پایان نامه با واژه های کلیدی استان کردستان، استان کرمانشاه، استان کرمان

دانلود پایان نامه ارشد

ت بيان مي شود.
1-3-اهداف تحقيق
هدف کلي مطالعه حاضر بررسي تأثير تغييرات اقليمي برعملکرد محصولات عمده زراعي در استان کردستان مي‌باشد. در راستاي اين هدف، اهداف اختصاصي زير در نظر گرفته شده است:
1-تعيين اثرات اقليمي بر محصولات عمده زراعي استان کردستان
2-بررسي روند تغييرات اقليمي استان کردستان طي دو دهه اخير
3-شبيه سازي تغييرات عملکرد و توليد در سناريو‌هاي گوناگون طي دو دهه اخير
1-4-فرضيات يا سوالات تحقيق
1- بين متغيرهاي اقليمي از جمله بارندگي و دما با عملکرد و ريسک عملکرد محصولات عمده زراعي مورد مطالعه رابطه معني‌داري وجود دارد.
2-تغييرات اقليمي استان کردستان طي دو دهه اخير از نظر ميزان بارش و درجه حرارت معني دار است.
3-اثر تغيير اقليم بر عملکرد محصولات مختلف متفاوت است.

فصل اول: ادبيات و پيشينه تحقيق

فصل اول:
ادبيات و پيشينه تحقيق

مقدمه
در اين قسمت ابتدا در مورد تأثير تغييرات اقليمي بر روي کشاورزي در ايران و سناريو‌هاي مختلف کشور توضيح داده خواهد شد همچنين روند بارندگي و دماي استان کردستان، ميزان توليد، سطح زيرکشت و عملکرد محصولات گندم ديم، گندم آبي، جو ديم، جو آبي، نخود ديم و عدس ديم بررسي مي‌گردد سپس چارچوب نظري تابع توليد تصادفي و در نهايت پيشينه تحقيق در قالب مطالعات داخل و خارج کشور بيان خواهد شد.
تغييرات اقليمي بر کشاورزي ايران
براساس کنوانسيون تغيير آب و هوا، ايران جزء کشورهاي آسيب‌پذير ناشي از تغييرات اقليمي در بخش کشاورزي و منابع طبيعي است. زيرا کشور ما داراي آب و هوا خشک و نيمه خشک است و از نظر پوشش جنگلي فقير بوده و از طرفي در معرض تهديدات بلاياي طبيعي مانند سيل، خشکسالي، بيابان زائي همچنين طغيان آفات در بخش کشاورزي است. غالب اين پديده ها ناشي از تغييرات اقليمي هستند. تغييرات الگوي بارندگي ودمايي بر توليدات کشاورزي تأثير سوء وجبران ناپذيري مي‌گذارد. گلدهي زود هنگام فصول برخي درختان در زمستان و آغاز زود هنگام فصول از جمله ديگر تبعات تغيير اقليم در کشور مي‌باشد. ايران به دليل واقع شدن در نيمکره شمالي، داراي اقليمي نيمه خشک است و پيش بيني درازمدت شرايط اقليمي هر منطقه ميتواند راهکار مناسبي براي غلبه بر عوارض ناگوار تغييرات اقليمي باشد (معتمدي و همکاران، ????)
ايران كشوري با ميانگين بارش سالانه حدود 250 ميليمتر است كه معادل تنها يك سوم متوسط بارش جهاني مي باشد. بر طبق اعلام دفتر تغييرات آب و هوا براي انتشار گازهاي گلخانه اي در كشور، سه سناريو پيش بيني گرديده كه به شرح زير مي باشند:
سناريوي يك: در صورت كاهش انتشار گازهاي گلخانه‌اي [با روند فعلي] افزايش دمايي بين 1 تا 5/1درجه سانتي گراد،كاهش بارندگي به ميزان 11 تا 1/19 درصد در كشور بوقوع مي پيوندد.
سناريوي دو: اگر ميزان انتشار گازهاي گلخانه اي با روند موجود تثبيت گردد (ورود 7 ميليون تن دي اكسيد کربن به جو) در آن صورت افزايش دما بين 5/2 تا 1/4 درجه سانتي‌گراد اتفاق خواهد افتاد و تأثير آن بر کاهش بارندگي به ميزان 9/30 تا 50 درصد در كشور خواهد بود.
سناريوي سه: انتشار گازهاي گلخانه‌اي افزايش يابد كه در صورت وقوع چنين رخدادي با افزايش دما بين5/5 تا 7/7 درجه سانتيگراد، 58 تا 80 درصد كاهش بارندگي در كشور اتفاق خواهد افتاد اين در حالي است كه اگر هر يك از اين سناريوها اتفاق بيفتد، ميتوان بروز خشكسالي، كاهش متوسط بارندگي را محتمل دانست كه حاصل آن بروز عواقب نه چندان مثبت بر روند توسعه كشور خواهد بود و ناگفته پيداست كه مسئولين كشوري چنين پديده اي را خوشايند تلقي نمي‌نمايند.
موقعيت جغرافيايي
استان کردستان با مساحت 28203 کيلومتر مربع يکي از استان‌هاي غربي ايران است که از شمال به استان‌هاي آذربايجان غربي و قسمتي از زنجان و از جنوب به استان کرمانشاه و از شرق به استان همدان و قسمتي ديگر از استان زنجان و از غرب به کشور عراق محدود مي‌باشد. اين استان در 34 درجه و 44 دقيقه تا 36 درجه و 30 دقيقه عرض شمالي و 45 درجه و 31 دقيقه تا 48 درجه و 16 دقيقه طول شرقي از نصف النهار قرار گرفته است. اين استان مساحت 7/1 درصد از مساحت کل کشور را شامل مي‌شود و از نطر وسعت رتبه 16 را در کشور دارا است. مرکز استان شهر سنندج است که در ارتفاع 1373 متر از سطح دريا واقع شده است. شهرستان‌هاي سقز، مريوان، قروه، بانه، بيجار، دهگلان، ديواندره، کامياران و سرو آباد در اين استان قرار دارند.
آب و هواي منطقه مورد مطالعه
اقليم استان کردستان تحت تأثير توده‌هاي گرم و مرطوب مديترانه‌اي و گرم و اقيانوس اطلس قرار دارد که با عبور اين جريان ها از روي استان و برخورد با ارتفاعات زاگرس مقدار زيادي از رطوبت خود را به صورت باران و برف از دست داده و عامل عمده ريزش‌هاي جوي کشور را نيز تشکيل مي‌دهند. تعداد روز‌هاي يخبندان 109 روز و ميزان بارندگي سالانه در شرايط عادي اقليمي معادل 500 ميلي متر مي‌باشد. بيشترين ميزان بارندگي مربوط به شهرهاي مريوان و بانه حدود 800 ميلي متر در سال وکم‌ترين ميزان بارندگي در ناحيه شرق حدود 400 ميلي متر ودر قسمت مرکزي استان يعني سنندج نزديک به 500 ميلي‌متر در سال است. حداقل درجه حرارت مطلق در يک دوره ده ساله 33- درجه سانتي‌گراد مربوط به شهرستان‌هاي سقز و حداکثر آن 41+ درجه سانتي گراد مربوط به به شهرستان‌هاي سنندج مي‌باشد. ميانگين بارندگي استان در سال‌هاي عادي 470-450 ميلي متر و در سال‌هاي خشک کمتر از 350 ميلي‌متر مي‌باشد (بي نام، 1390). در مناطق مختلف استان کردستان دما، مقدار نزولات جوي و رطوبت يکسان نمي‌باشد. به همين علت استان، داراي اقليم يکساني نيست.
نمودار 1-1- ميزان بارندگي سالانه در استان کردستان طي سالهاي 90-1360
منبع: ايستگاه سينوپتيک کردستان، 1390

همان طور که از نمودار (1-3) قابل دريافت است اينکه روند ميزان بارندگي در استان کاهشي است و داراي نوسان چشم‌گيري است که اين نوسانات طي سالهاي 90-1380 مشهورتر است. همچنين دماي حداکثر و حداقل در طي اين سالها روند روبه افزايشي خود را دنبال نموده است که هر دو عوامل بارندگي و دما ميتواند در ايجاد ريسک عملکرد محصولات کشاورزي نقش به سزايي را در استان ايفا نمايند.
نمودار 1-2- ميانگين دماي سالانه در استان کردستان طي سال‌هاي 90-1360

منبع: يافتههاي تحقيق
استان کردستان از استانهاي مهم در زمينه توليدات زراعي و باغي کشور محسوب ميشود و محصولات عمده زراعي منطقه را به خود اختصاص داده است. گندم آبي، گندم ديم، جو آبي، جو ديم و نخود ديم از جمله مهم‌ترين و عمدهترين محصولات زراعي اين استان هستند. محصولات گندم، جو و نخود به ترتيب 76، 6 و 10 درصد از سطح زيرکشت اراضي زراعي استان کردستان رو پوشش ميدهند (وزارت جهاد کشاورزي، 1391). وضعيت توليد و سطح زيرکشت و عملکرد محصولات زراعي گندم، جو، نخود و عدس در استان کردستان در سال زراعي 91-1390 در جدول (1-1) آمده است.

جدول 1-1- ميزان توليد، سطح زيرکشت و عملکرد محصولات گندم، جو و نخودو عدس درکشور و استان کردستان در سال زراعي 91-1390
عملکرد
توليد (تن)
سطح زيرکشت)هکتار)
محصول
استان

کل
ديم
آبي
کل
ديم
آبي

976
3455
12339359
3815902
8523456
6375593
3908599
2466994
گندم
کل کشور
1033
2892
2853565
965995
1887569
1587374
934750
652624
جو

533
1510
233686
218252
15434
419497
409276
10221
نخود

29/581
57/1138
71808
64323
7485
117230
11656
6574
عدس

770
4022
535059
392883
142176
545188
509841
35347
گندم
کردستان
912
3407
35885
19799
16086
26629
21708
4720
جو

394
1016
29604
29051
553
74243
73698
544
نخود

97/327
31/809
509
444
65
1434
1353
80
عدس

منبع: آمارنامه کشاورزي، وزارت جهاد کشاورزي،1391
چارچوب نظري تابع توليد تصادفي
معمولا روش اثباتي تحليل واکنش عرضه و توليد محصولات کشاورزي، استفاده از برآوردهاي اقتصادسنجي است که در آن تلاش مي‌شود، پارامترهاي تکنولوژي توليد (در فرم رياضي از يک تابع توليد فرموله مي‌شود) در چارچوب نظري اقتصادي برآورد شود. به بيان ديگر، تابع توليد يک بيان رياضي از روابط ستانده و نهاده‌هاي توليد بوده که معمولا به صورت ضمنيQ=f(x1,x2,…,xn) بيان مي‌شود. در اين تکنولوژي توليد قطعي که Q سطح توليد و x1 تا xn بيانگر نهاده‌هاي مورد استفاده در توليد کشاورزي است، روابط توليد تنها به شکل متوسط سطح توليد ومصرف نهاده ها بيان شده است. بنابراين در اين فرم سنتي از تابع توليد اين فرض ضمني وجود دارد که سطح مصرف نهاده‌ها تنها بر سطح متوسط توليد اثر مي‌گذارد و فاقد هر گونه تاثيري بر واريانس با ريسک توليد است. اين تعريف از تابع توليد به ويژه در فعاليت‌هاي کشاورزي که به طور ذاتي فرايندهاي ريسکي هستند وتا حد زيادي متاثر از عوامل غير قابل کنترل (مثل عوامل اقليمي) است، خالي از اشکال نمي باشد.
کومب هاکر1(2002) معتقد است، ريسک نقش مهمي در تصميمات مربوط به انتخاب سطح مصرف نهاده‌ها و سطح توليد دارد به گونه‌اي که ناديده گرفتن آن در توابع توليد کشاورزي به تخمين کمتر از حد سطح توليد فعاليت‌ها، تغييرات الگوي کشت و نيز برآورد اريب از کشش‌هاي عرضه محصولات منجر مي‌شود. جاست وپاپ2(1978) نيز اينگونه استدلال مي‌کنند که تابع توليد برآوردي بايد از انعطاف‌پذيري لازم برخوردار باشد به گونه‌اي که اجازه دهد سطح نهاده‌ها بر هر دو جزء تصادفي و قطعي توليد اثر بگذارد. در راستاي همين ضعف الگوهاي سنتي(قطعي) تابع توليد است که آيگنر و همکاران3(1977) و ميوزن و وان دن بروک4(1977) توابع توليد تصادفي را که در مقايسه با مدل‌هاي توابع توليد متوسط با تعريف تابع توليد در علم اقتصاد همخواني بيشتري داشته و نسبت به توابع توليد قطعي واقع بينانه‌تر است توسعه دادند. در توليد کشاورزي، توابع توليد تصادفي براي تصريح عوامل تصادفي موثر بر توليد مانند عوامل آب و هوايي، نوسان‌هاي قيمتي و کيفيت خاک مورد استفاده قرار مي‌گيرند. براي مثال تابع توليد تصادفي گندم با اين توجيه که فرآيند توليد گندم تابعي از متغيرهاي تصادفي مانند بارندگي است، مي‌تواند تصريح شود. در اين نوع از تصريح توابع توليد، ضمن اين که اجازه مي‌دهد، متغيرهاي قطعي به عنوان اجزاء قطعي رفتار کنند، اجزاء تصادفي را نيز در درون خود داراست(گاردنر و رائوسر5، 2001).
در اينجا براي شرح پايه‌هاي نظري الگوي مورد استفاده در اين پژوهش، به توضيح اصول وفروض اساسي که جاست و پاپ (1978) براي يک تابع توليد تصادفي مورد استفاده در تحليل ريسک توليد کشاورزي بيان گرديده، پرداخته مي‌شود. با فرض اينکه Q بيانگر سطح توليد و xi نشان دهنده نهاده ها ي توليد(i=1,2,…n) باشد، اين فروض عبارتند از: (رابيسون و باري6، 1987)
1- E(Q)0: توليد انتظاري مقدار مثبتي باشد.
2- ? E(Q)/??X?_i0: نقش ومشارکت نهاده در توليد مثبت باشد. يعني هر چه سطح مصرف نهاده افزايش يابد، ميزان توليد انتظاري نيز افزايش يابد.
3- ?^2 E(Q)/?X_i^2<0: بهره‌وري نهايي نهاده‌ها بايد در يک سطح از مصرف نهاده کاهشي باشد.
4- ?E(Q)/??^2 ?_E^2=0: يعني موقعي که واريانس جزء تصادفي کاهش يابد، توليد انتظاري بتواند ثابت بماند.
5- ??^2 (Q)/?x_i>=<0: تغيير در واريانس توليد در اثر تغيير نهاده مي‌تواند مثبت، منفي يا صفر باشد يعني هر نهاده بتواند به عنوان يک نهاده ريسک کاه، ريسک‌افزا يا خنثي به ريسک عمل کند.
6- ??^2 (?Q/?x_i )/?x_i>=<0: تغيير در واريانس توليد نهايي نهاده مي‌تواند در علامت ثابت نباشد.
7- f(?x)=?f(x): بازده ثابت (تصادفي) به مقياس.
اکنون سؤال اين است که آيا توابع توليد استانداردي که معمولا براي تحليل‌هاي مختلفي از ريسک بکار مي‌روند، شرايط بيان شده توسط جاست و پاپ را تأمين مي‌کند. در صورتي که اين گونه نباشد، چه تصريح جايگزيني براي آن‌ها وجود دارد که بتواند يک تابع خوش رفتار براي تحليل ريسک توليد ارائه کند. الگوهاي تابع توليد معمولا داراي يکي از سه فرم استاندارد زير است (همان منبع).
Q=f(x)e? ; ??(0 , ??2 ) (1-1) (1-1)
Q=f(x) ? ; ??(1 , ??2 ) (1-2) (2-1)
Q=f(x) + ? ; ??(0 , ??2 ) (1-3) (3-1)
در الگوي 1-1، جمله اخلال نمايي، داراي يک توزيع ثابت است اما از آنجا که f?(x)>0 بوده و توزيع در يک عبارت افزايشي، f(x)، ضرب مي‌شود، با افزايش مقدار نهاده x، توزيع افقي تر و تخت تر مي‌شود. افزون بر اين e?0 بوده و مقدار Q نسبت به مقادير مثبت محدود شده است. به عبارت ديگر با تغيير مصرف نهاده‌ها واريانس توليد نيز تغيير مي‌کند.

شکل 1-1- واکنش واريانس و توزيع مقدار توليد با اجزاي اخلال نمايي

شکل 2-1 نشان مي‌دهد که چگونه توزيع مقادير Q با تغيير در مقدار نهاده‌ها x3 ,x2 ,x1 زماني که x1?)، امکان پذير بوده و ارزش انتظاري Q معادل f(xi) مي‌باشد، از الگوي اول متفاوت است. الگوي 2-3 نيز ساده ترين شکل از توصيف يک تابع توليد را نشان مي‌دهد که در آن واريانس توليد، صرف نظر از مقدار x همواره مقدار ثابتي است.

شکل 2-2 واکنش واريانس و توزيع مقدار توليد با اجزاي اخلال حاصل ضرب

شکل 2-3 واکنش و توزيع مقدار توليد با اجزاي اخلال جمع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی استان کردستان، عرضه و تقاضا، منابع محدود Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی عملکرد گندم، استان کردستان، استان خراسان