پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، مواد مخدر، مبارزه با مواد مخدر، جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

سالهاي اخير از نفوذ سياسي و بويژه اقتصادي ايران در اين کشور کاسته شده است. مقايسه آمارهاي مربوط به سطح روابط تجاري در دو مقطع زماني مورد نظر در اين زمينه به خوبي گوياست. (فرزاد رمضاني بونش ، 8مهر1391)
2-1-2-4 منافع موازي ايران وآمريکا در حذف طالبان
حادثه 11 شپتامبر تأثير عميق بر سياست خارجي آمريكا در افغانستان گذاشت انتساب حادثه 11 سپتامبر به طالبان و شبكه القائده كه در آن وقت دو نام متفاوت بودند ولي هويت واحدي داشتند باعث شد آمريكا سياستي در قبال افغانستان در پيش گيرد كه در هماهنگي كامل با سياست ايران بود حذف طالبان از صحنه سياسي افغانستان به هدف مشترك ايران و آمريكا تبديل شد دو كشور براي نيل به اين هدف همكاري نزديكي با هم صورت دادند نيروهاي ائتلاف شمال حلقه وصل ايران و آمريكا بودند اين نيروها از ايران حرف شنوي بيشتري داشتند چون سالها ايران از جمعيت اسلامي حمايت كرده بود لذا آمريكا ناچار بود براي استفاده از آنها در عمليات زميني با ايران وارد معمله شود اين معامله بسيار آسان حاصل شد در نهايت همكاري مشترك دو طرف منجر به فروپاشي گروه طالبان شد و شكل گيري اجلاس بن 2001 و مصوبات آن نتيجه اين همكاري را به نمايش گذاشت منافع ايران و آمريكا در اين مقطع از آن نظر موازي خوانده مي شود كه دو طف به رغم تضاد و حتي خصومتي كه با يكديگر داشتند در حوزه موضوع ديگر يعني سرنگوني طالبان داراي منافع مشترك بودند اما اين همكاري پس از تشكيل دولت جديد رو به سردي گذاشت دوستان ايران يكي پس از ديگري از ساختار قدرت دور شدند اما به نظر مي رسد ايران در شرايط فعلي منافع خود را در صلح و ثبات در افغانستان مي بيند زيرا:
با برقراري صلح و امنيت در افغانستان، مرز هاي شرقي ايران امن خواهد بود؛ با همكاري طرف افغاني بهتر مي تواند ايران مي تواند در خصوص مهار قاچاق مواد مخدر موفقتر عمل نمايد. هم چنين ايران مي تواند بازار هاي داخلي افغانستان را در اختيار خود گرفته و به سود سر شار اقتصادي دست يابد. و بالاخره تمايل بازگشت به وطن در ميان مهاجرين افغاني مقيم ايران افزايش يافته و دولت ايران مجبور نيست برنامه هايي جون عدم ثبت نام دانش آموزان افغاني در مدارس ايراني و يا ثبت نام با شهريه كلان را پياده سازد تا علاوه بر مخدوش نمودن چهره فرهنگي خويش در سطح بين المللي افغاني ها را نيز با خاطره تلخ از ايران اخراج نمايد.اما اگر چنانچه كشور افغانستان به دامان نا امني برگردد بدون ترديد اهداف مذكور براي ايران محقق نخواهد شد. البته نبايد از نظر دور داشت كه دولتين افغانستان و آمريكا هم نمي خواهند از طريق مرزهاي افغانستان دولت ايران را تهديد نمايند. آمريكا و ايران تضاد هاي خود را در خارج از افغانستان تحليل مي كنند به هيچ وجه در پي آن نيستند كه كه مسائل خود را در افغانستان حل كنند هرچند دولت ايران نگراني هايي دارد حضور نظامي آمريكا در مرز هاي شرقي ايران گسترش ناتودر غرب افغانستان و جدي نبودن آمريكا در مبارزه با مواد مخدر در افغانستان از طرف ديگر آمريكا هم نگراني هائي دارد از جمله دخالت ايران در اتمور افغانستان اما بازهم طرفين مي خواهند مسائل خودرا در خارج از آن كشور حل كند. (علي نوري ، سايت طلوع فجر )
ايران در افغانستان بعد از حذف طالبان از قدرت و اشغال اين کشور توسط قواي ناتو، فرصتهاي زيادي داشت و مي توانست از اينها به خوبي استفاده کند که در مواقعي هم خوب استفاده کرد. اما با گذشت زمان به نظر مي رسد کار براي ايران در افغانستان مشکل تر شده است. رقباي منطقه اي و فرا منطقه اي ايران در افغانستان نفوذ فراواني يافته اند و سياستمداران افغان نيز دريافته اند که بايد از اين رقابتها بيشتر به نفع خود استفاده نمايند. از طرفي دولت مستقر در اين کشور چندان نيرومند نيست که بتواند در مقابل اعمال نفوذ و فشارهاي خارجي ايستادگي نمايد. متاسفانه وجود فساد گسترده در ساختار اداري و سياسي اينکشور سبب شده تا زمينه براي نفوذگذاري قدرتهاي رقيب بيشتر شود. همه اين عوامل عرصه را براي پيشبرد سياستهاي جمهوري اسلامي ايران سخت تر نموده است. از سوي ديگر وجود مراکز متعدد تصميم گيري در مورد افغانستان در دستگاه حکومتي ايران و نبود ديپلماتهاي کارکشته و آشنا به شرايط ويژه در افغانستان در مراکز تصميم گير و اجرايي، اندکي کار را پيچيده‌تر نموده است. البته بايد اذعان کرد که موقعيت کلي ايران در افغانستان، بي تاثير از فضاي عمومي فشار و تحريم عليه اين کشور در عرصه بين المللي نيست.در کنار عوامل متعدد همگرا در مناسبات بين دو کشور ايران و افغانستان طبيعي است که يکسري عوامل واگرايانه هم وجود داشته باشد. اگر بخواهيم به اين عوامل بپردازيم بايد به چند نکته اشاره نماييم. اولا تضاد منافع ما با قدرتهاي خارجي حاضر در افغانستان که در راس آنها ايالات متحده امريکا قرار دارد و نفوذ زيادي هم بر حکومت افغانستان دارند، بدون شک بر نوع روابطمان با حکومت افغانستان تاثير گذار است. درخواست اخير مقامات امريکايي از مقامات افغان براي کاهش سطح روابط اقتصاديشان با ايران نمونه اي از اين دست مي باشد. وجود مراکز نظامي تحت کنترل غربيها در نزديکي مرزهاي ما يک چالش بزرگ است. ثانيا به دليل وجود شکافهاي زباني ، قومي و مذهبي در جامعه افغانستان و با توجه به همسويي بيشتر سياستهاي جمهوري اسلامي ايران با برخي از گروهها شکل گرفته در راستاي اين شکافها، اين ذهنيت را در بين ساير گروهها ايجاد نموده است که سياستهاي جمهوري اسلامي در افغانستان فرصت طلبانه و يک سو نگرانه است. اين امر در مواقعي سبب شکل گيري مواضع ضد ايراني در بين برخي گروههاي افراطي شده و زمينه را براي سوء استفاده رقباي ايران فراهم نموده است. ثالثا از قديم بين ايران و افغانستان بر سر مساله تقسيم آب رودهاي مرزي بويژه هيرمند و هريررود اختلافاتي وجود داشته است و با توجه به اهميت يافتن آب در آينده کشورها، احتمالا اين مساله به عنوان يک مساله بحران زا در روابط دو کشور باقي خواهد ماند. رابعا کشت فراوان مواد مخدر در افغانستان و صدور و ترانزيت آن از طريق مرزهاي ايران طبعا مساله امنيتي مهمي براي ايران محسوب شده و در صورت عدم همکاري مقامات افغاني در اين زمينه، جمهوري اسلامي ايران همچنان در آينده از اين ناحيه در معرض تهديد خواهد بود. و آخرين مساله تنش زا در روابط دو کشور مساله مهاجرين افغاني ساکن در ايران است که بيشترين ميزان مهاجرين خارجي مستقر در کشور ما را تشکيل مي دهد. حل اين مساله که ابعاد انساني فراواني دارد احتمالا ساده نبوده و نياز به رايزني هاي بيشتر بين مقامات دو کشور دارد. بعضا مقامات ايراني از حربه تهديد به اخراج مهاجرين افغان در مناسبات في ما بين استفاده کرده اند که اثار و پيامدهاي ناخوشايندي در پي داشته است.( رمضاني بونش، 8مهر1391)
3 – 1- 2 -4 نقش عربستان در افغانستان و رابطه عربستان با طالبان
بعد از كودتاي كمونيستي در كابل سياست خارجي عربستان در افغانستان بعد ديگري يافت و اين كشور در دهه ي هشتاد ميلادي در راستاي جهاد مجاهدين ميلياردها دلار را به افراد و گروه هاي مختلف مجاهدين به خصوص افراد و گروه هاي مورد نظر و علاقه ي خود پرداخت كرد.
رياض در دهه 1990 هم در سطح گسترده اي مشغول تجهيز طالبان شد و اين گروه را به رسميت شناخت. چنانچه گفته ميشود عربستان پدر معنوي طالبان است. پس از رخداد 11سپتامبر و هنگامي که جنبش طالبان زير فشارهاي بين‌المللي قرار داشت، عربستان سعودي روابط رسمي خود را با اين گروه قطع كرد، اما در زمينه همکاري کردن يا نکردن با آمريکا در جنگ با طالبان بر سر دو راهي ماند. در اين دوره سرنگوني طالبان و فشارهاي واشنگتن رياض را وادار كرد كه دولت نوين در كابل را بپذيد و جدا از گشايش سفارت در سال 2002، در كابل وعده ي كمك 268 ميليون دلاري به افغانستان دهد. در اين ميان دوران بود كه همكاري طالبان با عربستان و همچنين نگاه احزاب سياسي مخالف، افكار عمومي و رهبران نوين افغانستان مانع از حضور حداكثري عربستان در افغانستان ميشد. اما در سالهاي گذشته و بويژه يك سال گذشته نشانه ها و نمودهاي از تمايل حضور فزاينده عربستان در افغانستان به چشم مي خورد. در اين راستا از يك سو با حضور و ميل بيشتر عربستان در مذاكرات صلح طالبان با دولت افغانستان و همچنين امضاي معاهده استراتژيك با كابل و از سوي ديگر هم طرح ساخت يک مرکز بزرگ ديني تحت عنوان “مرکز اسلامي ملک عبدالله” با هزينه 100ميليون دلاري در کابل توسط عربستان كه به تازگي توسط مقامات افغانستان اعلام شده است نشان از توجه جدي تر رياض به افغانستان دارد. (رمضاني بونش، 21ديماه1391)
4-1-2-4 اهداف عربستان از حضور فزاينده در افغانستان
نخست اينكه عربستان سعودي هم چنان هم پيمان بزرگ پاکستان است، پشتيباني کننده گذشته طالبان بوده و اكنون نيز نفوذ زيادي در بين رهبران طالبان و جريان افراط داشته و حتي برخي از رهبران طالبان در اين كشور به سر مي برند. در اين بين افزايش تمايل رياض به نقش آفريني در گفتگوهاي صلح طالبان با كابل با توجه به درخواست گسترده افغانستان از اين كشور و حمايت امريكا از اين امر مي تواند به مثابه دريافت امتيارهايي از غرب و افغانستان نيز تلقي گردد. يعني هر چند واشنگتن از گذشته نيز از ابتکار جديد حامدكرزاي مبني بر طرح مذاکره با گروه هاي مخالف به ميزباني عربستان پشتيباني مي كرد ولي اكنون نگاه امريكا به ميانجي گري قطر متمايل تر است. بنابراين رياض مي كوشد تا گذشته از رقابت با قطر در كسب و نقش عمده در گفتوهاي طالبان با دولت افغانستان نقش مهم خود را در نفوذ خود در بين رهبران طالبان به امريكا يادآور شود و همچنان كه در خروج آبرومندانه امريكا ار افغانستان به اين كشور كمك مي كند از اين كشور نيز امتيازتي را در ساير حوزه ها دريافت كند.
دوم اينكه عربستان همواره خود را کشوري تاثير گذار و تعيين کننده در تحولات افغانستان مي داند. در اين راستا هر چند دولت رياض دو هفته بعد از حملات 11سپتامبر، در بيانيه اي اظهار داشت” رژيم طالبان هيچ نوع توجهي به خواست پادشاه عربستان سعودي مبني بر عدم به پناه دهي، آموزش و ترغيب جنايت کاران، نشان نداده است”، اما اين كشور با توجه به نوع ارتباط با گروه هاي بنيادگرا در پاكستان و افغانستان همچنان توانسته ارتباط گسترده اي با اين گروهها داشته باشد. در اين راستا رويكرد حضور افزاينده رياض در مذاكرات صلح با طالبان ميتواند از سويي منافع طالبان و احزاب و همپيمانان افغانستاني رياض را در افغانستان تامين كند و از سويي نيز منجر به دريافت امتيات گسترده تر از دولت كابل و حضور فزاينده در افغانستان گردد. چنانچه به نظر ميرسد ساخت بزرگ‌ترين مرکز ديني توسط عربستان سعودي در شهر کابل، يکي از مهم‌ترين فرصت‌ها و بسترهاي ايدئولوژيك است که دولت كرزاي در اختيار اين کشور قرار داده است.
سوم اينكه بايد توجه داشت كه همواره يكي از مهمترين اهداف سياست خارجي عربستان، گسترش نفوذ در كشورهاي اسلامي با ترويج آيين وهابيت و يادآوري نقش رهبري جهان اسلام بوده است. در اين ميان سياست خارجي رياض مي تواند با حفظ جايگاه نفوذ معنوي خود و حتي گسترش آن در افغانستان جدا از تثبيت مقام معنوي خود را در جهان اهل سنت نفوذ معنوي خود را در آسياي ميانه را نيز گسترش دهد. در همين رلستا نيز سعودي ها با راه اندازي مراکز آموزشي و ديني افکار و شريعت اسلامي را مطابق با تفسير مورد نظر خود (وهابيت) را در كشورهاي اسلامي ترويج مي کنند و طرح راه اندازي مركز بزرگ ديني”مرکز اسلامي ملک عبدالله” نيز به همين منظور است .
چهارم اينكه مشخص است كه پس از سرنگوني طالبان و حضور گسترده کشورهاي غربي، به خصوص آمريکا در افغانستان نقش عربستان در اين كشور کمرنگ شده و بر نفوذ برخي از رقيبان عربستان در افغانستان افزوده شده است در اين بين اكنون عربستان با مشاركت در گفتگوهاي صلح در افغانستان و همچنين بستن معاهده استراتژيك با دولت افغانستان در آينده ( با محور هاي اقتصادي، امنيتي و سياسي ) و همچنين ساخت مركز مهم ديني خود در كابل از يك سو

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، دانشگاهها، مواد مخدر Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، انقلاب اسلامى، تمرکز قدرت، مواد مخدر