پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان، روزنامه نگاران، جهان اسلام، دانشگاه تهران

دانلود پایان نامه ارشد

عدم موفقيت آن را مي شود سوءظن کشورهاي کوچک منطقه نسبت عربستان و تفاوتهاي چشمگير اين کشورها، در نوع تعامل با جامعه داخلي از يکسو و جامعه بين المللي از سوي ديگر دارند. در حال جاضر عربستان قصد دارد از موضوع پرونده هسته اي ايران براي تضعيف و مقابله با ايران نهايت استفاده را ببرد. اسناد ويکي ليکس نشانگر درخواست عربستان از امريکا و متحدانش براي حمله به ايران است. همينطور مساعدتهايي که عربستان براي جبران خلاء ناشي از تحريم نفتي ايران بعمل آورده است. به اين ترتيب که از طريق توليد بيشتر نفت خود، کسري نفت مصرفي کشورهايي که خريدار نفت ايران بوده اند و به جرگه ي کشورهايي تحريم کننده پيوسته اند و يا اينکه خريد نفت خود از ايران را کاهش داده اند، جبران کند.
به هر روي، ديدگاه عربستان اين است که با اتکا به متحدان غربي و سياست اعمال نفوذ و دخالت در امور داخلي برخي از کشورهاي منطقه نظير يمن، سوريه و بحرين و فرصت طلبي از مسئله ي هسته اي ايران ميخواهد از يکسو بر مشروعيت داخلي خود بيفزايد و از سوي ديگر قدرت منطقه اي خود را افزايش دهد. اما عربستان سعودي اگرچه فعلا” يک بازيگر جدي در منطقه ميباشد، اما کشوري است که در بين کشورهاي منطقه، غير دموکرات ترين ساختار سياسي را دارد. از جمله شواهد آن، نا برابري حقوق اجتماعي در ميان مردم اين کشور ميباشد، مانند ناديده گرفتن ابتدايي ترين حقوق مدني زنان و محدوديتهاي اقليت شيعه در استانهاي شرقي عربستان : الحساء و قطيف که محل بزرگترين ميادين و تاسيسات نفتي ميباشد. اعتراضهاي مکرر شيعيان در اين منطقه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ،تشديد شد و دولت عربستان را نگران ساخت. به دنبال برخورد و تشنج ميان ناراضيان شيعي و حکومت عربستان مذاکراتي ميان اين دو گروه صورت گرفت که در ادامه با اتخاذ سياست مصالحه جويانه و تلاش براي ارتقاي سطح زندگي شيعيان از سوي دولت عربستان و همينطور جلب همکاري برخي از رهبران شيعه، حکومت توانست تا حدودي اوضاع را کنترل نمايد.
با توجه به زمينه هاي نهفته و آشکار نارضايتي عمومي در سطح کشور از يکسو و فرسودگي ساختار سياسي و مسئولان رده بالاي حکومت از جمله پادشاه و وليعهد از سوي ديگر، پيش بيني ميشود که اين کشور با بحراني فزاينده تر از ديگر کشورها رو به رو خواهد شد که رو در رو شدن با اين بحران، اجتناب ناپذير است و آينده اين کشور در گرو تشخيص مسئولان از جايگاه و موقعيت فعلي خويش ميباشد. اگرچه مسئولان براي رفع اين نگراني ، از شيوه هايي نظير پرداخت مستقيم پول به مردم استفاده کرده اند، اما اين امر نميتواند پيشگيري صحيحي براي مقابله با بحران باشد.
به هرحال عربستان سعودي از لحاظ پتانسيل هاي سياسي، امنيتي، جمعيتي و فرهنگي توان ورود به رقابت استراتژيک با ايران را ندارد، ضمن اينکه استراتژيهاي منطقه اي و ايدئولوژي عربستان در نزد کشورهاي منطقه، جذابيت لازم را براي ايجاد ائتلافها و تقويت نقش و قدرت منطقه اي را براي رقابت با ايران را ندارد، اما ترسيم شرايط خاص سياسي و ايدئولوژيک دو کشور در موقعيت کنوني ميتواند بستري براي ارائه ي راهکارها و حل مشکلات منطقه اي و اعتماد سازي بر مبناي احترام متقابل به کمک اين دولتها را فراهم کند که ادامه اين همکاري، موجب ثبات و امنيت در منطقه ميگردد. اميد است، اين امر در نهايت به عدم دخالت امريکا و غرب در منطقه بيانجامد.
9-1-روش تحقيق:روش اين تحقيق تبييني مي باشد. با توجه به نظريه سازه انگاري تلاش مي شود که فرضيه ي اين تحقيق در پرتو داده هاي بدست آمده آزموده وتبيين شود.
10-1- تعريف مفاهيم و واژگان اختصاصي تحقيق:
ساخت،ساختار (structure) اين واژه براي مشخص نمودن طرز به هم پيوستگي يک مجموعه ونا همگني آن باساير مجموعه هاست. به غبارت ديگر ساخت يا ساختار ،بيانگر نظم مجموعه اي از اشياءو اجزاءو نيروهايي است که به نحوي کنار هم قرار گرفته اند و يک کل خاص را تشکيل مي دهند.(پلنو،662:1988)
ساخت اجتماعي ،ساختار اجتماعي: social structure)) شکل مشخص همبستگي انسانها در هر جامعه اي يا مجموعه اي متشکل از پديده هاي همبسته اجتماعي به شيوه اي که هر يک وابسته به ديگري باشد ونتواند آنچه هست باشد جز در ارتباط با ساير پديده ها. ساختا ر اجتماعي با روابط و نناسبات مستمر و پا بر جا و با قاعده اسلوب در بين عناصر جامعه سرو کار دارد. (پلنو،642:1988)
ساختارهاي هنجاري: (structures of Normative )نظريه پردازان نظريه هنجاري تمايل دارند اين نظريه را دسته بندي کنند.اين نظريه ارزشهاي اخلاقي را تحت الشعاع قرار مي دهد و هدف آن لحاظ حد اکثر سود انگاري است. توالي افعال در اين نظريه باهم متفاوت است به اين ترتيب که يا منافع جمع را در بر دارد که به آن ( agent neutral) مي گويند ويا منافع شخص يا گروهي خاص رابر آورده مي سازد که agent centered))گفته مي شود.در هنجارهاي غير عامل يا همان (agent neutral)ارزشهاي اخلاقي عموم در نظر گرفته مي شود . ولي در هنجارهاي متمرکز، ارزش اخلاقي و حد اکثر سود انگاري شخص ويا گروهي خاص مد نظر قرار دارد.(براون،22:1993)
سازه انگاري اجتماعي:( Social Constructivism)اين رويکرد نظري امکان نزديک کردن نظريه هاي خردگرا و واکنش گرا را فراهم مي کند. اين رويکرد معتقد است فقط قدرت در روابط بين المل نقش ندارد بلکه ايده ها و انديشه ها نيز تاثير گذار هستند . بر اساس اين ديدگاه ساختارهاي بنيادين روابط بين الملل ،اجتماعي هستند و مادي صرف به شما ر نمي آيند.(بليس،1946:ص1450)
رقابت: (rivalry)سعي وتلاش براي پس انداختن ديگري از نيل به هدفي که مورد نظر هر دوي آنان است. رقابت ممکن است موجب بر انگيختن احساس دشمني ،حسد و تنفر گردد.(پلنو،598:1988)
هنجار:(Norm) حکمي که به عنوان ضابطه مشترک عمل اجتماعي به خدمت گرفته شود. اصل ، دستور،قاعده ،رهنمود،قانون ،ميزان و ضابطه اي که بايد راهبري وهدايت يک رفتار را موجب گردد تا همرنگي و همساني و يگانگي را بوجود آورد.(پلنو،463:1988)
ارزش:Values))ارزشها ،استانداردها و يا اهداف اصولي که يک شخص ،گروه ،جامعه ويا ملت به آنها ابراز دلبستگي نموده و در جهت نيل به آنها کوشش مي کند.(پلنو،182:1988)
ايدئولوژي:Idology)) چيدمان ارزشهاي بنيادين سياسي، اقتصادي، اجتماعي در قالب منظومه اي از انگاره ها که به عنوان زير بنايي براي يک نظام اجتماعي يا شيوه ي زندگي آرماني ،ايفاي نقش مي کند.(پلنو،170:1988)
منافع ملي:National Interest))ايده آليستها ورهبران کشورها به اين مفهوم استناد مي کنند تا آنچه را که براي کشور بيشترين اهميت را دارد يعني بقا،مودر تاکيد قرار داده و آن را در راس فهرست اهداف کشور قرار دهند.(بليس ،1946:ص1439)
بازدارندگي:Deterence))استفاده از تهديد،بطور معمول نظامي يا اقتصادي براي باز داشتن کسي از انجام دادن چيزي که در صورت تهديد نشدن آن را انجام مي داد.(بليس ،1946:ص1425)
منطقه:(Region) در روابط بين الملل، منطقه شامل سرزمين چندين کشور مي شود که به علت پيوندهاي جغرافيايي يا منافع مشترک به يکديگر مربوط شده اند.(پلنو،1988 :577)
منطقه خاورميانه (Middle East) :
درباره گستره و مرزهاي جغرافيايي منطقه‌اي که از حدود يک سده پيش با عنوان خاورميانه از آن ياد مي‌شود تعريف يگانه وفراگيري وجود ندارد اما از سوي ديگر تاريخ نگاران، روزنامه نگاران و اصحاب رسانه‌هاي همگاني، بر خليج فارس و کشورهاي پيرامون آن به عنوان مرکز خاورميانه اتفاق نظر دارند. بنابراين تعريف‌هايي که از خاورميانه بيان شده است از نظر گستره قلمرو تفاوت‌هاي زيادي دارند.
فرهنگ جغرافيايي جديد وبستر(Webster)، خاورميانه را اين گونه تعريف کرده است: “منطقه گسترده که در برگيرنده کشورهاي جنوب آسيا و شمال آفريقا است که در گذشته شامل افغانستان، پاکستان، هندوستان و برمه نيز مي شده است”.
دايره المعارف بريتانيکا ، خاورميانه را با تفصيل بيشتري تعريف مي کند. “خاورميانه سرزميني است که در اطراف سواحل جنوبي و شرقي درياي مديترانه کشيده شده و از مراکش تا شبه جزيره عربستان و ايران و گاهي نيز تا فراتر از آن امتداد يافته است. بخش مرکزي اين ناحيه کلي، پيش از اين خاور نزديک خوانده مي‌شده است. نامي که پاره‌اي از جغرافيدانان و تاريخ نگاران جديد غربي به اين منطقه داده اند که بيشتر تمايل داشتند شرق را به سه منطقه “خاور نزديک” به نزديک ترين منطقه به اروپا که از درياي مديترانه تا خليج فارس، “خاورميانه” که از خليج فارس تا جنوب شرق آسيا امتداد مي‌يافت و “خاور دور” که به مناطق ساحلي اقيانوس آرام اطلاق مي‌شد، تقسيم کنند.”(کمپ،1383:ص55)
دکتر احمد نقيب زاده استاد دانشگاه تهران، براي خاورميانه اين تعريف را برگزيده است: “خاورميانه تقريبا تمام کشورهاي شرق حوزه مديترانه مانند ترکيه، سوريه، لبنان، فلسطين، اسراييل، مصر و کشورهاي شبه جزيره عربستان(عربستان، کويت، امارات متحده و عمان) به اضافه کشورهاي ايران، افغانستان و حتي پاکستان و در قاره آفريقا کشورهاي سودان و بخشي از ليبي را شامل مي‌شود”(نقيب زاده،1373:ص266)
با توجه به تعريف‌هاي ياد شده اصطلاح خاورميانه، مفهومي نيست که ريشه در جغرافياي طبيعي داشته باشد به گونه‌اي که مرزهاي طبيعي، اين منطقه را از همسايگانش در آسيا و آفريقا جدا کند، بلکه خاورميانه مفهومي تاريخي، انساني، جغرافيايي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي است. برخي از نظريه پردازان از مفاهيمي چون دنياي عرب، جهان اسلام و حوزه مديترانه، براي اين منطقه استفاده کرده‌اند اما اصطلاح خاورميانه، از آغاز نيمه دوم سده گذشته ميلادي تا کنون، سودمندترين و پايدارترين چهار چوب گفتمان‌هاي علمي و عمومي هم در غرب و هم در خود منطقه بوده است.(کمپ،1383:ص55)
اصطلاح خاورميانه که در اصل يک مفهوم ژئواستراتژيک است نخستين بار در سال 1902 ميلادي توسط ماهان (Alfred Thayer Mahan) تاريخ نگار و دريا سالار نيروي دريايي آمريکا، در بخش مربوط به راهبرد نيروي دريايي بريتانيا در ارتباط با فعاليت روسيه در ايران و طرح (Project) راه اندازي راه آهن برلين بغداد، توسط دولت آلمان در نشريه نشنال ريويو(National Review) لندن به کار برده شد. منظور ماهان از خاورميانه منطقه‌اي ميان عربستان و هندوستان بود که مرکز آن خليج فارس واقع مي‌شد و براي اشاره به آن، اصطلاحات خاور نزديک و دور رسانايي نداشت.
پس از جنگ جهاني نخست ودر طول جنگ جهاني دوم، تحت تأثير فضاي نظامي ناشي از جنگ، با ناميده شدن ستاد فرماندهي جنگ قاهره به “ستاد فرماندهي خاورميانه” علاوه بر غرب آسيا، شمال آفريقا نيز وارد گستره خاورميانه شد.
اصطلاح شمال آفريقا نيز، در جنگ جهاني دوم به کار رفت. منظور از آن، منطقه‌اي بود که جنگ ميان نيروهاي متفقين و کشورهاي محور، در آن جا اتفاق افتاده بود. به ويژه صحراي مصر و ليبي. پس از آن، دامنه اين اصطلاح چنان گسترده شد که مناطق بين درياي مديترانه و استيپ‌هاي سودان را در بر گرفت. بنابراين، دولت‌هاي مغرب عربي(الجزاير، تونس و …) در آغاز جزء خاورميانه نبودند اما در دهه هشتاد(1980) ميلادي با ابداع اصطلاح جديد “خاورميانه” و شمال آفريقا” (MENA) توسط بانک جهاني و صندوق بين المللي پول، محدوده خاورميانه گسترش يافت.(لنور ،1383:ص282)
سازماندهي تحقيق:
اين پايان نامه در پنج بخش تدوين گرديده است.در بخش اول با عنوان کليات تحقيق به بيان مساله و سوالات اصلي وفرعي و فرضيات و متغير وشاخصهاي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی افغانستان Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی تعامل سازنده، الکساندر ونت، موازنه قدرت، کانون توجه