پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

ـ افغان
با پايان يافتن جنگ در سال 1989، همه چيز براي مبارزان تمام نشد. اين جنگ پيامدهايي داشت كه تأثيرات خود را به تدريج در سال‌هاي بعد به نمايش گذاشت. برخي از آن تأثيرات عبارت‌اند از:
1. تشكيل سازماني بين‌المللي از ميان داوطلبان مسلمان موجود در سراسر دنياي اسلام در زمان جهاد در افغانستان.
2. ايجاد شبكه بين‌المللي عمليات‌هاي تروريستي و مورد حمايت جنبش‌هاي سلفي راديكال.
3. به دست آوردن انگيزه و تجربه ناشي از پيروزي در جنگ براي حفظ سازمان خويش به منظور تحقق اهداف بعدي.
4. نفوذ عرب‌ها در منطقه پاكستان و افغانستان، به طوري كه در آغاز دهه 90 بسياري از آنان در پاكستان سكني گزيدند و امروز تعدادشان به بيش از هزاران نفر مي‌رسد(پل ودوران،1381،ص26)
5. نهادينه شدن ايدئولوژي سلفي راديكال در ميان برخي جوانان انقلابي عرب متمايلان به وهابيت.
پس از پايان جنگ مهم‌ترين مسأله درباره مبارزان عرب ـ افغاني اين بود كه با اين تشكيلات و ساختارهاي شكل‌گرفته چه بايد كرد؟
– بازگشت مبارزان به كشورهاي خود،
– نابودي هسته‌هاي اصلي اين تشكيلات،
– حفظ آنها در منطقه يا انتقال به منطقه و كشوري ديگر،
بويژه اينكه؛ مطابق ادعاي بن‌لادن پس از پايان جنگ و ترور عبدالله عزام، “اين احساس در ميان مجاهدان شدت گرفته بود كه اقداماتي جدي براي ترور شخصيت‌هاي جهاد اسلامي همگام با آغاز عقب‌نشيني شوروي از افغانستان در حال انجام است و سازمان اطلاعات امريكا، عربستان سعودي و مصر به ما پشت كرده و براي نابودي ما همدست شده‌اند تا با وجود اسنادي كه ما از آنان در اختيار داريم و حاكي از همدستي ما با آنها و آنها با ماست، به خطري براي آنها تبديل نشويم”(خليل اسعد ،1380،ص54)
طارق علي، از نويسندگان عرب نيز در اين ‌باره مي‌نويسد: “در سفري به پاكستان از ژنرال سابق آن كشور پرسيدم چرا گروه‌هاي اسلامي كه با خرسندي در سراسر جنگ سرد از ايالات متحده پول و اسلحه مي‌گرفتند، يك شبه ضدامريكايي شده‌اند؟ ژنرال توضيح داد تنها اين گروه‌ها ضدامريكايي نشده‌اند، بيشتر افسران پاكستاني كه از سال 1951 به بعد صادقانه به ايالات متحده خدمت مي‌كردند به دليل بي‌اعتنايي واشنگتن احساس سرافكندگي مي‌كنند. (طارق علي،2001،ص139)
سيف العدل، از اعضاي ارشد القاعده نيز در اين ‌باره به موارد ديگري اشاره مي‌كند. وي مي‌گويد: “پس از خروج ارتش شوروي سابق از افغانستان، بسياري از رزمندگان غيرافغاني از جمله اردني‌ها و سعودي‌ها كه از نظر مسائل امنيتي در كشور خود مشكلي نداشتند به كشورهايشان بازگشتند، اما اتباع مصر، الجزاير، سوريه و ليبي از ترس بازداشت توسط نيروهاي امنيتي كشورهايشان بايد در همان افغانستان مي‌ماندند يا به كشورهايي مي‌رفتند كه فاقد دولت مركزي و صد البته پر از گروه‌هاي فعال مسلح بودند مثل سودان و سومالي. برخي نيز بعدها به كشورهاي تازه‌استقلال‌يافته شوروي سابق رفتند و عده‌اي هم در ساير نقاط جهان پخش شدند. از همان زمان عده‌اي از آنها به اين فكر افتادند كه براي ادامه جهاد بايد گام‌هاي اساسي بردارند و اولين قدم در اين راه گردآوري و سازماندهي افراد باتجربه بود تا جهاد به صورت قاعده‌مند درآيد”(العدل،شرق:28/1/1384)
به هر حال، آنچه عينيت يافت و در عمل محقق شد اين بود كه بقاياي القاعده؛ يعني به جز سكني گزيدگان در افغانستان و پاكستان، كشته‌شدگان و آنهايي كه به ميهن خود بازگشتند، افراد ديگر كه مايل به ادامه همكاري بودند بايد به منطقه و كشور ديگري نقل مكان مي‌كردند. آنچه اين تصميم‌ را جدي‌تر مي‌ساخت، عدم تمايل حاكمان كشورهاي اسلامي به بازگشت آن نيروها به موطن خويش بود. آنها از اينكه شوكت و محبوبيت مبارزان، به علت پيروزي در جنگ، چند برابر شده بود، واهمه داشتند و به علت فساد دستگاه حكومتي خود و وابستگي به غرب، مبارزان را خطري جدي تلقي مي‌كردند. اما در نهايت، با دعوت حسن ترابي از بن‌لادن در سال 1989 براي رفتن به سودان و استقرار تشكيلات وي در آن كشور، وضعيت آنها روشن و از حساسيت‌ها در اين ‌باره كاسته شد. حسن ترابي، از اسلام‌گرايان شبه‌سلفي سوداني، با ارسال پيكي به پيشاور از آنان دعوت كرد در جنگ با شورشيان جنوب به وي كمك كنند. در پي آن، بن‌لادن و برخي اعضاي القاعده در سودان مستقر شدند و با سازماندهي نيروهاي سوداني، گروه “جنگجويان سودان” را تشكيل دادند. (رشيد،1382:صص174-175)
در واقع، طي همين سال‌ها سازمان “القاعده” با همين ‌نام به طور رسمي توسط بن‌لادن و همكاري محمد عاطف تأسيس شد. نام “القاعده” از عنوان پادگان نظامي اين گروه “قاعدة الجهاد” (پايگاه نبرد مقدس) گرفته شده است و بيشتر اعضا، ابتدا آن را “جبهه بين‌المللي جهاد عليه يهوديان و صليبيان” مي‌ناميدند. اين سازمان متشكل از “مجاهدان عرب ـ افغاني” پيشين و سازمان “الجهاد” به رهبري ايمن ظواهري بود. اصولاً كساني كه مانند منتصر الزيات، وكيل ظواهري، به كليدي بودن نقش ظواهري در سازمان القاعده اعتقاد دارند بر اين باورند كه تحول فكري بن‌لادن تنها پس از آشنايي وي با ظواهري آغاز شد. وي كه در سال 1986 براي نخستين‌بار با ظواهري در پيشاور ملاقات كرد، به تدريج از يك سلفي صرف به سلفي راديكال و داراي انديشه جهادي تبديل شد. به گفته زيات، ظواهري نپذيرفت نفر دوم گروه شود؛ اما به اين دليل معاونت بن‌لادن را در “جبهه بين‌المللي جهاد عليه يهوديان و صليبيان” پذيرفت كه معتقد بود مي‌تواند اهرم شماره يك قدرت و حركت جبهه به شمار آيد؛ زيرا بن‌لادن با هيچ‌يك از آرا و پيشنهادات وي مخالفت نمي‌ورزيد. اين در حالي بود كه عمليات جهادي به طور مستقل و در داخل مصر براي ظواهري هزينه‌هاي مالي سنگيني را از جمله خريد اسلحه، قاچاق آن، تأمين عناصر فراري و كفالت خانواده‌هاي آنان در پي داشت.(خليل اسعد، 1380:ص158)
4-6-2-4 فعاليت‌هاي القاعده طي سال‌هاي دهه 1990
القاعده در سودان فرصت يافت به تقويت خود بپردازد و پايگاه‌هايي در برخي كشورهاي افريقايي ايجاد كند. آنان به بازسازي و تجديد نظر در مسائل راهبردي سازمان پرداختند و دست به اقدامات متنوعي زدند كه برخي فعاليت‌هاي اقتصادي و تجاري نمونه‌اي از آنهاست.
اما نكته مهم درباره فعاليت‌هاي القاعده طي دوران يادشده اين است كه با تمام فراز و نشيب‌هايي كه در رابطه اين سازمان با حاميان گذشته خود، يعني عربستان، پاكستان و ايالات متحده به وجود آمد، هم‌چنان تعامل آنها با يكديگر حفظ شد و حمايت‌هاي آن سه كشور از القاعده ادامه يافت. البته چنان كه پيشتر نيز اشاره كرديم، برخي معتقدند رابطه اين سازمان پس از جنگ با شوروي با حاميان گذشته خود به سردي گراييد و آن سه دولت، به ويژه ايالات متحده، دست از حمايت القاعده برداشتند؛ اما وجود برخي شواهد نشان مي‌دهد اين تحليل چندان با واقعيت انطباق ندارد و هرچند آن رابطه در برخي موارد با تيرگي‌ها، گسست‌ها و ترديدهايي روبه‌رو بوده، در نهايت اراده براي همكاري بر تصميم‌هاي ديگر برتري داشته است.
بر اين اساس و چنان كه سيف العدل درباره اعضاي عربستاني القاعده تصريح مي‌كند، آنان با حكومت خويش مشكل چنداني نداشته‌اند و هم‌چنان كه درباره بن‌لادن نيز مطرح مي‌شود، وي تا پيش از جنگ اول خليج ‌فارس و حمله امريكا به عراق با حكومت عربستان تعارض و برخوردي نداشته است. در واقع، تئوري‌هاي سياسي بن‌لادن تفاوت ماهوي با رژيم سياسي حاكم بر عربستان ندارد تا از وي يك اپوزيسيون بسازد. از طرف ديگر، چنان كه يسلام‌بن‌لادن، برادر اسامه مي‌گويد، اسامه با آن قسمت از هيأت حاكمه عربستان كه هم‌طيف و پيرو ملك‌عبدالله هستند اشتراكات بسيار دارد و نسبت به يكديگر سمپاتي دارند.(بن لادن،1384:186)
از آن گذشته، اسامه چون به خانواده اشرافيِ “بن‌لادن‌ها” تعلق دارد با برخي از شاهزاده‌هاي سعودي همكاري بسيار نزديكي داشته و بدين ترتيب، خود نيز جزئي از هيأت حاكمه عربستان به حساب مي‌آمده است. لذا چنان كه بسياري از نويسندگان نوشته‌اند، اختلاف اسامه با حكومت عربستان به پس از جنگ نخست خليج ‌فارس و همكاري اين كشور با امريكا در آن جنگ بازمي‌گردد.
بن‌لادن در اواخر سال 1989 و پس از جنگ شوروي در افغانستان به صورت عادي به عربستان بازگشت و توصيه‌هايي براي حكومت‌داري به صورت نامه‌اي مفصل، شخصي و محرمانه نزد شاه فرستاد. بن‌لادن پس از تجاوز عراق به كويت به شدت نسبت به آن واكنش نشان داد و طي نامه ديگري كه براي شاه ارسال كرد؛ پيشنهادهايي براي مقابله با ارتش عراق ارائه كرد. وي در آن نامه علاوه بر ارائه تاكتيك‌هاي گوناگون نظامي، داوطلب شد تمام مجاهدين عرب را براي دفاع از پادشاهي بسيج كند. آن نامه در روزهاي نخست جنگ ارسال شد و پاسخ رژيم سعودي آن بود كه موضوع در دست بررسي است. اما با آمدن امريكا به منطقه همه چيز تغيير كرد و آن نامه به طور كامل مورد بي‌توجهي قرار گرفت. بن‌لادن كه از اين وضعيت ناراضي بود هميشه اين لحظه را تكان‌دهنده توصيف كرده است.
بن‌لادن مخالف نظام سياسي و حكومت عربستان نيست و به هيچ وجه در پي تغيير حكومت اين كشور برنيامده است. او تنها با بخشي از گروه‌هاي موجود در حكومت اختلاف داشته است كه در جنگ نخست خليج‌ فارس پاي امريكا را به منطقه و عربستان باز كردند و به آن حكومت “كافر” ياري رساندند. بن‌لادن در اين زمان فرمان جهاد عليه امريكا را صادر كرد و به انتقاد از حكومت عربستان پرداخت.(خليل اسعد،1380:ص68)
با وجود اين، اختلاف‌هاي يادشده باعث نشد رابطه القاعده با تشكيلات سياسي ـ امنيتي عربستان قطع و نوع رابطه آنها خصومت‌آميز شود؛ زيرا حتي مخالفان بن‌لادن در عربستان نيز پذيرفته بودند كه وي از مهم‌ترين چهره‌هاي عربستان است كه در خارج از مرزهاي اين كشور با راه‌اندازي تشكيلات القاعده و ترويج راديكاليسم سلفي، كمك شاياني به بسط نفوذ حكومت سلفي سعودي در كشورهاي اسلامي كرده است، به ويژه براي جوامعي كه دچار فقر فرهنگ ديني هستند. لذا در چنين شرايطي، عزيمت بن‌لادن به سودان در رأس تشكيلات القاعده مي‌توانست يكي از خواسته‌ها و مطلوب‌هاي القاعده و عربستان محسوب شود.
بدين ترتيب، در اوايل دهه 1990، با وقوع جنگ خليج فارس و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و به اين علت كه نظام بين‌الملل هنوز نتوانسته بود مانند گذشته ساختارهاي خود را بازيابد، القاعده تلاش كرد از اين وضعيت مبهم براي رسيدن به اهداف خود بهره ببرد. اين دوره تا اواسط دهه و تشكيل دولت طالبان در افغانستان به طول انجاميد. طي اين دوره القاعده به انجام عمليات‌هاي زير متهم شده است:
1. بمب‌گذاري در هتل عدن در 20 دسامبر 1992؛
2. توليد سلاح كشتارجمعي در سودان در سال 1993؛
3. بمب‌گذاري در مركز تجارت جهاني در 26 فوريه 1993 كه طي آن شش نفر كشته شدند؛
4. بمب‌گذاري در سومالي در اكتبر 1993 و كشته شدن هيجده سرباز امريكايي؛
5. تأمين مالي سه اردوگاه آموزش “تروريستي” در شمال سودان در 1995؛
6. آموزش چريك‌هاي خارجي در شمال يمن در 1996؛
7. ترور نافرجام حسني مبارك در آديس آبابا در 1995؛
8 . انتشار نامه سرگشاده به ملك فهد مبني بر از پا ننشستن تا خروج كامل نيروهاي امريكايي از عربستان؛
9. كشتن نوزده سرباز امريكايي در بمب‌گذاري ظهران عربستان در سال 1996.(اسماعيلي،1386:ص76)
با انتساب برخي از اين اقدامات به القاعده، حكومت عربستان در نهايت مجبور شد در آوريل 1994 تابعيت بن‌لادن را به علت ضربه ‌زدن به منافع “كشورهاي دوست و برادر” لغو كند. اما نكته قابل توجه درباره فعاليت‌هاي القاعده در اين دوران، نگاه ويژه ايالات متحده به آن است. واشنگتن در مجموع هيچ‌گاه القاعده و فعاليت‌هاي آن را مخالف منافع خود نديد و به اين علت نه تنها در پي مقابله جدي با آن برنيامد، بلكه به طور مستقيم و غيرمستقيم به حمايت از آن پرداخت. براي نمونه، آنها تلويحاً از حضور القاعده در كارزار بوسني و كوزوو حمايت كردند و براي ورودشان به جنگ عليه صرب‌ها مانع‌تراشي نكردند. گزارش كميته حزب جمهوري‌خواه به صراحت نشان مي‌دهد دولت كلينتون براي محدودسازي فعاليت سازمان‌هاي سلفي در زمان جنگ بوسني اقدامي انجام نداد. اين سياست، در جنگ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، وزارت خارجه، سازمان ملل، جهان اسلام