پایان نامه با موضوع کارآفرینی، رفتار کارآفرینانه، یادگیری اجتماعی، آموزش کارآفرینی

دانلود پایان نامه ارشد

مشاوره شغلی داشته باشد. نظریه یادگیری اجتماعی یک الگوی چند محوری خارجی است که چهار عامل: استعداد ژنتیکی، رویدادها و شرایط محیطی، تجارب یادگیری و مهارت‌های انجام کار را عوامل موثر در انتخاب شغل مي‌داند منظور از استعداد ژنتیکی هر نوع توانایی و آمادگی ویژه ذاتی است که از طریق وراثت حاصل مي‌شود. رویدادها و شرایط محیطی در انتخاب شغل موثرند. عملکرد شغلی انسان نیز نتیجه تجارب یادگیری گذشته اوست. مهارت‌های انجام کار با مواردی نظیر هدف‌ها و باورها و ارزش گذاری‌های شغلی فرد و میزان اطلاعات او از مشاغل مختلف بستگی دارد (کرامبولتز، 1975، به نقل از شفیع‌آبادی، 1392). بنابراین مقایسه نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز با الگوی چند محوری شفیع‌آبادی مي‌تواند اطلاعات مفیدی را در اختیار محققان و مسئولان آموزش و پرورش برای آموزش کارآفرینی قرار دهد. اما تا کنون در زمینه مقایسه اثر بخشی مشاوره شغلی در آموزش کارآفرینی روی دانش‌آموزان پژوهشی انجام نشده است. بنابراین با توجه به اهمیت ایجاد شغل ، نقش مدارس در ایجاد رفتار کار آفرینانه و کمبود پژوهش‌ها در زمینه مقایسه الگوی بومي‌و غیر بومي ‌بر رفتار کارآفرینانه این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا بین اثر بخشی الگوی چند محوری شفیع‌آبادی با نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر رفتار کارآفرینانه دانش‌آموزان تفاوت وجود دارد ؟
اهمیت و ضرروت پژوهش:
انتخاب شغل مناسب در حقیقت علاوه بر امرار معاش فرد برای گذران امور زندگی بر رفتار اجتماعی و شیوه زندگی وی اثر مي‌گذارد. در گذشته تنوع شغلی به اندازه امروز نبوده و اغلب فرزندان به صورت موروثی مشاغل پدران خود را انتخاب مي‌کردند اما در جوامع امروزی با توجه به گسترش جمعیت و در نتیجه افزایش تقاضا و کاهش عرضه مشاغل ایجاد فرصت‌های شغلی مناسب برای خود و دیگران یا به عبارتی کارآفرینی بسیار ضروری است.
کارآفرینی به عنوان سمبل و نماد تلاش و موفقیت در امور تجاری بوده و کارآفرینان پیشگامان موفقیت‌های تجاری در جامعه هستند. نیل اسملسر5، کارآفرینی را یکی از دو شرط ضروری توسعه‌ی اقتصادی مي‌داند6.
دراکر7 (1975، به نقل از احمدی، شافعی، و مفاخری نیا، 1391) اعتقاد دارد کارآفرینی بیش از آنکه یک ویژگی شخصیتی باشد یک الگوی رفتاری است. این الگوی رفتاری را مي‌توان به مردم آموزش داد تا آنها یاد بگیرند که چگونه به طور کارآفرینانه رفتار کنند.
از آنجا که دومین پایگاه اجتماعی بعد از خانواده برای دانش‌آموزان مدرسه مي‌باشد بنابراین مدرسه نقش مهمي‌ را در آموزش و پرورش آنها ایفا مي‌کند و عمده مساله‌ای که بعد از فارغ‌التحصیلی ذهن آنها را درگیر مي‌کند انتخاب شغل و یافتن شغل مناسب مي‌باشد. لذا با توجه به محیط آموزشی مدارس نقش مهم آنها برای آموزش چنین رفتاری همزمان با آموزش دروس تخصصی تحصیلی خود احساس مي‌شود تا در زمان پایان تحصیلات و یادگیری رفتار کارآفرینانه راه و هدف مشخصی را برای ایده‌ها و ایجاد شغل مناسب داشته باشند.
در دهه‌ی 1990، زمانی که آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌ها فراگیر شده بود، تنها در تعداد معدودی از مدارس کشورهای پیشرفته از قبیل آمریکا، انگلیس، آلمان و ژاپن و آن هم به طور آزمایشی، کارآفرینی آموزش داده مي‌شد. اما اکنون مي‌توان گفت، در مدارس آمریکا که تعداشان بیش از تعداد کل دانشگاه‌های جهان است، کارآفرینی آموزش داده مي‌شود (کاتاز8، 2003). تنها از طریق آموزش و پرورش میلیون‌ها دانش‌آموز کارآفرین است که مي‌توان میلیون‌ها شغل ایجاد کرد (سانتر9 1998، به نقل از حسینی‌خواه 1387).
امروزه اهمیت و جایگاه استفاده از خدمات مشاوره‌ای بیش از پیش بر ما نمایان است. در حقیقت هر چه بر میزان تحصیلات و آگاهی مردم افزوده مي‌شود و هر چه زمان به جلو گام برمي‌دارد، علاقه افراد جهت اخذ مشاوره و راهنمایی از مشاورین با تجربه و خبره بیشتر مي‌شود 10. یکی از انواع مهم مشاوره راهنمایی و مشاوره شغلی است با توجه به تنوع مشاغل نیاز به مشاوره و راهنمایی شغلی احساس مي‌شود و تا به حال کمتر به این امر اهمیت داده شده است. مشاور شغلی با بررسی جوانب مختلف شغلی و شخصیتی مي‌تواند نقش مهمي‌ را در کمک به ایجاد شغل مناسب برای خود و دیگران از طریق آموزش کارآفرینی داشته باشد.
مشاوران مدارس اغلب در مدارس بیشتر به حیطه بهداشت روانی و تحصیلی مي‌پردازند و در حوزه شغلی تنها به معرفی مشاغل در هفته مشاغل اکتفا مي‌کنند و عملا راهنمایی و مشاوره شغلی در مدارس نقش کمرنگی را در هدایت شغلی دانش آموزان ایفا مي‌کند.
با توجه به مطالب بیان شده مي‌توان به اهمیت مقایسه دو الگوی بومي ‌و غیربومي ‌و آموزش رفتار کارآفرینانه به دانش‌آموزان پی برد. لذا نتایج پژوهش حاضر مي‌تواند مورد استفاده وزارت آموزش و پرورش، و مشاوران مدارس و مشاوران شغلی قرار گیرد.

اهداف پژوهش:
هدف اصلی:
مقایسه اثربخشی الگوی چند محوری شفیع آبادی با نظریه یادگیری اجتماعی بر رفتار کارآفرینانه
هدف جانبی:
1- تبیین اثر بخشی الگوی چند محوری شفیع‌آبادی بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش اموزان.
2- تبیین اثربخشی نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش اموزان.
3- مقایسه اثربخشی الگوی چند محوری شفیع‌آبادی با نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش آموزان.

فرضیه‌های پژوهش:
فرضیه اصلی:
بین اثر بخشی الگوی چند محوری شفیع‌آبادی با نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر رفتار کارآفرینانه دانش آموزان تفاوت معنادار وجود دارد.
فرضیه جانبی:
1- الگوی چند محوری شفیع‌آبادی بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش آموزان تاثیر معنادار دارد.
2- نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش آموزان تاثیر معنادار دارد.
3- بین اثر بخشی الگوی چند محوری شفیع‌آبادی با نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش آموزان تفاوت معنادار وجود دارد.

تعاریف :
تعاریف نظری:
الگوی چند محوری شفیع‌آبادی: یک الگوی بومی است که نگرش رشدی به انتخاب شغل دارد. بر اساس این الگو نظریه‌های راهنمایی و مشاوره عموما و نظریه‌های راهنمایی شغلی خصوصا از عقاید مردم و مبانی فرهنگی جامعه متاثرند. انتخاب شغل بر اساس این الگو فعالیتی است پویا و هدفمند که توجه به نوع خویشتن پنداری، میزان ارضای نیازه و توان تصمیم‌گيری در درون شیوه زندگی رخ مي‌دهد (شفیع‌آبادی،1392).
نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز: یک الگوی مشاوره شغلی غیر بومی است که بر پنج مفهوم استعداد ژنتیکی، رویدادها و شرایط محیطی، تجارب یادگیری، مهارت‌های انجام کار تاکید دارد (شفیع‌آبادی،1392)
رفتار کارآفرینانه: مجموعه فعالیت‌هایی که افراد در سطوح مختلف مسئولیت با هدف بهره‌گيری خلاقانه از منابع در جهت شناسایی و استفاده از فرصت‌ها به انجام مي‌رسانند (مایر،2002، به نقل از فکری، شفیع‌آبادی، نورانی پور، احقر، 1392).
تعاریف عملیاتی:
الگوی چند محوری شفیع‌آبادی: منظور از الگوی چند محوری در این پژوهش 8 جلسه یک و نیم ساعته آموزش کارآفرینی بر مبنای پنج محور بنیادی الگوی چند محوری شامل پویایی، هدفمندی، خویشتن پنداری، نیازها و تصمیم‌گيری است.
نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز: منظور از نظریه یادگیری اجتماعی در این پژوهش 8 جلسه یک و نیم ساعته آموزش کارآفرینی بر مبنای چهار محور بنیادی نظریه یادگیری اجتماعی شامل استعداد، شرایط محیطی، مهارت‌های انجام کار و تجارب یادگیری است.
رفتار کارآفرینانه: در پژوهش حاضر عبارت است از نمره ای که دانش آموزان از پرسشنامه رفتار کارآفرینانه فکری، شفیع‌آبادی، نورانی پور و احقر (1391) کسب مي‌کنند.

فصل دوم
ادبیات پژوهش

این فصل از دو قسمت تشکیل شده است . قسمت اول مبانی نظری است که خود از سه بخش کارآفرینی، الگوی چند محوری شفیع آبادی ، و نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز تشکیل شده است و قسمت دوم که پیشینه تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور را که بطور مستقیم و غیر مستقیم با موضوع پژوهش در ارتباط بوده است بررسی می کند.

قسمت اول: مبانی نظری:
بخش اول: کارآفرینی:
تعریف کارآفرینی:
در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در کار مأموریت نظام بودند، کارآفرین مي‌خواندند. از حدود 1700 میلادی به بعد درباره پیمانکارانی که دست‌اندر کار امور عمرانی بودند، از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شده است. کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به نحوی كارآفرينی را در نظریه‌های خود تشریح کرده‌اند. ژوزف شومپیتر11 با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 که همزمان با دوران رکود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل ویل را « پدر كارآفرينی» لقب داده‌اند. كارآفرينی از سوی روان‌شناسان و جامعه‌شناسان با درک نقش كارآفرينان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگی‌ها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفت (ملکی،1387).
ماکس وبر12 جامعه‌شناس آلمانی اولین فردی بوده است که در این حوزه علمی به كارآفرينی توجه کرده است، در تعریف وی «كارآفرينی» یک فرآیند اجتماعی است که در آن كارآفرين با اشتیاق و پشتکار در کار، خویشتن خویش را پیدا مي‌کند و از بند عادات و سنت‌های مرسوم رها مي‌شود، او معتقد است که فرهنگ كارآفرينی در سطح تعاملی انسان‌ها با یکدیگر شکل مي‌گیرد و شخصیت، ارزش‌ها، نگرش‌ها و باورهای فرد نسبت به کارآفرینی تحت تأثیر تعامل وی با سایر افراد جامعه شکل گرفته و تکامل پیدا مي‌کند (سعیدی کیا، 1382، به نقل از خوب، 1388).
آنتونیز13 (2007، به نقل از جمالی زواره، نصر، و جمالی زواره، 1391) كارآفرينی را در معنای گسترده و محدود مورد بررسی قرار مي‌دهد. در معنای گسترده، كارآفرينی، سرمایه‌گذاری برای تشکیل یک شرکت یا ایجاد یک کسب و کار است. كارآفرينی، فرایندی است که از طریق آن افراد از فرصت‌های پیش رو، بدون توجه به منابع کنترلی، استفاده مي‌نمایند، کارهای جدید انجامی مي‌دهند، از عادت‌ها و عرف عبور کرده و فرصت‌ها را پیگيری مي‌نمایند به گونه‌اي که انجام کار، تولید یا ارائه خدمات از روش‌های رایج، خارج شود.
كارآفرينی فرایند خلق چیزی با ارزش و متفاوت از طریق اختصاص زمان و تلاش کافی، همراه با خطر مالی، روانی و اجتماعی به منظور دریافت پاداش مالی، استقلال و رضایت شخصی تعریف مي‌شود (مرزبان، مقیمی، و عربیون، 1390).
به نظر ساویر14، كارآفرينی را مي‌توان در دامنه وسیعی از وظایف مشاهده نمود، این وظایف مي‌تواند شامل نوآوری محض تا کارهای معمولی باشد و كارآفرينی را نه تنها به طور مستقل و فردی بلکه در تمام سازمان‌هایی که در آنها تصمیم‌گيری‌های متهورانه اتخاذ مي‌گردد و به ترکیب و تخصیص منابع در شرایط بی ثبات تأثیر مي‌گذارد، مي‌توان یافت (بروکهاس، 1982، به نقل ازکلانتری، هزار جریبی ، و ربانی ، 1383).
به عقیده اوگاندل15 (2000، به نقل از اوگاندل، آکینگباد16، و آکینلابی17،2012) كارآفرينی یک فرایند رفتاری و اجرایی شخص كارآفرين است. آموزش كارآفرينی یک ساختاری از مهارت های كارآفرينی مي‌باشد که به مفاهیم، مهارت‌ها و آگاهی ذهنی افرادی که از آنها در طول فرایند توسعه سرمایه‌گذاری استفاده مي‌کنند، اشاره دارد.
كارآفرينی شامل یک فرآیند یادگیری است و عبارت است از توانایی بر آمدن از عهده مسائل و مشکلات و نیز یادگرفتن از آنها مي‌باشد. دیوید جانسون كارآفرينی را به شرح زیر تعریف مي‌کند:
– عملی خلاق است که بوسیله آن چیزی که در گذشته وجود نداشته است، ایجاد مي‌شود.
– نو آوری مبتنی بر درک و یافتن فرصت از یک محیط ناشناس.
– ساخت و ایجاد فرصت با استفاده از منابع ی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع کارآفرینی، آموزش کارآفرینی، مشاوره شغلی، یادگیری اجتماعی Next Entries پایان نامه با موضوع یادگیری اجتماعی، عوامل محیطی، روانشناسی، کسب و کار