پایان نامه با موضوع کارشناسی ارشد، دختران دانش آموز، نظریه پردازی، واقع گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

این موارد، موضوعات انتخاب شده در کارهای خانم مهران شبیه مستندنگاری اجتماعی در عکاسی هستند. در این مورد هم به نظر این کارها با عکاسی پیوند دارند و حتی در برش ها و کادرها هم حضور دوربین عکاسی حس می شود. اما آن اتفاقی که در کار هایپررئالیست ها می افتد در آثار خانم مهران دیده نمی شود. در این مورد هم به نظرم این کارها با عکاسی پیوند دارند و حتی در برش ها و کادرها هم حضور دوربین عکاسی رو برو هستیم. (ایمان افسریان، 1387، ص110)
افسریان: با این بحث موافقم اما به هر حال یکی از چالش های پیش روی نقاشان غرب رسیدن به تصویری بود که عین واقعیت باشد. بعد از اختراع عکاسی این سوال مطرح شد که حالا که عکس هم می تواند این کار را انجام دهد چه دلیلی برای نقاشی کردن آن وجود دارد؟ و از این مرحله به بعد راه های دیگری پیش روی نقاش قرار گرفت…
مهران: برگشتیم به زمان های خیلی دور… قرن پانزدهم…
افسریان: این روند از قرن پانزدهم شروع شد تا جایی که به تصویر عکاسی شده واضح رسید و نقاشان را به آنجا کشاند که ذات مختص نقاشی را پیدا کنند. می پرسم چه فرقی بین یک کار عکس گونه با عکسی که از روی آن کار شده در همان قطع وجود دارد؟
مهران: فکر می کنم الان در این دوره خیلی آزادیم. واقعاً هر کاری دوست داشته باشید می توانید انجام دهید. باید ببینید به چه چیزی نزدیک هستید. من خیلی از جاها را خودم تغییر داده ام ؛ رنگ ها و … به هر حال نقاشی و ضربه قلم با عکس متفاوت زیادی دارد. مطمئنم اگر یک عکس را به چند نقاش بدهید آن را به اشکال مختلفی خواهند کشید. در این شکی ندارم که همه می توانند از روی عکس کار کنند. اما حتماً کارشان تفاوت خواهد داشت. حس آنها نسبت به موضوع و رنگ ها ، بر نقاشی تاثیر می گذارد. (همان، ص111)
افسریان: ولی به هر حال این سوال جدی ای است که تفاوت کارهای واقع گرایان با عکس در چیست؟ به نظر من به عنوان حداقل اختلاف می توان به این نکته توجه کرد که وقتی نقاش طبیعت بی جان روبروی اش را نقاشی می کند، روی هر منطقه ای که فکوس کند، اشیاء شکل متفاوتی پیدا می کنند. در طول مدت نقاشی، فکوس نقاش دائماً در حال تغییر است؛ زمانی که در طی نقاشی تاثیر می گذارد و اتفاقاتی که می افتد و درگیری های شخصی نقاش تاثیر گذار است و آن را متنوع می کند. ولی وقتی عکسی گرفته می شود، در یک لحظه ، بسته به لنز یا مشخصات فنی دیگر، محدوده هایی وضوح پیدا می کند یا محو می شوند،یک سری سطوح ساده می شود و در جاهایی رنگ ها به حداقل می رسند. (ایمان افسریان، 1387، ص111)
مهران: این انتخاب ها که در مورد نقاشی مطرح کردید در عکس هم اتفاق می افتد. شما در حقیقت اول واقعیت را می بینید و می دانید از آن چه انتظاری دارید و بعد ازآن عکس می گیرید . در کار کردن از روی عکس هم درست مثل مدل زنده می توان بخش هایی را تغییر دهد.
افسریان: به نظر می رسد، صرف نظر از گرایش هایی در هنر معاصر که صرفاً بر شوکه کردن بیننده متکی است، در نمونه های موفق نقاشی چیزی بیش از موضوع جذاب وجود داشته است. مثال های زیادی در تاریخ هنر می توان آورد؛ بر فرض “مادونا” را خیلی ها نقاشی کرده اند، اما کار رافائل است که بیینده را نگه می دارد. در کار او عمل نقاشانه اتفاق افتاده است که او را از تمام کسانی که موضوع “مادونا” را کار کرده اند متفاوت می کند. (همان، ص112)
مهران: شما همان توضیحی را دادید که من حس می کردم اما نمی توانستم بیان کنم. در نقاشی کارهایی را می توان انجام داد که در عکس اتفاق نمی افتد و اصلاً حال و هوای دیگری دارد. بر فرض انتخاب موضوع دخترهای دانش آموز در کارهایم، برای تاکید روی دانش آموز بودنشان نبوده است ، بلکه می خواستم روی چین و چروک های پارچه ها کار کنم و مسائل دیگر اهمیت کمتری پیدا کرده بودند. در عکس این امکان نیست. در عکس به همه چیز به طور یکسان توجه می شود و قوت همه موضوعات موجود در آن یکی است. (ایمان افسریان، 1387، ص112)
مهاجر: طبعاً عکسی که گرفته می شود، خواسته یا ناخواسته روی تصویر نهایی تاثیر می گذارد. در مورد کارهای شما اتفاقاً خوب است که این تاثیر فکر شده نیست و هیچ نظریه پردازی راجع به آن نمی شود. به نظرم جذابیت این کارها در این است که موضوعات آنها چیزهایی است که در تجربه روزمره ما وجود دارند و شاید فی نفسه هیچ اهمیت تصویری و بصری نداشته باشند. اگر چه دارای اهمیت فرهنگی و اجتماعی هستند و یا دست کم وقتی به ما نشان شان می دهند متوجه این اهمیت می شویم. واقع نمایی عکس گونه در کارها دیده نمی شود ولی حضور دوربین در آنها حس می شود. به نظرم دور شدن از عکس یه شکل متناقضی ما را به تجربه آن عکس نزدیکتر می کند.
مهاجر: یکی از مواردی که در بعضی از کارهای می بینیم ، نمایش تضادهای اجتماعی است. مثل دخترهایی با بینی جراحی شده، لباس های آلامد، مردی با پلاکادری در دست که نشان می دهد فروشنده گوسفند است… این ها یادآور زاویه نگاهی است که عکاسان غربی به ایران داشته اند. نوعی نگاه خارجی از بیرون که دوست دارد تضادهای اجتماعی درونی را ببیند. (ایمان افسریان، 1387، ص113)
مهران: خود ما هم که در این محیط زندگی می کنیم شاهد تغییرات سریع و زیادی هستیم و درست شبیه آن خارجی از بعضی چیزها تعجب می کنیم. اوایل تصویر مردانی که در کنار خیابان گوسفند می فروشند به نظرم خیلی غریب می آمد. در اطراف ما اتفاقاتی می افتد که ممکن است برای خیلی ها معمولی به نظر برسد اما همین اتفاقات برای بعضی از ما برجسته می شود. قصد ندارم که تضادها را به نمایش بگذارم و تنها بعضی از آنها برایم عمده شده اند.

شکل 5-13شهره مهران، از مجموعه دختران دانش آموز ، رنگ روغن روی بوم، 150×100 سانتی متر
مهاجر: به نظرم نگاه اگزوتیکی که شما از آن صحبت می کنید و به واسطۀ موضوع ایجاد می شود در مجموع کارها وجود ندارد. همۀ این کارها را باید کنار هم دید و به نظرم این مجموعه بودن از ویژگی کارهای خانم مهران است. نوعی تکه برداری از واقعیت است که در کنار هم مجموعه ای می سازد که حال و هوای زمانۀ ما را نشان می دهد. (ایمان افسریان، 1387، ص114)
افسریان: در بسیاری موارد آثار نقاشان زن، بیشتر به سمت تزیینی شدن گرایش دارد و با این خصیصه شناخته می شود، در آثار شما- نه این طریق ولی- از نشانه هایی دیگر کمابیش متوجه می شویم که توسط یک نقاش زن خلق شده اند.
مهران: همین طور است. وقتی کار می کنم به زن یا مرد بودنم فکر نمی کنم ، ولی نگاه کم به بعضی موضوعات می تواند با مردان متفاوت باشد. محدودیتهایی برای زنان وجود دارد و من به خاطر زن بودنم بیشتر می توانم آنها را حس کنم . مثلاً زن ها همیشه باید پوشش داشته باشند بنابراین عجیب نیست اگربه پوشش ها توجه بیشتری می کنم . پرده ها و نایلون ها یی که چیزهایی را می پوشانند هم از همین نگاه می آیند. (همان، ص115)
افسریان: یعنی آنها هم استعاره ای از همان مفهوم پوشاندن هستند؟
مهران: بله. شاید زن ها این را بیشتر حس می کنند.
افسریان: در مورد ساختمان های نیمه تمام چطور؟
مهران: ساختمانهای نیمه کاره همه جا هستند در هر خیابان و کوچه پس کوچه ای آنها را می بینیم. شکل ظاهری شهر مرتب در حال تغییر است . همه محله های آشنا تبدیل دیگری شده اند. به آنها زیاد نگاه کرده ام و این باعث شده که جذابیت هایی در آنها ببینم ، مثل خطوط عمودی و افقی تیر آهن ها و ترکیب شان با نایلون های عظیم رنگی. (ایمان افسریان، 1387، ص115)
مهاجر : این نیمه ساخته بودن هم جزئی از تجربه زندگی ماست و در همه جا با آن مواجه ایم. در حاشیۀ شهر ها که این نیمه ساخت بودن خودش تبدیل به یک گونه ساخت می شود و مثلاً هیچ ساختمانی نما ندارد.
در مورد فیگور های خانم مهران به نظرم می رسد که دقتی که در پرداختن به لباس ها شده است در اعضای بدن نیست. احساس می کنم که بدن در مقابل پوشش اهمیت بیشتری دارد. (ایمان افسریان، 1387، ص117)
مهران: اما برای من شخصیت های آدم هایی که این لباس ها را می پوشند اهمیت زیادی دارد . فکر می کنم نوعی سرکشی در آنها وجود دارد. در مورد ساختمان های نیمه کاره باید بگویم که گاهی از دیدن آنها اضطراب پیدا می کنم . در وجودم انگار چیزی خراب می شود و شکل دیگری پیدا می کند. من مکان های آشنای زیادی داشته ام که با خراب شدن و دوباره ساختن از دست رفته اند. (همان، ص120)
افسریان : در مورد دخترهای جوان در کارهایتان هم می توان چین تعبیری داشت؛ آنها هم عوض می شوند…
مهران: بله، اما آنها به من حس اضطراب نمی دهند! برایم جالب هستند.

احمد مرشدلو دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته نقاشی است. وی عضو پیوسته انجمن نقاشان ایران و گروه +30 است. بین سالهای 1379 تا 1387 هشت نمایشگاه انفرادی برگزار کرده و در چندین نمایشگاه گروهی شرکت کرده است.
از احمد مرشدلو پیش از این آثاری بسیار بزرگ اندازه و رنگی دیده بودیم که موضوع تقریباً همه آنها انسانهایی در ابعادی طبیعی و یا اندکی بزرگ تر و یا کوچکتر بودند. این نقاشی ها با واقع گرایی صادقانه و در عین حال گزنده و با اشارات آگاهانه شان به مباحث و دغدغه های معاصر جامعه ما که در حال تجربۀ تعارض های ناشی از تقابل سنت با زندگی مدرن است بسیار هم مورد توجه و استقبال قرار گرفتند. اما مرشدلو در کنار این نقاشی های گویا و خوش ساخت، شماری طراحی خودکاری نیز با همین مضامین داشت که در آن ها با فراغت از دغدغه های اجرایی و کاربرد رنگ، گاه به برخوردهای آزادانه تری دست یافته بود. او در این نمایشگاه ، این تجربه ها را پی گرفته و به امکانات آن پرداخته است. (دارابی، 1386، ص34)
البته قبل از آن در دو تابلوی چهار لتی عروسک و دو لتی یک جوان، تجارب و دستاوردهای قبلی را به نوعی نتیجه گیری می رساند. حضور این دو تابلو در این نمایشگاه از بابت مقایسۀ ابن دو روبکرد حائز اهمیت است، که به آن هم خواهیم پرداخت. اما از بابت موضوع، تابلوی عروسک نکاتی را بیان می کند که هم بیانیۀ نقاش است و هم مشغله و مسئله ذهنی اش. و در آثارش همیشه به آن اشاره کرده است.

5-14 احمد مرشدلو، بدون عنوان، رنگ روغن روی بوم، چهار لته، هر لت 100×150 سانتی متر، 1386

اندام هایی که در ابعادی عظیم خودنمایی می کنند و جنبه های اروتیک آن ها با هیبت غول آسا و مخوف عروسک تضادی ترسناک دارد. از سوی دیگر عروسک با بدن نارس و نابالغ و تناسبات زشت و حضور مسلط و نامیمون اش، تسلط عقاید، سازمان ها، افراد یا عواملی را به یاد می آورد که در جهان ما سرنوشت هزاران انسان را رقم می زنند، اما خود نابالغ و ناقص و سخیف اند. نمونه هایی از این سرنوشت ها، به روشنی در دیگر آثار مرشدلو که می خواهم به آن ها بپردازم، در واقع و به لحاظ فیزیکی هم در این نمایشگاه تحت سیطرۀ موتیف عروسک قرار گرفته اند، دیده می شود. (دارابی، 1386، ص34)
پیکرها و شخصیت های آشنا ی مرشدلو در این آثار در دو نوع ترکیب بندی سازمان یافته اند:
ترکیب بندی اول، آن ها را در فضای فشرده و تنگ به تصویر می کشد، آن قدر نزدیک که اصولاً آدم هایی واجد بدن نمی توانند به آن فشردگی کنار هم بایستند. این ها انسان هایی مسخ شده و در خود فرو رفته اند که در عین ایستادن تنگ هم، هیچ رابطه ای با هم برقرار نمی کنند. تکرار چهره ها و پیکره ها در این بستر تنگ ، تکثیر و توالد انسان ها در فضایی کوچک و خفه کننده و فشار آن ها به کناره های قاب، انفجار جمعیت را به یاد می آورد. به راستی، آیا اگر این معضل را در این ترکیب بندی ها موثر بدانیم، واقعیت اندوهناک آن ها را خیلی تقلیل داده و راه دور رفته ایم؟ (دارابی، 1386، ص34)

5- 15 احمد مرشدلو، بدون عنوان، مداد روی مقوا، 120×90 سانتی متر، 1386

نقاش اما از این پیش تر می رود. فشردگی پیکره ها فضایی تخت، نفوذ ناپذیر و دو بعدی به وجود می آورد که مجار جامعه ای ست که صرفاً در سطح فعال است و عمقی ندارد، چرا که ارتباطش را با گذشته اش بریده و به آینده هم چندان نظری ندارد.

5-16 احمد مرشدلو، بدون عنوان، مداد روی مقوا، 120×90 سانتی متر، 1386

چیزی که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع دختران دانش آموز، مساله اجتماعی، زمینه اجتماعی، واقع گرایی Next Entries پایان نامه با موضوع خودآگاهی