پایان نامه با واژه های کلیدی اضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب اجتماعی، رویکرد شناختی، انسان گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

آنها به طور معنی دار در افراد تاثیر می گذارد(رپ و اسپنس،2004؛ به نقل از محمدی و همکاران،1392).
2-2-5-6- ارزیابی مدل های سبب شناسی اختلال اضطراب اجتماعی
مدل های شناختی اغلب بر تداوم اختلال اضطراب اجتماعی تأکید دارند و کمتر به شکل گیری این اختلال پرداخته اند.تمرکز عمده این مدل ها بر تأثیرات نزدیک مثل سوگیری در قضاوت و حافظه و تعبیر محرک های اجتماعی است (رپ و هیمبرگ، 1997).
اما مدل کایمبرل دارای خصوصیات زیر است:
الف) دامنه گسترده ای از عوامل را یک پارچه کرده است، ب) دانش روز در مورد نظریه حساسیت به تقویت در آن لحاظ شده است، پ) تبیینی برای تمایز بین زیر گونه های اختلال اضطراب اجتماعی فراهم می کند، ت) نقش استروسور های عمومی را در شکل گیری اختلال اضطراب اجتماعی در نظر گرفته است، ث) چهارچوب مبتنی بر بیولوژی برای فهم بنیاد های شناختی این اختلال فراهم کرده است، ج) شرایطی را که احتمال ظهور این سوگیری های شناختی وجود دارد، پیش بینی می کند. این مدل نسبت به سایر مدل ها در ویژگی اختصاصی بودن منحصر به فرد است.
هافمن و بارلو نیز به صراحت به نقش تکامل تأکید کرده اند. این مدل تلفیقی از رویکرد های مطرح در آسیب شناسی اختلال اضطراب اجتماعی است که با دقت در کنار همدیگر قرار گرفته اند. این مدل تبیین روشنی از عوامل رفتاری، شناختی و الگوهای زیستی ارائه می دهد. همچنین این مدل نقش مهارت های اجتماعی ضعیف را نیز در ایجاد اختلال اضطراب اجتماعی مد نظر داشته است.
در نهایت، مدل رپ و اسپنس از ویژگی جامعیت برخوردار است.این مدل بر اساس رویکرد ابعادی در آسیب شناسی طراحی شده است. این مدل قصد دارد تا تبیین روشنی از طیف اختلال اضطراب اجتماعی ارائه دهد و اضطراب اجتماعی را در یک پیوستار قرار می دهد. علاوه بر این، به نقش عوامل مختلف اشاره شده است، به ویژه عوامل فرهنگی جایگاه ویژه ای در این مدل دارد.
2-2-6- درمان اختلال اضطراب اجتماعی
در درمان اضطراب اجتماعی هم از روان درمانی استفاده می شود و هم از دارودرمانی،و روش های مختلف برای نوع منتشر و موقعیت های عملکرد قابل استفاده است.بعضی از مطالعات حاکی است که استفاده توأم از روان درمانی و دارودرمانی نتایج بهتری نسبت به درمان با تک تک آن ها به وجود می آورد، هرچند این یافته ممکن است در مورد همه بیماران و تمام موقعیت ها صدق نکند.
داروهای موثر برای درمان اضطراب اجتماعی مشتملند بر: 1. مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین 2. بنزودیازپین ها 3. ونلافکسین و 4. باسپیرون.
روان درمانی برای نوع منتشر اضطراب اجتماعی معمولا شامل ترکیبی از روش های رفتاری و شناختی،از جمله بازآموزی شناختی،تمرین ضمن جلسات و طیفی از تمرینات خانگی است(کاپلان-سادوک،1388).
همچنین، درمان های شناختی- رفتاری و شناخت عوامل تغذیه ای مانند مصرف پروبیوتیک نیز در این اختلال وجود دارد (بستد60، 2013؛ فاستر61 و همکاران، 2013).
با توجه به توضیحاتی که در زمینه اضطراب اجتماعی ذکر شد، چنین به نظر می رسد که این اختلال می تواند تأثیر به سزایی در حوزه های مختلف زندگی افراد از جمله شخصیت، کمال گرایی و خودکارآمدی داشته باشد که در ادامه هر یک از این مفاهیم به تفصیل شرح داده می شود.
2-2-2-شخصیت
2-2-2-1-تعریف شخصیت
شخصیت از واژه لاتین پرسونا گرفته شده است که به نقابی اشاره دارد که هنرپیشه ها در نمایش به صورت خود می زنند.شخصیت را می توان به صورت مجموعه بادوام و بی نظیر ویژگی هایی تعریف کرد که ممکن است در موقعیت های مختلف تغییر کند (شولتز،1389).
شخصيت مفهومي ساده و عيني كه بتوان به راحتي آن را تعريف نمود، نمي باشد بلكه مفهومي انتزاعي يا به اصطلاح سازه است و اين حقيقت كه شخصيت يك سازه است تعريف آن را دشوار می سازد (راس62،1992).
کتل63 (1959) بر اين باور است كه بايد نظريه شخصیت این هدف را داشته باشد كه رفتار آدمي را در شرايط و اوضاع و احوال گوناگون پيش بيني كند. ازاين رو، در تعريف شخصيت ميگويد، شخصيت مفهومي است كه اجازه مي دهد تا پيش بيني كنيم آدمي در اوضاع و احوال معين چه رفتاري خواهد داشت (به نقل از سروقد و همکاران، 1390).
آلپورت، از محققین بزرگ در زمینه شخصیت، معتقد است که شخصیت « سازمان پویایی از نظام های جسمی-روانی در درون فرد است که رفتار و افکار ویژه او را تعیین می کند». در این تعریف به یک عامل مهم یعنی سازمان پویایی عوامل تشکیل دهنده شخصیت اشاره شده است (گروسی فرشی، 1380).
شخصیت از صفات یا ویژگی هایی تشکیل می شود که به تفاوت های فردی در رفتار،ثبات رفتار در طول زمان و تداوم رفتار در موقعیت های گوناگون می انجامد.این صفات می توانند منحصر به فرد باشند، در برخی گروه ها مشترک باشند،یا کل اعضاء گونه در آن سهیم باشند، ولي الگوهاي آنها در فرد تفاوت دارند (فيست و فيست،ترجمه سيدمحمدي،1386).
به عبارت دیگر، شخصیت مجموعه ای از ویژگی های با دوام و منحصر به فرد است که امکان دارد در پاسخ به موقعیت های مختلف تغییر کند (شولتز و شولتز، ترجمه سیدمحمدی، 1390).
با این حال، این ها تعاریفی نیستند که همه روانشناسان با آن موافق باشند. برای اینکه به دقت بیشتری دست یابیم باید ببینیم هر رویکرد شخصیت چه منظوری از این اصطلاح دارد. که در ادامه رویکردهای مختلف مربوط به شخصیت، بررسی می شود.
2-2-2-2- نظریه های مربوط به شخصیت
2-2-2-2-1- رویکرد روان تحلیل گری64
فروید یکی از نخستین نظریه پردازانی است که در مورد رشته ابعاد شخصیت در سال های نخستین کودکی و نقش آن در ساختار شخصیت انسان، تأکید ورزیده است.به گمان فروید شخصیت در پایان پنجمین سال زندگی شکل می گیرد و رشد بعدی این فرایند با ساختار اصلی آن رابطه نزدیک دارد. بر اساس این نظریه، رفتار انسان از تعارض ها و کشمکش های بین انگیزه ها، سائق ها و نیاز ها ناشی می شود. این رویکرد بر نیروهای ناهشیار تأکید دارد، یعنی امیال جنسی و پرخاشگری با پایه زیستی و تعارض های اجتناب ناپذیر اوان کودکی که شکل دهنده شخصیت می باشند.
فروید سه ساختار را در آناتومی شخصیت معرفی نمود: نهاد، خود و فراخود.
نهاد (id) با مفهوم ناهشیار فروید مطابقت دارد (هر چند خود و فراخود نیز جنبه های ناهشیار دارند). نهاد مخزن غرایز و لیبیدو است (انرژی روانی که به وسیله غرایز آشکار می شود). نهاد ساختار قدرتمند شخصیت است زیرا تمام انرژی دو ساختار دیگر را تأمین می کند. نهاد چون مخزن غرایز است، مستقیما با ارضای نیازهای بدن ارتباط دارد.
خود (ego) ارباب منطقی شخصیت است.هدف آن ممانعت از تکانه های نهاد نیست بلکه می خواهد به آن کمک کند کاهش تنشی را که آرزو دارد، کسب کند. چون خود از واقعیت آگاه است، تصمیم می گیرد که چگونه و چه وقت غرایز نهاد می توانند بهتر ارضا شوند. خود زمان ها، مکان ها و اشیای جامعه پسندی که تکانه های نهاد را ارضا خواهند کرد، تعیین می کند.
از نظر فروید، نیروهای سومی هم وجود دارد –احکام یا عقاید قدرتمندی که عمدتا ناهشیار است – که در کودکی فرا می گیریم: عقاید درست و غلط ما. در زبان روزمره، ما این اخلاقیات درونی را وجدان می نامیم. فروید آن را فراخود نامید. اساس این جنبه اخلاقی شخصیت معمولا در 5 یا 6 سالگی آموخته می شود و ابتدا از مقررات سلوکی که والدین تعیین می کنند تشکیل می شوند. کودکان از طریق تحسین، تنبیه و سرمشق یاد می گیرند چه رفتارهایی را والدین آن ها خوب یا بد می دانند. رفتارهایی که کودکان به خاطر آن ها تنبیه می شوند، “وجدان” یا یک قسمت از فراخود را تشکیل می دهند. قسمت دوم فراخود، “خود آرمانی” است که از رفتار های خوب یا درستی تشکیل می شود که کودکان به خاطر آن ها تحسین شده اند (شولتز، 1389).
2-2-2-2-2- رویکرد نو روانکاوی
چند تن از نظریه پردازان شخصیت که ابتدا به فروید وفادار بودند و خود را پایبند نظام روان کاوی می دانستند، به علت مخالفت با جنبه های خاصی از رویکرد او، رابطه خود را با وی قطع کردند. این نظریه پردازان مخالفت مشترکی با دو نکته مهم نظریه فروید دارند که آن تأکید فروید بر غرایز به عنوان برانگیزنده های اصلی رفتار انسان و دیدگاه جبرگرایانه او درباره شخصیت. نظزیه پردازان نو روان کاو تصویر خوشبینانه و دلنشین تری از ماهیت انسان ارائه می دهند و دیدگاه آن ها مبتنی بر این است که شخصیت بیشتر محصول محیط است تا نیروهای فیزیولوژیکی ارثی. این نظریه پردازان بیش از فروید بر عوامل اجتماعی تأکید کردند و به همین دلیل است که آن ها نظریه پردازان روانی-اجتماعی نامیده شده اند.
افرادی چون کارل یونگ65، آلفرد آدلر66، کارن هورنای67 ، اریک فروم68 و هنری موری69 نظریه پردازان در این زمینه هستند (شولتز، 1389).
2-2-2-2-3- رویکرد شناختی70
کلمه شناخت در واژه نامه به معنی عمل یا فرایند دانستن است. رویکرد شناختی به شخصیت بر نحوه ای که افراد از محیط و خودشان آگاه می شوند، نحوه ای که درک نموده و ارزیابی می کنند، یاد می گیرند، فکر می کنند، تصمیم می گیرند و مسائل را حل می کنند تمرکز دارد. رویکرد شناختی یک رویکرد روان شناسی به شخصیت است که منحصرا روی فعالیت های ذهنی هشیار تمرکز دارد.
شاید به نظر برسد که این تمرکز روی ذهن یا فرایندهای ذهنی مفاهیمی که سایر نظریه پردازان به آن ها پرداختند نادیده می گیرد. برای مثال، در رویکرد شناختی، نیازها، سایق ها یا هیجانات را به صورت فعالیت های مجزای شخصیت نمی یابیم.در عوض، آن ها جنبه هایی از شخصیت هستند که تحت کنترل فرایند های شناختی قرار دارند.
روان کاوان امروزی به اهمیت فرایندهای شناختی واقفند. اریک اریکسون نیز که برای خود (ego) و عملکرد شناختی، خودمختاری بیشتری را قایل شد، از اهمیت فرایند های شناختی آگاه بود. روانشناسان انسان گرا مانند مزلو و راجرز به برداشت ها یا ادراک ها، یعنی نحوه ای که تجربیات خود را ارزیابی و به صورت ذهنی پردازش می کنیم پرداختند. آدلر خود خلاق را را مطرح کرد که از برداشت یا تعبیر تجربه ما حاصل می شود. نظریه پردازان یادگیری اجتماعی نیز به فرایندهای شناختی متوسل می شوند. تفاوت بین این رویکردها با نظریه شناختی جورج کلی71 به شخصیت در این است که کلی سعی کرد تمام جنبه های شخصیت، از جمله عناصر هیجانی آن را بر حسب فرایندهای شناختی شرح دهد (شولتز، 1389).
2-2-2-2-4- رویکرد رفتاری72
تداعی گرایی به آن دسته از نظریه های روانشناختی اطلاق می شود که در آن فرایند یادگیری به عناصر وابسته به یکدیگر تبدیل می شوند. کردارها و یا اندیشه ها فقط به این سبب در ذهن و خاطر یا رفتار ما متجلی می شوند که در تجربه های پیشینما با یکدیگر پیوند یافته اند (پارسا، 1390).
در رفتارگرایی جایی برای نیروهای هشیار و ناهشیار وجود ندارد، لذا در رویکرد رفتاری شخصیت به شرایط درونی، مانند اضطراب، سایق ها، انگیزه ها، نیازها یا مکانیزم های دفاعی یعنی فرایند هایی که اغلب نظریه پردازان شخصیت به آن ها متوسل شده اند اشاره نشده است. به نظر رفتارگرایان ، شخصیت جز تجمع پاسخ های آموخته شده به محرک ها، یعنی مجموعه رفتارهای آشکار یا نظام های عادت نیست و به چیزی اشاره دارد که بتوان آن را به طور عینی مشاهده و دست کاری کرد.این رویکرد به نیازها، انگیزه ها یا مکانیزم های دفاعی توجهی ندارد بلکه تنها بر رفتار تمرکز دارد (داود آبادی،1385).
2-2-2-2-5- رویکرد انسان گرایی73
انسان گرایی نظام فکری است که به موجب آن تمایلات و ارزش های انسان در درجه اول اهمیت قرار دارند. رویکرد انسان گرایی به شخصیت، بخشی از جنبش انسان گرایی در روانشناسی است که در دهه 1960 و 1970 شکوفا شد و این روزها نیز بر روانشناسی تأثیر دارد. هدف طرفداران این جنبش این بود که روش ها و محتوای اصلی روانشناسی را تغییر دهند. این روانشناسان با روان کاوی و رفتار گرایی مخالفت کرده و معتقد بودند که این سیستم ها برداشت بسیار محدود و تحقیر آمیزی به انسان از ماهیت انسان ارائه داده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اضطراب اجتماعی، خودکارآمدی، کمال گرایی، صفات شخصیت Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی کمال گرایی، خودشیفتگی، کمال گرایی جامعه مدار، توانایی ها