پایان نامه با موضوع گروه وصفی، گروه اسمی، تتابع اضافات، نیما یوشیج

دانلود پایان نامه ارشد

وصف نمایند ؛ مانند ((زیر لب خنده زنان )) ((به انواع عتاب آلوده ))((تپانچه زنان برسرو روی و گوش))در این مثالها :
گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه کیست (حافظ)
گفت حافظ لغزو به یازان مفروش آه از آن لطف به انواع عتاب آلوده ( حافظ)
بفریاد از ایشان برآمد خروش تپانچه زنان برسر و روی و گوش (سعدی)
3.هنگامی که گروه وصفی مجموعه ای تازه ای و بدیع تشکیل دهدمانند (برازنده ناز ) ، (شایسته انعام ) (چماننده چرمه ) ( فرایند باد آوردگاه) (پوشش رنگین شده )
پیش بالای تومیرم چه بصلح و چه جنگ چون بهر حال برازنده ناز آمده ای(حافظ)
چماننده چرمه هنگام گرد چراننده کرکس اندر نبرد
فزاینده باد آوردگاه فشاننده خون زابر سیاه (فردوسی)
هشیوار با جامه های سپید لبی پر زخنده دلی پر امید (داستان سیاووش ،ص 30)
خداوند خورشید و گردنده ماه فرازنده تاج و تخت و کلاه (همان کتاب ، ص40)
نکو سیرتش دید و روشن قیاس سخن سنج و مقدار مردم شناس (بوستان ، ص22)
آن شغالی رفت اندر خم رنگ اندر آن خم کرد یکساعت درنگ
پس برآمد پوستش رنگین شده که منم طاووس علیین شده (مولوی )
4هنگامی که گروه وصفی با موصوف خود دستگاه تشبیه دهد ؛ مانند (روی چون گل ) و (می چون ارغوان )
5بربرگ گل بخون شقایق نوشته اند آنکس که پخته شد می چون ارغوان گرفت (حافظ)
6.هنگامی که به موصوف جان و شخصیت ببخشد ؛ مانند : (ناگشوده نقاب )
در این بیت :
ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت سازکرد ناله بلبل که گلبانگ دل افکاران خوشست (حافظ ص31)
بشهربخدمت آمدند سپیدها پوشیده (بیهقی )
پس آنگه از تکاور شد پیاده میان بسته زبان و لب گشاده (ویس ورامین ،ص53)
گروههای وصفی دسته اخیر بیشتر نقش قید و نیمه جمله قیدی را بازی می کنند و علاوه بربافت تازه ای که دارند ، جنبه تجسمی آنها هم قوی است .
گروههای توصیفی و قیدی تاکیدی نیز معمولا بار شاعرانه پیدا می کنند و می دانیم دو راه مهم تاکید یکی تکرار است ودیگری مترادف آوری .
3-2-12ساختمان گروههای وصفی و قیدی
گروههای قیدی ووصفی ساختمانهای خاصی دارند از این قرار :
گروههای قیدی و وصفی تاکیدی که از تکرار یک صفت یا یک قید حاصل میشود ، مانند شاد شاد ،چندو چند:
ساغری نوش کن و جرعه فشان بر افلاک چند وچند از غم ایام جگر خون باشی(حافظ ص321)
گاهی از دو یا چند صفت مترادف بوجود می آید و بسیاری از تسنیق صفتها چنینند مانند ( غمزده ، سرگشته ، گرفتار ) در این بیت حافظ :
بازپرسید زگیسوی شکن در شکنش این دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست (حافظ)
از صفت و قید آن نیز گروه وصفی بوجود می آید که گاهی جنبه شاعرانه پیدا می کند . مانند (بسیار سخت ) ،(سخت خوب ) ،(سخت صعب ) از اینگونه گروههای قیدی ووصفی آنها که برتاکید دلالت می کنند ، شاعرانه اند ، ماند آنچه در این بیت حافظ می بینیم :
در حق من لبت این لطف که می فرماید سخت خوبست ولیکن قدری بهتر از این (حافظ)
از این صفت یا قید ووابسته های آنها مانند (فزاینده باد آورگان )و (بیقرار زدرد ) و ( طبال نفیر آهنین کوس ) و غیره :
طبال نفیر آهنین کوس رهبان کلیسای افسوس
متواری راه دلنوازی زنجیری کوی عشق بازی (نظامی )(فرشید ورد ،870:1388)
3-2-13تعبیرات ناهموار
در برابر تعبیرات و ترکیبات افسوس آمیز شاعرانه تعبیرات سست و ضد شاعرانه هم داریم و ما برای روشنتر شدن قضیه می توانیم سه قسم تعبیر قائل شویم :1. شاعرانه 2. عادی ومنطقی 3. سست و ضد شاعرانه .
در اینجا به چند نکته اشاره می کنیم که نامانوسی و دیر فهمی کلمات مرکب و گروههای دستوری بی شک بزرگترین سم قتال زیبایی و حسن تعبیر است ؛ مثلا کلمات و ترکیباتی مانند (سکاهن پوشش ) ، ( خماهن گون ) ،( ملمع نقاب ) (معنبر طناب )یا گروههای نظیر (طبال نفیر آهنین کوس ) (رهبان کلیسای افسوس ) لطفی ندارد و سبک عالی تبدیل به سبک نازل می کنند و. تتابع اضافات تشبیهی و استعاری و مراعات نکردن قواعد زبان نیز یکی از عوامل عمده این دشواری و دیر فهمست .
بارها گفته ایم که ابتذال دشمن سر سخت زیبایی و لطافت شاعرانه است . بنابراین استعارات و تشبیهات و تعبیراتی مانند لب لعل ، قد سرو ، سنبل زلف ، و زنجیر مودیگر کششی ندارد .
گاهی وزن و قافیه کلمات سست و ناهمواری را برشاعر تحمیل می کند و حتی کسانی مانند فردوسی و مولوی را هم در تنگنا قرار می دهد . از این قبیلند تعبیرات سست خوش سودا ، خوشزبان و خوش حنین که بوسیله مولوی استعمال شده است .
ستیز معنایی کلمات همنشین از عوامل عمده سستی و ضد شاعرانه شدن تعبیرات می شود ؛
بکار بردن استعارات و تشبیهات تازه اما خنک و بی مزه نیز چنانکه دیدیم ناهموارند ؛ مانند بسیاری از تشبیهات سبک هندی :
محراب جهانیان بخاریست تسبیح خلایق از شراراست
در عینک یخ نهان شد امسال کشمیر که چشم روزگار است
بنابراین کلمات وگروههای شاعرانه از لحاظ زبانشناسی و ادبی یکسان و یکنواخت نیستند که ما همه آنها را یکجا جمع کنیم . و الفبایی نمائیم و از آنها فرهنگی تشکیل دهیم بلکه این عناصر ابعاد مختلف ومتنوعی دارند که هر یک از آنها ممکن است چند چهره شاعرانه داشته باشند .
حاصل آنکه کلمات و تعبیرات و گروههای شاعرانه به این صورتها ممکن است :
کلمه مشتق مانند : پرخاشگر
اسم مرکب مانند : مهمانسرا
صفت مرکب مانند پیلتن وهرزه گرد
بشکل صفت وموصوف مانند : سرو خرامان
بصورت گروه تکراری تاکیدی مانند : مسلمانان مسلمانی مسلمانی
بصورت گروههای وصفی و قیدی که خود اقسامی دارد مانند : سخت خوب ، بسیار بزرگ ، پای در رکاب کرده ، کمربسته رزم و کین ، مست مست ، بسی سرخ ، (خسرو فرشید ورد ،872:1378)

فصل چهارم:
تصویرسازی باصفت شاعرانه دراشعارنیمایوشیج

4-1تصویر چیست ؟
تصویر(ایماژ) : در زبان انگلیسی نشان دادن شخص ، حیوان ، یا شی به شکل مجسمه ، طرح ، نقاشی یا عکس است و بطورکلی به هرصورتی که بوسیله ی بینایی قابل دریافت باشد اطلاق می گردد دراصطلاح در ساده ترین نگاه عکسی را که پس از شنیدن یک واژه در ذهن حاضر میشود تصویرشمرده اند . ودر پیچیده ترین ذهنیت ، هرامر خیال مرکب ، پیچیده و چند بعدی را که از ترکیب امور متعدد حتی از ترکیب حالات و اصوات متناقض حاصل آید تصویر نامیده اند . تصویر یکی از مهم ترین منابع برای استفاده شاعر بشمار می رود . به سبب آنکه این پدیده روشی بسیار موثر برای انتقال تجربه های زنده و روشن اوست . ازسوی دیگر این تصویر است که به شاعر کمک می کند که به بیان احساسات ، القای مفاهیم و باز آفرینی ذهنیات گونا گون خود بپردازد از آنجا که ساخت تصویر هنری ، به یاری تخیل در شعر شکل می گیرد تصویر را صور خیال یا صورت خیال می گویند .(مینا مصطفوی ، 24:1389)
همانطور که گفته شد و از راههای ارزیابی و سنجش آثار ادبی در تعیین سبک آنها میباشد تعبیرات و ترکیبات ادبی و شاعرانه ایست که در آن آثار بکار رفته است .و بسیاری از استادان و پژوهشگران ما به این امر توجه نموده اند . یکی از اقسام تعبیرات شاعرانه گروه اسمی توصیفی از نظر ادبی آنست که از یک اسم یا گروه اسمی از یک طرف و یک صفت یا گروه صفتی از طرف دیگر بوجود آمده باشد. مانند : کتاب سبز ، آهوی خوشخرام ، این مجموعه نیز دو نوعند :غیر شاعرانه وشاعرانه وقتی که اسم صفت شاعرانه داشته باشند ، پس از این آن را تحت عنوان در صفات شاعرانه را بررسی می کنیم .
4-1-1صفت و گروههای وصفی ادبی شاعرانه در اشعار نیما یوشیج
گفتیم که نقش زبانشناسی و منطقی صفت تخصیص (یعنی خاص کردن موصوف ) است اما تخصیص که معنی عامی دارد در عالم ادبیات بدست سخن آفرین والا مقام تاثیر و جذابیت و بویی به سخن بخشی ، توصیف ، تجسم ، حیرت آفرینی ، همبستگی شاعرانه ، ایجاز ، خیال انگیز ی ، تشبیه و بسیاری از ریزه کاریهای شاعرانه دیگر .و ممکن است یک صفت واحد هم باعث شخصیت بخشی و هم خیال انگیزمی شود .که در اینجا به بررسی اشعار نیما می پردازیم .

4-1-2 صفت های نیما به لحاظ دستوری
این نوع صفت که ابتکار خود نیماست ظاهرا شکل قید دارد ولی در حقیقت صفت است . معمولا ساخت آن چنین است که کسره اضافه در آن نیست و در موارد بسیاری نیز ضمیر متصل یا منفصل و موصوف حایل می شود تا ارتباط لفظی این دو قطع گردد. هدف این کار ، برجستگی بخشیدن به صفت و افزودن بر قدرت اطلاع بخشی آن است ، بدین سان که با شکل مستقل دادن به صفت (که در شکل عادی آن معمولا کمتر توجهی را جلب می کند ) جنبه اطلاع بخشی آن و همچنین زمینه انفعالی مخاطب نسبت به آن زیاد میشود . در شعر خانه سریو یلی ، صفات نیمایی از نوع مذکور نخستین بار احتمالا در آنجا بکار رفته . پیداست این کار دست شاعر را باز می گذارد که همیشه مقید به آوردن کسره اضافه میان صفت وموصوف نباشد . در نمونه ها خواهید دید که این صفات تا چه حد می تواند توجه مخاطب را به خود برانگیزد . ضمن اینکه دست راحت رسانی در مورد وزن هم هست ، یعنی شاعر به اقتضای وزن مورد نظرش اختیار آن دارد که از هر شکل سنتی و نیمایی بهره بگیرد . اولین مورد این گونه صفت در منظومه مذکور این است :
بهار سبز و زیبا با نگارانش به تن رعنا (خانه سریویلی :244) که شکل معمولی آن این است نگاران به تن رعنایش و بعد در این نمونه ها : داستانهای کهنه می خواند : 247 همان ، در کاسه ام چوبین 267( همان )سر صبر موی درازت چرب همان ، 268سنگدلانی را سرکش : 379، همان از زمانی کز ره دیوارها فرتوت 425،همان (پادشاه فتح )او مزه لذت دستی را گرم …..448(او به رویایش )
– اضافه شدن صفت به اسم : نیما در مواردی صفت را به صورت شبیه به اسم و با کسره اضافه بکار می برد . این کار در متون قدیم نیز به ویژه شاهنامه سابقه دارد . نیمادر این موارد هم از ادب قدیم جواز واجازه گرفته است .
– وبه روی تیره سبز کهن دیواری آویزان (245:خانه سریویلی )
– آن زمان که تیره شب .. همان :250،
– چیزی بغیر روشن روز سفید نیست (اندوهناک شب :281)
– این سهمگین دریده موج عبوس را (همان:283 )
– – نازک آرای تن ساقی گلی (مهتاب:444 )
– نازک آرای تن هر ساقی ای در ره نهیبی (برفراز دشت :458)
– مرد آرایی درون گرم او…(خواب زمستانی:296)
– یا ز ناپیدای دیوار شکسته خانه من (من لبخند :297)
– زیر دندانش زچرگین شی تیره نهفته : (لکه دار صبح:300 )
– پر تمنای نگاه وی این دم …. (مانلی :374)
– -سوی این سرکش دریا آورد (نیما مجموعه اشعار :ص 352)
– در دلاویز سرای سینه اش برپاست غوغا (همان :ص321)و دهها مورد دیگر
-صفت بانه :وانگهی این نه برجا فکر و پنداری است (خانه سریویلی:296 )
ای امید نه کسی را محرم (مادری وپسری:331 )
و اندر آن نقشه آمال نه سیریش پذیر (مانلی:357 )
-ساختن صفت با افزودن(ب) بر سر اسم همچون : بسخا مرد بزرگا که تویی (مانلی:378 )
– ساختن صفت جدید با ترکیب دو صفت رایج :
کور موذی چشمشان در کاسه سر از پریشانی (مرغ آمین:495)
-اطلاق صفت انسان و هر دی روحی به اشیا
از پس خنده یک برق سمج (مادری وپسری:331) ، دیوارها سمج همه بر گرد هم رده( سرباز فولادین:127) لوس وسمج دیوارها (کار شب پا :415) چه شب موذی وسنگین، آری : 416 ، در همه این لحظات خودسر (سوی شهر خاموش :462)) هواگرم استاده 7 (پادشاه فتح:427 ) همچو ورم کرده تنی گرم استاده هوا (هست شب :511) هوا دراستاده سرد (مرگ کاکلی :455)
– مطابقه صفت و موصوف در جمع (همچو متون قدیم )
– حذف پسوند (الف از صفت فاعلی )
همچون : گوارا =گوارا ؛ بر لبت باشد هر چیز گوار : (مانلی ) حذف واجهای مختلف از آخر صفت در شعر قدیم هم بسیار دیده می شود.( سعید حمیدیان ، 1381:317)
-جابجایی ضمیر و فاصله انداختن میان موصوف وصفت : ضمیر ملکی صفت به موصوف می پیوندد : مثل با تنش گرم / مرده را مانده در گورش تنگ /به تنم خسته که می سوزاند /…
-با کفم خالی از رزق خدایا چه مرا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع شعر حماسی، شعر عاشقانه، سبک عراقی، واژه نامه Next Entries پایان نامه با موضوع مراعات نظیر، نیما یوشیج، آرایه های ادبی، شعر فارسی