پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، انقلاب اسلامى، تمرکز قدرت، مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

رياض بنا دارد تا نفوذ ايران در افغانستان را به عنوان رقيب ايدئولوژيك كاهش دهد و از سويي بعد از خروج نيروهاي خارجي از افغانستان نقش منطقه‏اي‌ اين کشور در افغانستان کمرنگ نگردد و براي دستيابي به جايگاهي ويژه و احياي نقش گذشته خود در افغانستان بكوشد.(رمضاني بونش،21 ديماه 1391)
5 – 1 – 2 – 4 چشم انداز حضور عربستان در افغانستان
هر چند شوراي عالي صلح افغانستان از اعلان پشتيباني عربستان سعودي از فرايند مذاکرات صلح در افغانستان استقبال کرده و جدا از اين نيز عربستان با ساخت مركز ديني در كابل و توافقنامه استراتژيك با افغانستان حضور و نفوذ خود را در اين كشور تا حدي افزايش خواهد داد، اما بايد گفت همچنان چالشها و موانع زيادي بر سر راه افزايش اين نقش وجود دارد.
از نگاه مخالفان ايفاي نقش پررنگ تر عربستان در طول سي سال گذشته بيشتر از لحاظ ايدئولوژيک بوده است و در ده سال گذشته نيز کم و بيش اين علاقمندي وجود داشته است. يعني با وجود توانايي رياض در ميانجي گري و فشار بر طالبان در ورود به مذاكره عملا تلاشهايي عمده از سوي رياض صورت نگرفته است. همچنين عربستان ثروتمند جدا از انجام ندادن بخشي از تعهدات خود در قبال افغانستان کمک اقتصادي قابل توجهي به دولت و مردم افغانستان نکرده و حتي اين برداشت وجود دارد كه نقش عربستان بيشتر تخريبي بوده تا کمک کننده صلح و ثبات در اين كشور. در اين راستا هر چند اكنون هر چند مقامات افغانستاني دست به همكاري هاي گسترده تري با رياض زده اند، اما نوع سياست خارجي عربستان بسياري از احزاب و شخصيت هاي افغانستاني را از آينده بازيگري عربستان نگران كرده است. چنانچه پيامدهاي رويكرد ايدئولوژيك رياض در پاكستان و موج آزار اقليت‌ها، به ويژه شيعيان اين نگراني را در بين احزاب گوناگون مذهبي، قومي و اقليتهاي افغانستان از افزايش داده است. همچنين نگاه جدي عربستان به حفظ و احياي نفوذ خود در افغانستان پس از سال 2014 و حضور بيشتر در آسياي مركزي و رقابت با روسيه، چين و ايران به نوعي موجب تشديد اين حس شده است. بنابراين بايد گفت هر چند اكنون دولت افغانستان از رويكرد شركت رياض در گفتگوهايي صلح عربستان و افزايش حضور سياسي و اقتصادي اين كشور در افغانستان حمايت ميكند اما نمي توان گفت اين نگرش به معناي پذيرش حداكثري نقش رياض است. چرا كه گذشته ايفاي نقش تاريخي رياض در افغانستان و نوع مخالفت هاي كنوني با افزايش بازي رياض و ترس غربيها و.. باعث شده است است تا بسياري از بازيگران داخلي، منطقه اي و بين المللي بيش از آنكه به افزايش نقش فرهنگي، مذهبي، سياسي و ژئوپلتيك رياض در افغانستان چشم بدوزند، از افزايش نقش اقتصادي اين كشور در افغانستان پشتيباني ميكنند. نقشي كه داراي پيامدهاي منفي كمتري در افغانستان است. (رمضاني بونش،21 ديماه 1391)
6-1-2-4 نقش عربستان در پاکستان
فعاليت هاى عربستان سعودى در جهت ترويج وهابيت که اوج ظهور و گسترش آن در دوران جهاد افغانستان بود، زمينه راهيابى اين جريان در پاکستان را فراهم نمود. عربستان در دوران جهاد به واسطه درآمدهاى نفتى با ارسال کمک هاى مالى و اقتصادى به افغانستان و ايجاد هزاران مدرسه مذهبى در پاکستان که به آيين وهابيت پايبند بودند، زمينه رشد و گسترش هر چه بيشتر اين انديشه را فراهم آورد. عربستان، علاوه بر نگرانى از پيشروى شوروى با حمايت از اسلام‏گرايان در پاکستان تلاش داشت تا خودرا به عنوان رهبر جهان اسلام معرفى نمايد.
در اين دوره که همزمان با وقوع انقلاب اسلامى در ايران بود، ادعاى مذکور تا حدودى دستخوش تهديد گرديد و تصور آل سعود هم اين گونه بود. همچنين، حمايت ايران از گروه هاى شيعه و مناطق شيعه نشين نيز باعث شد تا عربستان متناسب با تحولات افغانستان، سياست هاى مذهبى و ايدئولوژيکى خاص خود رادر قبال افغانستان اعمال نمايد. وهابيان سعودى از شهريور ماه 1368، به بهانه کمک هاى آموزشى و انسان دوستانه به مهاجران افغان ايالات بلوچستان، مراکز متعددى تأسيس کردند و از طريق کمک هاى مالى، فرهنگ ضد شيعى و سياست هاى خود را تبليغ مى کردند. همچنين از طريق توزيع کتاب، جلسات سخنرانى، فيلم، نوار و عکس به آوارگان و مهاجران سنى مذهب مقيم اين ايالت، آموزش هايى دادند و لذا وهابيان از اين راه در پاکستان به ترويج افکار و انديشه هاى محمد بن عبدالوهاب مى پردازند. احسان الهى ظهير که تحصيلات خود را در عربستان و با حمايت هاى مالى وهابيان سعودى طى کرد، يکى از مهره هاى تفرقه انگيز و مبلغ فرقه وهابى و عامل قتل عام تعداد زيادى از شيعيان در مراسم عزادارى در پاکستان و کشورهاى ديگر است.
با نگاهى به سياست هاى کلى عربستان در منطقه جنوب آسيا، مى توان به اين ديدگاه دست يافت که عربستان حامى سياست هاى امريکا بوده و در اين راستا با امريکا در حمايت و تقويت طالبان گسترى همراهى‏نموده است. مشارکت عربستان با امريکا که از ابتدا براى توليد نسلى از جريان هاى فکرى سلفى و مقابله با ارتش شوروى فعال شده بود، امروزه به شکل آشکارترى براى فرسايش روسيه در قفقاز، آسياى ميانه و عليه انقلاب اسلامى و موازنه سازى در قبال چين مطرح است. عربستان سعودى علاوه بر ساخت مساجد، دانشگاه ها و مدارس مذهبى، مراکز تبليغى متعددى نيز ايجاد نموده است که هدف اصلى اين مراکز تبليغ انديشه وهابيت و مبارزه ايدئولودژيک با شيعيان مى‏باشد. اين مراکز با توجه به امکانات خوبى که در اختيار دارند يکى از مهم‏ترين عوامل مؤثر گسترش وهابيت در پاکستان مى‏باشند.
هم اکنون نيز احزاب و گروه هاى سياسى و مذهبى نسبتاً زيادى در پاکستان وجود دارند، که به دليل کمک هاى مالى عربستان طرفدار وهابيت مى باشند. از طرفى ديگر، مکتب ديوبندى در پاکستان که ريشه عميق در سياست و مذهب اين کشور دارد و داراى طرفداران زيادى در ميان مسلمانان اهل سنت مى باشد، تاکنون قريب به هزار مدرسه ديوبندى را در پاکستان ايجاد نموده و چندين هزار طلبه نيز فارغ التحصيل اين مدارس شده اند.
بنابراين، دخالت هاى عربستان سعودى در منطقه و حمايت هاى مالى از گروه هاى افراطى و تزريق ايدئولوژى وهابيت در ذهن جوانان سنى افغان و پاکستان تأثير تعيين کننده در رشد و گسترش روز افزون افراطى گرايى داشته است . (اقدس ، ثالثي ،مهر 1390)
7-1-2-4 عوامل موثر در رشد طالبان پاکستان
از مهم ترين مواردى که در ايجاد و توسعه طالبان موثر افتاده، مسئله قوميت و گروه قومى پشتون مى باشد، به ويژه اينکه طالبان پاکستان از مناطق قبيله اى پاکستان و قوم پشتون برخواسته اند. جنبش طالبان پاکستان به عنوان يک جنبش برخاسته از جامعه پشتون منطقه ى قبايلى فتا، آن هم از دل مردمان روستايى و غيرشهرى که داراى تعلقات سنتى و قبيله اى شديدترى هستند، نمى تواند از تاثيرپذيرى فرهنگ قبيله اى به دور باشد. اساس تاثيرپذيرى طالبان از فرهنگ قبيله اى پشتون، در نوع تفسير آنها از مفاهيم و قوانين دينى، کاملاً محسوس است.
درحقيقت مى توان گفت که قدرت‏طلبى طالبان ريشه در مناطق قبايلى پشتون در شمال پاکستان دارد؛ قوميتى که در مناطق شمال و شمال غربى پاکستان خواهان استقلال و تشکيل پشتونستان بزرگ مى باشند. رفتارخشونت آميز طالبان با مخالفين خود، ريشه در خصلت کينه جويى و انتقام گيرى آنان از دشمنانشان دارد و اگر جنبش طالبان با تأکيد بر سياست نظامى گرى، بررسى راه هاى مسالمت آميز با مخالفان خود را مردود مى شمارند، تا حدودى متأثر از اين ايده است که نظامى گرى، سمبل قدرت و غيرت و شجاعت و مردانگى محسوب مى شود که در سنت پشتون ها معناى بزرگى دارد و گفت و گو و مذاکره نشانه ترس و بزدلى تلقى مى شود.
اوضاع نابسامان اقتصادى و فقر اقتصادى به عنوان مهم ترين چالش هاى اقتصادى پاکستان به ويژه در شمال اين کشور که تا حدودى نيز از سوء مديريت نظام سياسى داخلى هم نشأت گرفته است، به عاملى ‏تأثير‌گذار جهت نمو راديکاليسم افراطى تبديل شده است به گونه اى که شبه نظاميان طالبان بيشتر در مناطق مرزى پاکستان با افغانستان که اکثراً توسعه نيافته اند، مستقرند. فتا به عنوان منطقه اى دور از مرکز کشور، در ناحيه مرزى پاکستان و افغانستان واقع گرديده که اين امر بر اوضاع و شرايط اقتصادى اين منطقه تأثير به سزايى گذاشته است چرا که تأثيرات توسعه مرکز و عقب ماندگى پيرامون، باعث نا متوازن شدن رشد اين کشور و عقب ماندگى بخش‌هايى از آن شده است.
اين عقب ماندگى به سهولت به احساس محروميت و تبعيض، ترجمه گرديده و به پايه هاى حرکت ها و رويکرد هاى‏قومى راديکال و تجزيه طلبانه تبديل شده است. جوانان دردمند و بعضاً عقده اى با انگيزه هاى اقتصادى و انتقام گيرى از صاحبان قدرت و ثروت و يا صرفاً مذهبى به اميد پاداش هاى اخروى، به سوى گروه هاى تندرو اسلامى چون طالبان پاکستان کشيده مى شوند.
همچنين شرايط جغرافيايى کوهستانى مناطق شمالى و جدايى از ساير تمدن ها و فرهنگ ها از يک سو و فقدان امکانات به دليل موانع طبيعى از سوى ديگر موجبات نارضايتى مردم فتا و ايالت سرحد شمال غربى را فراهم نموده و باعث شده تا آنها به اقدامات خشن روى آورند. شکل ناهموارى ها، در جابجايى داخلى جمعيت و امکانات نيز تاثير مى گذارد و موجبات بروز نابرابرى هاى ناحيه اى ، و در نتيجه افکار جدايى را فراهم مى سازد .
مناطق شمالى کشور پاکستان، به ويژه در مرز افغانستان و چين به لحاظ وجود کوهستان هاى متعدد، داراى آب و هواى سرد و خشک است که اين مناطق به لحاظ روانى اثراتى را بر خلق و خوى انسان ها بر جاى مى‌گذارد و رفتار هاى خشونت آميز را در آن ها تقويت مى نمايد؛ چرا که شرايط زندگى، آب و هوا و شرايط جغرافيايى زندگى انسان و در تکون شخصيت وى دارد. بنابراين مى توان وجود کوهستان و شرايط ناشى از آن را در رويکرد و رفتارهاى خشونت آميز طالبان مؤثر قلمداد نمود.
اين که يک انديشه بتواند در مدت کوتاهى در پهنه ى جغرافيايى و انسانى عموميت پيدا کند، علاوه بر زمينه هاى ايدئولوژيک، نيازمند شرايط سياسى مناسب و تسهيل کننده نيز مى باشد. گسترش سريع انديشه هاى راديکال در پاکستان بدون وجود بسترهاى سياسى مساعد داخلى تقريباً غير ممکن بوده و اگر مناطق قبيله اى به گونه ى خودمختار و فدرال اداره نمى گرديد، از آزادى عمل کمترى برخوردار بودند. پشتون هاى ناحيه شمال غربى پاکستان، به ويژه ساکنان سرزمين قبايل، از خودمختارى وسيعى برخوردارند و مانند ديگر قبيله ها – در هر جاى ديگر دنيا – از هرگونه قدرت، به استثناى قدرت سنتى قبيله اى، بيزارند. آنان نظام حقوقى خود را دارند و در حالت خود مديرى کامل هستند و دولت پاکستان تنها يک مأمور سياسى به عنوان نماينده خود در آن جا دارد. ” حضور اين فضاها در درون مرزهاى دولتى‏از يک سو، اقتدار دولت را به چالش مى کشد و از سوى ديگر، اين گروه هاى قبيله اى استفاده از خشونت را حق مشروع خود مى دانند.
امنيت انسانى و ملى در استان هاى مرزى کشور پاکستان به ويژه در ايالت سرحد شمالى و مناطق قبيله اى خودمختار(فتا) با توجه به موقعيت حاشيه اى و مرزى آن ها و وجود زمينه ها و بسترهاى موجود در اين مناطق، با چالش ها و تهديدات متعددى روبروست که از مهم ترين آنها مى توان به کشت، توليد و قاچاق مواد مخدر و قاچاق اسلحه در اين مناطق اشاره کرد.
موادمخدر و ترانزيت آن سبب تمرکز ثروت در سران قبايل و فرماندهان طالبان مى‏گردد که طبق ساختار قبيله‏اى به علت نبود امکان سرمايه‏گذارى در بخش‏هاى اقتصادى به تمرکز قدرت تسليحاتى و نيروهاى نظامى منجر مى‏شود و اين تمرکز قدرت نياز به فضاى اعمال دارد که در اين مورد ايجاد ساختارهاى نظامى امنيتى براى توليد، توزيع، فروش و صادرات موادمخدر را فراهم مى‏آورد. طالبان در پناه سلاح، نيروى مسلح و پول مى‏توانند جامعه فقير و وامانده‏اى را در اختيار بگيرند که براى امرار معاش، راه ديگرى ندارند. مردمى نامراد، نااميد و اصولاً سنتى و کم‏سواد. از اين روى، طالبان قدرت مى‏گيرد و به خطر تبديل مى‏شود.(اقدس ،ثالثي،مهر 1390)

2-2-4 گفتار دوم، عراق
1-2-2-4 نقش ايران در عراق
در فرآيند تحولات جديدسياسي در منطقه، عراق جديد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، مواد مخدر، مبارزه با مواد مخدر، جهان اسلام Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ساختار قدرت، درون داده، برون داده