پایان نامه با واژه های کلیدی امام خمینی، محدودیت ها، کمال انسانی، قاعده میسور

دانلود پایان نامه ارشد

را در بعد منفی آن مد نظر قرار داده و با اصل«لا اکراه فی الدین» نه تنها آزادی را در عرصه مختلف زندگی تضمین نموده ، اصولاً دین وعقیده را نیز در بدو انتخاب آزاد گذاشته است.
در خصوص اسلام چهره مثبت آزادی تحت عنوان «حریت» مد نظرقرار گرفته است. کلیه ی محدودیت های قانونی در اسلام بر اساس مصالح فرد و اجتماع استوار است و قلمرو آزاد در شریعت اسلام بسی فراتر از محدودیت های آن است.در تجزیه و تحلیل آزادی در اندیشه اسلام توجه به نکات ذیل ضروری است:
1- اصل اباحه: یعنی هرعملی که امریا نهی شرعی در مورد آن محرز نگردیده برای انسان آزاد ومباح است. این خود یک اصل و محور مهمی درباره آزادی در اسلام است.
2- قاعده نفی حرج: یعنی تکلیفی که برای انسان موجب مشقت شدید وحرج است انسان از آن معاف
است و همان عسر حرج برای او رفع تکلیف می کند.
3- قاعده نفی ضرر: یکی از اصولی است که برای آزادی انسان لحاظ گردیده که می فرماید«لا ضرر و
لا ضرار فی الاسلام».اسلام ضرر و زیان را برای انسان نپذیرفته است.
و چندین اصل دیگر از قبیل،اصل محبت،اصل برائت،قاعده میسور و تسامح و….این ها اصول فقهی
هستند. که ریشه آنها به آزادی برمی گردد. وتکالیف الزام آور اسلام که انسان ها را در برخی از
آزادی ها محدود می کند و از آن به« حدود الهی » تعبیر می شود کاملا شخصی وغیرقابل توسعه است و اگر کسی چیزی به آن ها اضافه کند حکم بدعت دردین دارد و آن حرام وممنوع است.
پیامبر(ص):« درکاروحی دخالت نکنید و اموری را که تکلیفی بر شما تعیین نشده رها نمایید. امت های گذشته به این دلیل به هلاکت رسیدند که با سوال های خود در حوزه آزاد و درگیری با انبیائشان کار را بر خود دشوار ساختند. هنگامی که شما را برکاری امر می کنم تا آن جا که می توانید به جا آورید و اگر شما را از انجام کاری نهی می کنم به مقدار ممکن اجتناب بورزید» (عمید زنجانی ،ج٧ ،١٣٨٤،ص٢٤٩) . در این حدیث چند نکته قابل اهمیت است:
الف – تاکید بر حفظ آزادی ها در جایی که منع از آن نشده باشد.
ب – بیش از محدوده تعیین شده حق سلب آزادی در امور دیگر نداریم.
ج – انجام محدودیت های اسلام در حد امکان است «فاتو منه ما استطعتم »
د – اثبات حدود الهی شرایط سختی دارد و با نبود حتی یکی از شرایط و یا حتی ایجاد شک و شبه در یکی از آن شرایط، حد ساقط می شود و براساس اصل «در» تدر الحدود بالشبهات . یعنی حدود با شبه ای باطل می شود و ساقط می گردد این خود نیز یک آزادی است.
2-9-1. قيام و مبارزه
همواره در طول تاريخ قيام ها ،جنبش ها و انقلاب هاي رهايي بخش يكي از جريان هاي تاثير
گذار حوزه سياسي بوده است. قيام علويان نيز از اين قاعده استثناء نيست ؛ و از حركت هاي تاثير
گذار سياسي در زمان خلفاي اموي و عباسي بودند؛ كه انگيزه رهبران آنها متفاوت بود. و به همين خاطر اهداف و انگيزه ها مواضع ائمه نسبت به آنها متفاوت بود ؛برخي قيام ها مورد تاييد و برخي غير قابل قبول بودند .
قبل از اينكه به صورت ريز به بحث قيام علويان بپردازيم به تعريف قيام و مباحث انديشه ايي آن اشاره مي كنيم و سپس در فصل مربوطه بطور مفصل آن را تشريح مي كنيم.
مبارزه به معنی ایستادگی و قیام و تلاش مستمر با تمام توان برای عبور از تنگناهای حیات و رسیدن به انسانیت. انسان و کمال قرب حق ضرورتی اجتناب ناپذیراست. و هدف اصلی آن آزادی فرد وجامعه و رسیدن به مراحل کمال انسانیت است. و بدون مبارزه و قیام دستیابی به این اهداف مشکل است.
قرآن می فرماید: یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کادحا فملا قیه».(انشقاق – ٥).ای انسان تو با کوشش و مبارزه مستمر و مؤثر سرانجام به ملاقات پروردگارت خواهی رسید.
کدح به معنی یک حرکت عمومی و بسیج گونه که آمیخته با رنج و درد است.بنا بر این کدح و مبارزه برای رسیدن به کمال قرب الهی امری انسانی است و لذا حضرت امام خمینی مبارزه را امری ضروری،قطعی و بدیهی می داند زیرا در دنیا حق وباطل، شرک و توحید، ظلم وعدل وجود دارد. و تا زمانی که این وضعیت وجود دارد. مبارزه امری اجتناب ناپذیر است. «تا شرک و کفر هست،مبارزه هست. تا مبارزه هست، ما هستیم». (موسوی الخمینی ،1379، ج٢، 88).
قیام در اندیشه امام خميني (ره) خیزش و جهاد است. و نتیجه آن آزادی است. آزادی از بت های درونی و برونی، آزاد سازی خود در عرصه جان و اجتماع و آزادسازی اجتماع در عرصه وجود اجتماعی و جهانی و گام اولش در هر بعد «قیام الله» است. در تفسیر سوره حمد امام می فرماید:
«اول مرتبه قیام: (قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا الله)اصحاب سیرنیز این را منزل اول دانسته اند. شاید هم مقدمه باشد و منزل نباشد…. این که قیام کنید برای خدا. همه چیز… همه ی مسائل از این جا شروع می شود که قیام الله باشد.» ( موسوی الخمینی ،ص١٤٥). قیام الله است که موسي کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند.(موسوی الخمینی ،ج١، 1379، 21)
امام: مبارزه و انقلاب، مفهومی است عام که از تنبه و بیداری شروع می شود و تا رسیدن به کمال انسانیت انسان و قرب حق استمرار می یابد بر این اساس تمام حالات انسان مبارزه و قیام و خیزش است و اگر غیر این باشد نابودی است.
«شما موظفید خود را بسازید،انسان کامل شوید. و در مقابل نقشه های شوم دشمنان اسلام ایستادگی کنید اگر منظم و مجهز نگردید و به مقاومت و مبارزه علیه ضرباتی که هر روز بر پیکر اسلام وارد می آید نپردازید هم خود از بین می روید و هم احکام و قوانین اسلام را فانی می سازید»( موسوی الخمینی ،1374 ، ٦٢)
امام خمینی از قیام و مبارزه تعبیر به جهاد می کند. خواه این مبارزه در میدان نفس باشد. و خواه در میدان اجتماع و برای نجات،رهایی و آزادگی بندگان خدا،تحقق کلمه الله، احقاق حق و ابطال، باطل صورت گیرد.( جمشیدی ،1388 ،٣٩١ )
ترک قیام و مبارزه از دیدگاه امام یعنی ترک ضرورت حیات انسان، كه انسان و جامعه را به روز سیاه می کشاند و سلطه جباران و ستمگران را برانسان و جامعه ممکن می گرداند و عدم مبارزه در راه خدا و اعتلای انسانیت نتیجه ای جز سقوط اسفل السافلین ندارد. خود خواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگارسیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشور های اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده.قیام برای منافع شخصی است که روح وحدت و برادری را در ملت اسلامی خفه کرده…( موسوی الخمینی ،ج١، 1379، 22).
امام نسبت به افراد بی تفاوت:.سکوت در عدم مبارزه نتیجه ای جز تباهی و انحطاط به بار نمی آورد. و سکوت نشانه فقدان ایمان یا به قولی نشانه ضعف ایمان است. وخطاب به علما و روحانیون می فرماید: وای بر این مملکت، وای براین هیات حاکم، وای بر این دنیا، وای بر ما، وای بر این علمای ساکت، وای بر این نجف ساکت، این قم ساکت، این تهران ساکت، این مشهد ساکت، این سکوت مرگبار اسباب این می شود که زیر چکمه اسرائیل به دست همین بهاییان؛ این مملکت ما، این نوامیس ما، پایمال شود. وای بر ما! وای بر این اسلام! وای بر این مسلمین! ای علما، ساکت ننشینید…(همان ،ج1، 213)
از نظر امام خمینی قیام ونهضت فصل مشترک سیاست، اخلاق و عرفان است. یعنی انسان عاقل و مختارمی تواند هم برای تهذیب نفس قیام کند. و هم در جهت تهذیب جامعه گام بردارد. بر همین اساس قیام یک امری سیاسی، معنوی و اخلاقی است. و این سیره تمام انبیا و اولیاء الهی است.(جمشیدی ، 1388،٣٩٦).
سیره انبیاء همین بوده است که اگر چنانچه یک سلطانی جائر بر مردم حکومت می خواهد بکند بایستد در مقابلش….( موسوی الخمینی ، ج٤ ،1389، ١٥٢)
2-9-2. جنگ
جنگ واژه ی شناخته شده ای است که در مورد برخوردهای مسلحانه و خشونت آمیز بین دو یا
چند دولت یا گروه حاکم اطلاق می شود. پدیده جنگ نه تنها مسئله دیروز بلکه مسئله آینده
جهان نیز هست. اگر جنگ را فقط یک پدیده ضد ارزش تلقی کنیم. حداقل یک پیش داوری غیر
منطقی را قبول کردیم.
جنگ به همان اندازه که مخرب است. در طرف دیگر زمینه شکوفایی در میدان علم و پیشرفت فرهنگ ها وتمدن ها را نیز فراهم آورده است. جنگ هر چند موجب ویرانی می شود ولی از جهت دیگر به محرومان و ستمدیدگان اجازه می دهد؛ که از این طریق حقوق از دست رفته خود را احیاء نمایند. و بحث مشروعیت جنگ از همین جا نشأت گرفته است.
بیشتر کسانی که در زمینه علل و ریشه های جنگ به بحث پرداخته اند. در صدد راه یابی به نتایج ارزشی آن بوده و خواسته اند از این رهگذر به تشخیص جنگهای مشروع و نامشروع دست یابند.
اسلام در بررسی ریشه های جنگ در روابط بین ملتها و دولتها به نتیجه گیری در زمینه مشروعیت و یا عدم مشروعیت جنگ بسنده نمی کند. حتی در جنگ مشروع هم سعی بر آن دارد. که از گسترش آن جلوگیری نماید.
ریشه های جنگ از نظر اسلام که در صحنه زندگی اجتماعی بشر ظاهر گردیده است. نشأت گرفته از فطرت و سرشت انسان در کیفیت بهره گیری از مواهب زندگی است. تفاوت انسانها در بهره مندی از قدرت موجب گردید. که قویتر، از زیردستان سود ببرد. بدون آنکه به ضعیف اجازه دهد که وی عمل متقابل انجام دهد. روند استخدام و بهره کشی دو پدیده منفی را در جامعه بشری به وجود آورد.
2-9-3. جهاد
جهاد از ماده جهد به معني كوشش كردن و جهاد مصدر باب مفاعله به معني كار زار كردن،مبارزه كردن در راه خداو دين و جنگيدن است. و در اصطلاح جهاد به معني جنگيدن و مبارزه كردن در راه خدا، با مخالفان دين اسلام اعم از كفار،مشركين و ظالمين است.(سياح،ج1،1373،ص252، و
قريشي، ج2، 1389، ص78، و شرح العاملی (شهيد دوم)،كتاب جهاد،ج2، بيتا، ص379)
دفاع و جهاد – که آن نیز نوعی دفاع از فطرت توحیدی است – از احکام خلل ناپذیر عقلی و نقلی اسلام است. قران کریم زندگی بی دفاع از حریم دین را همراه با آلودگی و تباهی یاد می کند و منشأ فساد جامعه را ویرانی مراکز عبادت و تربیت توسط طاغیان می داند. یعنی هدف اولی و مقدمی خصم متهاجم تعطیل مجامع دینی و سپس تخریب مراکز مذهبی است و هدف ثانوی او گسترش فساد در زمین است. از این جهت خدا می فرماید: « و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الأرض و لکن الله ذو فضل علی العالمین» (بقره ، 251) اگر دفاع الهی نمی بود و خداوند به وسیله صالحان روی زمین، طالحان آن را دفع نمی کرد هر آینه زمین فاسد می شد. ولی خداوند نسبت به جهانیان تفضل دارد و به سبب مردان وارسته تبهکاران را هلاک می کند.
همان گونه که به منظور برطرف شدن فتنه های انحرافی ، دستور قتال در قران کریم صادر شد تا هرگونه فتنه اعتقادی از بین برود: « و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون کله لله» (بقره ، 193 ) و با آنها پیکار کنید تا فتنه از بین برود. همچنین اعلام خطر شد که اگر با دشمنان دین قتال و ستیز صورت نگیرد فتنه های دینی و انحرافهای فکری که فساد کبیر و مهم است فراگیر می شود.
«الا تفعلوه تکن فتنه فی الارض وفساد کبیر»(انفال،73) اگر این دستور را انجام ندهید فتنه و فساد بزرگی در زمین روی می دهد. « و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا ولینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز» (حج،40) اگر خداوند بعضی از مردم (باطل گرایان) را به وسیله بعضی دیگر (مؤمنان) دفع نکند،دیرها،معابد و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می شود ویران می گردد و خداوند کسانی که او را یاری کنند (دین او را) خداوند توانا و شکست ناپذیر است.
این حکم اختصاص به بعضی از ادیان و مذاهب یا برخی ازابنیه و مراکز مذهبی ندارد.بلکه در هر
عصر و سرزمینی طاغیان آن زمان و مکان بر ضد دین رائج آن منطقه و مرکز مذهبی آن تهاجم می کنند و تا ویرانی کامل آن از پا نمی نشینند.
در ضرورت دفاع همین بس که از ارکان اصیل اسلام به شمار می رود امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:«الایمان علی اربع دعائم: علی الصبر والیقین و العدل والجهاد.» (علی(ع) ، 1380، کلمات قصار ، 31) ایمان بر چهار پایه استوار است ، صبر ، یقین ، عدل و جهاد اکنون که در ضرورت مبارزه بر ضد کفر و طغیان تردیدی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی پیامبر (ص)، جانشینی پیامبر، سنت گرایی، امام زمان Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، جامعه اسلامی، تاریخ ولادت، امام صادق