پایان نامه با موضوع واژه نامه، واج آرایی، متون ادبی

دانلود پایان نامه ارشد

و سردی و اورام و باد

ز قرحه همه درد آید به یاد (همان:121)

5- جناس اشتقاق:
عوارض که عارض شود در کلام

ز آلات باشد که دارد سقام (همان:83)

6- جناس مکرّر (مزدوج):
ولی وقیه ی اصطلاح طبیب

بود ده درم ای لَبیب حبیب (همان:76)

جناس هاي نام برده جزو پركاربردترين انواع جناس بود كه در اينجا ذكر گرديد.
2- 3-3 آرایه های معنوی:
با توجّه به ادبی نبودن اثر و طبیب بودن ناظم آن و عدم تسلط کامل او بر ظرایف و دقایق شعری میزان کاربرد آرایه های لفظی و معنوی در این نسخه بسیار محدود و کمرنگ است و استفاده او از این آرایه ها گاه به علّت زیبایی کلام نیست و ضروریات پزشکی استفاده از این آرایه ها را ایجاد کرده است امّا با این حال بیان آن خالی از لطف نیست.
1-مراعات النظیر:
از میان آرایه های معنوی مراعات النظیر با توجّه به تخصصی بودن و پیوستگی مطالب و ترکیب های دارویی بیشتر از سایر آرایه ها به چشم می خورد.
گل اِذخِر و سنبل و برگ گل

دگر ساوج هندی ای عقل کل(همان:110)

انیسون و صمغ عرباصل سوس

ز هر یک درم آورد حبر طوس(همان:83)

2- تضاد :
به هر وقت چیزی خورد خشک و تر

تقاضای قی باشدش پر ضرر (همان:109)

ز سردی شود تنگی اندر کلام

فراخی ز گرمی بود والسلام (همان:83)

3- اعداد (سیاقه الاعداد):
بپز خردل و تین مدقوق هم

بنه بر محل و ببر درد و غم(همان:80)

ز قی و رُعاف و زبول و تراز

فضولش براند نشیب و فراز (همان:94)

4- تشبیه:
ورم سخت گردد شبیه حجر

که از غمز اصبع نگیرد اثر(همان:100)

یکی آنکه دارند ضیق صدور

کتفشان بود چون جناح طیور (همان:85)

البتّه به جرات می توان گفت که تشبیهات به کار رفته در این منظومه از نظر زیبا شناسی ادبی آنچنان که باید و شاید ارزشمند نیست و صرفا ناظم برای ملموس کردن گفته های خود از مصداق هایی عینی استفاده کرده است.
5- صنعت واج آرایی:
چو باعث مرا بود در این سطور

علاج و وجع های پرشین و شور(همان:90)

اگر چه وجع نیست در قلب کس

به جز عشق و وسواس ومعشوق و بس(همان:90)

شرابی ز خشخاش و ربش دگر

بگو تا خورد مبتلای شرر (همان:112)

ويژگي هاي دستوري:
1-کاربرد «م » نشانه نفی به جاي «ن» :
ناظم در این اثر مثل نویسندگان متون ادبی «م» را جایگزین «ن» منفی کرده است:
هر آن كس كه قيحش به قي شد روان

طمع در خلاصش مكن بعد از آن(همان:103)
مپز اين دواها بپز غير را

چو پختي بكن صاف كلّ غذا (همان:111)

مياور ولي كمتر از ده درم

كتيرا بنه اندرآن هفت درم (همان:132)

2-آوردن صورت دیگری از فعل امر:
ناظم این اثر با توجّه به آشنایی که با سبک شاعران عصر داشته است فعل امر را بدون «ب» امر آورده است .
دگر شَحم معزي فكن اندران

ولي نصف رطلي بود دروزان (همان:99)

دها كن درم هشت مثقال آن

فكن صبر با مصطكي اندرآن (همان:100)

3-تقدم صفت(معدود) بر موصوف(عدد):
وزان پس به تدريج آن خلط چار

تصلب پذيرد شود صعب كار (همان:90)

خورد شير اين خسته با آب چار

كه تا زود يابد خلاص آن فگار (همان:101)

ویژگی های رسم الخطی نسخه:
1-عدم نقطه گذاری کامل در برخی از واژگان: ببز/بپز، ححسته /خجسته.
2-نوشتن «ک» به جای «گ»: کردد /گردد، کل/گل.
3-به کاربردن واژگانی کم کاربرد چون بانجده به جای پانزده و یا بخویسان به جای بخیسان.
4- عدم استفاده از تشدید در کلمات مشدّد: قوت/ قوّت، اول/اوّل.
5- پیوسته نویسی واژگان جدا انگشتها/انگشت ها، بغرغر/به غرغر.
6- وجود غلط املایی در متن: بزر/ بذر.
7- دندانه اضافه در برخی از حروف .
8- پیوسته نویسی فعل «است» با واژگان پیش از آن: شرابست/ شراب است، گواهیست/ گواهی است.
9- عدم نگارش نقش نمای ای در رسم الخط.
10-استفاده از دو صامت بلند «ا» پشت سر هم در یک کلمه: غذاا/غذا، نطواات/ نطوات.
11- اعراب گذاری بعضی از کلمات: جَلوزیا، لِحی.
12-پیوستن حرف اضافه «ب» به واژه ی بعد: بتدریج/به تدریج، بعضو/ به عضو.
13-پیوسته نویسی «ک» به ضمایر و اسم اشاره ی بعد ازخود: کاین/ که این، کاو/ که او.
شیوه ی تصحیح:
این مجموعه، اثری تک نسخه است که برای خواندن بخش نخست آن حدود یک سال و اندی وقت صرف شد. پس از فراهم کردن نسخه ی عکسی برای خواندن آن موارد زیر مدّ نظر قرار گرفت:
1-در نگارش اثر از رسم الخط امروزی استفاده شد.
2-به منظور سهولت مطالعه و ارجاع، برای ابیات شماره هایی در نظر گرفته شده و این شماره ها به صورت پنج تایی در سمت چپ آمد.
3- واژگان خوانده شده که صورت خوانده شده ی آن بی معنا یا نامأنوس و مخلّ وزن می نمود با علامت سوال درون پرانتز «؟» مشخص گردید.
4-درصورت افتادگی و یا نا خوانا بودن کلمه و ابیات از چند نقطه……. استفاده شده است.
5-شماره ی صفحات نسخه، در متن بازخوانی شده درون قلاب [] قرار گرفت.
6-واژگانی که سبب سهولت خواندن و درستی وزن می شود و به صورت قیاسی گزینش شده بود در درون قلاب[] قرار گرفت.
7-در پایان مقدمه تصاویری از نسخه آورده شده است.
8-برای سهولت در مطالعه و استفاده خوانندگان واژه نامه ای در آخر متن اضافه گردیده که معنای آنها از لغت نامه دهخدا استخراج شده است.

نمونه هایی از صفحات نسخه:

1-تصویر صفحه ی نخست نسخه

2-تصویر صفحات 51 و52 نسخه

متن نسخه

به نـــام خداوند خیر و کمال

خدای شفا بخش هراعتدال

1
درود رسول کریم حبیب

قلوب حزین را خجسته طبیب

ثنا نیز بر آل و اصحاب او

بر اشیاع و اتباع و احباب او

ز اعضا که دارم قبول الم

خبر ها که دارم به نظم آورم

شماره کنم اوّل آن عضو ها

که یابد ز اسباب غم دردها

5
ز سر گیرم اوّل روم تا قدم

اسامی آنها شماره کنم

سر وچشم وگوش است و دندان گلو

بودصدر و پهلو وجع اندرو

خم معده و معده دیگر جگر

طحال و مراره مثانه دگر

دگر روده ها و دگر گرده ها

چو اعضا و آلات نسلِ بقا

رحم از نسا مقعد از کلّ ناس

همه درد گیرد ز روی قیاس

10
مفاصل ز تن گاه گیرد الم

دگر هر چه از تن بگیرد ورم

دگر خلع از استخوان دهن(؟) وکسر

همه درد گیرند از درد و جبر

تمام جسد درد گیرد گهی

ز ضربی و افتادنی ناگهی

به تفصیل هر یک از[این] دردها

سبب ها علامات و تدبیرها

بگویم کنون بسط آنها تمام

که آید به آنها شفا از سقام

15
درد سر

ز اوجاعِ سر می کنم ابتدا

نویسم از او جمله تدبیرها

ز گرمی و سردی و خشکی ورم

ز باد و ز ریش و سدد آن سقم

ز گرمان بیابد الم ها وجود

چو در پیش سر جای گیرند دود

ز شر که گهی درد سر می شود

شریکش کبد معده روده بود

رحم کرده حصبه شریکان بود

که گاهی از آنها صُداعی شود [1]

20
صُداع گرم

چو گرمی سر، آورد درد سر

سرش گرم باشد امیر خرد

نباشد توانا اسیر ملال

به گفت و شنید و دگر قیل و قال

نباشد درو خواب خوش بر دوام

چو خوابی کند برجهد از سقام

گر از خون بود گرمی سر دگر

بود سرخی چشم با ثقل سر

گلو خشک و شیرین دهن مبتلا

درو حمرت رو بود دایما

25
دگر گرمی سر ز صفرا بود

دهان تلخ و رو زرد و اَغبَر شود

علاجش بود اوّل اخراج دم

به فَصد و حجامت از آن بر سقم

ولیکن به شرطی که از خون بود

دما حرّ و درد و بلا آورد

حجامت چو بر ساق وارد شود

درین درد بسیار نافع بود

دگر رأس و کاهِل حجامت بر آن

بریزند صفرا ز تن اوّلا

30
چو سر پاک گردد ز صفرا و خون

خورد آش تمری به مرغ آن زبون

زنبکو(؟) و دُهن گل و سرکه نیز

طلایی نهد بر سر آن عزیز

بگیرند دیگر بنفشه و شکر

ز هر یک سه درهم وزان پس دگر

بساوند با یکدگر هر دو را

به آب مقطر خورد مبتلا

صُداع سرد

دگر درد سر چون ز سردی بود

اثرها که بر خسته ظاهر شود

35
گرانی سر باشد وثقلِ خواب

دگر برد ملمس بلا اِرتیاب

اگر بلغم این درد بد آورد

نوازل ز بعضی ملازم برد

بود آب خسته غلیظ و سفید

بود جنبش رگ بطی و بلید [2]

…..گردد از او همه حس ها

علاجش نویسم کنون خسته را

به هر صبح آبی خورد مبتلا

که در او پزد اصل سوس از دوا

40
دگر رازیانه بباید در آن

به گل قند شیرین کند بعد از آن

چو پختی رطوبات آن از سقیم

رطوبات فاسد ببر ای حکیم

ولی وزن دارو بباید نمود

که یابند از ادویه نفع و سود

بنه پنج درهم ز اصل اندران

سه درهم بنه رازیانه بران

ز گل قند باید درآن ده درم

که پخته شود بلغم این سقم

45
بده هفت روزش صباح این چنین

چو پختی بلاغم ببر بعد از این

به داروی اسهال بلغم دگر

که خواهم نوشتن از آنها خبر

غذاها که نوشد درین روزها

ز برّه و نخود می پزد آن غذا

هرآن شیره خَسق دانه پزد

که چربی و انضاجش اَکمل بود

بپز دارچینی و زیره در آن

بنه چاشنی مناسب در آن

50
ز سرکه و گلاب و شکر زعفران

بنه چاشنی بعد از آن اندران

ازین پس بده خسته را مسهلات

که یابد ز اوجاع سر او نجات

بده حبّ صبرش که نافع بود

وزو درد سر زود زایل کند

حبّ صبر

ز ترکیب این حب گویم خبر

که ارکان آن چند باید دگر

بنه صبر مثقال واحد در آن

ز تُربُد بنه درهمی اندران

55
ز غاریقون اَنیسون دگر حبّ نیل

بنه نیم درهم ز گل ای خلیل

دگر شَحم حَنظَل ز مِلح سیاه

بنه دانگ و نیمی ز کل ای پناه

ز مُقل و کتیرا ز هر یک ازان

بنه دانگ دانگ از حساب وزان

به آب کرفسش بباید سرشت

بکن حبّه ها ای فرشته سرشت[3]

تمامی این جزوها شربتی است

خلاص از الم ناگهان نعمتی است

60
صُداع از یبوست

چو باشد ز خشکی دگر درد سر

عرض ها که ظاهر شود زان ضرر

دگر خشکی از خلط سودا بود

عرض ها که با درد ظاهر شود

گرانی سر باشد و ثقلِ تن

دگر تیرگی و جَفاف بدن

نباشد درو خواب خوش بر دوام

بطی باشدش نبض در این سقام

بود آب او ابیض و در قوام

تنک باشد و خام در این سقام

65
علاجش ببر اوّل خلط بد

به آبی که در آن دواها پزد

بنه اوّلا عرق سوس و دگر

زبالنگوست ثانی در آن معتبر

بنه چار درهم ز هر یک از آن

لسان البقر هم سه درهم درآن

نبات سفیدش بنه ده درم

خورد این جُلاب و برد آن سقم

چو پختی رطوبات بد در جسد

دواهای مسهل ازین پس خورد

70
ز افتیمون فاضل طبیخ کبیر

ز غاریقون طبیخی دگر بی نظیر

شمارم کنون رکن اینها تمام

که مطبوخ گیرد از آنها نظام

مطبوخ افتیمون

بود اصل این پخته اهلیلجات

که بخشد ز امراض سودا نجات

هلیله سیه کابلی کلّ آن

بنه ده درم وزن هر یک دران

دگر این دواها که آرم درین

سه درهم بیفکن ز هر یک ازین

75
ز افسنیتن و غافَت بَلیل آمله

شَکاعی بود هم از ین ادویه

کمافیطس و موقف روح هم

کمادریس از این دوا، ای حکم

سه درهم سه درم از اینها بگیر

که بینی اثرها از آن بی نظیر

ز تخم فِرنجمِشک یابی اثر

ازین جمله باشد لسان البقر[4]

دگر تُربُد مسهل آبها

بود برگ بالنگو ازین رکنها

80
دو درهم دو درهم بنه اندران

که یابی اثرهای کلّی از آن

انیسون و شَمار هر یک دگر

کند یک درم یک درم این اثر

بنه بیست درهم بر آن جا مَویز

که از دانه یابد نقا ای عزیز

به شش رَطل از آب شیرین همه

بپز اوّلا کلّ این ادویه

به حدّی که ماند از آن ربع آب

بپالای زان پس بگیرش شراب

85
سه درهم فتیمون درین آب هم

بنه پس بمالش به کف از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع آرایه های ادبی، گیاهان دارویی، نسخه های خطی، محدودیت ها Next Entries پایان نامه با موضوع درین، علاجش، سُهر، بباید