پایان نامه با واژه های کلیدی ارتکاب جرم، قانون مجازات، مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

اگرچه یکی از شرایط قصاص تساوی قاتل و مقتول از لحاظ ایمان , آزادگی و بندگی , جنسیت و سلامتی است به نظر می رسد که این حکم یک حکم خاص می باشد . که قانون نخواسته فرد عاقل را حتی اگر عمدا دیوانه را بکشد از جامعه حذف نماید . زیرا این دو از لحاظ موقعیت فردی و اجتماعی در یک ردیف نیستند . هرچند ممکن است از نظر ایمان و جنسیت و سلامتی و آزادگی و بندگی مساوی باشند . مثلا هردو مسلمان باشند , هردو مرد باشند و هر دو آزاد . شرط تساوی در سلامتی در سلامتی به نظر می رسد بیشتر ناظر به قصاص عضو در جراحات باشد . زیرا در قصاص نفس مثلا هرگاه یک فرد ورزشکار عمدا بیمار مبتلا به فلج را بکشد صرفنظر از سلامتی جسمی یا بیماری , قصاص می شود . بنابراین تنها عاملی که موجب عدم تساوی دیوانه و عاقل می شود , سلامت عقل و روان فرد است که مورد توجه قانون قرار گرفته است.
در اینجا دیگر مسئول پرداخت دیه خود قاتل است . زیرا عاملی که باعث تحمیل دیه در موارد قبل بر عاقله می شد خصوصیت ویژه شخص قاتل(جنون – صغر) بود که در مورد قاتل عاقل منتفی است . لذا باید دیه را به ورثه مقتول بدهد .
اگر عاقلی دیوانه‌ای را بکشد ، قصاص نمی‌شود ؛ لیکن در صورت عمد یا شبه‌عمد بودن قتل ، دیه بر عهدۀ خود او ، و در قتل خطا بر عهدۀ عاقلۀ او است.
البته اگر عاقل در دفاع از خود در برابر تهاجم دیوانه چاره‌ای جز کشتن او نداشته باشد ، بنابر مشهور ، خون مهاجم هدر و ذمّۀ مدافع بری از دیه است.
برخی گفته‌اند : دیۀ مقتول در این فرض از بیت المال پرداخت می‌شود.120
گفتار چهارم : قتل در حال مستی
بر اساس ماده 307 قانون مجازات اسلامی : ” ارتكاب جنايت در حال مستي و عدم تعادل رواني در اثر مصرف مواد مخدر ، روانگردان و مانند آنها ، موجب قصاص است مگر اينكه ثابت شود بر اثر مستي و عدم تعادل رواني ، مرتكب به كلي مسلوب الاختيار بوده است كه در اين صورت ، علاوه بر ديه به مجازات تعزيري مقرر در كتاب پنجم « تعزيرات » محكوم ميشود . “
لكن اگر ثابت شود كه مرتكب قبلاً خود را براي چنين عملي مست كرده و يا علم داشته است كه مستي و عدم تعادل رواني وي ولو نوعاً موجب ارتكاب آن جنايت يا نظير آن ازجانب او ميشود، جنايت، عمدي محسوب ميگردد ” .
در فرهنگ های لغت از مستی به حالت مست ، مست بودن و صفت مست یاد می کنند . بنابراین دانستن معنای مستی متوقف بر معنای مست است .
یکی از حقوقدانان در تعریف مست گفته است : « مست به کسی اطلاق می شود که تحت تاثیر آشامیدن نوشابه الکلی قوه شعور یا تمییز اراده خود را برای مدت معینی به طور تام یا نسبی از دست می دهد. »121 این تعریف از دو جهت دارای اشکال است . یکی اینکه مسکر منحصر به نوشابه الکلی نیست و همان  طور که بعداً خواهد آمد مواد مخدر را نیز در بر می گیرد و دیگر اینکه زمان بی خبری محدود است نه معین .
بنابراین مست کسی است که به واسطه مصرف مسکر قوه شعور یا تمییز اراده خود را به طور تام یا نسبی برای مدت محدود از دست می دهد .
مستی نیز حالتی است که در اثر خوردن شراب و دیگر مسکرات پدید می آید . دهخدا در تالیف ارزشمند خود راجع به مستی چنین گفته است : « غلبه ی سرور بر عقل به مباشرت بعضی اسباب موجبه ی سکر که مانع آید از عمل به عقل، بی آنکه عقل زایل شده باشد .»122 زانکه هستی سخت مستی آورد     عقل از سر شرم از دل می برد
خطرناک ترین عملی را که ممکن است از شخص مست سر بزند ، تغییر در حالات طبیعی و خواص طبیعی عامل می باشد که ممکن است با کوچکترین تحریکی او را به سوی جرم و جنایت سوق دهد . پس از رفع بحران خاطرات ، آن اعمال را هم به خاطر نمی آورد . اغلب افول خود آگاهی همراه با طلوع ناخود آگاه است که به هذیان های توهمی دامن می زند .123
بند اول : مستی از نظر میزان تاثیر بر دستگاه عصبی
همان طور که گفته شد ، مصرف مسکر هرچه هم کم باشد درجه قدرت فهم ، دقت و ادراک را تضعیف می کند .
حال که دریافتیم ادراک و دقت دارای درجات و مراتبی است ، بایستی بدانیم مصرف مسکر کدام یک از این درجات را دچار اختلال می کند . در قانون مجازات عمومی یک تقسیم بندی راجع به این مبحث وجود داشت . این قانون زیر ماده 154 خود اشعار می داشت : “مستي و بي ارادگي حاصل از مصرف اختياري مسكرات، مواد مخدر و روانگردان و نظاير آنها، مانع مجازات نيست مگر اينكه ثابت شود مرتكب حين ارتكاب جرم به طور كلي مسلوب الاختيار بوده است. لكن چنانچه ثابت شود مصرف اين مواد به منظور ارتكاب جرم يا با علم به تحقق آن بوده است و جرم مورد نظر واقع شود، به مجازات هر دو جرم محكوم ميشود.”
هر گاه استعمال مواد مذکور به منظور ارتکاب جرم نبوده و موجب اختلال تام یا نسبی شعور یا قوه تمییز یا اراده مرکتب در حین ارتکاب جرم بوده باشد ، دادگاه حسب مورد و ( به ) اقتضای اوضاع و احوال می تواند مجازات را در مورد اختلال تام تا دو درجه و در مورد اختلال نسبی تا یک درجه تخفیف دهد .
مطابق این تقسیم بندی و نیز تعریف مستی که در آغاز به آن پرداختیم می توان بر اساس میزان تاثیر مسکر بر روان دو نوع مستی شناخت . یکی مستی تام و دیگر نسبی124.
الف : مستی تام
هنگامی که شخص قادر به اعمال اراده خود نباشد و در واقع اراده از او سلب شود ، اختلال تام در قوه ی شعور او پیش می آید . اگر منشا این حالات مستی باشد آن را مستی تام گویند . این نوع مستی مورد توجه و حمایت قانون واگذار قرار گرفته و آن را ردیف عوامل رافع مسئوولیت کیفری به شمار آورده است .کاری که مستی تام می کند از بین بردن قصد و رضای مجرم است . در واقع مستی یک مرحله قبل از قصد نیز از بین می برد که همان ادراک است . ادارک پایه و منشاء قصد و رضا در شخص است . مستی تام موجب می شود که شخص درک مناسبی از زمان و مکان نداشته باشد و اصلاً شخص نمی داند که چه بر سر او می گذرد و بنابراین نخواهد توانست که تصمیم بگیرد و هر عملی که از او سر بزند را نمی توان به او نسبت داد . باید توجه داشت که تنها این نوع مستی می تواند از عوامل رافع مسئوولیت کیفری به شمار آید .
ب : مستی نسبی
هر آن چه زیر تعریف مستی تام نگنجد مستی نسبی خواهد بود . این نوع مستی در قانون مجازات اسلامی و کلام فقها ذکر نشده و آن را به عنوان عامل رافع مسئوولیت کیفری نمی شناسند . ابوحنیفه می گوید : چنان چه شخص مرد را از زن ، زمین را از آسمان و پوستین را از قبا تشخیص ندهد مست شناخته می شود . اما باید گفت که این درجه پایین مستی یا همان مستی نسبی است . چرا که مشخص مست انسان بودن و پوشش بودن آنچه را که می بیند می فهمد ، هر چند قادر به درک تفاصیل آن نباشد . بنابراین اگر شخص ادراک داشت و بر مبنای همان ادراک – هر چند منطبق با واقع نباشد – قصد انجام کاری کند ، نمی توان گفت که اراده خود را از دست داده است . اگر شخصی مست قصد انجام فعل یا ترک فعلی کرد که جرم محسوب می شود مجرم محسوب می شود .
بنابراین تقسیم بندی باید گفت آن چه مورد بحث ماست همان مستی تام است و هر جا از مستی نام برده شده منظور همان مسلوب الارادگی است .

ج : مستی بر مبنای قصد شخصی مست
یک تقسیم بندی دیگر نیز در اینجا می توان انجام داد و آن بر مبنای قصد مست است . در اینجا قصد به معنای خاص کلمه که مورد قبول دانشمندان حقوق جزا می باشد مورد نظر است یعنی اختیار . بنابراین که مست حین مصرف مسکر دارای اراده باشد یا خیر می توان به مستی ارادی و غیر ارادی اشاره کرد .
د : مستی ارادی
همان طور که اشاره شد این یکی از اسباب مستی است که مبنای آن حالت روانی شخص مصرف کننده مسکر است . در این نوع شخص با آزادی اراده و با علم به مسکر بودن ماده مصرفی مبادرت به استعمال الکل یا ماده مخدر می نماید . البته این ملازمه ای با علم به حرمت استفاده ی آنها ندارد . چرا که اینجا جهل حکمی محلی از اعراب ندارد و فقط جهل موضوعی می تواند پایه های آن را لرزان کند .
این عنوان اعم از این است که شخص به طور اتفاقی خود را مست کرده باشد یا این که این حالت در او تثبیت شده و به صورت اعتیادی در آمده باشد . بنابراین فشارهای روانی و جسمی ناشی از سندرم محرومیت قصد شخص را زایل نمی کند .
برای اینکه قانون گذار این حالت را که مقدمه جرم بعدی است بتواند در شمار عوامل رافع مسئوولیت به شمار آورد باید خود این حالت نیز بتواند وصف نامشروعیت خود را با توسل به اسباب عام رافع مسئوولیت یا علل موجهه جرم زایل کند .
بنابراین اگر شخص در خود این سبب دارای قصد و اختیار بوده باشد نمی تواند از آن استفاده کند . چون مستی حاصل نامشروع است و امر نامشروع دیگر رانمی توان به واسطه نامشروع مجاز دانست .
دلیل دیگری که برای این تقسیم بندی وجود دارد این است که شخص دارای آزادی اراده است و چون اراده آزاد دارد مسئوول تمام اعمالی است که از او سر می زند . وقتی شخص خود را مست می کند باید از آثار آن در خود اطلاع داشته باشد واگر هم واقعاً اطلاع نداشته باشد – در مورد مست اتفاقی – بر آن بار می شود و شخص که می خواهد مسکر مصرف کند پس می خواهد که این اعمال را حین مستی مرتکب شود . این نگرش قانون گذار منبعث از مکتب کلاسیک است .
خود این مستی ارادی هم انواعی دارد که در زیر به آنها پرداخته خواهد شد.
 1 ) مستی ارادی به انگیزه ارتکاب جرم
هم در قانون مجازات اسلامی و هم در قانون مجازات عمومی راجع به این موضوع احکامی وضع شده است . در قانون مجازات عمومی آمده بود اگر به منظور ارتکاب جرم کسی خود را مست کند و مرتکب جرم شود به حداکثر مجازات مذکور در قانون محکوم می شود در حالی که قانون مجازات اسلامی رویه متعادل تری نسبت به مست اتخاذ کرده و او را صرفاً به مجازات اصلی محکوم نموده و نامی از تشدید در آن برده نشده است و می توان از عوامل و کیفیات مخففه استفاده کرد .
ارتکاب جرم چه نقشی در روان فرد دارد که قانون گذار را چنین وادار کرده که از مواضع قبلی خود عدول کرده و رویه ای متفاوت از کسانی که فاقد این وصف هستند در پیش بگیرد؟
گاهی اتفاق می افتد که بنا به دلایلی شخص می خواهد قبل از ارتکاب جرم خود را مست نماید . گاهی می خواهد از ویژگی رافع مسئوولیت بودن آن استفاده کند و گاهی می خواهد که در ارتکاب جرم جرات بیشتری داشته باشد یا اینکه میل جنسی او تحریک و تشدید شود و مرتکب زنا شود و … . اینها یعنی جرات ؛ رفع مسئوولیت ؛ تحریک و … چه هستند ؟ اینها قصدند یا انگیزه ؟
بعضی اوقات در کلام حقوق دانان به جای عبارت به منظور ارتکاب جرم از مستی به قصد ارتکاب جرم استفاده می شود که باید گفت این اصطلاح با موازین حقوقی سازگار نمی باشد . زیرا :
اولاً – هم در قانون مجازات اسلامی و هم در قانون مجازات عمومی لفظ به منظور ارتکاب جرم آمده و
ثانیاً – معنای قصد را در اینجا نمی توان حمل بر منظور یا انگیزه کرد . زیرا قصد در معنای خاص به معنای داشتن اختیار است که صرفاً به استعمال مسکر منحصر می شود و لاغیر . در حالی که منظور همان هدف بعید شخص از استعمال مواد مزبور می باشد . یک موقع قصد نزدیک است که همان معلول است و یک موقع آثار یا علت غایی مراد است که همان هدف دور یا انگیزه است . در این حالت نیز هدف نزدیک شخص مستی و بی خودی است که نتیجه آن گرفتن جرات و ارتکاب جرم است . بنابراین عبارت به منطور ارتکاب جرم صحیح به نظر می رسد .
این تقسیم بندی در مورد کسانی مصداق پیدا می کند که به طور اتفاقی مست می شوند یا به عبارت بهتر کسانی که از تاثیر مسکر در روان خود بی خبرند . در مورد کسی که به تدریج تاثیر مسکر را بر روان خود دریافته است ارتکاب جرم تنها یک انگیزه نیست بلکه صرف استعمال مسکر به منزله قصد داشتن حین ارتکاب جرم خواهد بود . چون که شخص می داند و چون می داند و خود را با اراده مست می کند پس نتایج آن را همراه با مستی می خواهد . در اینجا شخص قاصد محسوب می شود.125
2 ) مستی ارادی بدون

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی مسئولیت کیفری، قانون جدید، مجازات اسلامی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی قانون مجازات، مجازات اسلامی، قتل عمد