پایان نامه با واژه های کلیدی اضطراب اجتماعی، خودکارآمدی، دانشجویان دختر، کمال گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

نیافتنی، همچنین بر اساس عدم رضایت و انتقاد دائمی از عملکرد شخصی تعیین می شود.چنین وضعیتی،احتمال موفقیت و رضایتمندی را محدود می کند و نوعی احساس عدم کفایت و شایستگی را رقم می زند؛ بدین سان این افراد از ارزیابی منفی دیگران(که همان مشخصه اضطراب اجتماعی است)هراسانند (نیکویی،1389).
با توجه به تحقیقاتی که بیان شد، می توان گفت کمال گرایی ناسازگارانه موجب افزایش تمرکز بر خود و خود ارزیابی همراه با انتقاد می شود و به دنبال این تمرکز و ارزیابی نقادانه، فرد توانایی های اجتماعی خود را به طور منفی و کم برآورد می کند که این عامل موجب شکست اجتماعی و رفتار اجتماعی مشکل ساز و در نهایت اضطراب اجتماعی می شود.
نتایج پژوهش های پیشین (اسلمی و همکاران،1392؛ نیکویی،1389؛ موسکاویچ230 و همکاران،2009؛ گادریا و ورنر فیلیون231،2012؛ لوینسون و همکاران،2013) یافته پژوهش حاضر را تایید می کنند.
– بین خودکارآمدی و اضطراب اجتماعی در دانشجویان رابطه وجود دارد.
از نتایج دیگر پژوهش حاضر این بود که بین خودکارآمدی و اضطراب اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد. در تبیین این یافته می توان گفت، احساس خودكارآمدي به سه طريق مي تواند منجر به بروز اضطراب گردد: اول از همه، زماني كه فرد با موقعيت هاي تهديدكننده مواجه مي گردد،يك احساس ناكارآمدي پايين ممكن است خلق مضطربي را ايجاد كرده و فرد را دچار تشويش و نگراني كند.اين به ويژه زماني مصداق دارد كه استانداردهاي شخصي فرد بالاتر از كارآمدي ادراك شده او باشد.دوم اينكه ، احساس خودكارآمدي پايين در موقعيت هاي تهديدكننده ممكن است مانع آگاهي از روابط اجتماعي مثبت گردد كه در فرد احساس رضايت ايجاد مي كند و او را قادر به كنترل تجارب استرس زا مي كند و در نتيجه ممكن است احساس اضطراب را تحريك كند.سوم اينكه، خودكارآمدي پايين در مورد اعمال كنترل بر افكار منفي همچنين ممكن است منجر به افزايش اضطراب در فرد شود (غلامي،1389).
زیگلر232(2005، به نقل از خواجه و حسینچاری،1390) معتقد است گاهی اوقات توانایی ها بر اساس اضطراب و تنشی که افراد در موقعیت های گوناگون تجربه کرده اند، مورد قضاوت قرار می گیرند. برای مثال، برای برخی اشخاص حضور در موقعیت های اجتماعی باعث می شود که بروز اضطراب را در خود نشانه ضعف و ناتوانی تلقی کنند و در موقعیت های اجتماعی به خوبی عمل نکنند. با توجه به مدل های شناختی اختلال اضطراب اجتماعی، نگرش منفی درباره خود233،نقش مهمی در بقای اختلال بازی می کند. بطور خاص، نگرش منفی درباره خود منجر به اختلال درک صحیح استانداردهای خود و دیگران می شود و نهایتا به ترس مضاعف نسبت به ارزیابی منفی می انجامد. افراد مبتلا در مواجهه با تهدید اجتماعی،توجه خود را به درون معطوف کرده و به پردازش دقیق خود می پردازند و در این حین تصویر منفی مضاعفی از خود ترسیم می کنند و آن را واقعی می پندارند(مریسون و هیمبرگ234،2013،هافمن235،2007).
بندورا خودکارآمدی را عاملی می داند که به عنوان میانجی شناختی عمل کرده و شناخت و افکار و احساسات افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. وقتی افراد در معرض رویدادهای منفی و موقعیت های اضطراب زا قرار می گیرند، احساس خودکارآمدی بالا به آنها کمک می کند تا بتوانند آن رویدادها را اداره وکنترل کنند و در نتیجه خود را در برابر بسیاری از مشکلات روانی محافظت کنند. هنگامی که افراد قضاوت های صحیحی از توانایی های خود داشته باشند، می توانند با بررسی درست و دقیق موقعیت و شرایط با مسائل مقابله کنند تا سبب بروز بیماری ها و آسیب های روانی نگردند(بختیارپور و همکاران،1390).
افراد به این دلیل دچار اضطراب اجتماعی می شوند که خود را از نظر دیگران غیر قابل قبول و ناکافی می دانند. نظریه ها همچنین ثابت می کنند که این افراد تجارب برون فردی منفی دارند که از نظر شناختی به شکلی بروز می کنند. این مسئله نیز ثابت شده است که اتفاقات اجتماعی، اهمیت دانش کسب شده را افزون می سازد. در نتیجه، درک و عکس العمل فرد نسبت به موقعیت ها، غالبا در جهت منفی، تغییر می کند و به اضطراب اجتماعی می انجامد (آلدن و رگامبال، 2010).
اگر یک فرد باور ندارد که او می تواند یک موقعیت اجتماعی را اداره کند، این عدم اعتماد به نفس به احتمال زیاد باعث افزایش سطح اضطراب و کاهش احتمال دست یابی به این موقعیت با داشتن صلاحیت می شود (رودی و همکاران،2012).
افراد مضطرب اجتماعی معتقدند خیره نگاه کردن دیگران نشان دهنده انتقاد و عدم پذیرش است. تصویر ذهنی آنها معمولا منفی است، آنها معتقدند که شکست و نتیجه عملکردشان منحوس و مهلک خواهد بود. این افکار احساسات منفی آنها را تقویت کرده و یک چرخه معیوب236 را ایجاد می کند. این ویژگی های بالقوه در افراد مضطرب اجتماعی و عوامل سبب شناختی، ممکن است باعث کاهش عزت نفس، خودکارآمدی و افزایش وابستگی و خودانتقادی شود(ایناسو237 و همکاران،2015).
بنابراین، احتمال می رود عاملی مشترک در سازه اضطراب اجتماعی و خودکارآمدی پایین، ناتوانی در درک شایستگی ها و کفایت های فردی و باور نادرست در مورد عدم موفقیت در انجام فعالیت های اجتماعی باشد.
نتایج پژوهش خیر و همکاران (1387)، بختیارپور و همکاران(1390)،رئوفی احمد و همکاران (1391)،حسنوندعموزاده(1391)،خزایی و همکاران(1393)،لیری و آثرتون238،(1989) ؛موریس239، (2002)،کیسلاک240 و همکاران(2008)، توماسون و پسونی241 (2010) و رودی و همکاران (2012) با یافته پژوهش حاضر همسو است.
– آیا بین دانشجویان دختر و پسر از نظر اضطراب اجتماعی تفاوت معنی داری وجود دارد؟
نتایج تحلیل داده های پژوهش حاضر نشان داد که اضطراب اجتماعی در بین دانشجویان دختر و پسر از نظر آماری معنی دار نیست.
اگرچه احتمال می رود زنان بیشتر در معرض ابتلا به اضطراب اجتماعی باشند ولی در مطالعه حاضر نسبت زن و مرد در میزان اضطراب اجتماعی تقریبا یکسان بود. همسو با یافته پژوهش حاضر، مطالعه ویکز و همکاران(2009) نشان داد هیچ تفاوت معنی داری بین دختران و پسران از نظر ابتلا به اختلال اضطراب اجتماعی وجود ندارد. همچنین، سلین242 و همکاران (2011) در پژوهش خود نشان دادند، زنان بالاترین میزان اختلالات اضطرابی را نسبت به مردان داشتند، بجز اضطراب اجتماعی که هیچ تفاوت جنسیتی گزارش نشد. نتایج پژوهش خیر و استوار (1386) نیز همسو با نتایج این پژوهش هاست. علل تفاوت های جنسیتی به طور کامل در اختلال اضطراب اجتماعی هنوز درک نشده و مدل های نظری بارزی در مورد تبیین تفاوت های احتمالی جنسیتی در این اختلال وجود ندارد (زهن واکسلر و همکاران، 2008). شاید بتوان یافته پژوهش حاضر را این گونه تبیین کرد که در جامعه امروز ما زنان هم پای مردان در اجتماع حضور داشته و بسیاری از مشاغل را نیز برعهده گرفته اند و به نسبت مردان از اضطراب اجتماعی برخوردار هستند. همچنین، دانشجویان افرادی با روابط اجتماعی بالا به حساب می آیند و فعالیت هایی مانند آموزش و یادگیری، شرکت در فعالیت های فوق برنامه ، سرگرمی ها و بسیاری از فعالیت های دیگر، بدون ارتباط با دیگران ممکن نیست؛ و دختر و پسر مجبورند در این فعالیت ها حضور داشته باشند، بنابراین اضطراب اجتماعی یکسانی را تجربه می کنند.
– آیا بین دانشجویان دختر و پسر از نظر صفات شخصیتی تفاوت معنی داری وجود دارد؟
نتایج تحلیل داده ها در پژوهش حاضر نشان داد که تفاوت بین میانگین نمرات صفات شخصیت بازبودن به تجربه، توافق و مسئولیت پذیری در بین دانشجویان دختر و پسر از نظر آماری معنی دار است و میانگین نمرات دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر می باشد و در صفات روان رنجورخویی و برون گرایی تفاوت بین دو گروه معنی دار نیست.
در تبیین این یافته می توان گفت دختران در مقایسه با پسران از انعطاف پذیری و سازگاری بیشتری برخوردارند، در نتیجه به شکل بهتر می توانند خود را با شرایط جدید سازگار کنند (میکائیلی منیع، 1389). چنانچه در مطالعات مشاهده می شود دختران در مقایسه با پسران پایبندی بیشتری به اخلاقیات دارند و همین زمینه را برای رشد مسئولیت پذیری در ایشان فراهم می کند.
نتایج پژوهش قایدی (1391) نشان داد، بین ویژگی های شخصیتی دو جنس تفاوت معنی دار وجود دارد و دختران در صفت توافق نمره بالاتری از پسران به دست آوردند.
– آیا بین دانشجویان دختر و پسر ار نظر ابعاد کمال گرایی تفاوت معنی داری وجود دارد؟
نتایج تحلیل داده ها در پژوهش حاضر نشان داد که تفاوت بین میانگین نمرات کمال گرایی سازگارانه در دانشجویان دختر و پسر معنی دار است و میانگین نمرات دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر است و در متغیر کمال گرایی ناسازگارانه تفاوت بین دو گروه معنی دار نیست. این یافته با یافته پژوهش بشارت و همکاران (1387)، قایدی (1391) و استئوبر و استئوبر (2009) هم سو است.
در تبیین این یافته می توان گفت، دختران نسبت به پسران به گونه ای انعطاف پذیرتر برای موفقیت و پیشرفت تلاش می کنند و راحت تر از پسران محدودیت های شخصی و موقعیتی را می پذیرند؛ در نتیجه کمال گرایی آن ها نسبت به پسران سازگارانه تر است. همچنین، در توجیه این یافته مبنی بر کمال گرا تر بودن دختران و سازش یافته عمل کردن آن ها می توان به مولفه های تشکیل دهنده کمال گرایی و اختصاصا مولفه های تشکیل دهنده کمال گرایی سازگارانه یعنی تلاش برای عالی بودن، هدفمندی و برخورداری از نظم و سازماندهی اشاره کرد، در واقع چنان که به نظر می رسد و از نحوه پاسخ گویی دانشجویان بر می آید، دانشجویان دختر هدفمندتر عمل کرده و در راستای رسیدن به اهداف خود از نظم و سازمان دهی و تلاش بیشتری برخوردارند.
– آیا بین دانشجویان دختر و پسر از نظر خودکارآمدی تفاوت معنی داری وجود دارد؟
نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تفاوت بین میانگین خودکارآمدی در بین دانشجویان دختر و پسر از نظر آماری معنی دار نیست. این یافته با نتایج پژوهش اعرابیان و همکاران (1383)، تمدنی و همکاران (1389)، خواجه و حسینچاری (1390) و استیوارت و گرج والکر243 (2014) همسو است. همچنین، میل تادو (1999) در بررسی ساختار انگیزش از جمله خودکارآمدی، جهت گیری هدفمند و خود تنظیمی، تفاوت معنی داری بین دختران و پسران در متغیر خودکارآمدی مشاهده نکرد (معتقدی،1390).
اما این یافته ها با نتایج برخی از پژوهش های پیشین هماهنگ نیست. برخی از پژوهش ها، خودکارآمدی بیشتری را در پسران نسبت به دختران (عمیدی مظاهری و حسینی، 1392؛ رجبی، 2006) و برخی دیگر، خودکارآمدی بیشتری را در دختران نسبت به پسران(افروز و معتمدی، 2005؛ خاکسار بلداجی،1384) نشان داده اند. شاید علت این تفاوت ها، در حجم نمونه و یا زمان اجرای پژوهش باشد. همچنین، در تبیین عدم تفاوت بین خودکارآمدی دختران و پسران می توان به این نکته اشاره کرد که هر یک از این دو گروه منابع مختلفی را برای افزایش خودکارآمدی خود دارند. در نتیجه ممکن است دختران و پسران در حوزه های مختلف، سطوح متفاوتی از خودکارآمدی را نشان دهند ولی در نهایت سطح یکسانی از خودکارآمدی کلی را تجربه کنند. روانشناسان معتقدند تفاوت های بدست آمده بین دختران و پسران در این زمینه حاصل ادراکاتی است که ریشه در عوامل اجتماعی و فرهنگی دارد و تا حدود زیادی اکتسابی هستند (زینعلی پور و همکاران، 2007).
5-3-محدودیت های پژوهش
– این مطالعه مربوط به جامعه دانشجویی است که با احتیاط می توان نتایج را به جمعیت های دیگر تعمیم داد.
– در این پژوهش جمعیت مورد بررسی افراد غیر بالینی بوده اند، بنابراین تعمیم آن به جمعیت های بالینی با محدودیت روبرو است.
– تفاوت های قومی و فرهنگی در این پژوهش مورد توجه قرار نگرفته است.
– تنها استفاده از ابزار پرسشنامه جهت بررسی آسیب شناسی اضطراب اجتماعی، احتمال نادیده انگاشته شدن ابعاد دیگر موضوع را افزایش می دهد.
5-4-پیشنهادات اجرایی
با استناد به نتایج به دست آمده از این پژوهش، می توان پیشنهاد هایی به شرح زیر ارائه داد:
– به کارشناسان حوزه های سلامت در محیط های دانشگاهی پیشنهاد می شود به طرح و اجرای برنامه هایی جهت آشنایی، پیشگیری و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اضطراب اجتماعی، کمال گرایی، روان رنجورخویی، برون گرایی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی عملکرد کارکنان، سرمایه روانشناختی، سرمایه اجتماعی، توزیع فراوانی پاسخگویان