پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، صدور انقلاب، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

رهبري ايمن الظواهري و بيست درصد کمک هاي مالي – لجستيک بن لادن است. همن گونه منتظر الزيات وکيل مدافع سازمان الجهاد و جماعت اسلامي مصري مي گويد : الظواهري تحولات ريشه اي و عميق استراتژيک در انديشه بن لادن ايجاد کرده بود . وي بن لادن را به انديشه جهاد انقلابي و جهاد بر عليه طا غوت ها ،ضرورت طرد نيرو هاي آمريکايي از کشورهاي عربي متقاعد ساخته بود. (محموديان ،1390:ص175و174)
مرگ بن لادن ورهبري ايمن الظواهري و ادامه تحرکات القاعده در نواحي مستعد از جمله افغانستان و عراق و تنشها و درگيريهاي شديد گروههاي افراطي در سوريه و مصر و نزاعهاي شديد براي بدست گيري قدرت ، در وضعيت فعلي مي تواند نشانه اي از اين امر باشد .
7-2-4 جمع بندي بخش
در رقابت هاي منطقه اي ايران – عربستان، مي توان جلوه هايي از رقابت ايدئولوژيک و ژئوپليتيکي را مورد ملاحظه قرار داد. فعال سازي متحدين و حمايت از گروههاي دست نشانده ،بخش ديگري از نشانه هاي رقابت دو کشور محسوب مي شود. عراق را مي توان به عنوان يکي از حوزه هاي اصلي رقابت ايران و عربستان سعودي دانست. اين گونه رقابت ها به ساير حوزه هاي جغرافيايي يعني سوريه، لبنان، بحرين و يمن گسترش يافته است. حمايت هاي سياسي، امنيتي و ژئوپليتيکي آمريکا از عربستان محور اصلي شکل گيري تضادهاي ژئوپليتيکي جديد و برهم خوردن توازن قدرت منطقه اي محسوب مي شود. الگوي رفتاري عربستان نشان مي دهد که دولت آن کشور قصد ندارد تا اجازه بدهد که تحول قدرت منطقه اي ايران ادامه پيدا کند و يا اينکه ارتقاء نقش منطقه اي ايران به سکوت بگذرد. بنابراين از الگوي تهاجمي استفاده مي نمايد. چنين الگوهايي داراي ماهيت رسانه اي، ديپلماتيک و امنيتي است.
در سطح منطقه‌اي، عربستان نسبت به افزايش نقش ايران در افغانستان، لبنان، فلسطين و به ويژه عراق نگران است، تحولات چند سال گذشته در منطقه خاورميانه که موجب افزايش نفوذ جمهوري اسلامي ايران و شيعيان شد، اسباب نگراني پادشاهي سعودي در مورد کاهش نقش و نفوذ خود در منطقه را فراهم آورده است. اين نگراني‌هاي اخير به همراه حساسيت و سوء ظن‌هاي هميشگي عربستان به ايران، واکنش‌هايي را از سوي رياض به منظور تغيير در معادلات منطقه برانگيخته است.
عربستان مشخصاً سوريه را از نگاه عينک رقابت هاي منطقه اي با ايران (مهار الگوي نفوذ معنوي ايران) نگاه مي کند و در واقع براي همين در مقابل نظام اسد و در دفاع از قيامي که عليه اين نظام صورت گرفته گام بر مي دارد. در واقع کاهش نفوذ ايران در منطقه يا مهار کردن الگوي نفوذ انقلاب اسلامي در دنياي عرب که زماني در قالب هلال شيعي مطرح گرديد. عربستان دامنه اين تهديد را بعد از بهار عربي گسترده تر مي بيند و نزديکي گروه هاي مقاومت و بخصوص سوريه به ايران را به منزله برهم خوردن تعادل منطقه اي و به حاشيه رفتن سياست هاي سعودي مي داند. بنابراين عربستان در هماهنگي با رويکرد غربي – عربي تلاش دارد تا موقعيت ايران در سوريه را کاهش دهد. از اينرو در چنين شرايطي عربستان براي محدود سازي قدرت ايران در خاورميانه از گروههاي معترض در سوريه حمايت مي کند.
از سوي ديگر ايران ضمن آنکه با رويکردهاي توسعه اقتصادي و گسترش روابط فرهنگي – تاريخي با همسايگان به هويت انرژي ، امنيت و توسعه در آسياي جنوبي ، افغانستان ، آسياي مرکزي و قفقاز وصل مي شود در عين حال اتصال به مسايل امنيتي – سياسي در خاورميانه عربي (عراق و خليج فارس) داراي اهميت فوق العادهاي براي نظام جهاني و آمريکا مي باشد . خاورميانه بعد از حوادث 11 سپتامبر در حال گذاربه نظم جديد سياسي – امنيتي است که در آن هريک از بازيگران مهم منطقه اي تلاش براي تثبيت نقشهاي سياسي – امنيتي و اقتصادي خود دارند . ايران نيز يک قدرت نوظهور منطقهاي و جهاني است . مسائل ايران از جمله ژئوپلتيک حساس و برنامهي هستهاي آن ضمن اينکه اهميت ايران را در نظام منطقه اي و جهاني افزايش مي دهند به همان اندازه بر تهديدات و آسيب پذيري ملي و امنيتي ايران مي افزايد . تثبيت دامنههاي نفوذ اقتصادي در منطقه براي تحقق اهداف چشم انداز20 ساله و همچنين پيشگيري از تهديدات امنيتي آينده در منطقه نيازمند تمرکز بر منطقه گرايي و اتخاذ يک سياست خارجي فعال است که همزمان رويکردهاي ” توسعه اي ” و ” سياسي – امنيتي ” را در خود لحاظ کند . تجربه نشان مي دهد که هر قدرت درحال ظهور درجهان امروز به ناچار نگاه منطقه گرايي و حرکت به سوي اتحادها و ائتلاف ها را درسياست خارجي خود اولويت داده است . مؤلفه هاي قدرت ملي ايران از جمله، برخورداري از يک دولت ملي قوي ، موقعيت ژئوپلتيک و عنصر ايدئولوژي به گونه اي است که به ايران نقش ممتازي در مسائل منطقه اي مي دهد ارزش استراتژيک ايران از طريق متصل شدن به مسائلي در منطقه خاورميانه است که بعد از حوادث 11 سپتامبر با نظام امنيت بين الملل ارتباط مستقيم يافتهاند .

بخش پنجم

روابط ايران وعربستان

مقدمه
در اين فصل فراز و نشيبهاي روابط ايران و عربستان و جريان هاي فکري تاثير گذار بر روابط ايران و عربستان که باالطبع در مسائل منطقه اي و بر روابط با ساير دولتهاي منطقه اثر گذار بوده است ارزيابي مي شود . ضمن آنکه بطور کلي ابعاد مختلف رقابت ايران و عربستان از جمله نوع جديد اين رقابت يعني رقابت رسانه اي بررسي مي شود . همچنين نقش هر دو کشور را در حوادث اخير خاورميانه در کنار نقش آمريکا مورد ارزيابي قرار مي گيرد. در بخش آخر به ظرفيتهاي همکاري مشترک براي برقراري صلح و آرامش در منطقه با تاکيد بر منافع مشترک بين دو کشور پرداخته مي شود.
5- بررسي روابط ايران وعربستان در طول سه دهه پس از وقوع انقلاب اسلامي ايران
روابط ايران و عربستان در زمان حکومت پهلوي جنبه هاي متناقضي داشت ،چرا که از يک سو ميان اين دو کشور حالتي از رقابت وترس متقابل حاکم بود که اين وضعيت را مي توان از جريان خريد هاي تسليحاتي دو کشور در يافت واز سوي ديگر ،هر دو کشور داراي منافع مشترک نيز،بودند.ممانعت از طغيان ايدئولوژي هاي راديکال (از عراق تا يمن جنوبي )،جلوگيري از آشفته کردن ساختار سياسي داخلي سنتي يا توازن در درون شبه جزيره و منطقه خليج فارس از مصاديق مشترک منافع دو کشور ايران و عربستان به شمار مي رفت . اين منافع مشترک منجر به ايجاد روابط عادي ميان دو کشور شده بود . بنابر اين طبيعي بود که هنگامي که رژيم سلطنتي در ايران سقوط کرد و انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني پيروز شد ،عربستان به شدت احساس نا امني کند . پادشاهي عربستان ا يکسو با موجي از نا آراميها در عربستان به خصوص در ميا شيعيان احساء و زائران مکه روبرو بود و از سوي ديگر رويه انقلابي ايران را به عنوان يک عامل عدم اطمينان و بر هم زننده وضع موجود در منطقه مي يافت . پس از پيروزي انقلاب اسلامي ،ايران و عربستان بر سر چها عامل اساسي به رقابت پرداختند.
1-رقابت بر سر رهبري خليج فارس
2- رقابت بر سر بسط و نفوذ در شمال آفريقا
3- رقابت برسر نفوذ در آسياي مرکزي
4- رقابت بر سر تفسير اسلام در عرصه سياست به همراه خصومت عربستان نسبت به ميژگي ضد شاهي و ضد سلطنتي انقلاب ايران.
انقلاب اسلامي ايران به دلايل متعددي زمينه هاي تعارض بين ايران انقلابي و کشورهاي محافطه کار منطقه از جمله عربستان را پديد آورد. برخي از دلايل اين وضعيت را مي توان به صورت زير خلاصه کرد :
مستقر شدن نخستين دولت اسلامي در منطقه و به چالش کشيدن اسلام محافظه کار عربستان و ديکر نظام هاي محافظه کار منطقه.
تغيير ديد گاه ايران که بطور بنيادين نظم سياسي کشورهاي منطقه و ميزان مشروعيت اسلامي نظام اين کشورها را با ميزان استقلال آنها از قدرتهاي استعماري مورد سنجش قرار مي دهد.
تبديل ايران از يک کشور مدافع وضع مو جود به يک کشور انقلابي خواهان تغيير وضع موجود.
انقلاب اسلامي در رقابت بين نيروهاي استقلال طلب و قدرتهاي خارجي بويژه ايالا ت متحده ،فصل تازه اي گشود . (روشندل ، سيف زاده ، 1374)
بنابر اين پس از سقوط رژيم پهلوي ،روابط ايران و عربستان داراي فراز ونشيبهاو مراحل مختلفي شد که به اختصار اشاره مي شود.
الف)مرحله عادي بودن روابط
عربستان در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران سياست احتياط ،سکوت و نظارت را در پيش گرفت چرا که اين ترس و اضطراب در سعوديها وجود داشت که صدور انقلاب و تسري آن حکومتشان را متزلزل سازد . اما پس از مدتي به صف ديگر کشورها پيوست و براي تبريک پيروزي انقلاب اسلامي ،هياتي بلند پايه به سرپرستي دبير کل رابطه العالم الاسلامي را به ايران فرستاد ؛که با توجه به تحولات سريع در اوايل انقلاب ،روند موضع گيري دو کشور نسبت به هم تغيير کرد و با گذشت زمان و بروز نا آراميها در حادثه مکه و همچنين منطقه شيعه نشين روابط دو کشور رو به تيرگي نهاد.
ب)مرحله سردي و تيرگي روابط
گرد همايي جنبشهاي آزادي بخش در تهران و همچنين بر گزاري اولين حج با برائت توسط حجاج ايراني مو جب سردي روابط دو کشور شد و مطبو عات و مقامات دو کشور مواضع تندي عليه يکديکر آغاز کردند . با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران ،عربستان با ارائه کمکهاي وسيع اقتصادي ،سياسي ،و نظامي و تبليغاتي کاملا در کنار عراق قرار گرفت . مجموع اين اقدامات موجب سردي وتيرگي روابط دو کشور تا سطح کاردار تنزل يافت.
ج)مرحله بهبود نسبي روابط
در سال 1363 ،حادثه ربودن يک فروند هواپيماي سعودي و فرود آن در فرودگاه مهر آباد و اقدامات مثبت جمهوري اسلامي ايران در پايان دادن به اين حادثه ،سبب شد تا روابط اين دو کشور رو به بهبودي نسبي نهد. در همين مرحله در سال 1364 شاهد سفر وزير خارجه عربستان به ايران و وزير خارجه ايران به عربستان هستيم.اين سفرها جهت بهبود روابط و حل پاره اي از مشکلات في مابين دو کشور از قبيل مساله حج و جنگ ببين ايران و عراق صورت گرفت ؛اما در نهايت نتيجه اي بدنبال نداشت. لذا در سال 1365 عربستان تصميم گرفت به منظور فشار بر ايران با افزايش توليد نفت ،اقدام به کاهش قيمت نفت کند و همين امر مو جب شد تا روابط دو کشور بار ديگر رو به تيرگي نهد . از جمله عوامل ديگر تيرگي روابط دو کشور مي توان به پيروزيهاي ايران در جبهه هاي نبرد عليه عراق ،مخالفت گسترده ايران با طرح هشت ماده اي فهد مبني بر شناسايي اسرائيل و کمکهاي عربستان به عراق اشاره کرد.
د)مرحله قطع روابط
تشنج در روابط دو کشور ناشي از اقدامات تحريک آميز عربستان بود که مو جب کشتار حجاج ايراني در مراسم حج سال 1366 شد . اين امر اعتراض شديد جمهوري اسلامي ايران را در پي داشت و پيرو آن حمله تظاهر کنندگان به سفارت عربستان در تهران در تاريخ 26/5/1366 و کشته شدن يک ديپلمات سعودي به نام الغامدي ،موجب شد تا تيرگي روابط دو کشور به اوج خود برسد و سر انجام در تاريخ 26/2/1367(آوريل 1988 م)عربستان اقدام به قطع يکجانبه مناسبات سياسي با جمهوري اسلامي ايران کرد . مرحله قطع روابط حدود سه سال طول کشيد.
ه)مرحله برقراري مجدد روابط (دوره تنش زدايي و اعتماد سازي در روابط دو کشور)
به رغم مذاکرات سياسي در طول سالهاي قطع رابطه ،پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل توسط ايران ،گام مو ثري در راستاي تجديد رابطه با عربستان تلقي مي شود . عربستان قبول قطعنامه از سوي کشورمان را يک اقدام شجاعانه توصيف و از آن استقبال کرد. لذا جبهه گيري مطبو عاتي خود عليه ايران را متوقف کرد . فهد شخصا اعلام کرد که عربستان با ايران اختلافي ندارد که فابل حل نباشد و تهران نيز آمادگي خود را براي شروع مذاکرات مستقيم با رياض اعلام کرد. تجاوز عراق به کويت در سال 1369 و اتخاذ مواضع اصولي از سوي کشورمان در رابطه با مساله و نياز شوراي همکاري خليج فازس به حمايت از ايران باعث شد تا اين کشور ها بويژه عربستان در تجديد رابطه خود با ايران تلاش نمايند. پس از يکسري مذاکرات در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، وزارت خارجه، سازمان ملل، جهان اسلام Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی سفارتخانه