ماهيت استدلالي دارند. عقل به حوزه شرع وارد شده، وتمام مسائل عبادي،حقوقي،اخلاقي و سياست و اصول اعتقادي همه، رنگ عقلاني گرفته اند.وبر اساس همين عقلانيت است. كه اسلام شيعي به حاكميت طاغوت و حاكمان جائر ومدعيان دروغين راي به مشروعيت آنها نمي دهد. عقلانيت فقه شيعي چنان نمود روشني پيدا نموده كه ملكه اجتهاد را در غيبت امام زمان را مطرح نموده، وبر اساس رهيافت هايي كه توسط معصومين ارائه شده شيعه علاوه برنقل گرائي ويژگي عقلانيت پيدا كرد.( نوايي ، 1389، شماره 86، 14و13)
2-3. تاريخ فقه سياسي
بخشي از فقه به اداره امور اجتماعي و سياسي از قبيل امامت و رهبري،انتصاب فرماندهان نظامي
،جمع آوري وجوهات شرعي و ماليات،امر به معروف و نهي از منكر،برگزاري برنامه سياسي اجتماعي از قبيل حج، نماز جمعه، نماز عيد فطر و عيد قربان، حفظ حقوق مردم، برقراري روابط با كشورهاي ديگر و … اين قسمت از فقه مربوط به به “فقه سياسي” است.
فقه سياسي مثل فقه عمومي در طول تاريخ اسلام شكل گرفته است.البته فقه سياسي غير از فلسفه سياسي است. فلسفه سياسي در واقع تحليل و تعليل ديدگاه هاي سياسي است.در حالي كه فقه سياسي به خود ديدگاه و خطوط سياسي اسلام اطلاق مي شود.
در مطالعه تاريخ فقه سياسي و ريشه يابي آن در بستر زمان،خواه ناخواه بايد به عصر رسول خدا (ص) بر مي گرديم.
پيامبر(ص) قبل از هجرت عمده فعاليتش تبليغ پايه هاي دين مثل توحيد،نبوت و معاد بود ولي پس از هجرت به مدينه چون حكومت اسلامي شكل گرفت. بيشتر آيات نازل شده بر پيامبر بر محور مسائل اجتماعي، سياسي و اقتصادي است.يعني در اين دوران احكام حكومتي كه همان فقه سياسي اسلام شكل مي گيرد. و با نظارت پيامبر اجراء مي گردد.نمونه هاي آن اجراء حدود الهي،امر به معروف و نهي از منكر، اعزام سفير، جهاد و…كه در عصر رسول خداعملا اجرا گرديد.و اين نخستين مرحله تاريخ فقه سياسي است. وبعد از رحلت پيامبر(ص) و رودر رويي مسلمين با مسائل مستحدثه و نوظهور ،اجتهاد درقرآن و سنت توسط اهل سنت و تبعيت از كلام و سيره اهل بيت توسط شيعه فقه سياسي تكامل بيشتري پيدا كرد.ولي فقه سياسي در ضمن فقه عمومي بيان مي شد.اما بعد ها،برخي از موضوعات كه از نظر سياسي و يا اقتصادي مورد ابتلاء بيشتري بود.بطور جداگانه تدوين گرديد. وكتب فقهي با موضوع اقتصاد عنوان كتاب”الخرائج”به خود مي گرفت. مثل خراج ابويوسف و خراج يحيي بن آدم از اهل سنت و “مسائل الخراجيه”محقق كركي از فقهاي شيعه،وگاهي به عنوان “الاموال”ناميده مي شد.و كتاب هاي فقهي كه در زمينه مسائل اجتماعي و سياسي نوشته مي شدند. با عناوين “كتاب الحسبه”يا”احكام السلطانيه”و…تدوين مي گرديد.كتاب هاي حسبه و احكام سلطانيه در واقع همان فقه سياسي اسلام است ولكن مولفان معمولا محتواي كتاب را طبق مذهب و مكتب فقهي كه خود از آن پيروي مي كردند مي نوشتند.وگاهي فقها بحث حسبه را در مبحث “امر به معروف ونهي از منكر”مورد بحث قرار مي دهند.از جمله كتاب هايي كه در امور حسبه توسط فقهاي اهل سنت نوشته شده عبارتند از:
1-الحسبه في الاسلام-تاليف ابراهيم دسوقي الشهاوي
2-الحسبه في الاسلام-تاليف ابن تيميه
3-الحسبه و المحتسب-تاليف نُقُولا زياد
و كتبي كه تحت عنوان احكام سلطانيه نوشته شده است عبارتند از:
1-الاحكام السلطانيه والولايات الدينيه-نوشته ابوالحسن علي بن محمد بن حبيب ماوردي
2-الاحكام السلطانيه –نوشته ابويعلي
در بين فقها وعلما شيعه،كتابي را باعنوان احكام السلطانيه سراغ نداريم وبيشتر فقها شيعه،فقه سياسي رابيشتردر داخل فقه عمومي مي نوشتند. وعلت آن اينكه فقهاي شيعه خلافت حاكمان را مشروع نمي دانستند. به همين دليل حاكمان هميشه آنها را سركوب مي كردند. و مانع از انتشار آثارشان مي شدند.واز فقهاي متاخر شيعه كه درباره حكومت بصورت مستقل كتاب نوشته مرحوم آيت الله محمد حسين نائيني كه كتاب «تنزيه الملة وتنبيه الامة» را تاليف كرده است كه حكومت مطلقه شاهان را غير مشروع دانسته و جواز حكومت مشروطه را بيان داشته است.يا امام خميني(ره) و برخي ديگر از فقهاي معاصر اثراتي با عنوان ولايت فقيه،ولايت فقها و…تدوين نموده اند. (شکوری ، 1377، ص45-40)
2-4. رويكرد
از آنجايي كه در يك موضوع علمي و فكري ممكن است. از ابعاد گوناگون و زواياي متفاوت و روش هاي متناوب مورد بررسي و تحليل قرار گيرد. و مرسوم است كه روش و ادبيات تحقيق در ابتداي نوشته، آورده شود تا ذهن خواننده را به سمت و سوي افكار و انديشه هاي نويسنده معطوف بدارد و لذا اين نوشته نيز از اين قاعده خارج نيست
درباره زندگاني سياسي، فرهنگي و اجتماعي امامان معصوم خصوصا امام رضا (ع) كتب و آثار مختلفي منتشر گرديده است. كه در بررسي آنها ديده مي شود. كه هر كدام با يك رويكرد خاص اثر خود را به پايان رسانده بيشتر آثار موجود با رويكرد تاريخي منتشر گرديده، كه زواياي زندگي آن حضرت را عمدتا از اين بعد مورد بررسي قرار داده و در برخي آثار نيز سيره زندگاني آن حضرت را از بعد كلامي و فلسفي مورد تجزيه و تحليل قرار دادهاند. و بعضا به ابعاد سيره فقهي آن حضرت پرداخته اند.
اما در آثار منتشره اي كه مورد بررسي قرار گرفته كمتر ديده شده كه سيره سياسي آن حضرت از بعد فقه سياسي مورد بررسي قرار گيرد كه برآن شديم كه در اين اثر «سيره سياسي امام رضا (ع) را بر اساس فقه سياسي مورد بررسي قرار كيرد.»
از آنجايي كه تمام متفكران بزرگ عرصه علم سياست و انديشه سياسي اعم از دانشمندان اسلامي مثل ابن سينا و فارابي و فرهيختگان مكتب هاي سياسي غرب مثل ارسطو و افلاطون هر كدام به نوبه خود از معارف توحيدي بهره برده اند. اما در اين ميان فقه سياسي بيشترين ميراث فكري خط توحيدي را سرمايه انديشه و تحقيق خود قرار داده و همه تلاش فكري محققان بزرگ در عرصه فقه سياسي را براي دستيابي به حكومت مطلوب و اصول مباني آن به كار گرفته است. كه در اين تحقيق سيره سياسي امام رضا (ع) كه بر مبناي فقه سياسي مورد بررسي قرار مي گيرد. ناظر بر امر مهم حكومت اسلامي است .
2-5. ضرورت حكومت
نياز به حكومت موضوعي است. كه عقل بشر آن را ضروري دانسته است. زيرا زندگي اجتماعي بدون مقررات باعث هرج ومرج مي گردد.براي جلوگيري از هرج ومرج در اجتماع، بشرناگزير است تن به پذيرش حكومتي بدهد.حتي در مدينه فاضله افلاطون اين فلاسفه هستند، كه حكومت مي كنند. و در انديشه هاي كمونيستي كه به نوعي همه انسانها را برابر دانسته و بي نياز از حكومت دانسته و دولت به معني قدرت بلامنازع مطرح نيست. ولي به هر حال گروهي عهده دار اداره جامعه هستند. به علاوه كوتاهي دوره هاي هرج ومرج در اجتماعات گوناگون به ما مي فهماند كه انسانها در زندگي اجتماعي خود هرج ومرجي را نمي پذيرند. و ازآن وضعيت به ستوه در مي آيند.بر اساس چنين ضرورتي لزوم حكومت به عنوان يك اصل ثابت ديده مي شود. و مورد اتفاق تمام جامعه بشري است.
2-1-5. ديدگاه اسلام درباره ضرورت حكومت
ضرورت حكومت در انديشه سياسي اسلام به صدر اسلام برمي گردد. كه پيامبر براي اولين بار با
تشكيل حكومت در مدينه بستر ساز وحدت مسلمين و توسعه و ترويج اسلام گرديد. ودر انديشه هاي كلامي قرن اول اسلام، فقط گروه خوارج، آن هم در يك برهه از زمان با شعار «لا حكمَ الاّّ لله»جامعه را از حكومت و حاكم بشري بي نياز دانست. وبا اين تفكر در برابر حكومت علي(ع) سر به شورش بر داشتند؛ و امير المؤمنين انديشه هاي آنها را نقد كرد و فرمود:…هؤُلاءِ يَقُولُونَ«لا اِمْرَاَه اِلّا لِلّه»وَ اِنّه لابُدَّ لِلنّاس مِنْ اَميرِ بِرٍّ اَو فاجِرٍ يَعْمَلُ في اِمراَتِهِ المؤمِنِ ِ و يَسْتَمْتعُ فيها الكافِرُ…( علی(ع) ، 1380، خطبه 40،ص148)اينان مي گويند:«زمامداري نيست مگر از آن خدا»در حالي كه وجود حاكم و زمامدار براي مردم ضروري است. چه حاكم نيكوكار و چه حاكم بد كار،تا مؤمن در زمامداري او عمل صالح خود را انجام دهد و شخص كافر براي دنيايش بر خوردار گردد. بيان علي (ع)درباره لزوم حكومت و ضرورت وجود حاكم،از صراحت كافي برخوردار و اين گوياي انديشه شيعه در حوزه سياسي است و اين تفكر نيز مورد تاييد اهل سنت نيز هست.همچنانكه دانشمندان اهل سنت معتقدند كه رهبري و امامت در حكومت اسلامي ضروري است. و در جريان سقيفه اختلاف بر سر چه كسي شايستگي اين مقام را دارد بود.
ابن ابي الحديد: متكلمين،جملگي امامت(حكومت) را لازم و واجب مي دانند.(شرح نهج البلاغه،ابن ابي الحديد،ج2،ص308،به نقل از شمس الدین ،1386)
و آية الله بروجردي: همه مسلمانان،از شيعه وسني بر اين باورند كه جامعه اسلامي ،در اداره امور
خود نياز به زمامدار دارد،بلكه اين مسئله از ضروريات اسلام است.( شمس الدین ،1386،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، حقوق بشر، جامعه اسلامی، جمع آوری اطلاعات Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی پیامبر (ص)، جانشینی پیامبر، سنت گرایی، امام زمان