پایان نامه با واژه های کلیدی ارزش دفتری، ارزش بازار، اخبار خوب، بهای تمام شده

دانلود پایان نامه ارشد

نيستند، اين مديران ازاستراتژي‌هايي براي مديريت سرمايه درگردش استفاده مي‌نمايند. در مورد سرمايه در گردش استراتژي‌هاي گوناگوني وجود دارد که از تلفيق استراتژي دارايي‌هاي جاري و بدهي‌هاي جاري حاصل مي‌شود. در مديريت سرمايه در گردش با توجه به شرايط مختلف بايد استراتژي مناسب را براي شرکت انتخاب نمود تا بتواند به نحو موثر دارايي‌هاي جاري و بدهي‌هاي جاري يک واحد تجاري را اداره کرده و نيازهاي تأمين مالي واحد تجاري به درستي تأمين شود از اين طريق بازده سهام شرکت را بالا برده و ثروت سهامداران حداکثر شود. با تلفيق دارايي‌هاي جاري و بدهي‌هاي جاري استراتژي کلي مديريت سرمايه درگردش به سه دسته تقسيم مي‌شود: 1- استراتژي محافظهکارانه 2- استراتژي جسورانه 3-استراتژي ميانه‌رو (جهانخاني و پارسائيان، 1380). در استراتژي محافظه‌کارانه در مديريت سرمايه درگردش، نسبت سرمايه درگردش خالص بالا خواهد بود و قدرت نقدينگي بيش از حد بالا است. در اين حالت مديريت مي‌کوشد تا نسبت نقدينگي (آني) و نسبت جاري شرکت را به مقياسي برساند که از مقادير متعلق به متوسط صنعت بالاتر و هم‌زمان بدهي جاري آن پايين‌تر شود.
در مقابل استراتژي جسورانه سعي مي‌کند که با داشتن کم‌ترين ميزان دارايي‌هاي جاري، بيشترين استفاده از بدهي‌هاي جاري را ببرد. مدير مالي شرکتي که سياستي جسورانه در پيش مي‌گيرد مي‌کوشد تا مقدار اين نسبت‌ها را کاهش دهد، در صدد برمي‌آيد تا نسبت جاري و آني را به مقاديري برساند که از متوسط صنعت کمتر و چه بسا سرمايه درگردش خالص شرکت را منفي کند و ميزان بدهي جاري را افزايش دهد (شر،1989)28.
استراتژي ميانه‌رو حد متعادل استفاده از دارايي‌هاي جاري و بدهي‌هاي جاري است و ريسک معقول را مي‌پذيرد. مدير مالي شرکتي که سياست ميانه‌رو در پيش مي‌گيرد،1. اگر دارايي‌هاي جاري را سياست محافظه‌کارانه و بدهي‌هاي جاري را هم سياست جسورانه در پيش بگيرد، ريسک و بازده متعادل مي‌شود. يعني دارايي‌هاي جاري و بدهي‌هاي جاري را به يک نسبت متعارف در حداکثر ممکن نگهداري کند.2. اگر در مورد دارايي‌هاي جاري سياست جسورانه در پيش بگيرد و هم‌زمان بدهي‌هاي جاري سياست محافظه‌کارانه باشند ريسک و بازده متعادل مي‌شود. يعني دارايي‌هاي جاري را در حداقل ممکن نگهداري کند و بدهي‌هاي جاري را نيز در حداقل ممکن نگهداري کند (عبده تبريزي و مشيرزاده،1376).
2-2-2- مبانی نظری محافظهکاری
2-2-2-1- تعاریف محافظهكاری
پژوهشگران تا کنون تعاریف گوناگونی از محافظهکاری حسابداری ارائه دادهاند، باسو(1997) محافظهکاری را ” روشی که طبق آن، در واکنش به اخبار بد، شناسایی عایدات و خالص داراییها کاهش می یابد و این در حالی است که، در واکنش به اخبار خوب شناسایی عایدات و خالص داراییها افزایش نمییابد” تعریف میکند.
بیشترپژوهشگران در مباحث مربوط به ارزش گذاری داراییها، طبق مبانی حسابداری، بیشتر به تعاریفی که فلسام و اولسون(1995) از محافظه کاری دارند، اشاره می کنند. آنها محافظهکاری حسابداری را ” انتظار اینکه خالص ارزش داراییهای29 گزارش شده توسط یک شرکت، در بلندمدت از ارزش بازار آن کمتر خواهد بود ” تعریف می کنند، به عبات دیگر فرض می شود که در اثر بکارگیری محافظهکاری حسابداری، ارزش بازار30 داراییهای گزارش شده بیشتر از ارزش دفتری31 آنها خواهد بود. طبق این تعریف استفاده از بهای تمام شده، در شناسایی سرمایه گذاریها باعث ایجاد انتظار خالص ارزش فعلی32 مثبت از سرمایه گذاریها خواهد شد زیرا تحلیلگران انتظار دارند این سرمایه گذاری ها کمتر از ارزش آنها برآورد شده باشند پنمن و ژانگ(2002). محافظهکاری حسابداری را انتخاب روش و برآوردی از حسابداری میدانند، که ارزش دفتری داراییها را به گونهای بارز، پایین نشان میدهد. بنابراین در شرایط تورمی، انتخاب روش اولين صادره از آخرين وارده33 برای شناسایی موجودی کالا نسبت به روش اولين صادره از اولين وارده34، روش محافظه کارانهای می باشد. همچنین بکارگیری قاعده اقل بهای تمام شده یا بازار35، به هزینه منظور کردن هزینههای تحقیق و توسعه، انتخاب روش های سریع استهلاک، سیاست هایی که باعث در نظر گرفتن ذخیره بالا برای مطالبات مشکوک الوصول36 می شود و شناسایی تعهدات مربوط به گارانتی، روشهای محافظهکارانهای می باشند که باعث پایین نشان دادن خالص ارزش دفتری یک واحد اقتصادی، میگردد (پنمن و ژانگ، 2002).
2-2-2-2- دلايل وجودپديده محافظهكاري
دلايلي راكه براي وجودپديده محافظه كاري درمتون مختلف بيان مي شود، ميتوان به چهاردسته به شرح ذيل تقسيم نمود:
1. قراردادها: دربسياري ازقراردادهاي شركت با اشخاص ثالث ازجمله سرمايه گذاران، اعتباردهندگان، كاركنان وديگر ذينفعان، اعداد و ارقام حسابداري به عنوان مبنايي جهت كاهش هزينههاي نمايندگي مرتبط با شركت به كارگرفته مي شود(زیمرمن، واتس،1986).37 طرفين قرارداد همواره خواهان به كارگيري مباني ارزيابي به موقع درقراردادها هستند. اما بسياري ازمباني ارزيابي كه مي توانند اطلاعات به موقعي را ارايه نمايند به آساني توسط طرفين قرارداد قابل تأييد نيستند. قابليت تأييد، يكي ازويژگي هاي اصلي مباني اندازه گيري يا اجزاي آن است (کتاری، 2001)38.
2. دعاوي حقوقي: طرح دعاوي حقوقي طبق قوانين بورس اوراق بهادار عليه شركتهايي كه اقلام صورتهاي مالي را نادرست ارايه مي كنند، شركتها را به استفاده ازحسابداري محافظهكارانه تشويق مي نمايد. مطابق بامفاد ماده21 دستورعمل انضباطي ناشران پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران نيز، ارايه گزارش خلاف واقع به تنبيههاي انضباطي مانند سلب صلاحيت مديران ناشر و توقف موقت معاملات يا تعليق و لغو اوراق بهادار ناشر در بورس مي شود. علت اين امر آن است كه احتمال طرح دعوي درمواقعي كه سود خالص بيش از واقع نشان دادهميشود بيشتر از احتمال طرح دعوي در مواقعي است كه سود خالص كمتر از واقع نشان داده مي شود(لافوند، واتس، 2008)39 .به همين علت حسابرسان و مديران ترجيح ميدهند سود خالص را كمتر از واقع نشان دهند تا بيشتر از واقع و اين يعني حركت به سمت حسابداري محافظهكارانه.
3. ماليات :انگيزههاي مالياتي همواره برروي چگونگي محاسبه سود خالص تأثير داشتهاند. بنابراين شركتها به منظور كاهش ارزش فعلي مالياتهاي پرداختي، تمايل به تعويق در شناسايي درآمدها(سودها) و تعجيل درشناسايي هزينه ها(زيانها) دارند.
4. نهادهاي تدوين كننده استاندارد و تنظيم كننده قوانين و مقررات: هزينههاي سياسي بيش ازواقع نشان دادن داراييها و سود نسبت به هزينههاي كمتر از واقع نشان دادن آنها براي تدوين كنندگان و دولتمردان بيشتراست . و همين امر به بكارگيري حسابداري محافظهكارانه منجرمي شود.
2-2-2-3- استانداردهاي حسابداري ايران ومحافظهكاري
دراستانداردهاي حسابداري ايران نيز كاربرد ويژگي محافظهكاري به طور كامل مشهود است. به گونهاي كه برطبق اين استانداردها شرط اصلي شناسايي درآمد، محتمل بودن جريان منافع اقتصادي آتي مرتبط با معامله به درون واحد تجاري است، بنابراين تا زمان حصول اطمينان از نزديك شدن درآمد به جريان هاي نقدي، نبايد اقدام به شناسايي آن نمود. اين درحالي است كه اگر واحد تجاري متحمل مخارجي شود كه در ارتباط با منافع اقتصادي آتي آن ابهام قابل ملاحظهاي وجود داشته باشد، آنگاه بايد مخارج مزبور را در دوره وقوع هزينه نمايد. به عبارت ديگر، استاندارد براي شناسايي درآمد و دارايي معيارهاي سختگيرانهتري نسبت به هزينه وبدهي تدوين نموده است. نمونههايي ازكاربرد حسابداري، محافظهكاري دراستانداردها عبارتنداز: بند 24 استاندارد حسابداري شماره9 (پیمانهای بلند مدت)- بند 40 استاندارد حسابداري شماره 11(دارایی های ثابت مشهود)- بند4 استاندارد حسابداری شماره 8 (حسابداري موجودي مواد و كالا)- بندهاي 29، 31 و 34 استاندارد حسابداري شماره15(حسابداری سرمايه گذاريها) و بندهای 33 ،40 و 44(استاندارد حسابداري شماره17) بنابراين، بر مبناي استانداردهاي موجود، انتظار داريم كه اقلام صورتهاي مالي شركتها به نحومحافظهكارانه شناسايي وگزارش شود(رحمانی وهمکاران، 1390).
2-2-2-4- دلايل انتقاد از وجود پديده محافظهكاري
در گزارشگري مالي پژوهشگراني كه مخالف كاربرد محافظهكاري در گزارشگري مالي هستند، دلايل زير را مطرح نمودهاند:1. محافظهكاري، ابزار مديريت سود: پژوهشهاي مختلف نشان دادهاند كه گزارشگري محافظهكارانه ميتواند به عنوان ابزاري جهت مدير يت سود به كاربرده شود( دیمیتریوس و همکاران، 2009)40.
2. تأكيد بيشتر بر قابليت اتكا در برابر تأكيد كمتر بر مربوط بودن به عنوان دو ويژگي كيفي اطلاعات: محافظهكاري در بهترين حالت، يك روش ضعيف برخورد با پديده عدم اطمينان در محاسبه سود است و در بدترين حالت به نابودي كامل دادههاي حسابداري منجر مي شود(هندریکسن،1992)41. افزايش محافظهكاري بيانگر آن است كه استانداردگذاران تمركز كمتري بر ارزشيابي دارند و اين تفاوت رفتار در شناخت سود در مقابل زيان، به كمترنشان دادن خالص داراييها منجرمي شود.
3. عدم شناخت مبالغ با اهميت دارايي وشناخت آنها به عنوان هزينه: برخي ازپژوهشهاي دانشگاهي عنوان نمودهاند كه افزايش محافظهكاري ميتواند دليلي براي كاهش محتواي اطلاعاتي گزارشهاي مالي باشد (کالینز،1997)42. تعديل صورتهاي مالي با سرمايهاي نمودن داراييهاي نامشهود با اهميتي كه به علت وجود پديده عدم اطمينان هزينه ميشوند، اطلاعات مربوطي را براي سرمايه گذاران فراهم ميآورد.
2-2-2-5- محافظهكاری مشروط43 و نامشروط44
همانطور كه گفته شد، باسو (1997) محافظهكاری رابه صورت زیر تعریف کرده است:
محافظهكاری عبارتست از تاییدپذیری متفاوت لازم برای شناسایی درآمدها و هزینهها، كه منجر به كم نمایی سود و داراییها میشود. این تعریف بیانگر محافظهكاری مشروط است .در پژوهشهای اخیر، محافظهكاری به دو نوع تقسیم شده اند:
نوع نخست، محافظهكاری پیشرویدادی45 است، که محافظهكاری مستقل ازاخبار46 است که محافظهكاری نامشروط نیز خوانده شدهاست. محافظهكاری پیشرویدادی از بهکارگیری آن دسته از استانداردهای حسابداری ناشی میشود که سود را به گونههای مستقل از اخبار اقتصادی جاری، میکاهند. برای مثال، شناسایی بدون درنگ مخارج تبلیغات و تحقیقوتوسعه به عنوان هزینه، حتی درصورتی که جریانهای نقدی آتی مورد انتظار آنها مثبت باشد. نوع دیگر محافظهكاری، محافظهكاری پسرویدادی47 است که محافظهكاری وابسته به اخبار، محافظهكاری مشروط و عدم تقارن زمانی سود48 نیز خوانده شده است. محافظهكاری
پسرویدادی به مفهوم شناسایی به موقع تر اخبار بد نسبت به اخبار خوب در سود است. برای مثال،
قاعدهاقل بهایتمام شده یا ارزش بازار، حذف سرقفلی در پی انجام آزمون کاهش ارزش و شناسایی نامتقارن زیانهای احتمالی در مقابل سودهای احتمالی، ازاین نوع هستند. به طورکلی، اصول حسابداری شناسایی کاهش یا اخبار بد درباره موجودی کالا، سرقفلی و زیانهای احتمالی را ایجاب، اما شناسایی افزایش ناشی از اخبار خوب را منع می کنند(پایو همکاران، 2005). محافظهكاری مشروط برای اولین بار توسط باسو(1997) به عنوان جنبهای مهم از محافظهكاری مطرح شد. انگیزه اصلی برای محافظهكاری نامشروط، سختی ارزیابی داراییها وبدهیها است. انگیزه اصلی برای محافظه كاری مشروط، خنثی کردن انگیزههای مدیران برای گزارشگری اطلاعات حسابداری دارای جانبداری روبه بالا در موقعی که رویدادهای نامناسب اتفاق افتاده، می باشد. انگیزههای مشابهی نیز برای این دو نوع محافظهكاری وجود دارد، برای مثال، تابع نامتقارن زیان سرمایه گذاران، موجب می شود اثر منافعی که آنها ازسود کسب می کنند کمتر از آسیبهایی باشد که از زیانی با اهمیت مشابه، می بینند. این دو، مفاهیم مشابهی نیز دارند که مهمتر از همه، فزونی ارزش بازار خالص داراییها به ارزش دفتری آنها است (بیور و رایان، 2004).
بیور و رایان اظهارکردهاند که محافظهكاری پیش رویدادی در دورههای قبلی، پیش انجام محافظهكاری پس رویدادی دورههای بعدی است. یعنی، اگر شرکتی در هزینه کردن مخارجی در یک دوره محافظهكاری پیش رویدادی داشته باشد،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ثروت سهامداران، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام، بازده سهام Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی بازده سهام، ارزش بازار، اخبار خوب، عدم تقارن