پایان نامه با واژه های کلیدی آداب و رسوم، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

ي مسالمت‏آميز و احترام متقابل به ملل مختلف و اديان و مذاهب گوناگون در عرصه‏ي بين‏المللي انقلابي بزرگ در سياست به وجود آوردند و با طرز تفکّر منطقي و تشکيلات منظّم کشوري و لشکري خود يکي از شکوفاترين تمدّن‏هاي بشري را به جهان عرضه کردند. لذا در اين نوشتار به اصول کشورداري و سياست خارجي هخامنشيان در دوره‏ي حکمراني کوروش، کمبوجيه و داريوش اوّل پرداخته شده است.
واژه‎هاي کليدي: کشورداري، سياست خارجي، هخامنشيان، کوروش، کمبوجيه، داريوش اوّل.

مقدّمه
“منم کوروش، فرزند کمبوجيه، فرمانرواي آسيا، که دولت پارس را بنا کردم. بر زمين کمي که تن مرا دربرگرفته رشک مبر.” (از سنگ‏نبشته‏اي در کنار آرامگاه کوروش هخامنشي)
اتّخاذ سياست خارجي مناسب و منسجم از سوي هر دولتي، يکي از عوامل اصلي ثبات و دوام کشورها در صحنه‏ي بين‏المللي در مقابل رقيبان متعدّد به شمار مي‏رود. تجربه‏ي تاريخي نشان داده که اتّخاذ سياست خارجي غلط و نامناسب از سوي دولت‏ها در اکثر موارد به سقوط و از ميان رفتن آن‏ها انجاميده است. آگاهي از چگونگي روابط و مناسبات خارجي دولت‏ها و سياست‏هاي متّخذه‏ي آنان در صحنه‏ي بين‏المللي مي‏تواند در فرآيند تصميم‏گيري مسؤولان و مجريان سياست خارجي کشورها در قبال واحدهاي سياسي ديگر و بازيگران متعدّد بين‏المللي مؤثّر افتد.
زبان، آداب و رسوم، فرهنگ، تمدّن، سياست و … هر کشوري ميراث نياکان آن جامعه طيّ ادوار گذشته است. يکي از دوره‏هاي شکوه و عظمت فرهنگ و تمدّن ايراني، دوران هخامنشيان است. هخامنشيان دوّمين سلسله‏ي پادشاهي ايران است که پس از زوال حکومت مادها، به وسيله‏ي کوروش هخامنشي (کوروش کبير) به سال 550 ق.م بنيان‏گذاري شد و به مدّت 220 سال به حيات خويش ادامه داد. کوروش اين سلسله‏ي حکومتي را به نام نياي خويش هخامنش ناميد. در مدّت دويست و بيست سال حکومت هخامنشي، دوازده تن بر مسند پادشاهي تکيه زدند که معروف‏ترين آنان کوروش و داريوش اوّل بودند. سرانجام اين حکومت مقتدر پارسي در سال 330 ق.م در زمان پادشاهي داريوش سوّم با حمله‏ي اسکندر مقدوني از ميان رفت. ايران دوره‏ي هخامنشي به دليل دستاوردهاي گران‏بهاي آن در ابعاد گوناگون، يکي از دوره‏هاي درخشان تاريخ و فرهنگ کشور ما محسوب مي‏شود. در اين دوره است که پادشاهاني موفّق و کارآمد چون کوروش و داريوش بزرگ ظهور کردند و با پايه‏گذاري اصل تسامح و مدارا و همزيستي مسالمت‏آميز در عرصه‏ي بين‏المللي انقلابي بزرگ در عالم سياست به وجود آوردند و با طرز تفکّر منطقي و تشکيلات منظّم خود يکي از شکوفاترين تمدّن‏هاي بشري را به جهان عرضه کردند. در شرايطي که دولت‏هاي گوناگون جهان کنوني با وجود گذشته‏ي تاريک و کم‏سابقه‏ي خود در پي احياي تاريخ و عظمت کاذب خود هستند، بسيار کم‏لطفي است که از گذشته‏ي باستاني و دوره‏ي عظمت ايران دوره‏ي هخامنشي در نوع خود بي‏نظير بود آگاه نباشيم و دستاوردهاي ارزشمند آن را به بوته‏ي فراموشي بسپاريم. تشکيلات داخلي و سياست خارجي هخامنشيان به ويژه در دوران پادشاهي داريوش اوّل، امپراتوري ايران را به مقتدرترين حکومت آن زمان تبديل نمود. داريوش پس از فرونشاندن شورش‌هاي دروني و سرکوبي شورشيان، دستگاه‌هاي کشوري و ديواني منظّمي درست کرد که براساس آن همه‏ي کشورها و استان‌هاي پيرو شاهنشاهي او بتوانند با يکديگر و با مرکز شاهنشاهي مربوط و از ديدگاه سازمان اداري هماهنگ باشند. در زمان او با سياست‏هايي چون آزادي مذهبي و ابقاي حکمرانان و شاهان محلّي مرزهاي سرزمين‌هاي شاهنشاهي ايران از يک سو به چين و از سوي ديگر به درون اروپا و آفريقا مي‌رسيد. فلذا در اين پايان‏نامه تلاش مي‏شود با تحليل سياست خارجي و اصول کشورداري هخامنشيان از کوروش تا داريوش اوّل، بررسي شود که اين سياست خارجي و اصول کشورداري چه تأثيري در ثبات و پايداري اين امپراتوري باستاني داشته است. در اين راستا اين پايان نامه به چند فصل تقسيم مي‏شود. فصل اوّل با عنوان کليّات تحقيق به بيان مسأله و سوالات و فرضيه‏هاي تحقيق مربوط است. فصل دوّم با عنوان کليّات نظري به تعاريف متغيّرهاي پژوهش به صورت مبسوط اختصاص دارد. در اين فصل با تعاريف سياست داخلي و خارجي، کشورداري، ديپلماسي و ساير اصطلاحات مرتبط با اين موضوعات و نيز تاريخچه‏اي از امپراتوري هخامنشيان آشنا مي‏شويم. در فصل سوّم با عنوان بررسي و تحليل به مسائل و رويدادهاي مربوط با سياست خارجي و اصول کشورداري هخامنشيان خواهيم پرداخت که دربرگيرنده‏ي حوزه‏ي زماني از کوروش تا داريوش اوّل است. و در پايان به نتيجه‏گيري از اين پژوهش و ارائه‎ي پيشنهادات خواهيم پرداخت.
نيک بر خود و بر شما نيز عيـان است که اين پايان‏نامه خالي از ضعف و سستي نخواهد بود، که هيچ اثري عاري از ايراد نيست الا آثار قدرت لايزال الهي؛ ليک ما آن‏چه در توان داشتيم به کار بستيم و به مصداق سخنِ ارزشمندِ داستان‏سراي بزرگ گنجه حکيم نظامي رحمت الله عليه:
اگر چـه مـور، قـربان را نشـايد ملخ، نُـزل سليمــان را نشــايد
نبود آبي جز اين، در مغز ميغـم وگر بودي، نبودي جـان دريغم
و بر اين امر معترف هستم که اين پايان‏نامه قطره‏اي است از درياي بزرگ تاريخ و هنوز جاي کار در اين باره بسيار است و به قول مرحوم علامه اقبال لاهوري:
گمان مبر که به پايان رسيده کار مغان هزار باد? ناخـورده در رگ تاک است
در پايان جا دارد تا از اساتيد فرهيخته‏ي خود در دانشگاه آزاد اسلامي واحد شاهرود به ويژه آقايان دکتر محمّدرضا بابايي استادراهنماي محترم و فرهيخته‏ي بنده و دکتر ميرزامحمّد حسني مشاور فرزانه‎ي اينجانب و نيز تمامي مسؤولين و ساير اساتيد محترم دانشگاه منجمله دکتر محمّد نبي سليم و دکتر محمّدعلي عليزاده و دکتر احمد اشرفي مدير گروه محترم که در راه تعالي علم و دانش و تجلّي تاريخ باشکوه اين مرز و بوم گام برمي‏دارند تقدير و تشکّر نمايم و از درگاه ايزد منّان براي تمامي اين عزيزان، عزّت و سربلندي و سلامت و سعادت خواستارم و باز به گوهرِ سخنِ حکيم گنجه پناه مي‏برم:
سخن را بر سعــادت ختم کـردم ورق کاينجـا رسـاندم، درنــوردم
خدايا، هر چه رفت از سهوکــاري بيــامـرز از کــرم، کامـرزگـاري

فصـل اوّل:
کليـّـات تحقيق

1-1 بيان مسأله
شناخت تمدّن ايران دوران هخامنشيان که تأثيري بنيادين بر دوران‌هاي پسين گذارده ‌است، براي شناخت جامع فرهنگ سياسي و حکومتي ايران گريزناپذير است. پذيرش و بردباري ديني از ويژگي‌هاي شاهنشاهي هخامنشي به شمار مي‌رفت. اين امپراطوري بزرگ طبق اسناد در سازمان جهاني يونسکو به عنوان بزرگ‏ترين و اوّلين امپراطوري جهان به ثبت رسيده است. حکومت هخامنشيان در سال 550 قبل از ميلاد با سقوط دولت ماد به دست کوروش تأسيس شد. کوروش که پادشاهي ماد را به دست آورد داراي دو هدف مهم بود: در باختر تصرّف آسياي صغير و ساحل درياي مديترانه که همه‏ي جاده‌هاي بزرگي که از ايران مي‌گذشت به بندرهاي آن مي‌رسيد و از سوي خاور، تأمين امنيّت. در سال ???پ. م. کوروش، بابل را شکست داد و آن سرزمين را تصرّف کرد و براي نخستين بار در تاريخ جهان فرمان داد که هر کس در باورهاي ديني خود و انجام آيين ديني خويش آزاد است، و بدين‌سان کوروش قانون سازگاري بين دين‌ها و باورها را پايه‌گذاري کرد و منشور حقوق بشر را بنيان نهاد. کوروش به يهوديان دربند در بابل، امکان داد به سرزمين يهوديّه باز گردند که شماري از آنان به ايران کوچ کردند. اين سياست عاقلانه‏ي کوروش در برخورد با ملل ديگر و نيز کشورداري با رعايت اصول عدالت اجتماعي و احترام به ملل مغلوب موجب پايه‏گذاري امپراطوري قدرتمند هخامنشي شد. کوروش در دوران زمامداري خود، از سياست اقتصادي و اجتماعي عاقلانه‌اي که کمابيش بر اساس خواسته‌هاي کشورهاي وابسته بود، پيروي مي‌کرد. از اين سخنِ او که مي‌گويد: “رفتار پادشاه با رفتار شبان تفاوت ندارد، چنان‎که شبان نمي‌تواند از گلّه‌اش بيش از آن‏چه به آن‏ها خدمت مي‌کند، بردارد. همچنان پادشاه از شهرها و مردم همان‌قدر مي‌تواند استفاده کند که آنها را خوشبخت مي‌دارد.” و نيز از رفتار و سياست همگاني او، به خوبي پيداست که وي تحکيم و تثبيت پادشاهي خود را در تأمين خوشبختي مردم مي‌دانست و کمتر به دنبال زراندوزي و تحميل ماليات بر کشورهاي وابسته‏ي خود بود. او در دوران کشورگشايي نه تنها از کشتن و کشتارهاي وحشتناک خودداري کرد بلکه به باورهاي مردم احترام گذاشت و آن‏چه را که از کشورهاي شکست‌خورده ربوده بودند، پس داد. فلذا از همان نخستين نبردي که به سقوط مادها منجر شد، اساسي‏ترين اصل سياست خارجي و داخلي کوروش يعني تسامح و مدارا پايه‏گذاري شد. پادشاهان بعدي نيز کمابيش اين سياست را ادامه دادند. کمبوجيه با آن‏که از کياست کوروش بهره‌اي نداشت و از سياست آزاده‏ي وي پيروي نمي‌کرد، در دوران توانمندي خود به گرفتن ماليات از مردم شکست‌خورده نپرداخت، بلکه مانند کوروش به گرفتن هديه‌هايي چند قانع بود. او سياست توسعه‏ي ارضي را در پيش گرفت و پس از تسخير مصر سعي کرد تا همان سياست ملايم پدرش را دنبال کند. داريوش اوّل نيز سياست تسامح و مداراي سَلَف خويش را به يک دکترين سياسي تبديل و تلاش کرد تا با روش‏هاي مسالمت‏آميز و صلح‏جويانه‏ي سياست خارجي همچون مذاکره و ديپلماسي به اهداف خود برسد. تشکيلات داخلي و سياست خارجي داريوش اوّل، امپراتوري ايران را مقتدرتر از قبل نمود. داريوش پس از فرو نشاندن شورش‌هاي دروني و سرکوبي شورشيان، دستگاه‌هاي کشوري و ديواني منظّمي درست کرد که براساس آن همه‏ي کشورها و استان‌هاي پيرو شاهنشاهي او بتوانند با يکديگر و با مرکز شاهنشاهي مربوط و از ديدگاه سازمان اداري هماهنگ باشند. در زمان او با سياست‏هايي چون آزادي مذهبي و ابقاي حکمرانان و شاهان محلّي مرزهاي سرزمين‌هاي شاهنشاهي ايران از يک سو به چين و از سوي ديگر به درون اروپا و آفريقا مي‌رسيد. فلذا در اين رساله بر آن خواهيم بود تا به بررسي همه‏جانبه‏ي اصول کشورداري و سياست خارجي دولت هخامنشيان از آغاز حکومت کوروش تا پايان حکومت داريوش اوّل بپردازيم.
1-2 اهداف تحقيق
الف) هدف کلّي:
– آشنايي با اصول کشورداري و سياست خارجي هخامنشيان از کوروش تا داريوش اوّل
ب) اهداف جزئي:
1- آشنايي با تعاريف و اصطلاحات کشورداري و سياست خارجي
2- آشنايي با حکومت هخامنشيان
3- آشنايي با پادشاهان سلسله‏ي هخامنشي
4- آشنايي با گوشه‏هايي از تاريخ ايران پيش از اسلام
5- آشنايي با روابط سياسي ايران در زمان حکومت هخامنشيان با اقوام و ملل مختلف همچون يونان
ج) هدف کاربردي:
علاوه بر دانشجويان رشته‏ي تاريخ، دانشجويان و علاقه‏مندان ساير رشته‏ها همچون علوم سياسي و جغرافيا و باستان‏شناسي و هنر نيز مي‏توانند از نتايج اين پژوهش بهره‏مند باشند.
1-3 سؤالات تحقيق
الف) سؤال اصلي:
1- اصول و مبناي کشورداري و سياست خارجي پادشاهان نخستين هخامنشي بر چه اساسي استوار بوده است؟
ب) سؤالات فرعي:
2- ميزان تأثيرپذيري شاهان نخستين هخامنشي در اصول کشورداري از تمدّن‏هاي همجوار تا چه حد بوده است؟
3- چه عللي موجب اقتدار ايران در زمان حکومت داريوش اوّل بوده است؟
4- سياست خارجي شاهان نخستين هخامنشي بر مبناي چه اصول و اساسي شکل گرفته است؟
5- چه عواملي موجب تداوم حيات امپراتوري هخامنشيان بوده است؟
1-4 فرضيه‏هاي تحقيق
1- به نظر مي‏رسد کشورداري و سياست خارجي پادشاهان نخستين هخامنشي بر اساس اصولي همچون برقراري عدالت اجتماعي، تسامح و مدارا، مسالمت‏جويي و تعامل صلح‏آميز، مذاکره و روش ديپلماتيک پايه‏ريزي شده است.
2- به‏نظر مي‏رسد هخامنشيان در ابتداي حکومت تأثير قابل‏توجّهي از اصول کشورداري تمدّن‏هاي بين‏النهرين پذيرفته است.
3- به نظر مي‏رسد تشکيلات داخلي و سياست خارجي داريوش اوّل، موجب اقتدار بيش از پيش امپراتوري ايران بوده است.
4- به نظر مي‏رسد سياست خارجي شاهان نخستين هخامنشي بر مبناي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع عملکرد سازمان Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی آداب و رسوم