پایان نامه با واژه های کلیدی ابطال پذیری، معرفت شناختی، یورگن هابرماس، گزاره های وجودی

دانلود پایان نامه ارشد

آزاد و همگانی به اطلاعات برای تضمین تصمیم گیری های آگاهانه در کلیه امور، ایجاد مسؤولیت جمعی در زمینه امور اجتماعی و تقلیل کار روزمره به حداقل ممکن و همچنین وجود بنگاه های اقتصادی خود گردان و شرکت های خصوصی متنوع و نظام حزبی رقابتی از ویژگی ها و شرایط دیگر این مدل است.( Ibid, P. 324)
دموکراسی )فراگیر) جهانی: در این مدل، دموکراسی با لحاظ شرایط عصر جهانی شدن مورد بحث قرار گرفته است. در دموکراسی جهانی باتوجه به این که در شرایط موجود روابط منطقه ای و جهانی با یکدیگر اصطکاک افزون تری دارند، اصول خودمختاری سیاسی نیازمند آن است که در یک مرزبندی و سنگربندی جدید در سیستم ارتباطی «منطقه ای» و «جهانی» باز تعریف شود. نویسنده مقاصد و خصوصیاتی را در دو مرحله بلند مدت و کوتاه مدت برای تحقق این مدل پیشنهاد می کند. مواردی چون بازسازی نقش رهبری سازمان ملل و توابع آن چون شورای امنیت، ایجاد یک دادگاه حقوق بشر بین المللی جدید، تأسیس نیروی نظامی مؤثر بین المللی، تفکیک میان علایق و منافع اقتصادی و سیاسی و تأسیس پارلمان جهانی از جمله خصوصیات پیشنهادی در این مدل هستند.( Ibid, P. 338)
یورگن هابرماس (کلان مدل های دموکراسی)
هابرماس در کتاب نظریه کنش ارتباطی دموکراسی را در قالب دو قسم مدل های هنجاری و مدل های تجربه گرایانه تقسیم بندی کرده است.( . Jurgen Habermas, Between Facts and Norms, (Polity press, U. K. 2nd print, 1996), PP. 289-328) هابرماس معتقد است در بازشناسی مدل های تجربه گرا می بینیم که این مدل ها هیچ راهی برای پاسخ به این پرسش که چگونه می توان بین هنجار و واقعیت ارتباط برقرار کرد پیش روی ما قرار نمی دهند و البته این در حالی است که از این سو مفاهیم انتزاعی و مجازیِ مدل های هنجاری دموکراسی در چالش با تحلیل های توانمند اجتماعی قرار می گیرند.(همان ص296). وی ضمن آن که دموکراسی را نظامی از حقوق می داند که در آن حق مشارکت برای هر فرد در فرایند قانون گذاری تضمین می شود، از بین دو دسته از دموکراسی های یاد شده “دموکراسی مشورت گر”را بهترین راه حل ممکن برای مصالحه میان واقعیت و ارزش یا به تعبیری بین اخلاق گفتمان و واقعیت سیاسی می داند. وی در آثار دیگرش تلویحاً به تقسیم بندی های دیگر از دموکراسی همچون دموکراسی صوری و غیر صوری یا انواع قدیم و جدید دموکراسی بورژوایی اشاره کرده و آنها را می پذیرد.( برای نمونه ر.ک: رابرت هولاب، یورگن هابرماس: نقد در حوزه عمومی، ترجمه حسین بشیریه (تهران: نشر نی، 1375) ص 246؛ یورگن هابرماس، بحران مشروعیت، ترجمه جهانگیر معینی (تهران: گام نو، 1380) ص 171)

کارل ریموند پوپر
پژوهش پیرامون نظریهٔ دموکراسی کارل ریموند پوپر (۱۹۹۴؛ ۱۹۰۲)و سنجش نسبت مبانی علمی، فلسفی و معرفت شناختی اش با آن ، هدفی است که دانش پژوه در این مقاله دنبال می کند.پوپر آموزه های مضمر در فلسفهٔ علم خود را به گسترهٔ اندیشه های سیاسی ، به ویژه دموکراسی ، تعمیم داده است.
به اعتقاد پوپر دموکراسی تنها به شرطی عملی است که به ویژگیهای کارکردی آن به شرح ذیل معتقد باشیم:
۱) دموکراسی منحصر به حکومت اکثریت نیست ونمی بایستی فعالیت اقلیت برای حصول تغییرات مسالمت آمیز درمعرض خطر قرار بگیرد.
۲) به منظور جلوگیری از تضاد در ساخت قانونی یک حکومت بایستی فقط یک نوع تغییر درنظام حقوقی منع گردد وآن تغییری است که کیفیت وخصلت دمکراتیک آن را به خطر بیندازد.
۳) در دموکراسی حمایت کامل، مشمول اقلیتهایی که از قانون سرپیچی می کنند، نمی شود.به عبارتی اقلیتهایی که قواعد بازی را نمی پذیرند نبایستی تحت حمایت حکومت دمکراتیک باشد.
۴) درایجادنهادهای ضامن دموکراسی همواره این مسأله بایستی مفروض گرفته شود که امکان رشد گرایش ضد دمکراتیک هم در حکومت شوندگان و هم در حکومت کنندگان وجوددارد.
۵) نابودی دموکراسی ،و بنابراین آزادی، برابر است بانابودی کلیه حقوق.
۶) دموکراسی بهترین میدان رقابت ومبارزه برای حصول تغییرات خردمندانه را فراهم می کند، چرا که ایجاد تغییرات عاری از خشونت را امکانپذیر می سازد .( پوپر،۱۳۸۰الف،ص ۹۷۸ ۹۷۱)
پوپر دموکراسی مورد نظر خود را همچون شیوه ای از حکومت تلقی می کند که بهترین شکل اداره، در”جامعه باز” محسوب می شود. وی از یک سو خردگرایی انتقادی را سرآغاز شناخت فلسفی واز دیگر سو گذار از جامعه بسته به جامعه باز می داند. لذا نظریه دموکراسی را نیز به گونه ای ، روشی برای عبور از جامعه بسته به سوی جامعه باز تعبیر می کند.(نانسی ودیگران ،۱۳۸۰ ،ص۴۱)
انگارة ابطال گرایی و تأثیر آن بر نظریة دموکراسی بازدارندة پوپر
معرفت شناختی پوپر بر ابطال پذیری ونه اثبات پذیری گزاره هاتأکیددارد .لذا می نویسد:« درنظر من ،علمی بودن هردستگاه ،درگرو اثبات پذیری ِبه تمام معنای ِ آن نیست ،بلکه منوط به این است که ساختمان منطقی اش چنان باشد که ردّ آن به مدد آزمونهای تجربی میسَّر باشد. براین اساس «هر دستگاه علمی تجربی ،باید درتجربه قابل ابطال باشد.» (پوپر،۱۳۸۴،ص ۵۱) به باور پوپر یک گزاره (یک نظریه ، یک حدس ) تنها وتنها وقتی به علوم اختباری تعلق دارد که ابطال پذیرباشد. به عبارتی یک گزاره هنگامی ابطال پذیراست که اگر،و تنها اگر، دست کم یک ابطال گر بالقوه وجودداشته باشد؛ یعنی لااقل یک گزاره شالوده ای که به صورت منطقی با آن تعارض داشته باشند. (پوپر ، ۱۳۷۰،ص۱۹ ) از یک سو ابطال پذیری ملاک تمییز علم از غیرعلم است، و از سوی دیگر مکمل عقل گرایی انتقّادی نیز به شمار می رود.مطابق آموزة معرفت شناختی ابطال پذیری،پذیرش هر گزاره و یا نظریه ای مستلزم میزان مقاومت آن در برابر آزمونهای شدید است. فرایند آزمون و حذف خطا تنها روشی است که توان تمییز سره از ناسره را به دست می دهد.از نظر پوپر رهیافت ابطال پذیری معیار تمییز علم از شبه علم به شمار می رود. روش علمی متشکل از ارائه جسورانه فرضیه های موقت وقراردادن آنها درمعرض آزمونهای قاطع است.
به همین منوال این رویکرد را به حوزة مسایل اجتماعی و سیاسی نیز تعمیم داده است.از این لحاظ یکی از محوری ترین مبانی معرفت شناختی و روش شناسی پوپر، مقولة تمییز است.
با اندکی تأمل در میابیم که مدل دموکراسی پوپر کاملاً متأثر از این مفهوم و معیار می باشد. به عقیده پوپر دموکراسی مستلزم رویکردی نقادّانه است که در آن امکان ابطال و برکناری حاکمان وجود داشته باشد. بنا براین انتخاب حاکمان شرط کافی دموکراسی نیست. وی تأکید خود را نه بر چگونگی انتخاب ، بلکه بر امکان طرد و ابطال حکومت از کار، سامان می دهد. حکومت مستقر و حاکمان آنها بنا به فرایند آزمون و خطا مستمراً بایستی در معرض نقد و آزمون قرار بگیرند تا در صورت کشف خطا بتوان آن را عزل یا به تعبیر شناخت شناسی پوپر ، آن را ابطال کرد. از دیدگاه پوپر امکان ابطال حاکمان و حذف و سرنگونی دولتها لازمة دموکراسی است. همانگونه که امکان بطلان، علم و شبهه علم را از هم مجزا می دارد، تحقق پیشرفت سیاسی در جامعه باز نیز نیازمند آزمودن، کاویدن و بررسی دقیق است. (ادموندز ، ۱۳۸۶ ،ص ۲۶۰)پوپر روش انتقادی کوشش وحذف خطا را برای حل مسائل سیاسی واجتماعی نافذ می داند .جامعه ای را دارای کفایت دراداره امور خویش می شناسد که ازچنین رویکردی عقلانی درحل مسائل خود پیروی کند . اقتضای چنین رهیافتی حق بیان افراد وتامین آزادی فکر ونقد ودرنتیجه آزادی فردی است .(پوپر،۱۳۸۰ب،ص ۴۵ )بدین معنا که افراد آزادانه به بیان اندیشه های خود مبادرت می ورزند وآزادانه اندیشه ها رانقد می کنند تا ازاین رهگذربه حقیقت نزدیکتر شوند.با نگاه به آثار پوپر پیداست که به عقیده او علوم اجتماعی باید درخدمت اصطلاحات اجتماعی باشد.
شی یرمر براین باور قویا تاکید می کند که آنچه پوپر با آن می جنگید، برنامه ای برای اصلاحات انسان دوستانه به وسیله آزمون وخطا وبا احترام به آزادی فرد بوده است.( شی یرمر،۱۳۸۶،ص ، ۵۷) استفاده از این روش سلبی (ابطال پذیری ) درنگاه به دموکراسی، همچون یکی از پایه های فلسفی دموکراسی پوپر قلمداد می گردد. نگرش ابطال پذیری پوپر پیرامون دموکراسی، از یک سو تقدس و اقتدار رهبران را کاهش می دهد، زیرا هم مردم و هم رهبران خطا پذیر بوده و باید هر لحظه مواظب و مراقب خطاهای احتمالی در سیاست ها و طرح های مطرح شده خود باشند؛و از سوی دیگر میزان پاسخگویی و مسئولیت پذیری رهبران و دولت را در مقابل مردم افزایش می دهد،چراکه امکان برکناری رهبران، در صورت عدم پاسخگویی و اشتباه، وجود خواهد داشت.
همچنین می توان این فرایند را در راستای رشد و گسترش جامعه و کارایی دولت تعبیر کرد. این امر به نوبة خود باعث افزایش مشروعیت و تبعات کلی نظام خواهد شد. رویکرد پوپر به دموکراسی، امکان استبداد و همچنین فریب توده ها را کاهش می دهد. زمانی که به دولت مردان همچون افرادی عادی نگاه می شود که دائماً در معرض خطا هستند، دیگر نمی توانند داعیة مطلق بودن داشته باشند و خود را مقدس جلوه دهند و از این طریق توده های مردم را بفریبند و جامعه را به سوی استبداد و دیکتاتوری سوق دهند. (نانسی ودیگران،۱۳۸۰،ص ۲۴۲)از طرفی مردم نیز با علم به این مسأله، دیگر فریب شعارهای دروغین و غوغا سالاری رهبران را نخواهند خورد. نظریه پردازی پوپر پیرامون جامعة باز و نیز تکوین فهم پوپر از دموکراسی ماحصل ابطال مبانی نظری افلاطون، هگل و مارکس بوده است. درواقع نظریه پوپر دربارة ی جامعه باز ودموکراسی نتیجه استعمال روش ابطال پذیری، یعنی ابطال نظریه مذهب اصالت تاریخی درفلسفه های اجتماعی وسیاسی است. پوپر خود می گوید فقر تاریخیگری و جامعه باز نتیجه کوشش فکری او در ایام جنگ بوده است؛ هردوی این آثار در دفاع از آزادی و مبارزه با کلیت گرایی و مخاطرات بینش افسانه ای تاریخ انگارانه نگارش یافته است.(پوپر، ۱۳۸۰ب،ص۲۳۵)
یکی از مبانی فلسفی پوپر برای نظریه دموکراسی همین ضابطه تمییز وی براساس مسلک قیاسی است.پوپرموازین ردّ استقرا ،و بنابراین اصل اثبات، و جانشین کردن آن با استدلال و شواهد معطوف به بطلان و نفی نظریه ها را به نظریة دموکراسی خود گسترش داده است. از این زاویه آنچه شایان توجه و اهمیّت است امکان نقض و عزل حاکمان است ، نه اثبات قدرت سیاسی وانتخاب حاکمان.بنا به دیدگاه پوپر دموکراسی همچون فرضیه ای است که تا کنون شواهدی دالّ بر ابطال آن یافت نشده است و لذا در قیاس با دیگر شیوه های حکومتی،معتبرترو لذا به حقیقت نزدیکتر است و بایستی از آن محافضت گردد. لیکن در صورت وجود حاکمیت حاکمان نالایق به جای براندازی خود دموکراسی می باید حاکمان کنار زد ه شوند.به زبان علمی پوپر، دموکراسی گزارة کلی حقیقی ای است که با گزاره های وجودی و شخصی امکان ابطال آن فراهم نشده است. ازدید پوپر انتقاد و آزمون به معنای سعی درابطال است ونه اثبات یک نظریه.
لذا تأکید پوپر بر دموکراسی نه وجه ایجابی آن بلکه وجه سلبی آن است. دموکراسی از آن رو به عنوان نظریه ای قریب به حقیقت پذیرفته شده است چونکه تا کنون تاب نقد و آزمونهای سخت را در مقایسه با دیگر اشکال حکومت داشته ، و گزارة کلی جایگزینی برای آن مشاهده نشده است. نقض حاکم و عملکرد ناشایست حاکمیّت(گزارة شخصی) سبب نقض دموکراسی(گزارة کلی ) نیست. امکان اثبات و نیز ابطال این گزاره ی وجودی دشوار است ؛ حال که ابطال این گزاره وجودیامکان پذیر نمی باشد (نه به دلیل دشواری آن) آن را متافیزیکی می خواند، وهمین عدم امکان منطقی اثبات ِنفی کلی آن هم هست .اگر یک گزاره وجودی را اثبات کنیم ، می توانیم ازآن ابطال ِ یک قانون کلی را هم برداشت کنیم. در واقع عدم امکان منطقی ابطال یک گزاره وجودی همان چیزی است که عدم امکان منطقی اثبات نفی کلی آن، همان است. گزاره های وجودی نمی تواند منجر به اثبات یک قضیه کلی باشد ولی می تواند دلیل برابطال آن باشد. اثبات گزارة کلی” هیچ قوی سیاهی وجودندارد”، امکان پذیر نیست؛چراکه تمام قوهای دنیا مشاهده نشده اند.اما اگر گزارة مشاهده شدن یک” قوی سفید” احراز گردد آن گزارة کلی نقض می گردد.از این دیدگاه کنش دافعه ای و سلبی مکنون در نظریه دموکراسی پوپر حاکی از رویکرد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی جهانی شدن، لیبرالیسم، جامعه مدنی، بوروکراسی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی عقل گرایی، عقلانیت انتقادی، شناخت شناسی، معرفت شناختی