پایان نامه با واژه های کلیدی آسیای مرکزی، ایران باستان، دریای کاسپین، اقوام ایرانی

دانلود پایان نامه ارشد

تا از چروک سریع جلوگیری شود و مقامتش بالا برود. این الیاف را برای پارچههای کتانی و لباس‌های زنانه، بلوزها، کت و شلوار مردانه استفاده می‌کنند. همچنین در پارچه‌های مبلمان، حوله و پارچه‌های بزرنت مورد مصرف قرار می‌گیرند. این الیاف را هم چنین برای تهیه پوشاک با الیاف ابریشم مخلوط می‌کنند (امیری، 1392).
«الیاف کنف از دانه گیاهی به نام شاهدانه بدست می‌آید. این گیاه در آسیا در زمان‌های قدیم شناخته شده بوده، طول ساقه این گیاه به۳ متر و قطر ۲ س.م می‌رسد، الیاف کنف ضخیم‌تر از کتان و رنگش تیرهتر می‌باشد و به همین دلیل دمای بالاتری از کنف و همچنین سفید کردن این نوع الیاف مشکلتر می‌باشد. نوعی از این الیاف که در ایتالیا کشت می‌شود نسبت به منطقه‌های دیگر روشن و شفافیت بیشتری دارد. باستانشناسان عقیده دارند که این گیاه از زمان ۲۵۰۰سال پیش از میلاد مسیح در بین مردم وجود داشته طبق اثری که از چین بدست آمده بود» (امیری، 1392: 81-82).

3-3-1-3. پشم
درمیان الیاف حیوانی مهم ترین و پر مصرف ترین آنها پشم است که منبع تهیه آن پشم گوسفند است. دیگر الیاف حیوانی شامل: کشمیر، موهر، ابریشم و پشمشتر می‌باشد. پشم یکی از مهمترین مواد اولیه در صنایع نساجی بوده و از دیرباز بشر توانسته از این الیاف در تهیه پوشاک استفاده نماید. بررسی بقایای تاریخی نشان می‌دهد که بابلیان در ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در تهیه پارچه از الیاف پشم بهره برده‌اند و با کاربرد پشم در نساجی آشنا شده‌اند. در حال حاضر نیز هیچ یک از الیاف مصنوعی از نظر کیفی نمی‌توانند در بافت پارچه، قالی و گلیم با پشم رقابت نمایند.
علیرغم اینکه کشورهای تولید کننده الیاف طبیعی در توسعه و بهبود این الیاف تلاش بسیاری کرده‌اند ولی باید اذعان نمود که الیاف طبیعی از نظر تحقیقات و پیشرفت جای خود را به الیاف مصنوعی داده‌اند.
اگر چه الیاف مصنوعی به دلیل سادگی در استاندارد نمودن کالاهای تولیدی، کاهش ضایعات، راحتی مصرف در کارخانه‌های نساجی، تقاضای زیاد به دلیل داشتن ظاهر ظریف و لطافت خاص، ارزانتر تمام شدن محصول و عدم احتیاج به اتو مورد توجه می‌باشد ولی در برخی موارد گزارش شده که از نظر بهداشتی حساسیت ایجاد می‌کند. ضمناً الیاف طبیعی دارای خواص ممتازی به ویژه در لباس‌های تابستانی، تهیه فرش و کفپوش‌ها (قالی و قالیچه) و نمد می‌باشد که الیاف مصنوعی نمی‌تواند جایگزین آن شود، که این مزایا به طور مختصر در زیر ذکر شده ‌است :
1. الیاف پشم به دلیل ساختمان شیمیایی و فیزیکی بخصوص، اثر تغییرات جوی بر روی بدن کم می‌کند به این ترتیب که با جذب عرق بدن حالت تعادل در بدن بوجود می‌آورد.
2. پشم معمولاً حدود ۶۰ درصد بیشتر از الیاف دیگر هوای متراکم را در خود حفظ می‌کند و این عمل باعث می‌شود مقاومت بدن در مقابل تغییرات جوی بیشتر شود.
3. چون تارهای پشم از تارهای هم قطر و هم حجم خودش وزن کمتری دارد در نتیجه پوشاکی که از آن درست می‌شود بسیار سبک است.
4. قدرت مقاومت الیاف پشم در برابر عوامل خارجی خیلی زیاد است و در مقایسه با الیاف گیاهی مقاومتر است.
5. رنگ‌پذیری الیاف پشم که یکی از عوامل مهم در نساجی است، بسیار خوب است.
6. مقاومت در برابر صدا، که این مورد در کف پوش پشمی دارای اهمیت فراوان است.
7. پشم غیر قابل اشتعال است مگر اینکه مستقیماً در معرض آتش قرار بگیرد.
8. پشم اشعة ماوراء بنفش را از خود عبور می‌دهد و برای سلامتی بسیار مفید است.
9. به راحتی نمدی یا بافته می‌شود.
10. پشم بسیار قابل ارتجاع است می‌تواند ۳۰٪ از حد نرمال درازتر شود و هنوز شکل ظاهری خود را حفظ نماید. (بابری یار، 1386).
از الیاف معدنی می‌توان به آزبست یا پنبه نسوز اشاره کرد .

3-3-2 . الیاف مصنوعی
به گروهی از الیاف گفته می‌شود که توسط روش‌های خاص تولید می‌شوند و به طور معمول در طبیعت وجود ندارند ولی ممکن است ریشه طبیعی داشته باشند. الیاف مصنوعی به دو دسته زیر قابل تقسیم است:
3-3-2-1 . الیاف سینتتیک :
الیافی که منشا آن ها نفت بوده و با استفاده از فناوری‌های خاص تولید می‌شوند. مانند: نایلون، داکرون یا بطور کلی پلیآمیدها، پلیاسترها، پلیاورتان‌ها، پلیاکریلونیتریل و… .
3-3-2-2 . الیاف بازیافته :
الیافی که مواد اولیه‌شان در طبیعت بوده و با تکنولوژی‌های خاص تبدیل به الیاف می‌شوند، الیاف بازیافته می‌گویند: مانند ویسکوز، استات، تریاستات، ریون، نایلون، پلیاستر، اکریلیک و ویسکوز (افسری،1379).
امروزه تکنولوژی تولید الیاف گوناگون در بخش‌های مختلف صنعت نساجی امکان‌پذیر است.
کاوش‌ها و پژوهش‌های دانشمندان و پژوهشگران در صد ساله اخیر نشان داده است که ایرانیان از پیشتازانی بوده‌اند که به کار بافندگی الیاف ها و تولید پارچه پرداخته‌اند. حتی ساکنین ایران باستان در دوره دوم سنگ (یا به اصطلاح عصر حجر میانی) با فن پارچه‌بافی آشنا بوده‌اند. برای اثبات این واقعیت، بهترین گواه سفال‌ها، نگین‌ها و مهره‌هایی‌اند که بیش از هشت هزار سال قبل از میلاد در ژرفای خاک‌های این مرز و بوم جا گرفته‌اند. «کارلتون کین که برای اداره کل باستان‌شناسی کار می‌کرد، ضمن کاوش‌هایی در سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۲۹ (۱۹۴۹ تا ۱۹۵۰) در غاری موسوم به غار کمربند در نزدیکی دریای کاسپین، پارچه‌هایی به دست آورد که ثابت می‌کند اقوام ایرانی از همان آغاز غارنشینی، پشم گوسفند و بز را به‌صورت پارچه می‌بافتند. آزمایش‌هایی که با کربن ۱۴ بر روی پارچه‌ها انجام گرفت، نشان داد که قدمتشان به ۶۵۰۰ سال قبل از میلاد می‌رسد» (مژگانی، 1380: 20).
لنگرها و دوک‌هایی که طی سی سال اخیر در حفاری‌های مختلف به‌دست آمده گواه وجود کارگاه‌های بافندگی در ایران کهن است. باستان‌شناسانی چون گیرشمن و  فیلیپس اکرمن تایید می‌کنند که عمر این دوک‌ها و لنگرها، با نخستین آثار سکونت انسان در فلات ایران مطابقت کامل دارد. در دوره تمدن شوش (۴۵۰۰ سال قبل از میلاد) فن پارچه‌بافی با توجه به ظرافت پارچه، راه کمال را طی کرده است؛ تیغه مسینی که با سفال‌های عهد اول در شوش به‌دست آمده و اثر املاح مس بر روی پارچه‌ای که تیغه را در آن پیچیده بودند، گواه این مدعاست. هم‌اکنون قسمت‌هایی از این قطعه پارچه در موزه لوور موجود است.
ایران در زمینه نساجی و بافندگی نیز از موقعیت جغرافیایی مرکزی خود سود برده است:
چین در خاور دور در بافندگی ابریشمهای لطیف تجربه زیادی داشت، شبانان آسیای مرکزی نیز که از پشم گوسفند خود استفاده میکردند و توانستند قالی و فرش را بوجود آوردند؛ آشوریهای باختری، قرنها در بافتن پشم و کتان معروف بودند؛ هند نیز در جنوب کشت پنبه را توسعه داد و آن را در نساجی به کار برد.
ایران توانست از تمام این منابع بهره گیرد، اما هر وقت بافنده ایرانی روش جدیدی اقتباس میکرد، بیدرنگ آن را با راه و روش خود تطبیق میداد و کوشش میکرد که از لحاظ فنی آن را بهبود بخشد. به بیان دیگر اگر چه اختراعات اصلی و بنیادی در خارج از کشور ایجاد شد ولی اغلب به طوری که خواهیم دید، کامل کردن آن در ایران صورت گرفت و ایران برتری خود را در پارچه بافی بیش از 1500 سال نگاه داشته است. شکل3-3 .

3-4. شروع صنعت نساجی
تاریخ نساجی در ایران به آغاز عصر نوسنگی می رسد. در حفاری هایی که در آغاز سال های 1950 در غاری نزدیک دریای خزر به عمل آمد، قطعات پارچه بافته شده از پشم گوسفند و موی بز بدست آمد و با روش آزمایش کربن 14 معلوم شد که مربوط به 6500 سال پیش از میلاد مسیح است.
تنها این مورد نشان از رواج صنعت نساجی در ایران ندارد بلکه درکاوشهای باستانشناسی بارها به مواردی برمیخوریم که وجود صنعت نساجی را به عنوان یک هنرِ دائمی تایید میکند:
دوک سره و خامههایی در خانههای اولیه فلات ایران پیدا شده که تاریخ آن به 5000 سال پیش از میلاد مسیح میرسد و این خود علامت آن است که این صنعت از آغاز نوسنگی ادامه داشته است.
نقش پارچههایی که بر روی دو تبر مسی که در حفاریهای نزدیک شوش پیدا شده و مربوط به 3500 تا 3000 سال پیش از میلاد است نشان میدهد که بافندگی و حتی ریسندگی در آن زمان متداول بوده است.
از اشیایی که از شوش بدست آمده میتوان ثابت کرد که بافتن لوحههای پارچهای، متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد است که تا به امروز هم ادامه دارد و گلیمبافی که بعدها در ایران بسیار اهمیت پیدا کرد در هزاره دوم پیش از میلاد در باختر ایران بوجود آمده است. شکل 3-4 .

3-5. تکنیک های بافت پارچه
بافندگی پارچههای طرحدار در حدود سال1000پیش از میلاد به شکل طرح دو پودی در باختر ایران ایجاد شد. در این روش دو پود با هم و در یک زمان برده میشوند که یکی از آنها برای «ساده باف» است و دیگری فقط در جاهایی که طرح لازم داشته باشد به روی پارچه آورده میشود و گرنه در همان پشت پارچه آویزان باقی میماند. این شکل ساده پارچه مرکب است که آن را «پود طرح مرکب» مینامند.
در چین کمی پس از ایران، یک نوع دیگر پارچه به اصطلاح «تار طرح مرکب» پیدا شد. در این نوع بافندگی دو تار با رنگهای متضاد به کار برده میشود. قسمتی از هر تار طبق طرح مورد لزوم روی پارچه آورده میشود و با انداختن پود که از بین دوتار عبور میکند بدون اینکه به هیچ کدام درگیر شود، نگاه داشته میشود.
پود دیگر مثل پارچه بافی عادی است و در یک زمان با هر دو تار درگیر می شود، برای تغییر نقشه و طرح، تارهایی که باید جلو آورده شوند، عوض میشوند.
در آغاز عصر مسیحیت، روش دیگری در بافت پارچه ی تار طرح مرکب در چین پیدا شد. این روش با قبلی قدری فرق دارد؛ بدین معنی که تار نگهدارنده به پود جناغی درگیر می شود در صورتی که تار روی آن آزاد است. این نوع بافت سبب می شود که پارچه در قسمت تارهای آزاد و شناور «اطلس نما» شود حال آنکه بقیه پارچه، زمینه جناغی متضاد دارد. شکل 3-5 (رمضان ماهی ، 1391)
در دوره پارتها هر دو نوع این بافت با همان روش اصلی چینی در خاور ایران متداول بود. وقتی که این شیوه به سوی باختر گسترش یافت، بافندگان ایران روش دو تاری را به کار بردند ولی چون به طرح بافت پودی عادت داشتند، روش چینی ها را معکوس کرده و یک پارچه ترکیبی بافتند که طبق طرح و نقشه آن، یکی از پودها در روی پارچه قرار میگرفت. گاهی اوقات البته نه همیشه این دو ردیف یک در میان تاری را که با پود درگیر نشده است ولی در داخل پارچه است را در میان میگیرد.
این روش ترکیبی نو، از زمان ساسانیان به بعد آغاز شد و هیچگاه از بین نرفت و به همان شکل به روم شرقی(بیزانس)، سیسیل، ایتالیا و شمال اروپا رفت و در آنجا به نام پارچههای مرکب شناخته شد.
در زمان ساسانیان یک نوع پارچبافی دیگر در ایران پیدا شد. اساس این نوع پارچهبافی را میتوان در پارچههای لطیف و زیبای هزاره دوم پیش از میلاد سراغ گرفت. از نمونه ای که پیدا شده چنین معلوم میشود که این نوع پارچهبافی در دوره «هان»28 در تمدن چینی وجود داشته است.
بافت پارچههای مزبور در سدهی دوم میلادی در آسیای مرکزی و در سده سوم در سوریه متداول شد. در سوریه تبدیل به یک بافت جناغی مرکب تمام عیار گردید. از سوریه به ایران و به چین راه یافت و در آنجا تا زمان سلسله تانگ (618-961م) جزو بافت استاندارد چین شد.
از زمان ساسانیان به این سو بافت جناغی مرکب بیشتر از پارچه مرکب متداول شد و این نوع بافت تا امروز هم ادامه دارد.
خلاصه آنکه تکنیک بافت پارچههای طرح دار معروف به جناغی مرکب، هرچند که بنمایههای خود را از چین و خاور دور میگیرد اما تکنیک خاص ایرانی است، در واقع این ایرانیان بودند که در نهایت توانستند با تلفیق دستاوردهای ملل مختلف در زمینه پارچهبافی، بهترین تکنیک بافت را ابداع کنند. تکنیکی که تا به امروز و قریب به دو هزار سال دوام آورده است؛ رهاوردهایی که همچنان مایه افتخار هر ایرانی است(رمضانماهی، تبیان). شکل 3-6 .

فصل چهارم:

مدارک باستانشناختی مرتبط با لباس زنان و مردان
در دوره عیلام

مقدمه:
از کاوشهای سده گذشته فرانسویها، انگلیسیها و ایرانیها در شوش و هفتتپه خوزستان و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی شرایط آب و هوایی، انقلاب مشروطه، ایران باستان، اقتصاد جهانی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نقش برجسته، ایران باستان، بین النهرین، نقوش هندسی