پایان نامه با واژه های کلیدی اسباب نزول، علوم قرآن، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

[زندگى‏] شما قرار داده- به سفيهان مدهيد، و [لى‏] از [عوايد] آن به ايشان بخورانيد و آنان را پوشاك دهيد و با آنان سخنى پسنديده بگوييد.” درباره علت منع ايتاء اموال به سفهاء سخن صاحب کنز العرفان را که علت منع ايتاي اموال به سفيه را سفاهتِ وي مي داند خواه آنکه سفيه صبي باشد يا بالغ و خواه آنکه با سفاهت بالغ شده باشد و يا بعد از بلوغ سفيه شده باشد، به جهت مطابقت با سياق از قول ابوحنيفه که سفيهِ بالغ را از منع ايتاء اموال استثناء مي کند، ارجح مي داند.438
توضيح اين که سفيه به شخصي گفته مي شود که به جهت سبک عقلي اموال خود را در اهداف غير صحيح مصرف کند و خداوند در آيه فوق از دادن اموال به سفهاء منع کرده است و با توجه به سياق آيه از آن جا که سفيه با صفت يا قيد ديگري همراه نيست، مشخص مي شود که آيه راجع به همه سفيهان است و سفيه بالغ و غير بالغ را شامل مي شود. مثلا در آيه نيامده است که”السفهاء الصبي” که بر اساس آن سفهاء بالغ منظور آيه نباشد. ملا فتح الله کاشاني نيز با توجه به همين نکته سخن صاحب کنز العرفان را بر ديگر اقوال ترجيح داده است.
مولف منهج الصادقين در برخي موارد بدون اينکه لفظ سياق را به کار ببرد، نظم آيات را شاهد معنايي که اختيار مي کند، قرار مي دهد. وي در اين موارد از لفظ قرينه استفاده مي کند، به عنوان مثال ذيل تفسير آيه (إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ)439 ” اگر عذاب خدا شما را در رسد يا رستاخيز شما را دريابد، اگر راستگوييد، كسى غير از خدا را مى‏خوانيد؟” مراد از عذاب در آيه را عذاب اخروي مي داند و مي نويسد: “مراد هول و عذاب خداي است در آخرت به قرينه قوله (أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُون)”440
ملا فتح الله در اين جا با توجه به سياق جمله ها به تفسير آيه و بيان مراد آن مي پردازد و يک جمله از آيه را شاهد و قرينه براي جمله ديگر در همان آيه قرار مي دهد. ولي از لفظ سياق در اين جا استفاده نکرده است و واژه “قرينه” را به جاي آن به کار برده است.
موارد فوق قسمتي از توجه ملا فتح الله به سياق در تفسير و فهم آيات است در ادامه به بررسي رعايت توجه وي به انواع ديگر قرائن مي پردازيم و در پايان به نقد و بررسي آن ها مي پردازيم.

4- سبب نزول
از آن جا که قرآن کريم به تدريج و در طول 23 بر پيامبر9نازل شده است در طول دوران رسالت پيامبر اکرم9گاه حادثه يا اتفاقي رخ داده و يا پرسشي مطرح شده است که خداوند در سبب آن حادثه يا پاسخ به آن پرسش، آيه يا آيات و حتي سوره اي از قرآن، همزمان يا در پي آن نازل مي فرموده است، به اين گونه حوادث و پرسش ها سبب نزول گفته مي شود.
اصطلاح سبب نزول و اسباب نزول چنانچه از روايات و کتب تفسير به دست مي آيد از اصطلاحات متقدم بوده و اولين بار توسط خود پيامبر9مطرح شده است. بعد از پيامبر9، حضرت علي7، بيش از همه از اسباب النزول آيات مطلع بوده است و خود آن حضرت7مى‏فرمايد: “ما نزلت من القرآن آية إلا و قد علمت أين نزلت، و فيمن نزلت، و في أي شي‏ء نزلت؛ يعني هيچ آيه‏اى از قرآن نازل نشد مگر اينكه دانسته‏ام درباره چه موضوعى و چه كسى و درباره كجا و كدام نقطه از سرزمين نزول يافته است”441.
دانشمندان و مفسّران علوم قرآني نيز در طول تاريخ تعاريف متعددي براي سبب نزول مطرح کرده اند. صاحب الاتقان سبب نزول را امرى مي داند كه آيه در ايّام وقوع آن نازل شده باشد. وي در ادامه آنچه را که واحدي در اسباب نزول خود درباره سبب نزول سوره فيل آورده است، از نوع سبب نزول نمي داند و مي گويد داستان اصحاب فيل و امثال آن از قبيل قصه نوح و عاد و ثمود و بناي کعبه از باب خبر دادن از وقايع گذشته است نه سبب نزول.442
تعريف سيوطي خالي از اشکال نيست چرا که وي تنها بر همزماني وقوع حادثه با نزول آيه تاکيد کرده و سببيت را مطرح نمي کند؛ چه بسا در زمان نزول آيه اي هزاران حادثه همزمان با حادثه اي که سبب نزول آيه است، اتفاق بيفتد که سبب نزول آيه نباشند.
دکتر صبحي صالح در مباحث في علوم القرآن در تعريف سبب نزول مي نويسد: “مسائل و حوادثي که يک يا چند آيه از قرآن به سبب آن ها و همزمان با آن ها نازل شده است و آن حوادث را بررسي کرده است يا پاسخ گوي آن مسائل بوده يا حکم موضوعات را بيان کرده است، اسباب نزول آن آيه يا آيات مي گويند.”443
يکي از دانشمندان معاصر علوم قرآني سبب نزول را اين گونه تعريف کرده است: “رويداد يا پرسشى كه به اقتضاى آن، قسمتى (يك آيه يا بخشى از آن، و يا چند آيه و يا يك سوره) از قرآن كريم همزمان يا در پى آن نازل شده است، سبب نزول مى‏گويند و مجموعه اين رويدادها و پرسش ها “اسباب نزول” ناميده مى‏شود. البته اين رويدادها و پرسش ها سبب تام نزول آيات نيستند، ولى به جهت آنكه زمينه نزول آيات را فراهم مى‏آورند، آنها را “اسباب نزول” ناميده‏اند”444
با توجه به تعاريف فوق مي توان اين گونه نتيجه گرفت که در سبب نزول بودن حادثه يا رويداد دو شرط وجود دارد اول اينکه حادثه همزمان با نزول قرآن اتفاق بيفتد و دوم اينکه آن حادثه يا پرسش سبب و علت نزول آيه باشد.
4-1- اهميت توجه به سبب نزول
به اعتقاد اغلب دانشمندان علوم قرآنى شناخت سبب نزول آيات براى‏آگاهى از مدلول صحيح آيات و برطرف شدن شك و ابهام از چهره مفاهيم آنها ضرورى است و اگر كسى بخواهد مدلول و مفهوم صحيح آيات را بدون شناخت سبب نزول بازيابد در حقيقت راه ناقص را طى كرده است و گاهى ممكن است نتيجه‏اى معكوس و واژگونه عايد او گردد. واحدي که به نظر مي رسد اولين کسي است که معروف ترين کتاب درباره اسباب نزول به نام او رقم خورده است در اين باره مي نويسد: “لا يمکن معرفه تفسير الايه دون الوقوف علي قصتها و بيان سبب نزولها؛ يعني شناخت تفسير آيه اي جز با دانستن قصه و بيان سبب نزولش ممكن نيست.”445
سيوطي در الاتقان به نقل از ابن دقيق العيد مي نويسد”بيان سبب النزول طريق قوي في فهم معاني القرآن؛ يعني بيان سبب نزول راه مهمي براي فهم دقيق معاني قرآن است.”446‏
علامه طباطبايي;نيز تاثير سبب نزول را در روشن شدن مورد و مصداق نزول موثر مي داند و مي نويسد: “اين زمينه‏ها را كه موجب نزول سوره يا آيه مربوطه مي باشد اسباب نزول مي گويند و البته دانستن آنها تا اندازه‏اى انسان را از مورد نزول و مضمونى كه آيه نسبت به خصوص مورد نزول خود به دست مى‏دهد روشن ساخته كمك مي كند.”447
ديگر دانشمندان و مفسّران نيز در کتب خود از تاثير شناخت سبب نزول بر فهم صحيح مراد و مقصود الهي از آيات سخن گفته اند؛ برخي نيز در اين زمينه به تاليف کتبي با عنوان “اسباب النزول” پرداخته اند448. در نتيجه مي توان گفت مفسّران و دانشمندان علوم قرآني در اصل روشنگري سبب نزول در فهم آيات قرآن کريم متفق القول هستند.

4-2- روش ملا فتح الله در توجه به سبب نزول
حال که به تعريف سبب نزول پرداختيم و اهميت توجه به آن را در فهم و تفسير قرآن از زبان دانشمندان و مفسّران علوم قرآني بيان کرديم، سراغ تفسير گرانسنگ منهج الصادقين مي رويم تا ببينيم صاحب اين تفسير چه ميزان به بيان سبب نزول براي آيات، توجه داشته است.
با مطالعه متن منهج الصادقين مشخص مي شود که اين بخش يکي از بخش هايي است که ملا فتح الله نسبت به آن توجه زيادي مبذول داشته است. وي مطاالب زيادي را به اين موضوع اختصاص داده و به مناسبت هاي مختلف درباره سبب نزول آيات بحث کرده است به طوري که در سراسر تفسير او مباحث اسباب النزول جلب نظر مي کند.
ملا فتح الله در اين قسمت از منابع مختلفي استفاده کرده است که مانند ساير قسمت هاي اين تفسير گاهي به اين منابع اشاره مي کند و گاه نيز بدون ذکر منبع به بيان سبب نزول مي پردازد.
مثلاً در تفسير آيه (وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ…)449″ و در راه خدا انفاق كنيد، و خود را با دست خود به هلاكت ميفكنيد.”، بدون ذکر منبع به بيان سبب نزول آيه مي پردازد و مي نويسد: “در سبب نزول اين آيه آورده‏اند كه چون حضرت رسالت9عزم عمره قضاء كرد جمعى گفتند كه ما توشه نداريم و كسانى كه دسترس دارند بما چيزى نمي دهند حق تعالى اين آيه فرستاد كه بايد توانگران بر درويشان انفاق كنند و خود را در هلاكت ابدى نيندازند به جهت بخل.”450
از جمله منابعي که ملا فتح الله در بيان سبب نزول استفاده کرده است مي توان به اقوال مفسّران طبقه اول از قبيل: ابن عباس، ابن مسعود و مفسّران طبقه دوم از جمله حسن بصري و شعبي، اشاره کرد. شايد بتوان گفت اقوال اين مفسّران مهمترين منبع ملا فتح الله در بخش اسباب النزول است.
به عنوان مثال در تفسير آيه (وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ)451 “و آنان كه چون كار زشتى كنند، يا بر خود ستم روا دارند، خدا را به ياد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند- و چه كسى جز خدا گناهان را مى‏آمرزد؟ و بر آنچه مرتكب شده‏اند، با آنكه مى‏دانند [كه گناه است‏]، پافشارى نمى‏كنند.”، به روايت ابن مسعود در بيان سبب نزول اشاره مي کند و مي نويسد: “از عبد اللَّه مسعود روايت است كه سبب نزول اين آيه آن بود كه جماعتى از اصحاب سيد كاينات9به يكديگر گفتند كه همانا بنى اسرائيل نزد حق تعالى از ما گرامى‏تر بودند به جهت آنكه چون گناهى كردندى بر در سراى ايشان نوشته شدى كه بر خود عقوبتى كنيد چون گوش و بينى بريدن و غير آن از انواع عقوبات تا اين كفاره گناهان شما باشد ايشان به آن اقدام نمودندى و به جهت خوف اين ديگر مرتكب معصيتى نشدندى حق سبحانه اين آيه فرستاد كه شما از ايشان گرامى‏تريد نزد من زيرا كه از شما به توبه و استغفار راضى شده‏ام و آن را كفاره گناهان شما گردانيده‏ام و آن عقوبت كه بنى اسرائيل را به آن امر مي كردم از شما برداشته‏ام.”452
همچنين ملا فتح الله در اين بخش از کتب تفسيري مفسّران متقدم از قبيل جرجاني، ابوالفتوح رازي و زمخشري بهره برده است.
وي غالباً از اقوال علماي اهل سنت در مواردي استفاده کرده که قصد داشته اثبات کند سبب نزول آيه اي رفتار يا عملي از امام علي7است. علاوه بر آن ملا فتح الله از احاديث و روايات ائمه اطهار:نيز در بيان سبب نزول بهره برده است. به عنوان مثال در بيان سبب نزول آيات 155- 157 سوره مبارکه بقره به روايتي از امام صادق7اشاره مي کند و مي نويسد: “از جعفر بن محمد الصادق7مروي است كه سبب نزول اين آيه آن بود كه چون حق تعالى آيه (وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ)453 “و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود، و وى آن همه را به انجام رسانيد”، انزال فرمود رسول خدا9فرمود نيكو دوستى بود ابراهيم7ابتلا و امتحان او كردند به انواع مشقت و او صبر كرد و اصلا چيزى كه دلالت بر جزع و بى‏صبرى كند از او صادر نشد و نعمت باو دادند بشكر گذارى آن اقدام نمود و به هيچ وجه اثر كفران از او مشاهده نگشت و به جهت اين خلعت امامت در بر او كردند و اگر من بر عترت خود نمي ترسيدم براى ايشان از حق تعالى امامت مي خواستم چه ايشان براى آخرت آفريده شده‏اند و دنيا براى ايشان مخلوق گشته جبرئيل7آمد و اين آيه يعنى و لنبلونكم الخ آورد.”454
مولف منهج الصادقين در بيان سبب نزول آيات اکثراً به ذکر حوادث و وقايع صدر اسلام مي پردازد و گاهي اوقات آن ها را با شرح و بسط و به صورت خيلي گسترده مطرح مي کند. حوادثي مانند غزوات و سراياي پيامبر7و نفاق و دو رويي منافقان و بسياري وقايع ديگر.
همچنين ملا فتح الله در بيان سبب نزول برخي آيات، احکام و مسائل فقهي را به طور گسترده مطرح مي کند. مثلاً در آيه(وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ وَلْتَأْتِ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی علوم قرآن Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نزول قرآن، اسباب نزول، امام صادق