پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، امر به معروف، جهان اسلام، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

هجرت که به معناي جدا شدن از سرزمين شرک به سرزمين اسلام است ؛بيان مي کند که :”خداوند متعال ،هجرت را بنا نهاده است که تا به حفظ دين بپردازد و روح ايمان را در مقابل شياطين حفظ کند واز گناهان مصون باقي دارد پس آنچه که مومنين و مشرکين را از يکديگر متمايز مي سازد ،عمل به دستورات وفرامين ديني است و روزي نهايتا پرچم اسلام بر افراشته خواهد شد. بدون هجرت نه دين خدا زنده خواهد ماند و نه خداوند مورد عبادت قرار خواهد گرفت و بدون هجرت نيز نه مي توان شرک را از بين برد و نه به مقابله با شياطين اقدام کرد.”در نتيجه بسياري از پيروان شيخ محمد بن عبدالوهاب به وادي جديد يعني سرزمين نجد هجرت کردند و به جامعه مومنين واقعي پيوستند تا در دسته هاي نظامي براي حمله به مناطق مجاور آماده شوند . چنين موضوعي امر نا ممکني بود مگر که مردم عربستان از لحاظ فکري به دو بخش تقسيم شوند: ساکنان سرزمين اسلام (دارالاسلام)وساکنان سرزنين جنگ(دار الحرب)که سرزمين مشرکين است که به ظاهر خود را مسلمان مي دانند به استثناي کساني که به وهابيت گرويده اند.
در پاسخ به آنچه که داود باش حاکم عثمانيها در بغداد از سال 1817 تا سال 1831 نسبت به تکفير وهابي ها انجام داد،امام محمد ابن سعود بر ادعاهاي خود تاکيد مي کرد و عثمانيها را کفار ومشرک مي ناميد . در روند مشابهي شيخ احمد بن عتيق (1883-1812) عالم معروف وهابي در زمان فيصل ،يعني دوران ترکها در دوران دوم سعودي ،ساکنين دو شهر مقدس اسلام را آلوده به شرک اعلام کرد.
واضح است که تکفير با مفهوم جهاد و حمله ترکيب شده بود چرا که بهانه و توجيه و انجام جهاد بايد که به وسيله تکفير نمودن جوامع شکل گيرد.
پس سرزمين آل سعود پناهگاه قرائت وهابيها از اسلام شد و بر اين اساس آنان مشروعيت اوليه خود را بوجود مي آوردند . بنابر اين وهابيت به مذهب حکومتي تبديل شد ودر عين حال به دلايل سياسي از آن براي مقابله با ساير مذاهب ونحله هاي فکري در ساير مناطق مورد بهره برداري قرار مي گرفته است. بنابر اين مي توان گفت که بدون وهابي گري ،خانواده سلطنتي نمي توانست تا امروز بر عربستان سعودي حکومت کند. با استناد به اين موضوع مي توان گفت که ايدئولوژي وهابي مبني بر تسلط تقريبا همه مسلمانان چه در شبه جزيره عربستان وچه در ساير مناطق ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد . اين ايدئولوژي همچنان به عنوان ابزار بسيج در تاريخ سياسي سعودي استفاده مي شود.(ابراهيم،33:1387)
1-2-2-3 وهابيت و حکومت سعودي
کشور عربستان از دو قرن پيش با هويت وهابيت وارد عرصه معادلات منطقه‌اي و بين‌المللي شده است، به نحوي که دوران رشد آنها با پايه گذاري مذهب وهابيت آغاز شد. پس از تصرف مناطق نفت خيز شيعه نشين احساء و قطيف و اهميت يافتن نفت، دولت وهابي عربستان رشد اقتصادي خوبي را به دنبال داشت و به مرور با تکيه بر درآمد و ذخاير نفتي، در راهبرد امريکا نيز جايگاه ويژه‌اي به دست آورد به نحوي که قبل از انقلاب اسلامي، امريکاييها از قدرت نظامي ايران و توان مالي عربستان، به عنوان ابزار‌هاي پيش برنده راهبرد منطقه‌اي غرب ياد مي‌کردند. پس از فروپاشي شوروي و خروج القاعده از حمايت و اولويت غرب، از سوي وهابي‌ها اقدامات تروريستي برضد غرب شکل گرفت. اين نيز بهانه‌اي شد براي حضور نظامي‌ و قوي‌تر امريکا در منطقه خاورميانه و در نتيجه اشغال عراق و افغانستان، در اين شرايط نه تنها اهميت وهابيت بلکه اهميت عربستان نيز در اولويت غرب کم رنگ شد.
امريکايي‌ها اعلام کردند بايد سعودي‌ها تمام کمک‌هاي رسمي و فردي، دولتي و غيردولتي خود را به افراد دخيل در فعاليت‌هاي تروريستي قطع کنند و از تحريک اعتقادي و مذهبي تروريست‌ها به ويژه از طريق مدارس، سخنراني‌ها و کتاب‌ها بپرهيزند
در اين ضرب‌الاجل، از سوي امريکا اعلام شد که عدم تبعيت سعودي از خواسته‌هاي ما (غرب)، علاوه بر تهديد مستقيم دارايي‌ها و اموال سعودي‌ها، اسقاط رژيم و تجزيه کشور از طريق انتقال حاکميت به هاشمي‌ها و شيعيان استان شرقيه را به دنبال خواهد داشت. پس از آن، محکوميت سعودي‌ها در عدم رعايت حقوق بشر از سوي امريکايي‌ها مطرح شد. به نظر مي‌رسد اين برخورد در طول دو قرن گذشته، بيشترين فشار غربي‌ها برضد سعودي‌ها باشد.
عربستان سعودي براي حفظ بقاي خود که به نحوي خود را در معرض اشغال يا نابودي از سوي غرب مي‌بيند، آماده است بدون قيد و شرط منافع غرب را تأمين کند. همزمان براي حفظ هويت سياسي و ديني‌اش تمام امکانات و توان خود را بر ضد شيعه در منطقه، صرفاً براي جلب رضايت غرب و اسرئيل به کارگيرد. در راستاي اجراي خواسته‌هاي غرب، شيوه و حد برخورد خود را با شيعه داخلي و خارجي تنظيم خواهد کرد. بنابراين، موضعع گيري سعودي‌ها نه از موضع قدرت، که از ضعف و تصميمات انفعالي آنها نشأت مي‌گيرد بنابراين شدت و ضعف مواضع آنها بستگي به تحولات منطقه و خواست غربي‌ها دارد. از طرفي، سياست ديکتاتوري، رعب و وحشت در جامعه عربستان که از انديشه وهابيت ناشي مي‌شود، تا کنون توانسته است مخالفت‌هاي دروني را به شدت سرکوب کند.
با اينکه وهابيت در جبهه‌هاي بيروني با امريکا درگيري کنترل شده‌اي دارد، بعيد است در داخل کشور سعودي در مقابل فشارها و تهديدات امريکا و عملکرد رهبران سعودي در جهت منافع غرب، حرکت مردمي برضد حکومت سعودي شکل گيرد.به نظر مي‌رسد جهان اسلام در يک فرصت استثنايي براي ايجاد وحدت قرار گرفته است. شعار اتحاد ملي و انسجام اسلامي نيز در اين راستا مي‌تواند راهگشا ‌باشد. به همين دليل، غربي‌ها تلاش خواهند کرد تا از‌توان خود براي ايجاد تفرقه استفاده کنند.
سقوط صدام و اشغال عراق از سوي غرب، پيام‌هاي نگران‌کننده‌اي براي سعودي‌ها به همراه داشت. اگر چه حذف تهديد صدام براي آنها فرصت بود، اما حضور مستقيم امريکا در منطقه و طرح خاورميانه بزرگ براي سعودي‌ها به مفهوم آن بود هر گاه امريکايي‌ها اراده کنند ، مهره‌هاي خود را تعويض خواهند کرد که اين معادله، قدرت ژئوپوليتيک شيعه را در منطقه تقويت خواهد نمود علاوه بر آن، اقتدار شيعه عراق تهديدي براي حکومت آل سعود در عربستان خواهد بود.( افشار،مرکز اسناد انقلاب اسلامي)
2-2-2-3 خلافت و حکومت ديني در ايدئولوژي القاعده و رابطه وهابيت وحکومت عربستان
هدف نهايي ايدئولوژي القاعده، دستيابي به حکومتي فقهي است که ريشه در سلفي‌گري وهابيت دارد و بر تمام جهان حکم مي‌راند. اين حکومت ديني که شکل‌گيري جامعه ديني، از طريق اجراي قوانين فقهي بر آن مبتني است، مهم‌ترين خواسته و موتور محرکه فعاليت‌هاي القاعده به شمار مي‌رود. حکومت طالبان بر افغانستان در واقع جلوه و تبلوري از حکومت مورد نظر القاعده است.
اسامه بن لادن مي گويد: ما براي جهاد در راه خداوند قادر متعال از وطن خود خارج شده‌ايم و خداوند را به علت منّتي که در راه فراهم شدن امکان جهاد و اين هجرت مقدس به ما ارزاني داشته است، سپاسگزاريم. هدف و ميل قلبي ما نيز اين بوده که در راه برپايي و تحکيم حکومت اسلامي و پياده کردن احکام اسلامي جهاد کنيم. اين هدف ماست و براي همين هدف از کشور خود خارج شده‌ايم .(بن لادن،1384:ص14)
به تعبير دقيق تر القاعده در ميان نظام‌‌هاي سياسي موجود به تأسي از امپراتوري‌هاي اموي و عباسي، هم‌چنان نظام مونارشي سلطنتي را بهترين نظام حکومتي مي‌داند و با توجه به ويژگي‌هاي ايدئولوژيک خود و نيز از آنجا که نتوانسته در جلب افکار عمومي مسلمانان موفق باشد با دموکراسي مخالفت مي‌ورزد.البته تجربه تاريخي اسلام درباره دو خليفه نخست‌ و نيز تأکيدات قرآن مبني بر مشورت و شورا باعث شده است تا نظريات اليتيستي و نخبه‌گرايانه در آنها تقويت‌ شود و جايگاهي نيز براي مشورت با اهل حل و عقد و نخبگان سلفي قائل شوند. اما اين شورا و مشورت هيچ‌گاه قابل تعميم به عموم مردم و گروه‌هاي ديگر نيست
لذا ظواهري تأکيد دارد “مجاهدين” نمي‌توانند با زور حکومت کنند يا مستقيماً قدرت را به دست گيرند. حکومت بايد به اصل اسلامي شورا وفادار باشد و “امر به معروف و نهي از منکر” را به اجرا گذارد هم‌چنين بايد مبتني بر نظر “اهل حل و عقد” باشد و نظر علما را به عنوان کارشناسان شريعت لحاظ کند.(قادري، 1378:ص12و23)
3-2-2-3 انديشه سياسي القاعده نسبت به حکومت ديني
هيچ مرجعي جز فقهاي سلفي و وهابي حق افتا و استخراج قوانين براي اداره جامعه را ندارد و به طريق اولي قانون‌گذاري براساس عقل خود بنياد هم مشروعيت ندارد.
آزادي عقيده از آنجا که مي‌تواند به ارتداد و الحاد بينجامد باطل است. مشروعيت حاکمان از جانب عالم بالاست و رهبران جوامع بايد خاستگاه ديني و برآمده از شرع داشته باشند.
آزادي بيان چون به ناسزاگويي به خدا و قوانين الهي مي‌انجامد مورد تأييد نيست.
دين از سياست و حکومت جدا نيست.
تشکيلات و احزاب سياسي چون به گسترش فعاليت عناصر غيرديني ياري مي‌رسانند مورد تأييد اسلام نيستند.
با توجه به موارد فوق الذکر در مي يابيم که ايدئولوژي القاعده بيشتر مصروف مبارزه و تشکيل خلافت اسلامي شده است؛ لذا پيروان آن با دچار شدن به ازخودبيگانگي، قرباني ايدئولوژي و خلافت مورد نظر القاعده هستند.در اين ايدئولوژي هيچ انساني اعم از مسلمان و غيرمسلمان، اصالتي ندارد و اصالت با ايدئولوژي سلفي و حکومت مورد نظر است.بر اين اساس نبايد از آن ايدئولوژي جز برخي تکاليفي که از اسلام استنباط کرده‌اند، رهنمودي براي افراد بشر انتظار داشت. اين نگرش سياست‌زدة القاعده باعث مي‌شود ابعاد عرفاني و جمالي دين به چشم نيايد و زندگي تنها به عرصه قتال و مبارزه تبديل شود. ايدئولوژي القاعده با توجه به مطلوب‌ها و هدف نهايي در نظر گرفته از “جهاد” آغاز و به جهاد. نيز ختم مي‌شود.
از مطالعه آثار آنان چنين برمي‌آيد که زندگي ميدان نبرد، مبارزه و قتال با انديشه و انسان‌هاي ديگر است. در چنين رويکردي، دين به جاي جهت‌دهي به سياست؛ يعني ادعايي که وجود دارد، با سياست تعريف مي‌شود و کوچک‌ترين مسأله سياسي و اجتماعي مي‌تواند تأثير عميقي بر تفسير از دين بگذارد. لذا درباره ايدئولوژي‌هايي از اين دست، نکته‌اي که مي‌تواند مورد اهميت قرار گيرد احتمال سوق يافتن آنها به سمت ابزارگرايي است.
وجود برخي شواهد نشان مي‌دهد دست‌کم برخي از رهبران القاعده بيش از آنکه پايبند ايدئولوژي سلفي راديکال باشند، ابزارگرا هستند و تأکيدشان بر شعارهاي سلفي بيشتر جنبه ابزاري براي رسيدن به قدرت و مقابله با غرب و مخالفان دارد. يکي از آن موارد را مي‌توان در احياي ناسيوناليسم عربي تحت لفافه سلفي‌گري جست‌وجو کرد. مطابق اين ناسيوناليسمِ مذهبي‌شده، عرب‌ها بايد در پي احياي شکوه بربادرفته خود پس از خلافت عباسيان برآيند. آنها اسلام‌گرايي و ناسيوناليسم عربي را دو روي يک سکه مي‌دانند.
زرقاوي معتقد است که خداوند عرب‌ها را با اين دين، عزيز و سربلند گرداند و با اين دين آنها را از تاريکي‌ها به سوي نور و از پرستش بت‌ها به پرستش خداي يکتا هدايت کرد و بدين وسيله آنان را بر بني‌بشر گرامي داشت. به خدا سوگند، برانگيختن حضرت محمد(ص) از ميان قبايل عرب نعمت بسيار بزرگي است.(قادري،1378 :ص12)
اين رويکرد القاعده، در استنباط‌ هاي فقهي و احکام و فتاواي شرعي نيز دنبال شده است و آنان فقيهي را که دور از فعاليت‌هاي اجتماعي و رفتارهاي سياسي، صرفاً براساس کتاب و مطالعه در پي فهم احکام ديني برآيد، فاقد شرايط کافي مي‌دانند. به عبارت ديگر، “فقه پويا” در نظر آنان فقه جهادي و عمل‌گراست
زرقاوي به نقل از سيدقطب مي‌نويسد: شکوفايي فقه اسلامي تنها در عرصه حرکت، فعاليت و پويايي صورت مي‌گيرد و نبايد آن را از فقيهي که هنگام پويايي، فعاليت و حرکت (جامعه) در گوشه‌اي آرام نشسته است انتظار داشت. در اين زمانه کساني که سر در کتاب و دفتر دارند و براي استنباط احکام فقهي از آن منابع مي‌کوشند و برآنند با استفاده از اين احکام به تجديد فقه اسلامي بپردازند و به دور از فعاليت‌هاي (عملي) بمانند که هدف آن رهايي انسان از عبوديت غيرخدا، حذف شريعت طاغوت، تثبيت شريعت الهي و بازگرداندن آنان به بندگي پروردگار است، در حقيقت، ماهيت و هويت اين دين را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی جهان اسلام، امام زمان، امام زمان (عج)، انقلاب اسلامى Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قرن نوزدهم