پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، علی بن الحسین، رسول اکرم (ص)، مسئولیت پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

امام روزگار است و اکنون در مدینه است (همان ، 17 به نقل از همان ،92)از جمله شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا(ع) طبق نقل عبیدالله بن عبدالله طاهر طراح ولیعهدی امام رضا(ع) را فضل بن سهل می داند. اما برخی از مورخین معتقدند که مأمون از سوی فرماندهان بلند پایه نظامی تحت فشار قرار گرفت و آنان بودند که از خلیفه خواستند امام رضا (ع) را به عنوان ولیعهد معرفی کند.
در مقابل این دو نظر بسیاری بر آنند که طرح ولایتعهدی تراوش ذهن سیاسی خود مأمون بود. و دلیل آن بیان ریان بن صلت که می گوید:بعد از بیعت مردم با امام رضا میان مردم شایعه شد که نقشه ولایتعهدی از سوی فضل طراحی گردید این خبر به مأمون رسید و او بسیار ناراحت شد و گفت: وای بر تو ای ریان چه کسی چنین جسارتی می تواند به من داشته باشد و مرا وادار سازد تا از حکومت دست بکشم و به دیگری واگذار کنم. مأمون گفت: به خدا سوگند چنان نیست که مردم گمان برده اند (القمی (صدوق) ، ج 2 ،1387، 51 )
از کلام ريان بن صلت مشخص می شود که پیشنهاد ولیعهدی از ناحیه خود مأمون بوده نه دیگران ولذا وقتی که اهداف مأمون را درباره ولایتعهدی امام رضا(ع) بررسی می کنیم به این نظر می رسیم که طراح واقعی ولایتعهدی امام رضا (ع) خود مأمون بوده است.
3-2-3-2. عهدنامه ولایتعهدی امام رضا (ع)
از آنجا که عهدنامه ولایتعهدی از جمله اسناد تاریخی و گویای یکی از مهمترین وقایع و حوادث تاریخ اسلام است در منابع گوناگون یاد شده است. (اربلی) در کتاب کشف الغمة نسخه کامل آن را آورده است.( الاربلی ، ج 3 ،بيتا، 172 به نقل از معيني،1389، 120) و چنین می نماید که اغلب مدارک به همین منبع استناد جسته اند.
متن عهد نامه به گواهی و امضای افرادی چون یحیی بن اکثم، عبدالله بن طاهر،حماد بن نعمان،فضل بن سهل و برخی دیگر از رجال سیاسی و مشهور آن دوران رسیده است. علی بن عیسی اربلی آن را(متن نوشته مأمون) چنین گزارش کرده است:
3-2-3-2-1. متن حكم مامون
«بسم الله الرحمن الرحیم»
این نوشته بوسیله عبدالله بن هارون ، امیرمؤمنان، برای علی بن موسی – ولیعهدش – به رشته تحریر در آمده است.
خداوند اسلام را به عنوان دین برگزید و برای تبلیغ آن ، پیامبرانی را مبعوث کرد تا خلق را به
سوی وی راهنمایی و هدایت کنند. نخستین رسولان به آمدن پیامبران دیگر بشارت داده اند و پیامبرانی که در اعصار بعد مبعوث شدند ، رسولان قبل از خود را مورد تأیید قرار دادند. تا اینکه پیامبر خاتم ،محمد مصطفی(ص) مبعوث گشت ، در شرایطی که از دیرباز پیامبری برای مردم نیامده بود و دانش روبه تباهی داشت… خداوند با بعثت پیامبر اکرم ، خط رسالت را پایان بخشید و او را گواه بر انبیای پیشین قرار داد.
قرآن را که از هیچ سو باطل بدان راه ندارد، بر پیامبر فرو فرستاد کتابی که در آن حلال و حرام ، وعده و وعید و امر و نهی وجود دارد تا حجت کامل الهی بر خلق باشد و در پرتو آن ، مردمان با آگاهی راه هلاک یا حیات راستین را در پیش گیرند.
رسول اکرم (ص) رسالت الهی خویش را ایفا کرد و مردم را به راه خداوند فرا خواند تا اینکه به جانب پروردگار فرا خوانده شد و به جایگاه ارزشمندی که خداوند برایش تدارک دیده بود منتقل گردید.
هنگامی که نبوت پایان یافت و وحی و رسالت به محمد (ص) ختم گردید خداوند پایداری دین و سامان امر مسلمانان را به خلافت وا نهاد و پیروی از خلفاء را لازم ساخت تا در پرتو آن جامعه اسلامی عزت یابد و به حقوق الهی قیام کند و واجبات و حدود شریعت و سنت ها به اجرا در آید و
دشمنان دین و امت با جهاد عقب رانده شوند.
اکنون بر خلفا و جانشینان رسول است که در ایفای مسئولیت و نگاهبانی از دین الهی و بندگان خدا مطیع فرامین الهی باشند.
از سوی دیگر بر مسلمانان است که از خلفا اطاعت کنند و آنان را در به پا داشتن حق الهی و عدل و امنیت راه ها وجانها و ایجاد الفت میان مردم یاری دهند؛ چه اینکه اگر از فرمانروایان اطاعت نکنند رشته وحدت مسلمانان در هم ریزد و به اختلاف گرایند و دین مغلوب گردد و دشمنان غالب آیند! و این مایه زیان دنیوی و اخروی آنان است.
پس حق این است که حاکمان که امانتداران خدا بر خلق هستند در جهت رضای الهی و طاعت او تلاش و ایثار کرده به عدالت حکم کنند زیرا خداوند به داوود فرموده است: (ای داوود! ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم پس میان مردمان به حق حکم کن و از هوای خویش پیروی مکن زیرا پیروی از هوی باعث انحراف از مسیر خداست آنانکه از مسیر خدا گمراه شوند کیفری دردناک و سخت خواهند داشت چه اینکه روز حساب را از یاد برده اند.)
خداوند در آیه ای دیگر نیز فرموده است: (سوگند به پروردگارت! همه انسانها از آنچه انجام داده اند مورد بازخواست و پرسش قرار خواهند گرفت.)
از عمر بن خطاب برای ما چنین نقل شده است که وی می گفت : اگر گوساله ای در کنار فرات
بمیرد و ضایع شود مورد بازخواست الهي خواهم بود.
به خدا سوگند! اگر آدمی در مسائل شخصی خود و در آنچه تنها به او و خداوند باز می گردد بازخواست می شود و در برابر پاداش یا جزای عظیم قرار می گیرد پس چگونه خواهد بود وضع کسی که مسئولیت امت را بر عهده دارد و باید حقوق یک جامعه را رعایت کند؟ هان تنها به خدا
باید تکیه داشت و پناه از او خواست…
بیناترین مردم درباره خویش و خیرخواهترین مردم در امر دین و بندگان خدا کسی است که به کتاب الهی و سنت پیامبر (ص) همواره عمل کند و درباره خدایی که خلافت را به او وانهاده و امامت مسلمانان را به او تفویض کرده است بیندیشند الفت مردم را فراهم آورد و حافظ خون و امنیت آنان باشد…
خداوند باقی ماندن بر پیمان و بیعت با خلیفه را از تمامیت امر اسلام قرار داده و مایه کمال و عزت دین و صلاح مسلمانان شمرده است.
خداوند به خلفای خویش الهام کرده است که برای بعد از خود افرادی را برگزینند که نعمتها گرامی داشته شود و سلامت جامعه تضمین گردد. در پرتو این گزینش صحیح مکر و حیله تفرقه افکنان و دشمنان نافرجام می ماند.
آری ! امیرالمؤمنین – مأمون – از آن زمان که بار خلافت بر دوش او نهاده شده همواره تلخی و سنگینی آنرا آزموده و خدا را در نظر گرفته است و زحمتها را بر خود هموار کرده بی خوابی ها کشیده و همیشه به عزت دین و نابودی مشرکان و صلاح مردم و گسترش عدل و برپاداشتن قرآن و سنت اندیشیده است.
این مسئولیت پذیری سبب شد تا شانه از زیر بار مسئولیتها خالی نکند چه اینکه می داند باید در
برابر خدا پاسخگو باشد و دوست دارد به هنگام ملاقات پروردگار خیرخواه دین و بندگان خدا شناخته شود و ولیعهدی برگزیده باشد که شایسته ترین مردم در تقوا و دین و علم و سرآمد مردم در اجرای احکام الهی باشد.
آری – مأمون – در این مسئله مهم با خدا مناجاتها داشته و از او طلب خیر کرده و شب و روز از
پروردگار خواسته است تا آنچه مورد رضای اوست به وی الهام شود.
خلیفه در پی این راز و نیازها به تحقیقش در میان عباسیان و علویان پرداخت و به این جست و جو ادامه داد تا همگان را شناخت و تمامی دودمان را آزمود و از آن میان تنها (علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب) را شایسته ترين یافت و او را برای تصدی این مسئولیت برگزید چه اینکه فضل و شرافت علم و ورع و زهد و دوری از دنیا و مردم مداری او را دید و همگان را بر عظمت و بزرگی او متفق یافت. اینجا بود که پیمان ولایتعهدی و خلافت بعد از خود را برای او منقعد ساخت. در حالی که به خیر خواهی خداوند تکیه داشت. زیرا خدا می داند که خلیفه از روی ایثار و خدمت به دین و ملاحظه اسلام و مسلمانان و به آرزوی سلامت و پایداری حق و نجات در قیامت این گام را برداشته است.
این گونه بود که امیرالمؤمنین- یعنی من که مأمون هستم- فرزندان و خاندان و نزدیکان و سرداران لشکر و کارگزارانش را فرا خواند و آنان شتابان و خرسند بیعت کردند و می دانستند که این اقدام امیرالمؤمنین -مأمون- اقدامی است ایثارگرانه چه اینکه طاعت خدا را بر علاقه خود به فرزندان و نزدیکان و خویشانش ترجیح داده است و او را رضا نامید چه اینکه مورد پسند امیرمؤمنان بود.
هان ای خاندان امیرالمؤمنان –مأمون- و ای همه فرماندهان و سپاهیان و مسلمانان که در مدینه هستید با امیرالمؤمنین -مأمون- و با علی بن موسی بیعت کنید. دستهاتان را برای این بیعت پیش دارید و با آغوش گشاده از آن استقبال کنید و بدانید که امیرالمؤمنین در این امر طاعت خدا را برگزیده و به مصلحت شما گام برداشته است.
خدا را شاکر باشید که این اندیشه و فکر را به امیرالمؤمنین الهام کرده است… به سوی فرمانبری از خدا و امیرالمؤمنین شتاب کنید که اگر چنین کنید امنیت خواهید یافت و از برکات آن بهره مند
خواهید شد.
این عهدنامه را -مأمون- به دست خود در تاریخ دوشنبه هفتم ماه رمضان سال 201 ه.ق به رشته تحریر درآورد.
3-2-3-2-2. نوشته منسوب به امام رضا (ع)
آنچه تاکنون آوردیم دست خط مأمون و یا املای وی در زمینه ولایتعهدی بود. در منابع تاریخی یاد شده است که مأمون از امام رضا (ع) خواست تا حضرت نیز در تأیید عهدنامه و پذیرش ولایتعهدی چند سطری بنویسد و امام پذیرفت و در پشت صفحه چنین مرقوم داشت:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
سپاس خدای را که آنچه بخواهد انجام دهد و کسی را یارای چون و چرا در کار او نیست. نگاه خیانت را –هرچند گذرا و سریع باشد- می داند و بر اسرار نهفته در سینه ها آگاه است.
درود بر پیامبر خدا محمد (ص) خاتم انبیاء و بر خاندان پاکش باد.آنچه در ذیل می آید سخنان من (علی بن موسی) است.
فرمانروای مؤمنان- که خداوند به صداقت و پایداری بر حق یاری اش دهد و برای حرکت در راه
رشد و رستگاری موفقش بدارد- حق ما را که دیگران نشناختند به رسمیت شناخت رشته های خویشاوندی را (که میان علویان و عباسیان) گسسته شده بود به هم پیوست و جان های بیمناک (از ستم خلفای پیشین) را آسودگی بخشید، بلکه به آنها حیات بخشید و نیازمندان را بی نیاز ساخت. و در این کارها جوینده ي رضای پروردگار جهانیان بود و جز از او پاداش نمی خواست. به زودی خداوند جزای شاکران را خواهد داد و اجر نیکوکاران را ضایع نخواهد کرد.
فرمانروای مؤمنان – مأمون – ولایتعهدی خویش و فرمانروایی بزرگ را برای من قرار داده است البته اگر پس از او زنده باشم.
از این پس، هر کس گره ای را که خداوند به محکم بستن آن فرمان داده، بگشاید و رشته ای را که خداوند استحکام آن را می پسندد بگسلد، حریم الهی را حرمت ننهاده و حرام خدا را حلال شمرده است؛ اگر با این کار بخواهد بر امام عیب گیرد و حریم اسلام پاره کند.
پیشینیان نیز همین شیوه را پیشه ساخته بر لغزشها صبر کردند و بر ناگواریها خرده نگرفتند تا دین به پراکندگی نینجامد و رشته وحدت مسلمانان، گسسته نشود، چه این که دوران جاهلیت نزدیک بود و فرصت طلبان درصدد یافتن فرصت برای آشوبگری بودند.
من، خدا را بر خویش گواه گرفته ام که اگر زمامداری مسلمانان و خلافت را بر عهده من نهاد، با همه مردم به طور کلی و با بنی عباس بویژه، براساس فرمان خدا و رسول رفتار کنم. خونی بی گناه نریزم ناموس و مال کسی را مباح نشمارم، جز به اجازه قانون الهی.خدا را گواه گرفته ام که نهایت توانم را در انتخاب افراد لایق به کار گیرم. این، پیمانی است که با خدا بسته ام، پیمانی مؤکد که مورد سؤال الهی خواهد بود چنان که خدا فرموده است: (به عهد وفا کنید، زیرا عهد مورد سؤال واقع می شود).
اگر روش دیگری در پیش گیرم یا – برخلاف عهد خویش – تغییری پدید آورم، سزاوار سرزنش و
کیفر خواهم بود.
به خدا پناه می برم از خشم الهی، و مشتاقانه به سوی او نظر دارم تا در مسیر اطاعت خود یاری ام دهد و راه معصیت بر من ببندد و عافیت را به من و همه مسلمانان ارزانی دارد.
اما «جامعه» و «جفر» برخلاف این دلالت دارند و نمی دانم که سرانجام من و شما چیست!
«حکم تنها از آن خداست، حق را داستان می کند و حق و باطل را به بهترین گونه متمایز می سازد.» با این وصف – که می دانم فرصت زمامداری و خلافت نخواهم یافت – دستور فرمانروای مؤمنان -مأمون- را امتثال کرده و خوشنودی او را برگزیدم،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، پیامبر (ص)، نامه نگاری، حکومت اسلامی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، امام علی (ع)، حقایق تاریخی، اجرای احکام