پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، موازنه قدرت، جهان اسلام، صدور انقلاب

دانلود پایان نامه ارشد

انقلابي( 1980-1979) حسينيه ها مکاني براي بسيج سياسي محسوب مي شدند،نقش عاشورا و حسينيه ها بعد از توافقنامه 1993کاسته شد وبيشتر از آنها به عنوان محلي براي ايجاد وحدت اسلامي نگريسته مي شود. و در دوران سازش و مصالحه، امام حسين به عنوان يک انقلابي ديده نميشود بلکه سمبل وحدت اسلامي بود که جان خود را برسر آن فدا نمود و اين گرايش بين وعاظ شيعه در عربستان بوجود آمد که از عاشورا انقلاب زدايي کنند. (ابراهيم،1387:ص290)
الصفار در کتابي تحت عنوان وطن و شهروندي که در سال 1996منتشر شد از وابستگي قومي ومنطقه اي و قبيله اي و طايفه اي فراتر رفت تا احساس ملي را بويژه در ميان شيعيان تقويت کند و شناخت جديد وي آن بود که عشق به وطن نشانه ايمان است. الصفار تفسير جديدي از مفهوم شهروندي ارائه داد. تفسير خانواده سلطنتي از مفهوم شهروندي در وفاداري خلاصه ميشد. اما الصفار بر سه حق شهروند تاکيد مي کند . شرافت ،امنيت و شرايط زندگي مطلوب .او مي گويد فقر باعث مي شود تا شهروندان احساس تعلق خاطر به وطن خود را از دست بدهند. در همين راستا رهبران جنبش اصلاحيه ،جامع مدني را عاملي ميانه براي ايجاد تعدل در جامعه و بطور کلي و پايه اي براي عمل دسته جمعي برابر مي دانند که مي توانند فضايي از تحمل و باز شدن جامعه و تساهل و مدارا را فراهم آورد . از ديد گاه محفوظ جامعه مدني قدرت لازم را براي مبارزه براي سرکوب وقساوت حکومت فراهم مي آورد.(پيشين، ص264) . نهايتا راهبردهاي کلام دولت سعودي در برخورد با مخالفان در طيفهاي مختلفي قرار ميگيرد از کنترل امنيتي قدرتمند گرفته تا مواجهه با ناراضيان از طريق سياست تفرقه بنداز وحکومت کن و حتي انعطاف در مباني ايدئولوژيک . اين راهبرد ها نمي توانداثبات کند که روابط شيعيان با دولت سعودي روابط آشتي سازش و مصالحه است بلکه در حقيقت اين روابط به شکل رابطه سلطه کننده وسلطه شونده است.به هر حال دستاوردهايي که شيعيان در روند مذاکرات و مصالحه داشته اند آنقدر نبوده است که آنان اعلام وفاداري و انقياد به رژيم کنند مگر آنکه بتوانند در ساختار دولت حضور يابند.(ابراهيم،1387: ص 317)

3-3 فصل سوم : چگونگي تعامل ايدئولوژي ايران و عربستان در منطقه خاورميانه و بانظام بين الملل
گفتار اول ايران
1-3-3 پيروزي انقلاب اسلامي ايران سر آغازي يراي ايفاي نقش جديد ايران به عنوان يک بازيگراسلامي
تلاش همه جانبه جهت برتري منطقه اي از مدتها پيش ويژگي سياست خارجي ايران بوده است. ايران بواسطه ي تاريخ طولاني و جغرافياي خاص ،خود را تنها کشور شايسته اي مي داند که حداقل بايد بر منطقه خليج فارس نفوزذ داشته باشد .علاوه بر اين ايران خود را جزو معدود کشورهاي خاورميانه مي داند که به دليل برخورداري از يک تمدن ريشه دار در يک سرزمين که گرد مفهوم ايران زمين شکل گرفته ،مي تواند وبايد نفوذي فراتر از مرزهايش داشته باشد. اين گرايش در بين نخبگان ايراني در دهه 1970 ودرطول دوران زمامداري محمد رضا شاه ،وجود داشت. طي اين دهه ايران تلاش کرد قدرت اول نظامي منطقه خليج فارس شود و هدفش تبديل شدن به ستون اصلي سيستم امنيتي غرب در خاور ميانه بود تا به گفته شاه ؛ايران “مسئوليتهاي تاريخي” را از سر بگيرد.
از سال 1979 ايران به جزاستفاده از مزيت ژئو پوليتيکي خود بعد مذهبي را نيز به توانايي قدرت نمايي خود افزوده است . در طول زمان اين عامل تازه لايه جديدي را بر ناسيوناليسم اين کشو.ر افزوده است. بعد از انقلاب ،مسايل اسلامي بر سابقه ي منطقه اي ايران و سياست اين کشور نسبت به بسياري از همسايگانش تاثير گذاشته است.همچنين موضع ايران پس از انقلاب تحت تاثير چيزي قرار گرفته که مي توان آنرا ژئو پوليتيک اسلام ناميد. در اوايل دهه 1980 ايدئو لوژي شيعه معتقد به ظهور امام دوازدهم ،چالش مستقيمي عليه وضع موجود منطقه اي و تماميت سياسي همسايگان عرب ايران بشمار مي رفت. تمايل ايران انقلابي براي رهبري اسلامي که ايده” صدور انقلاب” را مطرح مي کرد ،تنشهايي را در روابط با عربستان سعودي و ديگر بازيگران مسلمان تاثير گذار در جهان اسلام بوجود آورد.دعوت رهبري ايران به حرکت اسلامي شايد در بسياري از جوامع عرب و مسلمان در دهه 1980 با پاسخ مناسبي مواجه شده بود اما اين ندا باعث تقويت ترديد نخبگان عرب نسبت به مقاصد ايران شد و آنها را واداشت با تلاش خود مانع نفوذ ايران شوند.سياست ايجاد مانع تنها در اواخر دهه ي 1980 بود که تا اندازه اي تعديل شد و دليل آن چند تحول بود از جمله پايان جنگ ايران و عراق و ايجاد روابط راهبردي منطقه اي در ايران پس از جنگ سرد. ضمن آنکه پيش از اين موضع ايران در برابر اشغال افغانستان توسط شوروي و نوع برخورد اين کشور با اتباع مسلمانش که ناشي از ايدئولوژي کمونيسم مي شد ،بعد مذهبي جديدي به روابط مبتني برجنگ سرد ميان ايران و شوروي ميداد. به علاوه حمايت آشکار و پنهان از جنبشهاي اسلام گراي رو به گسترش در افغانستان و مناطق ديگر در خاورميانه به عامل ثابتي در سياست خارجي ايران در تعاملات دولتي و فرو دولتي تبديل شد.
با اين حال در دهه ي 1990و پس از آن ،به رغم سياست خارجي همگرا ومتمايل غير ايدئو لوژيکي ،تهران تلاش کرده است جانب گروههاي اسلامي سياسي در جهان عرب را نگاه دارد و در ابراز حمايت از جنبشهاي حزب الله لبنان ،جبهه نجات اسلامي الجزاير ،رژيم ترابي در سودان ،حماس و جهاد اسلامي فلسطين ،اخوان المسلمين اردن ،حزب النهضه تونس و گروه جهاد مصر فعال بوده است. فراتر از اين ،تهران با رضايت کامل اجازه داده است که حامي جنبشهاي اسلامي با هر نامي معرفي شود. حمايت از جبهه آزادي بخش اسلامي مورو در فيليپين در دهه 1980 و مسلمانان بوسني در دهه 1991 نمونه هايي از اين راهبرد ايران مي باشند . طرز تلقي جمهوري اسلامي از نقش خود موجب استفاده علني از نمادهاي اسلامي شده است. جايگاه اسلام در شکل دادن به سياست و اهداف راهبردي سبب ايجاد شکافهايي در روابط تهران با برخي از کشورهاي عربي که خصوصا در اطراف ايران قرار دارند ،گرديده است . همين امر باعث پيچيده شدن اين روابط مي شود. (هينه بوش،1390:ص504)
برخي عوامل زمينه هاي تعارض ميان ايران انقلابي وکشورهاي محافظه کار منطقه را فراهم آورده است. از جمله :
مستقر شدن نخستين دولت اسلامي شيعي در منطقه و به چالش کشيدن اسلام محافظه کار عربستان و ديگر نظام هاي محافظه کار منطقه.
تغيير ديدگاه ايران به طور بنيادين در مورد نظم سياسي منطقه که ميزان مشروعيت اسلامي نظام هاي اين کشور را با ميزان استقلال آنها از قدرتهاي استعماري مي سنجيد.
تبديل ايران از يک کشور مدافع وضع موجود به يک کشود انقلابي خواهان تغيير وضع موجود.
انقلاب اسلامي در رقابت بين نيروهاي استقلال طلب و قدرتهاي خارجي به ويزه ايالات متحده فصل تازه اي گشود. (زراعت پيشه،1384:ص237)
1-1-3-3 تا ثير انقلاب اسلامي ايران در خاورميانه
تاثير انقلاب اسلامي بر کشورهاي منطقه ظريف وپيچيده است . عوامل جغرافيايي ،تاريخي وديني در اين امر دخالت دارند . در طول سه دهه ي گذشته انقلاب اسلامي ايران فرصتها و تهديدهاي زيادي براي اين کشورها داشته است و دولتها وملتهاي عربي مواضع متنوع و متضادي در اين رابطه اتخاذ کرده اند.از جمله موضوعات مورد اختلاف موضوع فلسطين و منازعه اعراب واسرائيل همچنين مسائل تاريخي بين شيعه وسني و عرب وعجم و دخالت قدرتهاي بزرگ و مقوله نفت مي باشد .
اما به برخي پيامدها وبازتاب انقلاب اسلامي در جهان عرب مي پردازيم.از جمله :
پيدايش امواجي از اسلام سياسي در منطقه اسلامي که خواهان بخش يا تمامي قدرت حکومت است.
مطرح شدن اسلام گرايان به صورت يک نيروي جدي سياسي با پشتوانه وسيع مردمي که حتي احزاب غير مذهبي ومخالف نيز در روابط و رقابتهايشان خواهان بهره گيري از آن هستند و براي اين منظور امتيازاتي مي دهند . در اين مورد به موج اخير انقلابهاي عربي در اين دو سال اخير اشاره مي کنيم که پس از برگزاري انتخابات در اين کشورها ،احزاب اسلامي با اقبال بيشتري از سوي مردم برخوردار بودند . از جمله در تونس حزب اسلام گراي النهضه ودر مصر گروه اخوان المسلمين توانستند آراي مردمي بيشتري را براي تشکيل دولت ؛کسب کنند.
بر هم زدن موازنه قدرت در منطقه استراتژيک خليج فارس و خاورميانه عربي و تشکيل شوراي همکاري خليج فارس ،جنگ تحميلي و تداوم و توسعه حضور آمريکا به دليل باز گرداندن توازن قوا.
تصوير و ترويج الگوي زن مسلمان انقلابي که با حفظ حرمتها و ارزشها مي تواند وارد جامعه وسياست شود.
فرعي شدن تهديد اسرائيل براي اعراب ،به طوريکه در اجلاس امان در 1987 رسما اين نکته را طرح کرد و ايران را خطر اصلي دانستند.
نقش رهبري برجسته امام خميني در انقلاب اسلامي(حشمت زاده ،1387:ص73)
و نگراني از تشکيل يک هلال شيعي در ذهن نخبگان سنتي عرب که منجر به افزايش قدرت منطقه اي ايران در منطقه خاور ميانه مي شود . اين کمربند ايدئولوژيک و عقيدتي از جناح هاي سياسي ودولتهاي هوادار شيعه در عراق ،سوريه ،ايران و منطفه خليج فارس تشکيل مي گردد.( برزگر، 13 اسفند 1389)
2-1-3-3 رويکرد ايران در نظم جهاني نوين
پايان جنگ سرد اهميت سه مساله را در روابط خارجي ايرا ن برجسته کرده است. ژئو پوليتيک ،بي ثباتي هاي ژئو استراتژيک و جهاني شدن .پس از گذشت دو دهه ايران هنوز تلاش مي کند ،پس از تغييرات سيستمي که بين سالهاي 1989 تا 1991اتفاق افتاد و نتيجه آن از دور خارج شدن ايدئولوژي کمونيسم،اتحاد دوآلمان و فروپاشي شوروي بود،جايگاه خود را در نظام بين المللي نوين پيدا کند.ضمن آنکه در اين نظم نوين آمريکا به عنوان يک قدرت فرا منطقه اي بي رقيب در دنيا و خاورميانه ظاهر شده است.
واشينگتن اهميت زيادي براي منابع انرژي در منطقه خاورميانه و خليج فارس قائل است. اين منطقه به مهمترين منطقه جهان به لحاظ استراتژيکي و به يکي از بزرگ‌ترين ذخاير مادي در تاريخ جهان تبديل شده است. از اين‌رو، پيش‌بيني‌هاي اطلاعاتي در آمريکا براي هزاره جديد حکايت از تداوم کنترل آمريکا بر نفت خاورميانه دارند، و تصرف عراق نيز براي همين منظور برنامه‌ريزي و تعقيب شد.
در راستاي اين استراتژي، سياست آمريکا در قبال ايران به عنوان يک قدرت رقيب شکل گرفت. آمريکا با اشاره به قدرت در حال ظهور ايران و با به تصوير کشيدن آن به عنوان منبعي براي تهديد و بي‌ثباتي در منطقه سعي داشت کشورهاي ديگر را از ايران بترساند. هدف اين سياست‌ها عمدتاً خنثي کردن قدرت نرم قابل ملاحظه ايران و به طور کلي جلوگيري از رشد شيعه در منطقه است. اين سياست با واقعيات موجود درباره ايران در تضاد است. نظر سناتور آمريکايي، چاک هاگل، در اين زمينه جالب توجه است. او استدلال مي‌کند که “در خاورميانه قرن 21، ايران يک مرکز ثقل و يک قدرت منطقه‌اي مهم به حساب مي‌آيد. آمريکا نمي‌تواند اين واقعيت را تغيير دهد. سياست استراتژيک آمريکا بايد نقش ايران را امروزه و طي 25 سال آتي به رسميت بشناسد.” او مي‌افزايد که “برخورد نظامي آمريکا با ايران خاورميانه و جمعيت مسلمان جهان را شعله‌ور خواهد ساخت و به امنيت آمريکا و نيز منافع سياسي، اقتصادي و استراتژيک آمريکا در سراسر جهان لطمه شديدي وارد خواهد ساخت.”
پس از سقوط رژيم صدام در عراق، براي نخستين بار از زمان سقوط امپراتوري عثماني، اکثريت شيعه توانست نقشي مهم و تعيين کننده در حکومت عراق به دست آورد. از سوي ديگر، همچنين در افغانستان اقليت شيعه متعلق به گروه قومي هزاره موفق گرديد در دولت جديد افغانستان به رهبري حامد کرزاي سهم داشته باشد. گرچه به قدرت رسيدن دو دولت جديد در غرب و شرق ايران به جاي دولت‌هاي پيشين که در گذشته چالش‌هاي بزرگي در برابر ايران قرار داده بودند، نفوذ استراتژيک ايران را در منطقه افزايش داده است. سياست خاورميانه‌اي آمريکا که ملهم از سوء ظن شديد اين کشور نسبت به ايران است، سبب گرديده تا ايران موقعيت جديد در منطقه را يک فرصت و در همان حال يک تهديد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قرن نوزدهم Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی جهان اسلام، سازمان ملل متحد، سازمان ملل، حوزه نفوذ