پایان نامه با واژه های کلیدی اخلاقي، رهبري، پيروان

دانلود پایان نامه ارشد

نظريه ها تحت عناويني مانند نظريه هاي اسناد رهبري ، نظريه رهبري فرهمند، رهبري خدمتگذار، رهبري ممتاز، رهبري مبادله اي ( تعاملي ) و رهبري تحول بخش مطرح مي باشند ( گلشني ، 1382 ، به نقل از حسن زاده و همکاران ، 1390 : 74 ) .
افزون بر رويکرد هاي اوليه ، در گروه جديدي از نظريه هاي رهبري به ماهيت و پويايي روابط رهبر- پيرو توجه شد. در واقع ، روابط رهبري بر سه اصل عمده فني ، رواني- انگيزه اي و اخلاقي مبتني است . رهبر به دليل توانايي اش در رسيدن به نتايج ، استعدادها ، دانش ، تجربه و شبکه ارتباطي اش جذابيت دارد . همراه با بعد فني ، منبع ديگر نفوذ در رفتار زيردستان ممکن است جنبه هاي رواني – انگيزه اي باشد . جذابيت رهبران ناشي از ويژگي هاي شخصيتي آنان ، مهارت اجتماعي و توانايي آنان در ايجاد يک فضاي خوشايند است . نهايتا سومين جنبه از رهبري بعد اخلاقي است که ممکن است به نفوذ اجتماعي رهبر کمک کند و مبتني بر نيات و درستي و راستي رهبران است ( گونزالس و مانوئل ، 2003 : 152 ).
2-1-1-3- تعريف رهبري اخلاقي
با توجه به نقش محوري و كليدي رهبران در پيشبرد سازمان در مسير تحقق اهداف تعيين شده و استمرار بقاي سازماني، لزوم هماهنگي، همراهي و تعامل مستقيم تمامي سطوح سازماني با رهبران به منظور تحقق اين مهم اجتناب‌ناپذير است. از اين‌رو، رهبران مي‌كوشند با اتخاذ سبك‌هاي مختلف رهبري متناسب با فرهنگ، درجه بلوغ و بالندگي سازمان‌ها، زمينه رشد و توسعه فردي، گروهي و سازماني را فراهم سازند. تلاش رهبران براي ايجاد وفاق و تفاهم سازماني و پيشگامي آنان در مسير رشد و توسعه ، زمينه بروز مفهوم “رهبري اخلاقي” شده است ( محسن وند ، 1387 : 1 ) .
يکي از مهمترين وظايف رهبر داشتن ديدگاه هاي اخلاقي در مديريت است . البته از همه مديران نمي توان انتظار داشت که يک نوع رفتار مديريتي را از خود نشان دهند که موافق با ارزش هاي اخلاقي باشد . زيرا نوع رفتار مديريتي با شخصيت رهبر ارتباط دارد . براي اينکه رهبر موفق باشد بايد بتواند ديدگاهي اخلاقي داشته باشد و آن را به زير دستانش القاء کند (راهداري شمالي ، 1390: 28). در رهبري اخلاقي داشتن شخصيت پسنديده مهمتر از داشتن کارايي تکنيکي و فني مي باشد ( کاراکوس37 ، 2007 : 465 ).
رهبري اخلاقي رهبري به شيوه اي است كه به حقوق و مقام ديگران احترام مي گذارد . رهبران ماهيتا در يك موقعيت از قدرت اجتماعي قرار دارند و رهبري اخلاقي بر چگونگي استفاده رهبران از قدرت خود براي تصميماتي كه مي گيرد ، فعاليت هايي كه در آن درگير هستند و شيوه اي كه آنها بر ديگران اثر مي گذارند ، تمركز دارد(ريسك و همكاران ، 2006 :346). در اين نوع رهبري ، ارزش هاي اخلاقي پذيرفته شده براي همه نظير عدالت ، انصاف ، صداقت ، درستي و راست كرداري محور تمركز و توجه است ( گل پرور و همكاران ، 1389 : 4 ).
شواهد تحقيقاتي نشان داده كه پايبندي به ارزش هاي اخلاقي، مشخصه رهبراني با اثر بخشي بالا است. اين رهبران از طريق رفتارهاي منصفانه با كاركنان خود آنها را ترغيب به بهبود عملكرد و تمايل به نوآوري و خلاقيت مي كنند ( پاداش و گل پرور ، 1389 : 103) .
از ديدگاه برنز رهبري اخلاقي از قدرت فراتر مي رود و رابطه بين رهبر و پيروان بر آرزوها ، تمايلات و نيازهاي متقابل طرفين پايه گذاري مي شود . از ديدگاه او اگر رهبري از ويژگي هاي بر جسته خود چون فره مندي استفاده نمايد و افراد را به زور متقاعد سازد ، نمي تواند شاخص يا معياري براي ارزيابي و قضاوت درباره رهبري موفق يا موثر ارائه دهد. چنين رهبري به ارزش ها توجه مي كند و به پيروان خود دانش و آگاهي هاي لازم و كافي را مي دهد و تا آنجا پيش مي رود كه از آنها مي خواهد رهبري بقيه را بر عهده بگيرند ، بتواند با ذكاوت ، فراست و به صورتي آگاهانه تصميم بگيرد و به نداي او پاسخ مثبت بدهند . مسئله مهم در اين نوع از رهبري رابطه بين رهبر و پيروان است كه بايد بر اساس اصول اخلاقي قرار گيرد .
فريمن و استوارت اذعان مي دارند رهبر اخلاقي فردي است که از يک شخصيت قوي برخوردار است . آنها ارزش ها ، ديدگاه ها و اهداف سازماني خود را از طريق يک سري ايده آل هاي اخلاقي ترسيم مي کنند و اهداف سازمان را با ويژگي هاي دروني کارکنان مرتبط مي سازند .( عمادي فر ، 1388 : 14 ).
براون ، تريوينو و هريسون رهبري اخلاقي را به عنوان نشان دادن رفتار مناسب هنجاري از طريق فعاليت هاي فردي ، ارتباطات بين فردي و ترويج اين قبيل رفتار ها به پيروان از طريق ارتباطات دو طرفه ، تقويت و تصميم گيري مناسب تعريف کرده اند . اولين قسمت اين تعريف “نشان دادن رفتار مناسب هنجاري از طريق فعاليت هاي فردي و ارتباطات بين فردي” در بردارنده اين است که رهبراني که اخلاقي تصور مي شوند الگوهاي رفتاريي هستند که به طور اصولي و هنجاري مناسب پنداشته مي شود و همچنين تبديل شدن رهبر به الگويي معتبر مي باشد . قسمت دوم اين تعريف “ترويج اين قبيل رفتار ها به زيردستان از طريق ارتباطات دو طرفه …… ” بيان مي کند که رهبران اخلاقي نه فقط به اخلاقيات توجه مي کنند و اخلاقيات را در محيط اجتماعي به وسيله صحبت کردن درباره آن با پيروان برجسته مي کنند بلکه همچنين فرآيند عدالت بين فردي و رويه اي را به پيروان ارائه مي دهند . جزء ” تقويت ” در تعريف در بر گيرنده اين است که رهبراني که اخلاقي مي باشند استانداردهاي اخلاقي را مستقر ساخته ، به رفتار اخلاقي پاداش داده و کساني که از استانداردها پيروي نمي کنند را تنبيه مي کنند .
عنصر نهايي تعريف مربوط به ” تصميم گيري” مي باشد که بازتاب اين حقيقت است که رهبران اخلاقي به نتايج اخلاقي تصميمات خودشان فکر مي کنند و تصميماتي عادلانه و هنجاري مي گيرند که مي تواند به وسيله پيروان تبعيت شود ( راهداري شمالي ، 1390 : 32 ).
2-1-1-4- ويژگي هاي رهبري اخلاقي
بررسي هاي موجود بر روي ويژگي هاي رهبران اخلاق مدار ، حاكي از چند ويژگي بارز و مسلط در اين رهبران است : منش اخلاقي و راستي38 ، آگاهي اخلاقي39 ، جهت گيري به اجتماع و مردم40 ، انگيزانندگي41 ، تشويق و توانمندسازي42 و مديريت جوابگويي43 ( حساب پس دادن ) اخلاقي (ريسك44 و همكاران ، 2006 ، به نقل از راهداري شمالي ، 1390 : 32).
1- منش اخلاقي و راستي : در ميان ويژگي هاي گفته شده ، منش اخلاقي ، اشاره اي است به الگوي نيات ، تمايلات و پرهيزكاري كه زير بناي رفتار اخلاقي را فراهم مي كند . بنا بر نظر بسياري از نظريه پردازان ، منش اخلاقي ، خود را از طريق تواضع ، وفاداري ، تقوا ، سخاوت و بخشش نمايان مي سازد ( باس ، 1956، به نقل از نيري و همکاران ، 1389 : 68).
درستي و صداقت (راستي) جزئ اساسي از منش اخلاقي و صفات ممتاز است و شامل توانايي مصصم بودن در جهت درگير شدن در رفتار هاي صحيح اخلاقي با وجود فشار هاي خارجي مي باشد (راهداري شمالي ، 1390 : 32 ).
در عين حال اين مشخصه مستلزم تعهد به تقوا و پرهيزكاري در همه شرايط و موقعيت هاست ( باس و استيدمير45 ، 1999، به نقل از نيري و همکاران ، 1389 : 68) .
2- آگاهي اخلاقي : به عنوان دومين مشخصه رهبران اخلاقگرا، در برگيرنده توانايي درك و حساس بودن به مسائل اخلاقي كه شايسته توجه در انتخاب هايي است كه بر ديگران تاثير مهم و معنا داري به جاي مي گذارند ( پتريك و كويين46 ، 1997 ،به نقل از نيري و همکاران ، 1389 : 68).
3- جهت گيري به اجتماع و مردم : رهبران اخلاقگرا همچنين بر خدمت رساني به بهترين نحوه ممكن به مردم بيشترين تاكيد و تمركز را دارند و به طور جدي به اينكه اقدامات آنها چه تاثيري بر ديگران بر جاي مي گذارند توجه مي كنند. نكته محوري در اين بين ، اينكه اين گونه رهبران ، قدرت اجتماعي خود را براي منافع جمعي و نه منافع شخصي استفاده مي كنند . اين همان مشخصه هايي است كه در جهت گيري نسبت به اجتماع و مردم نمود مي نمايد ( فلوكر47 ، 2002 ) . کانيونگو و مندونکا بيان مي دارند که بشر دوستي ، بنيان اخلاقي رهبري را تشکيل مي دهد(راهداري شمالي ، 1390 : 32 ).
4- انگيزانندگي : از طريق تشويق و توانمند سازي ، رهبران اخلاق مدار ، پيروان خود را بر مي انگيزند تا منافع گروهي را به عنوان منافع خود انتخاب كنند (باس و استيدمير ، 1999 ، به نقل از نيري و همکاران ، 1389 : 68).
رهبران اخلاقگرا همچنين تعهد هوشمندانه اي بين خود و پيروانشان بر قرار مي كنند . اين امر باعث مي شود كه مقابله به مثل مبتني بر مسئوليت پذيري همراهانه در حركت به سوي اهداف مشترك ميسر گردد (گيني48 ، 1997 ، به نقل از نيري و همکاران ، 1389 : 68).
5- تشويق و توانمندسازي : بنا بر نظر برخي ديگر از نظريه پردازان ، رهبران اخلاق گرا به گونه اي پيروان خود را ترغيب و تشويق مي كنند كه موجب احساس شايستگي شخصي49 و به دنبال آن خود كفايي50 در آنها مي شوند . اين نوع رهبران ، همچنين از راهبردهاي توانمند سازي براي خود كارآمدي51 و اعتماد به خود52 كاركنان به اشكال مختلف استفاده مي كنند ( كانونگو و مندونكا53 ، 1996 ، به نقل از نيري و همکاران ، 1389 : 68).
6- مديريت پاسخگويي ( حساب پس دادن ) اخلاقي : بالاخره اينکه، رهبران اخلاقگرا، مديريت جوابگويي اخلاقي مفيد و مناسبي را در محيط کار پديد مي آورند(نيري و همکاران ، 1389 : 68). طبق تحقيق تريوينو و همکارانش رهبري اخلاقي جزئي سوداگرانه و معامله گرانه دارد که شامل استقرار استانداردها و انتظارات رفتار اخلاقي براي پيروان مي باشد. يافته هاي آنها بيان مي دارد که رهبران اخلاقي استانداردهاي رفتار اخلاقي را مستقر ساخته و پيروان را به وسيله استفاده از سيستم هاي پاداش و تنبيه جوابگو نگه مي دارد (راهداري شمالي ، 1390 : 33).
مشخصاتي که به عنوان مشخصه هاي رهبران اخلاق مدار معرفي گرديد، وقتي در سطوح عالي مديريت يک سازمان جاي گيرد منجر به فراگيري ارزش هاي اخلاقي صنفي در درون يک سازمان مي شود . ( بيكر ، هانت و اندرس54 ، 1996، به نقل از نيري و همکاران ، 1389 : 68).
براون و تريوينو ويژگي هاي رهبران اخلاقي را : صداقت ، دلسوز بودن ، توانايي گرفتن تصميمات اصولي و متعادل ، مهارت هاي ارتباطي خوب ( شامل استانداردهاي روشن براي رفتار اخلاقي ، استفاده از پاداش ها / تنبيهات براي پيروي از اين استانداردهاي اخلاقي ) معرفي کرده اند(مك مانوس55، 2011 : 37 ).
رهبران اخلاقي افرادي هستند که صادق ، امين و منصف هستند و به عنوان تصميم گيراني که نسبت به مردم و جامعه دلسوز هستند و به عنوان افرادي که در زندگي شخصي اشان به طور اخلاقي رفتار مي کنند شناخته شده اند ( کاراکوس ، 2007 : 466 ).
“گودپستر” فهرستي براي مديران ارائه داده است که آن را احساس و درک اخلاقي مي نامد که عبارت است از اجتناب از آسيب به ديگران ، احترام به حقوق ديگران ، دورغ نگفتن يا فريب ندادن ، وفا به عهد و قراردادها ، پيروي از قوانين ، کمک به افراد نيازمند ، منصف بودن مي باشد . به طور خلاصه مي توان گفت که رهبران اخلاقي بر اهميت داشتن مردم داري و اهميت دادن به انجام فعاليت هاي قابل مشاهده اخلاقي تاکيد دارند ( پونا و تناکون ، 2009 : 23 ) .
محققان ويژگي هايي مانند درستي ، عزم و اراده ، انصاف ، صداقت و فروتني ، بردباري ، اشتياق ، شجاعت و مسئوليت را براي رهبري اخلاقي بيان داشته اند. اين قبيل ويژگي هاي شخصيتي آن ها را شايسته تقليد توسط پيروان مي دارد ( راهداري شمالي ، 1390 : 33 ). بحث درباره رهبري اخلاقي بدون استثناء در بردارنده صداقت و درستي فردي مي باشد . صداقت و درستي فردي نگرشي است که به توضيح اثر بخشي رهبري کمک مي کند . در تحقيقات ميان فرهنگي در زمينه هاي ضروري رهبري اثر بخش ، صداقت و ثبات شخصيتي تقريبا در راس فهرست تماس فرهنگ هاي مورد مطالعه مي باشد . اکثر صاحب نظران ثيات شخصيت و صداقت را براي رهبري اخلاقي يک ضرورت مي دانند . البته ثبات شخصيت و صداقت به گونه هاي متفاوتي تعريف شده است و تعريف مناسب هنوز موضوعي مورد بحث است ( ازگلي ،1384 : 195 به نقل از راهداري شمالي ، 1390 : 34 ).
2-1-1-5- ابعاد رهبري اخلاقي
رهبري اخلاقي، بايد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی رهبري، تئوري، ويژگي Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی انتقال اطلاعات