پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، حقوق انسان، حقوق انسانی، جامعه اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

مأیوس نشوند و مخالفان بدانند که برای ائمه نیز حق حکومت هست.
3-2-5. امام رضا (ع) و فرصت ولایتعهدی
مأمون علیرغم تلاش فراوارن برای وارد کردن امام رضا (ع) به دستگاه خلافت و مشروعیت
بخشیدن به حکومت و خلافت بنی العباس و استنکاف امام از پذیرش مسئولیت خلافت ظاهری که یک توطئه بزرگ در پشت آن خوابیده بود. و عدم پذیرش ولیعهدی از روی اختیار سرانجام مأمون امام را مجبور کرد، ولایتعهدی را بپذیرد. سرانجام با تهدید نمودن امام رضا(ع) به مرگ توسط مأمون، امام ناچار شد، ولایتعهدی را بپذیرد . هرچند مأمون خیال می کرد با این اقدام به اهداف خود خواهد رسید .
ولی امام رضا این تهدید را برای جامعه اسلامی و ترویج فرهنگ شیعه تبدیل به یک فرصت کرد. که مأمون با آن همه زیرکی به فکرش هم خطور نمی کرد، که این امر باعث بهترین فرصت برای امام رضا (ع) علیه نظام خلافت خود باشد .
یکی از اقدامات امام رضا (ع) در زمان ولایتعهدیش این بود که در هر فرصتی اجباری بودن امر ولایتعهدی را به گوش مردم می رساند. و همواره می فرمود: من تهدید به مرگ شدم تا ولایتعهدی را قبول کردم. (حسینی خامنه ای ، قسمت اول ،1389،‌ 16)
طبیعی بود این کلام، به عنوان یک پدیده عجیب، در کمترین زمان، در سراسر قلمرو اسلام منتشر
می شود. این کلام در زمانی از زبان امام رضا (ع) بیان می شود که فردی مثل مأمون فقط به خاطر عزلش از چنین مقامی به جنگ با برادرش امین می رود و او را می کشد. حال فردی مثل امام رضا (ع) پیدا می شود که به مقام ولیعهدی با بی اعتنایی نگاه می کند، و قبول آن را از روی اجبار و تهدید به قتل پذیرفته مقایسه این دو نوع نگاه به مقام ولیعهدی در ذهن مسلمانان نقش بست و شخصیت امام رضا(ع) در بین مسلمانان محبوبتر گردید. و مأمون از برنامه ریزی خود و آنچه سرمایه گذاری کرده بود نتیجه عکس گرفت.
و فرصت دیگر امام رضا (ع) اینکه امام (ع) ولیعهدی را بدین شرط پذیرفته بود که در هیچ یک از شئون حکومت دخالت نکند. و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد. مأمون که فکر می کرد، فعلاً در ابتدای کار این شرط قابل تحمل است و بعد می توان اما را به صحنه فعالیت های خلافت و حکومت کشاند این شرط را از آن حضرت قبول کرد .
روشن است که با تحقق این شرط نقشه مأمون نقش برآب می شد و بیشتر هدف های او برآورده نمی گشت. امام(ع) در همان حال که نام ولیعهد داشت و قهراً از امکانات دستگاه خلافت نیز برخوردار بود چهره ای به خود می گرفت که گویی با دستگاه خلافت ، مخالفت و به آن معترض است. ( همان ،17)
حرکت مهم دیگر امام رضا (ع) اینکه در زمانی که ولیعهد بود دست به حرکتی زد که در طول تاریخ زندگی ائمه پس از سال چهلم هجری بی نظیر بوده است. و در آن برملا کردن داعیه امامت شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پرده تقیه و رساندن پیام تشیع به گوش همه مسلمانان بود. امام تریبون عظیم خلافت را در اختیار گرفت و سخنانی را با صدای بلند به گوش مسلمانان رساند که در طول بیش از صد و شصت سال به جز از راه تقیه و خفا به گوش کسی نرسیده بود. (همان ،79)
مناظرات امام در جمع علما و دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان در حضور مأمون که در آن قویترین استدلال های امامت را بیان فرموده است و حدیث معروف امامت که در مرو برای عبدالعزیز بن مسلم بیان کرده است. (القمی (صدوق) ،ج1 ،1387، 190) و قصائد فراوانی که افرادی مثل دعبل و ابونواس در مدح آن حضرت به مناسبت ولایتعهدی سروده شده همیشه جزء قصائد برجسته عربی است که بیانگر این موفقیت بزرگ امام (ع) است . در طول سالیان متمادی بخصوص در عصر امویان نه اینکه کسی جرأت نمی کرد بر بالای منابر از فضائل اهل بیت سخنی گفته شود. بلکه مدت ها در خطبه ها لعن علی (ع) می کردند. و همیشه درصدد تحقیر و تخریب خاندان رسالت بودند. و این تخریب ها به حدی رسیده بود که زمانی علی (ع) در محراب عبادت به شهادت می رسد و خبر به گوش مردم می رسد عده ای می گویند مگر علی نماز می خواند که در محراب کشته شده است .
و یا منبر پیامبر عمال یزید سخن می رانند که خاندان اهل بیت را مورد حمله و نیش زبان های خود قرار می دهند و دشنام به اهل بیت بصورت یک امر عادی درآمده بود.
در آن سال که امام رضا (ع) بالاجبار ولیعهد مأمون شده و خبر ولایتعهدی امام به اقصی نقاط سرزمین و قلمرو اسلامی رسید بر بالای منبر ها فضائل اهل بیت بیان می شد و در سال های متمادی که علناً بالای منابر بر اهل بیت پیامبر(ص) دشنام می دادند. دیگر کسی جرأت نداشت چنین جسارت هایی به زبان براند بلکه همه جا از عظمت و فضائل آن ها می گفتند . دوستان اهل بیت از این حادثه روحیه و قوت قلب می گرفتند و دشمنان آن ها احساس ضعف کردند و محدثان که تا آن روز جز در خلوت نمی شد معارف اهل بیت را به زبان آورند در جلسات درسی بزرگ و مجامع عمومی معارف را ترویج می دادند .
در حالی که مأمون امام را جدا از مردم می پسندید و این جدایی را در نهایت وسیله ای برای قطع
رابطه معنوی عاطفی ، میان امام و مردم می خواست ، امام در هر فرصتی خود را در معرض ارتباط با مردم قرار می داد (حسینی خامنه ای ، قسمت اول ،1389، 20)
فرصت دیگر تقویت جنبش علویان بود . نه تنها سرجنبانان تشیع از سوی امام به سکوت و ساز تشویق نشدند بلکه قرائن حاکی از آن است که وضع جدید امام موجب دلگرمی آنان شد . و شورشگرانی که بیشترین دورانهای عمر خود را در کوه های صعب العبور و آبادیهای دوردست و با سختی و دشواری می گذراندند ، با حمایت امام علی بن موسی الرضا (ع) حتی مورد احترام و تجلیل کارگزاران حکومت در شهرهای مختلف نیز قرار گرفتند .
هر ناسازگاری و تند زبانی چون دعبل که هرگز به هیچ خلیفه و وزیر و امیری روی خوش نشان
نداده و در دستگاه آنان رحل اقامت نیفکنده بود و هیچ کس از سر جنبانان خلافت از تیزی زبان او
مصون نمانده بود بهمین دلیل همیشه مورد تعقیب بود توانست به حضور امام و مقتدای محبوب خود برسد و معروف ترین قصیده خود را که ادعانامه ی نهضت نبوی ضد دستگاه های خلافت اموی و عباسی است برای آن حضرت بسراید. (همان ،21)
بدین سان امام (ع)با استفاده از این فرصت کوتاه در ترویج فرهنگ اهل بیت و تقویت جایگاه و پایگاه شیعه اقدامات بسیار مؤثری انجام داد؛ و با تدبیری الهی بر مأمون پیروز شد و او را در میدان مبارزه سیاسی که خود مأمون عامل بوجود آوردن آن بود شکست داد و نه تنها شیعه ضعیف نشد بلکه بسیار قویتر از طول دوران خود شد .

فصل چهارم
آزادي و حقوق بشر در سيره
سياسي امام رضا (ع)

4-1. بخش اول:آزادی
4-1-1. آزادی از ديدگاه امام رضا (ع)
آزادی کلمه ی مقدسی است که تمام ملت ها و افراد بشرهمواره سعی می کنند تا آن را بدست بیاورند و در طول اعصارگذشته و امروزه جنبش هایی در جهان جهت دستیابی به آزادی شکل گرفته است و لکن بشریت با آن همه تلاش در راه به دست آوردن آزادی هنوز نتوانسته خود را از دست مستبدان نجات داده و آزادی واقعی را به دست آورد.
آزادی دارای مصادیق فراوانی است که مهمترین آنها عبارتند از:
1- آزادی شخصی
2- آزادی سیاسی
3- آزادی انديشه و بیان
4-1-1-1. آزادی شخصي
منظور از آزادی شخصی این است که هر کس حق دارد همانطور که خدا او را آزاد آفریده و به او اراده و اختیار داده سرنوشت زندگیش را شخصاً تعیین کند.
اصل آزادی در اسلام می گوید هیچ فردی حق ندارد از روی تمایلات و هواهای نفسانی ، دیگران را تحت تملک و عبودیت خود درآورده و مالک بر آنان باشد. این قسم از آزادی حق طبیعی همه
افراد است.
و یکی از اهداف پیامبران احیاء آزادی و اجرای عدالت در جامعه است.
«و لقد ارسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط »(حدید- 25) و ما پیغمبران را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنان کتاب و میزان همراه کردیم تا مردم را به عدالت وادار نمایند.
هنگامی که فرعون سوابق نعمت خود را به رخ حضرت موسی می کشد که تو درمیان ما بزرگ شدی و از تو سرپرستی کردیم. چرا ناشکری می کنی حضرت موسی در پاسخ می فرماید این چه منتی است بر من می گذاری در حالی که آزادی مردم بنی اسرائیل را سلب کردی.( مكارم شيرازي، ج 15 ،1382 ص206) «و تِلکَ نِعمَهٌ تَمُّنُها عَلی اَن عَبَّدًتَ بَنی اِسرائیلَ»(شعرا- 22) آیا این منتی است که تو بر من می گذاری که بنی اسرائیل را برده خود ساخته ای.
این آیه بیانگر این است هر چقدر خدمت به دیگران کنی و او را در رفاه کامل قرار دهی ولی آزادی او را سلب کنی از نظر دین خدا ارزشی ندارد. آزادی از نعمت رفاه و آسایش انسانها مهمتر است. و اسلام نه تنها کسانی که آزادی دیگران را سلب می کنند عذاب می کند بلکه کسانی که در مقابل سلب آزادی خود سکوت می کند نکوهش می کند.
اسلام آزادی را حق طبیعی انسانها می داند و ضمن مبارزه با ظالمان حتی با افکار استعمارگری و استثمارگری مبارزه می کند. و معتقد است، تمام افراد بشر از نسل یک پدر و مادر هستند و هیچگونه امتیازی بر یکدیگر ندارند مگر از نظر تقوا و همه انسانها از نظر حقوق انسانی با هم برابرند و آزادی مصداق بارز حقوق انسانهاست.
برهمین اساس علی (ع): تمام مردم، آزاد آفریده شده اند، مگر کسانی که از روی اختیار، بردگی را
برای خود پذیرفته اند. (قربانی ، بی تا، ص190) و در وصیتش به فرزندش امام مجتبی(ع) می فرماید: خود را برده دیگران مساز زیرا خدا ترا آزاد آفریده است.(علي (ع) ،1380 ص 839).
اباصلت: به امام رضا (ع) گفتم:ای فرزند رسول خدا این موضوع چیست که مردم از شما نقل می کنند؟ امام فرمود: چه موضوعی؟ گفتم: می گویند،شما می گویید که مردمان بندگان و بردگان شمایند. امام فرمود: خداوندا (تو) که آفریدگار آسمان ها و زمینی و از پیدا و پنهان آگاهی، تو خود گواهی که من هیچ گاه چنین سخن نگفته ام و از هیچ یک از پدرانم نیز نشنیده ام که چنین گفته باشند. پروردگارا تو به ظلم هایی که از این امت بر ما رفته است آگاهی و این (تهمت) نیز از آن هاست…(حكيمي ،١٣٨٢،ص٦٦).
يا در روايت ديگر كه محمد ابن زيد طبري گفت:من بالاي سر امام رضا (ع)ايستاده بودم در حالي كه گروهي از بني هاشم در كنار او بودند از جمله اسحاق ابن حسين عباسي كه امام به اوفرمود:اي اسحاق! به من خبر رسيده كه مردم مي گويند: ما آنها را بردگان خود مي پنداريم، نه، قسم به قرابتي كه با رسول الله (ص) دارم نه من خود چيزي گفته ام و نه از يكي از اجدادم شنيده ام كه چنين بگويد و نه از يكي از پدرانم به من چنين روايتي رسيده ولي من مي گويم : مردم در اين كه اطاعت ما بر آنها واجب است فرمانبردار ما واز نظر ديني مواليان و دوستان ما هستند. اين مطلب را حاضران به غائبان برسانند.(كليني،ج1 ،1350، 187) اين دو حديث بيان گر آن است نه اينكه امام مردم را بردگان خود نمي داند. بلكه براي آزادي آنها اهميت قائل است. و در سيره عملي امامان شيعه ديده مي شود كه به بهانه هاي مختلف بردگان را آزاد مي كردند.وحتي در شريعت مقدس كفاره برخي گناهان را مثل قتل،روزه خواري و… را آزاد نمودن يك بنده مي دانند و اين خود بيان گر اهميت آزادي شخصي در سيره امامان شيعه است.
4-1-1-2. آزادی سیاسی
منظور از آزادی سیاسی یکی از دو موضوع ذیل است:
1- هر فردی از هر ملتی حق دارد هر منصبی از مناصب اداری مملکت را که شایستگی تصدی آنرا
داراست بگیرد؛ و در تشکیلات سیاسی خود سهیم باشد. و هیچ عاملی نمی تواند او را از این حق محروم کند.
2- هر فردی از افراد مملکت حق دارد، نظرات اصلاحی و انتقادی خود را بطور آزاد بیان کند که این حق شامل آزادی قلم و آزادی بیان تشکیل احزاب و… خواهد بود.
اسلام همه مسلمانان را برادر و در برابر قانون برابر می داند. که می توانند از مزایای سیاسی و اجتماعی کشور، طبق شایستگی برخوردار باشد. و ملاک برتري در شایستگی اوست و طبق دستور اسلام هرگاه افراد شایسته تری برای تصدی پستهای کشور وجود داشته باشند. حکومت اسلامی حق ندارد افراد کم قابلیت را بر آنها مقدم دارد. بر این اساس پیامبر (ص) می فرماید:«هرگاه مقام مسئولی کسی را بر جمعی فرمانروا سازد که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، شخصیت علمی، امیرالمومنین، امام حسن (ع) Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، امر به معروف، فکر و اندیشه، نهی از منکر