پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، امر به معروف، فکر و اندیشه، نهی از منکر

دانلود پایان نامه ارشد

در میان آنها افراد شایسته تر از او وجود داشته باشد او بخدا و پیغمبر و مؤمنان خیانت ورزیده است»( قربانی ، بی تا ، 269) و علی (ع) دراین باره می فرماید:
« در استخدام کارمندان و فرمانروایانت، شفاعت و وساطت کسی را مپذیر مگر شفاعت شایستگی و امانت داری خود آنها را » (همان،270) و آن حضرت در نامه ای که به مالک اشتر نوشته توصیه
می کند:
« در امور مربوط به کارمندان و حکام خویش بیاندیش تا ایشان را پس از آزمایش و توجه به سوابقشان انتخاب کنی » (علي(ع)، 1380 ،911) و در خصوص آزادی بیان اسلام دستوراتی دارد همچنانکه حاکم اسلامی حق ندارد که مردم را از دخالت در امور مملکت منع کند. بلکه کشور اسلامی را مربوط به ملت می داند. و همه را در برابر آن مسئول می داند پيامبر (ص) می فرماید:
کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته (مجلسي،1371،ج72،38) همه شما فرمانروا هستید و دربرابر فرمانبرداران خویش مسئولید. و امر به معروف و نهی از منکر بزرگترین آزادی بیان است. که اسلام در مورد آن آنقدر تأکید می کند که شاید در کمتر موضوعی این قدر تأکید کرده است. حتی امیرالمؤمنین در لحظات آخر عمر به فرزندانش چنین وصیت می کند: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید زیرا در آن صورت اشرار و ستمگران بر شما مسلط خواهند شد»(همان، 883). انسان طبق اصل امر به معروف و نهی از منکر می تواند آزادانه جلوی منکرات را بگیرد و افراد را به کارهای خیر دعوت کند. و این اختصاص به گروه خاصی ندارد وظیفه همگانی است و مورد خطاب آنها نیز تمام انسانها هستند چه مسئول و چه وغیر مسئول و چنانچه آن دو امر ترک گردد اشرار برما مسلط می شوند.
4-1-1-3. آزادی اندیشه
آزادی اندیشه اصیل ترین حق انسانها است. زیرا آزادی های دیگر انسان قابل سلب است. ولی
آزادی اندیشه چنین قابلیتی ندارد، ممکن است آزادی شخصی فردی را سلب کرد، و او را به بردگی درآورد، ولی ممکن نیست فکر و اندیشه کسی را تحت مالکیت درآورد.
و منظور از آزادی اندیشه آن است که هر فرد حق دارد درباره هر موضوعی فکر کند. و کسی حق ندارد مانع از تفکر و اندیشه او باشد.
آنچه موجب تضییع این حق می شود عبارت است از:
الف-کوشش برای بی اطلاع نگاهداشتن مردم
ب-تقویت روح تقلید و خرافه پرستی
ج-پیروی از غرائز و میل ها
د-سانسور عقاید و افکار

الف-کوشش برای بی اطلاع نگاهداشتن مردم: از مشخصات استعمارگران این است، که سعی می کنند، همواره کشورهای استعمارزده را که از بسیاری آزادی ها محرومند، در جهالت و دور از حقایق نگهدارند. لذا دولت استعماری فقط تا آن حدود به رشد و پیشرفت کشور مستعمره کمک می کند که این رشد و پیشرفت برای تأمین منافع اقتصادی ضروری و اساسی می باشد. چون به خوبی درک کرده اند، که اگر مردم کشورهای مستعمره با سواد بشوند و به علل عقب افتادگی خود پی ببرند برای استقلال طلبی مبارزه خواهند کرد. ولذا آمار بی سوادان در کشورهای استعمار زده بین 80 تا 96 درصد دور می زند. بعنوان نمونه پاتریس لومبا در جشن استقلال کنگو در سخنرانی می گوید:
در سراسر مملکت ما تعداد تحصیل کرده ها از دویست نفر تجاوز نمی کند. و برای هر پنجاه هزار نفر یک دکتر نداریم (قربانی ،بی تا،ص 227) و در آنگولا مستعمره پرتغال که چهار و نیم میلیون جمعیت دارد. فقط هفتصد و پنجاه نفر مشغول تحصیل هستند. و در دوره سیصد و پنجاه سال دوره استعمار فقط چهار نفر آنگولایی به دانشگاه رفتند. و تازه پس از فراغت از تحصیل مانع از برگشتن به وطن خود شدند.(همان-227) ولی در مقابل اسلام نه تنها از آزادی اندیشه جلوگیری نمی کند و کوشش در بی اطلاع نگهداشتن مردم ندارد. بلکه اطلاع داشتن از امور جاری مملکت و حقایق زندگی را جزء وظیفه دولت و ملت اسلامی می داند. و برای یادگیری آن را برای مسلمین فرض دانسته و پیامبر (ص):«طَلَبُ العِلمِ فَریضَهٌ عَلی کُلِ مُسلِم اَلا اِنَّ اللهَ یُحبُ بناهَ العِلمِ»(كليني ،ج 1، بی تا، 35) یاد گرفتن و دنبال دانش رفتن بر هر مسلمان واجب است همانا خداوند دانشجویان را دوست دارد. و اسلام در مسائل عبادی خود نیز به نوعی به اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به مردم تلاش نموده و دستور می دهد که در روز جمعه بجای نماز ظهر نماز جمعه خوانده شود و بجای دو رکعت آن دو خطبه خوانده شود و در خطبه دوم مسائل روز و حوادث همان هفته در حوزه سیاسی و اجتماعی برای مردم تبین شود.
ب-تقویت روح تقلید و خرافه پرستی: از آنجایی که افراد دنباله رو همیشه خود را در برابر درک افراد پیشرو حقیر می دانند. اصل تقلید در عین آنکه از عوامل بسیار مؤثر پیشرفت های فردی و اجتماعی است. و بایستی از این تمایل طبیعی در راه ساختن شخصیت افراد استفاده شود. ولی باید مراقب باشیم که در بحث تقلید از دیگران آن قدر افراط نشود. که موجب انحراف شود. و تقویت روحیه مقلد بودن و تقلید از دیگران باعث می شود. که انسان از اندیشه آزاد خود بهره ایی نبرد، و ثمره تقلید کورکورانه به خرافه پرستی منجر می شود. حتی در کشورهایی مثل فرانسه که مدعی تمدن هستند. بیش از شش هزار جادوگر و رمال وجود دارد. و در مدت یکسال هشت میلیون نفر فرانسوی برای رفع گرفتاری های خود به آنها مراجعه می کنند.( قربانی ، بی تا ، 243) و اسلام مهمترین دژی را که فتح کرد. تقلید کورکورانه و خرافه پرستی بود ، مبارزات پیامبر(ص) در صدر اسلام با مشرکین به خاطر جهالت آنها و تقلید کورکورانه از نیاکان خود در بت پرستی بود. و مقابله با خرافه پرستی بخش عمده ایی از رسالت آن حضرت را به خودش اختصاص داد. حتی در دوران کودکی با مسائل خرافی مخالف بود.
حلیمه سعدیه دایه پیامبر(ص): «روزی کودک عبدالمطب از من درخواست کرد. که همراه فرزندان من به صحرا برود. و شب به محل بازگردد. من از ترس اینکه مبادا به کودک عبدالمطلب آسیبی برسد، یک مهره یمنی که مایه حفاظت کودکان در قبیله ما شناخته شده بود؛ به گردن او انداختم. در این هنگام کودک از من پرسید این سنگ سبز چیست؟ گفتم این حافظ و نگهبان توست، در این هنگام کودک خشمگین و طوفانی شد و با دست خود آن مهره را از گردن باز کرد و به دور افکند و با صدای بلند گفت مادر جان من نگهبان و حافظ دیگری دارم. که با من هست که پیوسته مرا حفظ می کند»( مجلسي ،ج15،1371، 349) و لذا در سیره امام رضا (ع) آن حضرت جهل و خرافه را دشمن انسان می داند؛ و می فرماید: دوست هر انسانی عقل اوست و دشمن او جهلش. (كليني ،ج1، بی تا، 11)
ج- پیروی بی حساب از غرائز و میل ها: غرائز و میل ها در صورتی مایه شور و نشاط زندگی است که در حد اعتدال باشد. و اگر در آن افراط و تفریط شود نتیجه اش هلاکت و تباهی است. اگر انسان بر هوای نفس غلبه نکند، و تسلیم آن شود جایگاهش را از حیوان هم پایین تر می آورد و به تعبیر قرآن می شود: «اُولئِکَ کَالانعامَ بَل هُم اَضَل»(اعراف ، 179) آنها مثل حیوان هستند بلکه پست تر از آن زیرا حیوانات عقل ندارند که تسلیم غرائز و امیال خود هستند ولی انسان که دارای عقل است اگر تسلیم شود مشخص است که مقامش پایین تر از آن حیوان می شود.
و امروزه عامل جنایت های بزرگ دنیا فقط بخاطر تسلیم شدن در برابر خواسته های نفس است. که در دنیا شخصیتهایی مثل صدام ، شارون ، چنگیزخان مغول ، حجاج بن یوسف ها بوجود مي آيند و خون افراد بسیاری را می ریزند و آزادی را از افراد سلب می کنند و لذا خداوند نهی می کند انسان را که از هوای نفس پیروی کند. «وَ لا تَتَبِعَ الهَوی فَیُضِلُکَ عَن سَبیلِ الله»(ص،26) (از هوای نفست پیروی نکن که ترا از راه خدا و طریق حق باز می دارد).
د-سانسورعقاید: بشریت در طول تاریخ براثر جاه طلبی برخی حاکمان و تعصب های افراطی و پیروان ادیان نتوانسته است از نعمت بزرگ آزادی فکر و انديشه برخوردار گرددو معمولاً با کسانی که اندیشه های خود را ابراز می داشتند. چنانچه مخالف آنها بود. بدون آنکه بصورت منطقی جواب گوی آنها باشد. با آنها برخورد فیزیکی می کردند. بعنوان نمونه در قرن چهارم میلادی هنگامی که ملت یونان در محاصره شکاکان، سوفیستها و عقاید خرافی بودند. «سقراط» به مبارزه برعلیه آنها و به نفع ملت یونان برخاست. و آنها را به خداپرستی دعوت کرد. اما به جای آنکه با او به صورت منطقی بحث کنند، او را محکوم به مرگ کردند.( قربانی ،بی تا،ص232) اما در مقابل اسلام نه تنها با سانسورعقاید و افکار مخالف است. بلکه ملاک تکلیف و معیار ارزش افراد را، در مقدار دانش و تفکر آنها می داند. و آنها را به تفکر و اندیشه تشویق می کند. و در قرآن می فرماید:«فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوا الالباب» (زمر- 18) به بندگانم آنهایی که همه گونه حرفها را می شنوند و در میان آنها نیکوترین شان را انتخاب می کنند بشارت بده، اینان کسانی هستند که از ناحیه خدا هدایت یافتند و اینان صاحبان خردند. سیره امام رضا (ع) در مناظره طوری بود که او را در بیان اندیشه اش آزاد می گذاشت در مناظره با سلیمان مروزی با یک آرامشی به سؤالات او پاسخ می دهد. و آن حضرت در زمان مناظره تلاش نمی کرد راه را بر حریف ببندد بلکه او را در طریق بحث و گفتگو آزاد می گذاشت تا در بیان اندیشه اش راحت باشد. و تا جایی برسد که با عقل و منطق هم در مناظره پیروز شود. و هم او را متأثر از اندیشه اسلامی نماید. و او را متمایل به اسلام نماید چنانچه در مناظره با عمران صابی ثمره اش ایمان آوردن عمران گردید.
در بررسي مناظرات امام رضا (ع) عليرغم اينكه ايشان موقعيت سياسي بالايي داشت. ولي فضا را طوري ايجاد كرده بود. كه طرف هاي مناظره كاملا آزاد بودند. بدون هيچ گونه محدويتي عقايد خود را بيان نمايند. و امام با احترام ويژه پاسخ آنها را بر مبناي اعتقادات خودشان مي داد. و در آن مناظرات آزادي بيان و انديشه بطور كامل هويدا بود. براي آشنايي بيشتر با اين موضوع مناظرات امام را در اين قسمت آورده مي شود تا با سيره او در آزادي بيان بيشتر آشنا شويم.
4-1-2. گفت‌و‌گوی ادیان در سيره رضوي
پی‌جویی الگوی رفتاری با پیروان سایر ادیان در سیره رضوی، بی‌ارتباط با تلقّی حضرت (ع) از
حقانیت یا بطلان ادیان و شرایع پیشین نیست. پرواضح است که دین گاهی به حق و زمانی به باطل وصف می‌شود؛ زیرا مجموعه عقاید و اوصاف اخلاقی و احکام فقهی و حقوقی، یا حق است یا باطل، و یا ممزوج از حق و باطل است.
قرآن کریم رهاورد انبیا را دین حق می‌داند؛ چون عقاید و اخلاق و مقررات آن، مطابق واقع است و آنچه مطابق نظام هستی و منسوب به خداوند باشد، حق است: «الحَقُّ مِن رَبِّکَ» (آل عمران:60) در فرهنگ و سیرة رضوی که ترجمان وحی الهی است، ادیان آسمانی با همه جلو ه‌ های تاریخی‌ شان ، دارای ماهیت واحدند؛  با وجود این، تحریف ادیان از مسیر اصلی و حقیقی خود که در طول تاریخ و به دست حکّام فرصت‌طلب صورت گرفته است، باعث شد ادیان آسمانی در برخی اصول از یکدیگر فاصله بگیرند.
آنچه امروزه جهان بشری به‌شدت به آن نیازمند است، تعامل و گفت‌وگوی ادیان برای کم‌کردن فاصله‌های موجود بین ادیان، تألیف قلوب پیروان آنها و یکسو ‌نمودن حرکت انسان‌ها به سوی سعادت است. بر همین اساس، قرآن کریم خطاب به پیامبر (ص) می‌فرماید: «ما تو را برای همة انسان‌ها مبعوث کردیم» (سبأ:28)؛ زیرا یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد شریعت مقدس اسلام، جهانی‌بودن و تعلّق آن به همة انسان‌ها از هر نژاد و مکان و آیینی است.
امام رضا (ع) با توجه به موقعیت زمانی و مکانی خاصّ خود در دوران ولایتعهدی، گامی مؤثر برای رفع اختلافات، آشکارساختن نواقص موجود در ادیان تحریف‌شده و اثبات حقانیت اسلام برداشته و شاید به‌جرئت بتوان گفت ایشان اولین شخصیتی است که باب «گفت‌و‌گوی ادیان» را به جامعة اسلامی باز کرد. نمودِ بارز این پدیده را می‌توان در مناظرات امام (ع) با جاثلیق  به نمایندگی از آیین مسیحیت، رأس‌الجالوت به نمایندگی از دین یهود، هیربد  موبد بزرگ، به نمایندگی از دین
زرتشت، عمران صابی به نمایندگی از صابئان و عده‌ای از علما و سران برهمن، مشاهده کرد.
بنابراین، بر خلاف عقیدة هانتینگتون ـ صاحب نظریه برخورد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، حقوق انسان، حقوق انسانی، جامعه اسلامی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی راس الجالوت، پیامبر اسلام (ص)، پیامبر اسلام(ص)