پایان نامه با واژه های کلیدی آیات و روایات، علامه طباطبایی، رفتار انسان

دانلود پایان نامه ارشد

راکه‌ به‌ او سوءظن‌ پیدا می‌کنند، سرزنش‌ کند.
واقعیت‌ جامعه بشری‌ اینگونه‌ است‌ که‌ اگر کسی‌ در رفتار خود ، به‌ملاحظات‌ جانبی‌ توجه‌ نداشته‌ باشد و بدون‌ رعایت‌ و ملاحظه‌ برداشت ‌های ‌عرفی‌ ـ که‌ معمولاً از رفتار انسان‌ها منتزع‌ می‌شود رفتار کند، خودبخود زمینه بدبینی‌ و گمانه‌زنی‌های‌ دیگران‌ را فراهم‌ می‌کند و در این صورت ‌، قبل‌ ازهر چیز خود شخص‌ سزاوار سرزنش‌ است، حفظ‌ حرمت‌ و احترام‌ِ هرفردی‌ در جامعه‌ اسلامی‌، برای‌ دیگران‌ یک‌ وظیفه مهم‌ اخلاقی‌ است‌، ولی‌ این‌وظیفه‌ قبل‌ از دیگران‌ برعهده‌ هر کسی‌ است‌ که‌ از رفتار و گفتاری‌ که‌ به‌ حرمت‌ و احترام‌ِ خود خدشه‌ای‌ وارد می‌سازد، اجتناب‌ کند و واقعیات‌ِ جامعه‌ و برداشت‌های‌ دیگران‌ از رفتار و گفتار خود را مورد توجه‌ و ملاحظه‌ قرار دهد.
پس‌ برای‌ حفظ‌ سلامت‌ اخلاقی‌ جامعه‌، علاوه‌ بر اینکه‌ باید رفتاری‌ داشته ‌باشیم‌ که‌ درواقع‌، شایسته‌ و درست‌ باشد، باید مراقب‌ باشیم‌ که‌ مبادا زمینه ‌بدگمانی‌ دیگران‌ نسبت‌ به‌ خودمان‌ را فراهم‌ کنیم‌ و پس‌ از اینکه‌ دیگران‌ نسبت ‌به‌ ما، گمان‌ِ بد بردند و ما را به‌ اموری‌ که‌ هیچ گاه‌ در پی‌ آن‌ نبوده‌ایم‌ متّهم‌ ساختند، از آنان‌ گلایه‌ کنیم‌ که‌ چرا چنین‌ کردند، درست است این‌ وظیفه دیگران‌ است که‌ از بدبینی‌ و سوءظن‌ بپرهیزند ، ولی‌ وظیفه ما هم این است‌ که‌ در رفت‌ وآمد ها، نشست‌ و برخاست ‌ها، اظهارنظرها، نگاه‌ها، رفتارها، معاشرت‌ها، و…خود را در معرض‌ اتهام‌ قرار ندهیم‌ و از عملی‌ که‌ موجب‌ بدبینی‌ دیگران‌می‌شود ، بپرهیزیم ‌. نگوئیم‌ که‌ ما برای‌ نظر دیگران‌ کار نمی‌کنیم‌ و داوری‌ دیگران‌ برای‌ ما مهم‌ نیست ، زیرا این‌ بی‌توجهی‌ و بی‌اعتنایی‌ فضای‌ سالم‌ جامعه‌ را آلوده‌ می‌سازد و بازتاب‌ِ منفی‌ِ آن‌ فقط‌ متوجه‌ ما نمی‌شود. هر کسی‌برای‌ پیشگیری‌ از وقوع‌ جوّ بدبینی‌ و بدگمانی‌ در جامعه‌، این‌ وظیفه‌ را بایدبرای‌ خود لازم‌ بداند.
امام‌ علی علیه السلام ما را به‌ همین‌ وظیفه‌ متوجه‌ می‌کند و سرزنش‌ کسانی‌را که‌ به‌ ما بدگمان‌ می‌شوند، در صورتی‌ که‌ ما خود را در معرض‌ تهمت‌ قرارداده‌ باشیم‌ سزاوار نمی‌دانند و البته‌ در این‌ کلام‌ نمی‌خواهند بدگمانی‌ دیگران‌را جایز بشمرند و آنان‌ را بی‌گناه‌ تلقی‌ کنند، بلکه‌ بر مسوولیت‌ هر کسی‌ برای‌پیشگیری‌ از جوّ بدگمانی‌ در جامعه‌ تاکید می‌کنند. ما و هر کسی‌ دو وظیفه‌ را با هم در این‌ زمینه‌ برعهده‌ داریم‌: یکی‌ اینکه‌ خود را در معرض‌ تهمت‌ قرارندهیم‌ و از کارهایی‌ که‌ بطور طبیعی‌ و عرفی‌ موجب‌ بدگمانی‌ دیگران‌ می‌شود بپرهیزیم‌. دیگر اینکه‌ در مورد رفتار دیگران‌، از سوءظن‌ و بدبینی‌ اجتناب ‌کنیم‌. زیرا برخی‌ بدگمانی‌ها گناه‌ و معصیت‌ است‌. چنین‌ مراقبتی‌ در جامعه‌، موجب‌ پیشگیری‌ از مفاسد و زشتی‌های‌ فراوانی‌ خواهد شد و ما را گامی‌ به‌ راه‌ امام‌ علی‌(ع) نزدیک‌تر خواهد ساخت‌. 196
در دين مبين اسلام براي پيشگيري از آسيب هاي غير قابل جبران تهمت، توصيه هاي بسيار اكيدي مبني بر دوري نمودن از مواضع تهمت شده است، يعنى اگر مكانى و لو به غلط و اشتباه مورد سوءظن افراد جامعه است، سعى كنيد در آن مكان قرار نگيريد اگرخيابانى، مغازه‏اى، فروشگاهى مورد سوءظن است از آن خيابان عبور نكنيد يا اگر مجبور هستيد به سرعت از آن‏جا عبور كنيد و در چنين مكانها توقف ننماييد و از همه مهمتر اگر فردى يا افرادى مورد سوءظن هستند ولو به غلط و اشتباه سعى كنيد خودتان را كنار آنها قرار ندهيد حتى اگر آنها نسبت به شما دلسوز نيز هستند ، زيرا فعلاً آنها مورد اتهام و سوءظن مى‏باشند و ضررى كه از آنها به شما و آبروى شما وارد مى‏شود از منفعتى كه از آنها مى‏بريد خيلى زيادتر است ، برای دفع تهمت بايد بگوئيم كه :
اولاً : هر انسان عاقلى دفع ضرر از خودش را لازم و ضرورى مى‏داند آبرو و حيثيت اجتماعى چيزى نيست كه اگر كسى از دست داد براحتى بتواند آن را دوباره بدست آورد و از نظر شرعى نيز حرام است كسى آبروى خودش را در معرض خطر قرار مى‏دهد در حالي كه مى‏تواند آن را حفظ كند .
ثانياً : بررسي سخنان و سيره پيامبران و اولياء دين (عليهم السلام ) بيانگر آن است كه انسان از لحاظ اخلاقي نيز موظف است به هنگام متوجه شدن شايعات و تهمت ها از خود دفاع نموده و نسبت به مواردي که مطرح مي شود رفع اتهام نمايد .
در اينجا نمونه هايي از موضع گيري پيامبران و اولياء دين (عليهم السلام ) در برابر تهمت هايي که به ايشان نسبت داده بودند ارائه مي نمائيم .
نمونه اول: در داستان حضرت يوسف عليه السلام هنگامي که زليخا حضرت يوسف را در اتاق شخصيش حبس نمود تا با او خلوت کند ، آنحضرت بسوي درها پا به فرار گذاشت که ناگهان عزيز مصر در پشت در ظاهر شد ؛ زليخا پيشدستى كرد و به عزيز مصر گفت : يوسف (عليه السلام) متعرض من شده و بايد او را مجازات كنى، …حضرت يوسف (علي نبينا و آله و عليه السلام) در برابر اين تهمت از خود دفاع نمود و براي رفع اتهام به عزيز مصر فرمودند : ( هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي )197 من او را به سوء قصد نكردم بلكه او اين کار زشت را مى‏خواست و به همين منظور قصد سوء مرا كرد.
و از سويي ديگر به معجزه الهي کودکي به سخن آمده و گفت : اگر پيراهن يوسف از جلو دريده شده زليخا راست مى‏گويد و يوسف از دروغگويان است، چراکه پاره شدن پيراهن يوسف از جلو دليل بر اين بود كه او و زليخا روبروى هم مشاجره كرده‏اند، و قهراً تقصير به گردن يوسف مى‏بود ، ولى اگر پيراهن وى از پشت سر پاره شده باشد قهراً زليخا او را تعقيب كرده و او در حال فرار بوده، و او خواسته وى را به سوى خود بكشد، پيراهن او را دريده، پس تقصير به گردن زليخا مى‏افتد، و اين خود خيلى روشن است، با ارائه اين دليل غير قابل انکار بود که حضرت يوسف توانست از اين تهمت نجات پيدا کند.198
نمونه دوم : در خصوص حضرت مريم سلام الله عليها مي باشد که پس از اينکه حضرت عيسي عليه السلام را با معجزه الهي بدنيا آورد ، گروهي از مردم اين بانوي پاکدامن را را متهم به زنا نمودند . حضرت مريم نيز براي دفع اين تهمت ؛ آنها به حضرت عيسي که در گهواره بود حواله داد و حضرت عيسي نيز با معجزه الهي به سخن در آمده و به تهمت ها پايان داد.199
نمونه سوم : در خصوص انبياء الهي مي باشد که همواره مورد تهمت هاي متعددي قرار مي گرفتند .
يکي از اين تهمت ها اين بود که آنها با اين کارشان بدنبال کسب جايگاههاي دنيوي مي باشند ؛ لذا پيامبران نيز با رد اين تهمت ها همواره تاکيد مي کردند که در ازاي رسالتشان هيچ اجر و مزدي از آنها نمي خواهند بلکه آنچه که آنها بدنبالشان مي باشند هدايت مردم مي باشد و در عين حال نيز مي فرمودند که پاداش آنها نزد خداوند مي باشد.200
نمونه چهارم : هنگامي که عثمان به قتل رسيد امويان به حضرت علي عليه السلام تهمت زده و ايشان را به دست داشتن در قتل عثمان متهم نمودند . آن حضرت در مقام رد اين تهمت برآمده و در سخناني با اشاره به سوابق و سيره شناخته شده خود ، ياد آوري نمودند که امويان با توجّه به صفاتى كه از وي سراغ دارند و مى‏دانند هرگز كمترين ظلم و ستمى به كسى نمى‏كنم و بى‏دليل دستم به خون كسى آلوده نمى‏شود چگونه چنين تهمت جاهلانه اي را مطرح مي نمايند .201
همانطور که گفتيم همه اين موارد گوياي آنست که انسان براي حفظ آبرو و شخصيت خود در مواقع بروز شايعات و تهمت ها بايد نسبت به دفع آنها اقدام نمايد، چه در موضع پيشگيري و چه در موضع رفع و دفع تهمت .

3-1-2-2 حسن ظن به مردم در آیات و روایات
قرآن کریم مومنان را به خوش بینی نسبت به یکدیگر فراخوانده ، و کسانی را که نسبت به مومنان ، سوء ظن دارند شماتت می کند. داستان « افک »202 نشانگر این مطلب است :
(لَّوْ لَا إِذْ سمَِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيرًْا وَ قَالُواْ هَذَا إِفْكٌ مُّبِين )203
چرا هنگامی که آن بهتان را شنیدید ، مردان و زنان مومن به خود گمان نیک نبردند و نگفتند که این تهمت آشکاری است؟
(وَ لَوْ لَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكلََّمَ بهَِاذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بهُْتَانٌ عَظِيم )204
چرا آن گاه که این سخن را شنیدید نگفتید : ماحق نداریم که به این سخن تکلم کنیم ؛ پروردگارا! تو منزهی ، این تهمت بزرگی است .
علامه طباطبایی در تفسیر این آیات چنین آورده اند:
« چند نفر به خانواده رسول خدا صلی الله علیه و آله و السلم نسبت فحشا دادند، و داستان را میان مردم منتشر کردند؛ هم چنین به دست می آیدکه بعضی از منافقان یا بیماردلان نیز، به اشاعه ی این داستان کمک کردند، چون آن ها اشاعه ی فحشا میان مومنان را دوست می داشتند .»205
خداوند، جامعه ی مؤمنان را از پذیرفتن این شایعات بر حذر داشته، حسن ظن را به عنوان یک اصل در روابط ایمانی معرفی نموده است : ( ظن المومنون و المومنات بانفسهم خیرا ) این تعبیر آیه ، بیانگر این مطلب است که افراد جامعه ی اسلامی ، به دلیل وجود روح ایمان در آن ها مانند اعضای یک پیکر و یک خانواده اند .همان طور که انسان اگر در مورد خانواد ه اش شایعی بشنود ، اولین واکنش طبیعی اولیه اش تکذیب شایعه کنندگان است ؛ « آیه نیز توبیخ کسانی است که وقتی داستان « افک » را شنیدند آن را رد ننمودند و متهمان را عاری از چنین اتهامی ندانسته و نگفتند که این افترای آشکار است . صفت ایمان طبعاً مومن را از فحشا و منکرات عملی و زبانی باز می دارد ، پس کسی که متصف به ایمان است ، باید به افراد دیگری که مانند او متصف هستند ظن خیر داشته باشند و درباره ی آنان بدون علم سخنی نگوید ؛ زیرا همه ی اهل ایمان ، مانند شخص واحدی هستند که متصف به ایمان و لوازم و آثار آن است»206.
با توجه به فرمایش حضرت علی علیه السلام ، نگرش دو برادر مومن به یکدیگر ، باید به گونه ای باشد که اگر در مورد عمل و سخن یکدیگر چند احتمال را دادند ، بهترین را برگزینند.
و همچنین می فرمایند ، « حسن الظن من احسن الشیم و افضل القسم »207، خوش بینی از نیکوترین خصلت ها و بهترین نصیب هاست .

3-1-2-3 ریشه های حسن ظن به مردم
1 – ایمان و پاکی درون
برخلاف سوء ظن که بر خاسته از ضعف ایمان و ناپاکی درون است، حسن ظن منشأش ایمان محکم و استوار به خداوند، و آموزه های دین است .
سوء ظن گناهی قلبی است که تنها با ایمان به آگاهی و علم پروردگار نسبت به درون و نیات خود ،می توان از آن در امان بود .
خداوند می فرماید « وَ لَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ‏ُّ أُوْلَئكَ كاَنَ عَنْهُ مَسْئُولا»208
و چیزی را که بدان علم نداری دنبال مکن ، زیرا گوش ، چشم و قلب ، مورد پرسش قرار خواهند گرفت .
بنابر این ، انسان حتی باید در مقابل قلب و مکنونات درونی خویش مسوول و پاسخگو باشد و اگر واقعا به هشدار پروردگارش یقین داشته باشد ، همین در رعایت اصل حسن ظن کافی خواهد بود.به کارگیری این اصل ، به خصوص در برخی شرایط ( مثل انتشار شایعات ) ، بسیار مشکل و جزء در پرتو ایمان امکان ندارد.
از سوی دیگر، افرادی که از درونی پاک و روحی بی آلایش بهرمندند ، رفتار و گفتار دیگران را نیز از همین منظر تحلیل می کنند . امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرمایند «حسن الظن اصله من حسن ایمان المرء و سلامه صدره»209ریشه ی خود گمانی ، ایمان محکم و نیکوی مرد و سالم بودن سینه و قلب او از تاریکی های اخلاق ناپسند است .
مصطفوی می گوید :
خوش گمانی نتیجه مهذب بودن دل از صفت رذیله و آرایش آن با صفات حمیده است ؛ و بدون این دو مقدمه هرگز امکان پذیر نیست .قلبی که صفت بخل ، کبر ، عجب ، حسد یا علاقه ی به دنیا و تمایلات نفسانی در آن رسوخ کرده است چگونه امکان د ارد که نسبت به دیگران خوش بین ، خیر خواه و بامحبت بوده، خیر و سعادت و نفع و بزرگی آنان را بخواهد ؟ همچنین در مقام تحقق حقیقت خوش گمانی و خیر خواهی لازم است قلب انسان ، پاک ، خاضع ، علاقمند به

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع عسر و حرج Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی احساس امنیت، امام صادق، عدل و انصاف