پایان نامه با واژه های کلیدی ارزش افزوده، اقتصاد کشور، پردازش اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

نيروي انساني
انسانها با ارزش ترين منابع طبيعي جامعه هستند چندين کشور پيشرفته نظير ژاپن ، سويس و هلند که فاقد زمين کافي ، مواد سوختني و مواد معدني هستند که به خوبي در يافته اند که تنها مهمترين منابع طبيعي توسعه و رشد آنان انسانها و مهارت آموزش.
ب- زمين :
زمين به مديريت صحيح ? احيا و سياست ملي نياز دارد و گسترش صنايع و افزايش جمعيت و استفاده بيش از حد از عوامل تخريب زمين مي باشد.فشار براي افزايش بهره وري کارگر شاغل در زمين و يا هر هکتار زمين به نابودي خاک کمک مي کند.چنين زمينهايي غالبا” به صورت ظاهري و با مصرف کود شيميايي بيشتر اما با هزينه صعودي و با قبول آلودگي محيط زيست ? کشت مي شوند.افزايش هزينه نهاده هاي نيرو طلب ? محدوديت زمينهاي موجود و نياز مبرم به پرورش دام ? از جمله مسايل مورد بحث روز جهان است ? و مطلبي که کارآفرينان بنگاههاي توليد بايد بدان توجه نمايند آن است که براي زمين محدوديت خاصي را نه تنها از لحاظ بهره وري و استفاده بهينه در نظر داشته باشند ? بلکه نقش روز افزون آن را در بهره وري از ياد نبرند.
ج- سوخت :
انرژي منبع با اهميت ديگري است که بايد بدان توجه خاصي نمود.افزايش بهاي نفت در دهه 70 کاهش بهره وري در سطح جهاني به همراه داشت و با وجود سرمايه گذاري هاي هنگفت ? بهره وري افزايش نيافت.تقاضا براي نفت ? صرف نظر از جنبه هاي سياسي آن ? تابع قيمت و سوخت جايگزين است.به علاوه عرضه نفت بر ترکيب سرمايه و نيروي کار در اقتصاد کشورها تاثير دارد و افزايش و کاهش عرضه آن نه تنها بر بهره وري بلکه بر محيط زيست تاثير دارد.
د- مواد خام :
مواد خام نيز از عوامل اصلي بهره وري در صنايع هستند.بهاي مواد خام همانند نفت براي ساير کشورها ? هميشه با نوسانات نسبتا” شديدي همراه است.از آنجا که با ارزشترين و در دسترسترين مواد معدني عمدتا” استخراج شده اند ? بهره برداري از معادن موجود که از کيفيت چندان مطلوبي برخوردار نيستند و در عمق بيشتري از زمين قرار دارند مستلزم سرمايه گذاري و در اختيار گرفتن نيروي انساني متخصص است که بر هزينه توليد و در نتيجه کاهش بهره وري شتاب مي دهد.
3-2-8-2 .دولتها و زيربناها
سياستها ? راهبردها و برنامه هاي دولت اثر مهمي بر بهره وري بنگاهها از طريق زير مي گذارند :
* عملکرد و کارائي دستگاههاي دولتي
* مقررات و کارائي دستگاههاي دولتي
* مقررات دولتي نظير سياستهاي کنترل قيمت ? ماليات ? مزد و حقوق
* حمل و نقل و ارتباطات
* انرژي
* اقدامات مالي و بانکي نظير نرخ بهره ? تعرفه ها ? مقررات واردات و صادرات
* رقابت بنگاههاي عمومي و دولتي با ساير بنگاهها ، کنترل ارزي
* مقررات محيط زيست
* اجبار به فعاليت در منطقه خاص
* اعطاي کمک مالي و سوبسيد و يا قطع آن.
بسياري از تغييرات ساختاري که بر بهره وري تاثير مي گذارد ناشي از وضع قوانين ? مقررات و عملکرد نهادهاي دولتي است.به علاوه بهره وري دولت ? فوق العاده مهم است ? زيرا موجب مي شود دولت بتواند با همان هزينه ? خدمات بهتري را ارئه دهد و زمينه بهره وري بنگاهها و سازمان ها را بهتر فراهم کند.نقش دولت در توسعه اجتماعي ? اقتصادي و فرهنگي و آثار تصميمات آن بر کل اقتصاد و کارائي و بهره وري بنگاهها و مديريت آنان راهگشا و تسهيل کننده فعاليتهاي توليدي بنگاهها و با اتخاذ سياستهاي لازم و ضروري در بلند مدت ? مشوق اصلي و ياري دهنده آنان باشد.( پيمان ? 1347 ? 81-71 )

9-2.عوامل ساختاري سازمان و بهره وري
باتوجه به مطالعه و بررسي نظرات مختلف دانشمندان علم سازمان و مديريت، عواملي چون استراتژي، اندازه يا بزرگي سازمان، فناوري، محيط و قدرت – کنترل تعيين کننده نوع ساختار هستند و پيچيدگي، رسميت و تمرکز نمايانگر ارکان اصلي ساختاري هستند که مي توانند به گونه هاي مختلف درآيند. اگر ساختار سازماني را به دو صورت مکانيکي و ارگانيکي تقسيم کنيم، در ساختار مکانيکي ميزان پيچيدگي، رسميت و متمرکز بودن فرايند تصميم گيري در سطح بسيار بالايي است ولي در ساختار ارگانيک اين سه رکن در سطح پاييني قرار دارند. ارکان عمومي ساختار الزاماً بر سطح عملکرد و رضايت شغلي هر کارمند يا کارگر اثر يکنواختي ندارد. سليقه شخصي کارکنان و تفسيرهاي ذهني که آنان از ويژگيهاي عيني مي کنند، باعث مي شود تا اثراتي که ويژگيهاي عيني بر ساختار و اعضا دارد کاهش يابد. ساختاري که ازنظر پيچيدگي، رسميت و متمرکز بودن سيستم تصميم گيري در سطح بالايي باشد، معمولاً باعث مي شود که رضايت شغلي بيشتر کارکنان کاهش يافته و درنتيجه باعث کاهش بهره وري نيز مي گردد. البته اين موضوع هميشه صادق نيست، زيرا رسميت زياد را هم مي توان درساختار متمرکز و هم در ساختار غيرمتمرکز شاهد بود.ازطرفي رابطه معکوسي بين پيچيدگي وتمرکزگرايي نيز وجود دارد، زيرا افزايش در تعداد مشاغل و متخصصان و دادن آموزشهاي فني به بيشتر کارکنان، که از شاخصهاي پيچيدگي هستند، باعث تمايل بيشتر کارکنان جهت مشارکت در تصميم گيريها خواهدشد، که ازمظاهر عدم تمرکز است. افـــرادي که به آزادي عمل و خود شکوفايي ارج مي نهند، اگر در سازمان بزرگـــي مشغول شوند که در آن فرايند تصميم گيريها بسيار متمرکز باشد، رضايت شغلي زياد نخواهند داشت. چرا که هرقدر سازمان بزرگتر باشد مسئله نسبت دادن نتيجه کار به خود مشکلتر خواهدشد. در ساختارهاي ارگانيک، انسجام بين اعضا بيشتر مي شود و افراد تمايل بيشتري دارند تا مسئوليت کارهايي راکه در حوزه اختيارات آنان انجام شده است بپذيرند. در رابطه با برخي از فعاليتها، ترديدي نيست که اين نوع ساختارها بيشتر موردتوجه و تأييد مديريت سازمان قرار مي گيرد. براي اينکه عملکرد و رضايت شغلي کارکنان افزايش يابد، بايد تفاوت فردي کارکنان موردتوجه قرار گيرد و ارزيابي عملکرد آنان به صورت عادلانه و باتوجه به شايستگي هايشان انجام شود.
در سازمانهايي که تمرکز در آنها بسيار زياد است، هنگام ارزيابي عملکرد کارکنان، در بيشتر موارد مديران رده بالاي سازمان، با اعمال نظرهاي افراطي و حتي غيرعادلانه، باعث نارضايتي پرسنل شده، که اين موضوع درنهايت باعث کاهش بهره وري نيز خواهدشد. لذا براي جلوگيري از اين گونه اعمال نظرها، بهتر است با تشکيل کميسيونهاي ارزيابي عملکرد و با روش ارزيابي گروهي، نسبت به ارزيابي عملکرد و شايستگي کارکنان اقدام گردد.(عرفاني نيا? 1384)

10-2. اهميت منابع انساني و ديدگاههاي نوين
اولين و اساسي ترين موضوعي کع در مديريت منابع انساني مطرح مي شود اهميت انسان در بين ساير عناصر و عوامل سازمان است. هر سيستم اجتماعي حداقل از 8 عنصر شکل ميگيرد که عبارتند از :
1) درون داد (INPUT)
2) هدف ( GOAL)
3) ساختار( STRUCTURE)
4) تکنولوژي( TECHNOLOGY)
5) فرآيند( PROCESS)
6) انسان( PEOPLE)
7) محيط ENVIRONMENT))
8) برون داد( OUTPUT)
بدن ترديد همه عناصر در جاي خود باارزش و مهم هستند اما دربين همه عناصر انسان تنها عاملي است که بدون وجود آن سيستم اجتماعي بي هدف است . اصولا” سيستم اجتماعي به واسطه عامل انساني سيستم اجتماعي است.بليک و موتون در کتاب شبکه مديريت جايگاه خاصي براي انسان قائل مي شودو ميگويند : سازمان اجتماعي جمع انسانهاست.هرسي و بلانچارد ضمن تائيد سخن بليک و موتون مي گويند : بدون انسانها سازمان اجتماعي تشکيل نمي شود و ميان همه نيروها و عواملي که در سازمان وجود دارند هيچکدام اهميتي به اندازه انسان ندارد و هيچيک نمي تواند جاي انسان را بگيرد.آنها مي گويند : هر زياني که از فقدان ساير اجزاء به سازمان وارد شود قابل جبران مي باشد ولي ضرر از دست دادن نيروي انساني قابل جبران نيست وجبران نمي شود.نويسندگان زيادي علت پيروزي مديريت ژاپني را توجه به منابع انساني و تدبير درست نسبت به نيروي انساني مي دانند.(مير کمالي?1383?17-15)
1-10-2.منابع انساني به عنوان دارائي هاي عقلائي
اکنون که نيمي از عمر چرخه حيات عصر اطلاعات سپري شده است قيمت پردازش اطلاعات که همواره رو به کاهش است اين حوزه را به سمت اين موضوع که اطلاعات يک کالا مي باشد سوق داده است.
اطلاعات تبديل به محصولي شده است که به راحتي مي توان آن را خريد و يا فروخت.در نتيجه همي توان آن را به عنوان يک مزيت رقابتي نيز محسوب نمود از اين رو منبع جديدي از مزيتهاي رقابتي به نام دارائي هاي عقلائي به وجود آمده است.دارائي هاي عقلائي را مي توان به مجموعه کل دانش ? مهارتها ? توانمنديهاي يک سازمان و کانالهاي ايجاد محصولات سودمند در آن دانست.توماس استوارت در کتاب سرمايه هاي عقلائي : ثروت جديد سازمانها اظهار ميکند که سرمايه عقلائي عبارت است از : آگاهي و دانش عقلائي ? اطلاعات ? مالکيت معنوب و تجربه اي که مي تواند براي توليد ثروت به کار رود.
2-10-2.منابع انساني به عنوان ارزش افزوده
براي کارفرمايان ارزش بخش منابع انساني در ماحصل کار مي باشد.قدرت توليد بيشتر ? کيفيت بالاتر ? خدمات بهتر به بيشتر ? روابط مثبت کارمندي و قيمتهاي ارزانتر از جمله عواملي هستند که نوعا” باعث ايجاد سود بيشتر مي شوند.همين عوامل ? اغلب به صورت مستقيم توسط فعاليتهاي خلاق موثر منابع انساني ارتقاء پيدا مي کنند.امروزه هنگامي که ما در مورد ارزش افزوده هر فرآيند يا عملي صحبت مي کنيم به منابع انساني به عنوان يک سرمايه گذاري که در آينده مي تواند منجر به سود تصاعدي گردد ? نگاه مي شود.
چيزي که موفقيت سازمان را مستحکم مي سازد توانايي ارزش افزوده به درون داد آن مي باشد که از اهداف اصلي فعاليتهاي تجاري حاصل مي باشد.بسياري از تحقيقات نشان داده است که استنباط مديران اين است که ? ارزش افزوده بخش منابع انساني آنان در آينده افزايش خواهد يافت.
شکل 1-2 اين واقعيت را به خوبي نشان ميدهد.(رنگريز ? 1385?14-13)
اطلاعات دانش عقلائي درون داد

منابع مالي منابع انساني

شکل شماره 1-2

11-2.بهره وري در ايران
اقتصاد ايران در آستانه هزاره سوم ميلادي هنوز اقتصاد ي متکي بر صدور انرژي است.بخش اعظم ارز مورد نياز براي خريد کالا از خارج را درآمد حاصل از صدور نفت تامين مي کند. کسري تراز پرداختهاي خارجي کشور به دليل عدم به کارگيري سياستهاي صحيح اقتصادي ? ايران را به اقتصاد جهاني بدهکار ساخته است.اقتصاد کشور با وجود منابع غني ? نيروي کار جوان و تحصيلکرده همچنان دچار کمبود مزمن توليد است.(طاهري?1383?صفحه 12).
ساختار نظام اقتصادي و اداري فعلي ايران جوابگوي نيازهاي آتي کشور نيست و بايد تغييرات اساسي در نگرشها ? سياستها ? ساختارها و نظامهاي مديريتي کشور به وجود آيد.در حال حاضر اقتصاد کشور با ماهيتي درون گرا با ساختاري ناکارآمد و دستگاههاي عريض و طويل بوروکراتيک دولتي روبرو است که فاقد بينش و سياستهاي منسجم براي افزايش بهره وري و رشد و توسعه در کشور است.نرخ بالاي رشد جمعيت و نهايتا” افزايش نرخ بيکاري در آينده در کنار پائين بودن ميزان سرمايه گذاري موجب خواهد شد اقتصاد کشور در سالهاي آينده با مشکلات عميق تري روبرو شود در حاليکه با اتخاذ استراتژي هاي صحيح با مجموعه کوچکي از نظام اداري و کارکنان دانا و انديشمند و ترويج شايسته سالاري در مديريت کشور و ايجاد بازار رقابتي سالم و مناسب مي توان نهاد دولتي کوچک و کارا و هوشمندي را با هدايت و نظارت آگاهانه بدست آورد.(طاهري ? 1383:صفحه 13)
عليرغم وجود بخشهاي مختلف و زمينه هاي صنعت ? کشاورزي و توانائيهاي بالقوه کشور ? متاسفانه به علل مختلف از روند توسعه جهاني عقب مانده و ساليان سال فاصله گرفته ايم و با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ساختار صنعت، مصرف مواد Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی حقوق و دستمزد، اقتصاد کشور، نرخ بهره