پایان نامه با موضوع یونان باستان، قرون وسطی، دولت مدرن، مشارکت سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

ن شدن هزینه های نظامی باید مبلغی اضافی می پرداخت. در آن روز و حال ، با وجود طبقات بزرگ و فعال بردگان و متیک ها فقط شهروندان اهمیت داشتند و اقدامات و اندیشه های آنها موضوع بررسی و تفکر قرار می گرفت. وظایفی که بر عهده ی برده بود ، شهروندان را برای شرکت فعال و گسترده تر در کارهای سیاسی آزاد می گذاشت»4. پس از یونان باستان به تدریج اندیشه شهروندی به سایر کشورها و تمدن های بشری نفوذ پیدا نمود و به نوعی بسط و گسترش یافت ؛ اندیشه ای که در آن حقوق و تکالیف معین و مشخص را برای شهروند در نظر می گرفتند و تعریف می نمودند .
یکی دیگر از موضوعات مهم در بستر شکل گیری مفهوم شهروندی تقسیم بندی شهروندی می باشد که در یونان باستان وجود داشت که در ادامه به آن می پردازیم . اما پس از اشاره ای به تاریخچه شهروندی و منشأ پیدایش آن که در یونان باستان بود هم اکنون به تقسیم بندی شهروندی می پردازیم .
شهروندی همچون سایر مفاهیم و موضوعات مرتبط با علوم انسانی دارای تقسیم بندی خاص است ؛ هر چند نمی توان تقسیم بندی منسجم و یکپارچه ای را ارائه داد اما با نگاهی به آثار و کارهای انجام شده تا حدودی می توانیم به موارد ذیل اشاره نماییم ؛ ذکر این نکته خالی از لطف نمی باشد که مبنای اصلی این تقسیم بندی اندیشه یونان باستان می باشد .
یکی از اقسام مهم شهروندی در بستر تاریخی یونان باستان شهروندی فعال بود که با عنایت به شاخصه ها به تعریف آن می پردازیم : « در یونان باستان یک ایدئولوژی مدنی بر سیاست و جامعه حاکم بود . این ایدئولوژی شالوده همه نهادهای آموزشی، تفریحی وحکومتی به شمارمی رفت که هر یک از آنها به امر اعمال و ارتقای شهروندی فعال مشغول بودند . هر نهاد مدنی الگویی از روش ها را آموزش می داد که باستانی ، تغییر ناپذیر و دارای منشأء الهی تلقی می شدند . این بدان معنا بود که شهروندان از آغاز تولد ، ارزش های شهروندی فعالانه را درونی می نمودند و شدیداً بر محتوا و عمق عمل به شهروندی تأثیر می گذاشتند »5. « فرد برای اینکه انسان واقعی باشد باید یک شهروند فعال در اداره جامعه اش باشد . بنابراین شهروندی نه مبتنی بر حقوق بلکه مبتنی بر تعهدات بود چرا که ارتباط نزدیکی که افراد میان سرنوشت خود و جامعه شان احساس می کردند، ایده ادعای حقوق فردی در مقابل منافع جامعه را غیر قابل درک می ساخت . تعهدات عموماً شکل وظایف قانونی نداشتند بلکه شهروندان آنها را فرصت هایی برای با فضلیت شدن و خدمت به جامعه تلقی می کردند . نهادهای حکومت فرصت های بسیاری برای اعمال این فضیلت مدنی فراهم می کردند و براساس این اصل ایجاد شده بود که همه شهروندان باید هم حکومت کننده و هم حکومت شونده باشند »6.
« به ویژه در آتن ادارات سیاسی و قضایی هم از طریق یک نظام قرعه می چرخیدند و همه شهروندان از حق سخن گفتن و رای دادن در مجمع سیاسی برخوردار بودند . این حقیقت دارد که در سال های 594 و 593 قبل از میلاد که سولون در پاسخ به ناآرامی های اجتماعی فزاینده و تقاضاهای طبقات سابقاً محروم برای شرکت در اداره امور جامعه ،طبقه بندی جدیدی از انواع گوناگون شهروندان آتن ارائه داد، بعضی از گروه ها هنوز بیش از سایرین از نفوذ سیاسی برخوردار بودند . امامنویل اشاره می کند که برخلاف آنچه عموماً استدلال می شود ، شهروندی به وسیله ثروت تعیین نمی شود در عوض سطح مشارکتی که به هر گروهی داده می شد نهایتاً به تصمیم سیاسی جامعه بستگی داشت . به علاوه به دنبال اصلاح قانون اساسی آتن در سال 400 قبل از میلاد اهمیت مشارکت سیاسی از طریق پرداخت پول از محل درآمدهای عمومی به شهروندی که در مجمع حضور می یافتند به رسمیت شناخته شد . سپس آتنی ها در اقدامی بسیار مهم علی رغم مقاومت بعضی از نخبگان دولت شهر اهمیت بنیان مادی شهروندی را به رسمیت شناختند . فقر مانعی در برابر شهروندی تلقی شد و بنابراین پرداخت پول برای اعمال شهروندی می توانست به عنوان سمبل مهمی از سلطه سیاست بر اقتصاد در اولویت های جمعی دولت – شهر تلقی شود . بنابراین شهروندی یک ماهیت کلی نگر داشت که شاید درک آن در زمان ما که سیاست با سوءظن نگریسته می شود و تعهد در بهترین حالت یک شرط ضروری و در بدترین حالت تجاوزی به آزادی ها تلقی می گردد ، مشکل باشد . برای شهروند دولت شهر ، فضیلت مدنی عین آزادی و منبع اصلی افتخار و احترام بود . از انجا که فضیلت مدنی از محوریت زیادی برای حس ارزشمندی و هدف فرد برخوردار بود ، شهروندی هم عمیق و هم پر مایه بود از این حیث که زندگی و هویت تقریباً به گونه ای انحصاری به وسیله دولت شهر خلاصه و تعریف می شد …»7.
افلاطون ، سقراط را شهروند نمونه معرفی می کند و به نوعی بر فعال بودن وی به عنوان شهروندی وظیفه شناس تأکید می نماید . یکی دیگر از اقسام شهروندی که در یونان باستان وجود داشت شهروند جنگ جو و دموکرات بود . اهمیت جنگ و جنگیدن از آن چنان اهمیتی در تمدن های پیشین از جمله یونان باستان برخوردار بوده که به گونه ای یکی از ویژگی های شهروند را جنگجو بودن وی معرفی می کردند. اما پس از یونان باستان به دوره ی دیگری از تاریخ تمدنی قدیم می پردازیم که در آن شهروندی از اهمیت خاص برخوردار بوده هر چند تعاریف ، مفاهیم ، مبانی شاخصه های شهروندی در آن زمان با زمان کنونی به کلی فرق دارد .
« برخلاف تفاسیر انحصاری یونانیان از شهروندی ، برداشت های رومی ها از این مفهوم با گسترش امپراطوری شان به طور فزاینده ای فراگیر و گسترده شد . در زمان جمهوری روم شهروندی مانند آن چه در یونان وجود داشت یک موقعیت ممتاز بود و با مشارکت سیاسی ارتباط نزدیکی داشت. اما در عصر امپراطوری روم شهروندی به تدریج ارتباط خود را با مشارکت سیاسی از دست داد و در عوض به ابزاری برای کنترل و آرام سازی اجتماعی تبدیل شد . رومی ها دریافتند که با اعطای شهروندی به مردم امپراطوری که بالاخره از طریق فرمانی در سال 212 بعد از میلاد به وسیله امپراطور کاراکالا اعطا شد ، حکومت روم می توانست تا حدی در چشم سرزمین های تسخیر شده مشروع شود . این باعث می شد که مالیات ها آسان ترجمع شوند و نیاز به قدرت نظامی پر هزینه و نامعین کاهش یافت . موقعیت شهروندی از اخلاق مشارکت جدا شد و به طور فزاینده ای به یک مفهوم سطحی و قانونی تبدیل گشت که تا حد زیادی انگیزه ابزاری تضعیف منابع نارضایتی اجتماعی در آن وجود داشت . همچنان که چنین موردی برای عدم مشارکت سیاسی شهروندان و تنزل آن به محافظت قضایی بعضی از نمونه های مدرنیستی شهروندی نظیر شهروندی اتحادیه اروپا نیز مصداق دارد . اما نباید از نظر دور داشت که نظام حقوقی روم که به تدریج از سال 300 پیش از میلاد تکامل یافته بود ،اساساً متوجه تنظیم مناسبات غیر رسمی حاکم برقرارداد و داد و ستد شهروندان بود . جهت گیری بنیادین آن متکی بر مبادلات اقتصادی شامل خرید ، فروش ، اجاره ، اقساط ، ارث ، وثیقه و تعهدات خانوادگی شامل زناشویی یا وصیت بود. رابطه ی عمومی شهروند با دولت و رابطه پدرسالارانه ی رئیس خانواده با اعضای وابسته به خود نسبت به تکامل اصلی نظریه و عمل حقوقی درحاشیه قرارداشت »8.
یکی از موضوعاتی که باعث شکل گیری متفاوت شهروندی در روم باستان از یونان باستان شد گسترش حکومت روم بر کشورهای مختلف بود . چنین موضوعی موجبات ایجاد شکل گیری تفکرات روشنگرانه تر و بازتری نسبت به شهروندی در یونان باستان شد. در یونان شهروندی محدود و منحصر به مرزهای کشور می شد این در حالی است که در روم باستان دایره و قلمرو شهروندی فراتر از مرزهای سرزمینی بود . اما در قرون وسطی فضای متفاوت تری نسبت به مفهوم و شاخصه های شهروندی شکل گرفت به نوعی مفهوم دولت مدرن پایه و اساس آن در این دوره ( قرون وسطی ) ریخته شد . هر چند هنوز گام های زیادی باید برای شکل گیری دولت مدرن برداشته می شد . در این دوران رابطه شهروند بیشتر به مفهوم کلیسا بود
و در نتیجه کلیسا به عنوان محوری برای وفا داری و هدایت اخلاقی جای جامعه سیاسی را گرفت .
«بنیان اندیشه ی سیاسی قرون وسطی که در اندیشه ی ارباب کلیسا و علمای آن عصر متجلی شد ، نظریه ای الهی درباره ی حکومت سیاسی بود . به سخن دیگر ، نقطه ی عزیمت اندیشه سیاسی ، مانند سایر علوم این عصر ، از این عبارت انجیل نشأت گرفت . ترس از خدا آغاز حکومت است .
سنت آگوستین در این زمینه می گوید : تاریخ کلیسا ابژه ی خداوند در جهان است و مسیحی حقیقی نباید بر مسائل این زندگی گذرا تأکید کند لذا می توان عهد کلیسا را دوره ی افول انسان سیاسی مهد شهروندی یونان به حساب آورد ؛ جهان مسیحی درتضاد تند بااین دیدگاه یونانی که شهر را تجسم نیکی سیاسی قلمداد می کرد ، بر این مطلب پای می فشرد که نیکی در گردن نهادن به مشیت الهی است »9.
« پس دولت می بایست الزاماً برای تأمین این اهداف بسیج می شد و شهروندی پرورش می داد که در خدمت این اهداف باشد . ارنست کاسیرر Ernest Cassirer معتقد است که فرهنگ قرون وسطی ، دولت آرمانی افلاطون را به زمین آورد »10. اعمال شهروندی در طی قرون وسطی در چندین شهر جمهوری ایتالیا نظیر فلورانس و ونیز تجلی یافت . چنین شهرهایی از مدل های جمهوری یونان و به ویژه روم باستان الهام گرفته بودند . مهمتر از آن اینکه آنها دارای یک اخلاق مشارکت بودند که در طی این دوره در دیگر انواع جامعه سیاسی وجود نداشت . این شهر ها نقش مهم و بسزایی در شکل گیری بنیان های ظهور نهایی شهروندی مدرن ایفا نمودند . پس از قرن وسطی وارد دوره شکل گیری حقیقی شهروند و شهروندی یعنی دوره پیدایش دولت مدرن می گردیم .
« خواسته دولت مدرن مبتنی بر داشتن نقش فراگیر ، خواسته ای نسبتاً جدید در تاریخ بشر است . حتی در محلی که دولت مدرن در آن زاده شد ، یعنی اروپای غربی ، مثلاً هزاران سال قبل ، ساکنان روستایی انگلیسی چیز زیادی درباره ی زندگی خارج از آن روستا نمی دانستند ، روستا ابتدا و در واقع انتهای جهان آنها بود . شاید روستائیان نزدیک ترین شهر بازاردار را می دیدند . ولی به ندرت جسارت می کردند و از آن فراتر می رفتند . احتمالاً آنها نام شاه را بلد بودند . گرچه به ندرت ، آن هم اگر اصلاً چنین اتفاقی می افتاد ، او را می دیدند ، آنها احتمالاً بیش تر با نمایندگان کلیسا تماس داشتند تا با رهبران سیاسی یا نظامی و پانصد سال بعد هنگامی که دو نوع نظام سیاسی – سلطنت مطلقه و مشروطه در قاره ی اروپا ظهور می کرد ، اروپا بیشتر شبیه موزاییکی ازقدرت ها بودکه دعاوی سیاسی وحیطه های قدرت همپوشانی داشتند هنوز فرمانروایا دولتی حاکم مطلق نبود یعنی نمی توانست ادعای سلطه بر قلمرو و جمعیت مشخص داشته باشد »11.
منشأ زمانی پیدایش دولت های مدرن در قرن های هیجدهم و نوزدهم در اروپای غربی و مستعمرات آن بود گرچه خاستگاه اصلی آن ها را باید در اواخر قرن شانزدهم دانست ؛ قرن مهمی که همزمان با پایان قرون وسطی به دوران مهم رنسانس شروع می گردد . این دولت ها را ابتدا با ادعای برخورداری از تناسب و تناظر مشخص میان حاکمیت ، قلمرو و مشروعیت خود را از صورتهای ابتدایی تر سلطه سیاسی متمایز کردند . شکل گیری مفهوم حاکمیت سیاسی نقش مهمی در این خصوص ایفا می نمود .
« دولت های مدرن به صورت دولت های ملی در آمدند یعنی هیئت هایی سیاسی ، جدا از حاکم و محکوم ، با بیشترین حق اعمال قدرت بر قلمروی مشخص ، با پشتوانه ی دعوی برخورداری از حق انحصاری به کارگیری زور و با مشروعیت یافتگی به وسیله ی وفاداری یا رضایت شهروندان آنها . نوآوری اصلی دولت های مدرن قلمرو گرایی که مرزهای دقیقی را معین می کند ، کنترل انحصاری خشونت ، غیر شخصی بودن ساختار قدرت سیاسی و دعوی متمایزی مبنی بر داشتن مشروعیت مبتنی بر نمایندگی نشان دهنده وجوه تمایز و گاهی اوقات بی ثبات آن است. در سراسر دوران مدرن ، قدرت نظارتی این دولت ها افزایش یافت و نظام های حاکمیت واحد بر قلمرو های مشخص ، حکومت متمرکز ، مکانیسم های متمرکز مدیریت مالی و توزیع منابع ، انواع جدید قانونگذاری و اجرای قانون ، ارتش حرفه ای منظم ، قابلیت جنگ متمرکز و ملازمه آن روابط رسمی پیچیده ی میان دولت ها از طریق

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع محیط زیست، حقوق شهروندی، یونان باستان، نظام حقوقی Next Entries پایان نامه با موضوع محیط زیست، جهانی شدن، سوسیالیسم، لیبرالیسم