پایان نامه با موضوع واجب الوجود، نماز جمعه، امر به معروف

دانلود پایان نامه ارشد

چيز از آن جهت خير است که خودش منشأ مطلوب بالذات هاست. واجب تعالي گذشته از آن جهت که وجود محض است و خير است، از آن جهت که هر خيري به هر موجودي ميرسد، منبع آن خير وجود اوست و از وجود او خيرات سرازير ميشوند، باز هم خير است؛ يعني واجب الوجود به اعتبار مفيد بودن هم خير است.95
ميرداماد در مورد خير بودن خداوند ميفرمايد:
“و قد يقال أيضاً خير لما کان نافعاً و مفيداً لکمالات الأشياء و الموجود الحق الواجب بذاته، يجب أن يکون لذاته هو الفيّاض المفيد لکلّ حقيقة و لکل کمال حقيقة و منه ينجبس و يفيض کلّ ذات و کلّ تمام ذات، و کل وجود و کلّ کمال وجودٍ فهو سبحانه من هذه الجهة خير محض، لا يدخله نقص و لاشوب شرّ”96
و گاهي گفته ميشود که واجب الوجود خير است، چونکه نافع و مفيد براي کمالات أشياء ميباشد. و وجود حق متعال که واجب الوجود است، واجب است به خاطر وجوب ذاتش فيّاض و افاده کنندة هر حقيقت و کمال آن باشد و هر ذات و وجودي و کمال وجودي از او فيض ميگيرد، پس خداوند از اين جهت هم که فيّاض و مفيد تمام اشياء و کمالات اشياء است خير محض ميباشد که از هر نقص و شرّي دور است.
2ـ2ـ2. خيرات عبادي
قرآن کريم گاه به طور کلّي عبائدت و اطاعت خداي سبحان را خير ميخواند و گاه مصاديق عبادت را بر ميشمارد. در مورد اول ميفرمايد: “وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ”97 ؛ و ابراهيم به قومش فرمود: خدا را عبادت کنيد و از او پروا داشته باشيد، اين براي شما نيکوتر است، اگر بدانيد.
نکته اي که در مورد اين آيه شايستة يادآوري است: اينکه خير در اين گونه آيات بايد به معناي صفت مشبهه معنا شود؛ چون در عبادت غير خدا هيچ حسني نيست تا عبادت خدا أحسن و أخير باشد.
آياتي که مصاديق عبادت را خير ميخوانند، به شرح زير است:
* نماز: “وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ …”98 و نماز را به پا داريد و زکات را بدهيد؛ و هر گونه نيکي که براي خويشتن از پيش فرستيد، آن را نزد خدا باز خواهيد يافت.
* امر به معروف و نهي از منکر: “وَ لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ”99 ؛ بايد از ميان شما گروهي مردم را به نيکي دعوت کنند و به کار شايسته وا دارند و از زشتي ها بازدارند.
قرآن آمرين به معروف و ناهين از منکر را هم از مصاديق خير شمرده، مانند: سورة آل عمران، آية 110.
* جهاد و شهادت در راه خدا:
” … وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ”100 ؛ با مال و جان خود در راه خدا جهاد کنيد، اگر بدانيد اين براي شما بهتر است.
“وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ”101
و اگر در راه خدا کشته شويد يا بميريد، قطعاً آمرزش خدا و رحمت او از همة آنچه جمع ميکنند، بهتر است. قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ102
(بگو آيا براي ما جز يکي از اين دو نيکي را انتظار ميبريد.)
يکي از نشانههاي منافقان اين بود که اگر مصيبت يا ناراحتي به پيامبر ميرسيد خوشحال ميشدند و اگر خير يا نيکي به پيامبر ميرسيد ناراحت ميشدند. قرآن پيامبر را مأمور کرد که جوابي دندانشکن و منطقي به منافقان بدهد که ما چه در جنگ پيروز شويم و دشمنان را در هم کوبيم و يا شکست بخوريم و کشته يا اسير شويم در هر حال به نيکي و خير و سعادت رسيدهايم.
* تلاوت قرآن: ” … فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ … وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا …”103؛ هر چه از قرآن ميسر ميشود بخوانيد و هر کار خوبي که براي خويش از پيش خدا فرستيد آن را نزد خدا بهتر باز خواهيد يافت.
* رعايت تقوا: تمام انبياي إلهي مردم را به تقوا دعوت کردهاند و تقوا يک حالت خشيه و خدا ترسي است که باعث ميشود انسان گناهان را ترک و واجبات را امتثال کند.
در آيات زيادي رعايت تقوا خير شمرده شده است، مانند: بقره آية 97، توبه آية 109، عنکبوت آية 16 و مانند:
” … وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَيْرٌ …”104؛ بهترين جامه لباس تقوا است.
* توبه: اصل توبه به معني بازگشت و رجوع است و مراد در اينجا بازگشت به خدا و رجوع از دوري از درگاه الهي به قرب و نزديکي و خالي ساختن دل از گناه و تيرگي آن.
در آياتي توبه خير شمرده شده است، من جمله: بقره آيه 54، توبه آيه 3 و مانند:
” … فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيْرًا لَّهُمْ …”105؛ و اگر توبه کنند براي آنان بهتر است.
* نماز جمعه: “يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ”106؛ اي کساني که ايمان آوردهايد، چون براي نماز جمعه ندا در داده شد، به سوي ذکر خدا بشتابيد و داد و ستد را واگذاريد. اگر بدانيد اين براي شما بهتر است.
* روزه: ” … وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ”107؛ و اگر بدانيد روزه گرفتن براي شما بهتر است.
اين جمله خطاب به همة روزه داران است نه گروهي خاصي از آنها و اين جمله تأکيد بر فلسفة روزه است، و اينکه اين عبادت ـ همانند ساير عبادات ـ چيزي بر جاه و جلال خدا نميافزايد بلکه تمام سود و فائدة آن عائد عبادت کنندگان ميشود.108
* اطاعت از خدا و رسول و امامان عليهم السلام:
“يا ايّها الذينَ آمَنوا اطيعوا الله وَ اَطيعوا الرّسول وَ اولي الأمر مِنکُم … ذلکَ خَير وَ أحسَن تأويلاً”109 ؛ اي کساني که ايمان آوردهايد، خدا را اطاعت کنيد و پيامبر و اولياي امر خود را نيز اطاعت کنيد. اين بهتر و نيک فرجام تر است.
همچنين آيات 66 و 46 سورة نساء بر خير بودن اطاعت از خدا و پيامبرش دلالت ميکند.
* تهجّد و نماز شب: “إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِّنَ الَّذِينَ مَعَكَ … وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا”110؛
در حقيقت پروردگارت ميداند که تو و گروهي از کساني که با توأند نزديک به دو سوم شب يا نصف آن را به نماز بر ميخيزيد، و هر کار خوبي که براي خود از پيش فرستيد، آن را نزد خدا بهتر و با پاداشي بيشتر باز خواهيد يافت.
* باقيات الصالحات: مراد از باقيات صالحات اعمال صالح است، زيرا اعمال انسان نزد خدا محفوظ است و اگر اعمال صالح باشند باقيات صالحات خواهند بود.111 مفهوم اين تعبير، آن چنان وسيع و گسترده است که: هر فکر، ايده، گفتار و کردار صالح و شايسته اي را شامل ميشود که، طبعاً باقي ميماند و اثرات و برکاتش در اختيار افراد و جوامع قرار ميگيرد.112
” … وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا”113؛ نيکيهاي ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر اميد نيز بهتر است. همچنين در آية 76 سورة مريم خير بودن باقيات صالحات ذکر شده است.
2ـ2ـ3. خيرات اخلاقي
هرگاه واژة خير صفت فعل اختياري انسان باشد داراي مفهوم اخلاقي خواهد بود. هر کاري که در تحقق کمال براي انسان، نقش مثبت داشته باشد يعني کاري که انسان سعي مي کند با انجام آن به مطلوب و هدف نهائي خود برسد، چنين کاري به خاطر اين تأثيرش در پرتو آن مطلوب ذاتي و هدف نهائي خير خواهد بود. يعني چون سبب و واسطه وصول به هدف نهائي و خير ذاتي است، طبعاً خير بودن آن سببي و مع الواسطه و به اصطلاح مطلوب بالغير است و معناي ارزش اخلاقي از آن انتزاع ميشود.114
بعضي از مصاديق ارزشهاي اخلاقي که قرآن آن را به خير توصيف کرده بدين قرار است:
* اصلاح امور ديگران مخصوصاً أيتام:
” … وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ …”115 ؛ و دربارة يتيمان از تو ميپرسند، بگو: به صلاح آنان کار کردن بهتر است.
* اجازه گرفتن به هنگام ورود و سلام کردن:
“يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ”116 ؛ اي کساني که ايمان آوردهايد، به خانه هائي که خانه هاي شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد. و بر اهل آن سلام گوئيد. اين براي شما بهتر است، باشد که پند گيريد.
اين آيه بيانگر يکي از آداب معاشرت و دستورهاي اجتماعي اسلام است که ارتباط نزديکي با حفظ عفت عمومي دارد و آن طرز ورود به خانههاي مردم است. اين حکم که با دو جملة “ذلکم خير لکم” و “لعلکم تذکرّون” آمده است، دليل اين است که اينگونه احکام ريشه در اعماق عواطف، عقل و شعور انساني دارد که اگر انسان کمي در آن بينديشد، متذکّر خواهد شد که خير و صلاح او در آن است.
* اطعام به مساکين:
کساني که با نهايت زحمت بايد روزه بگيرند (مانند پيرمردان و پيرزنان و بيماران مزمن که بهبودي براي آنها نيست) لازم نيست مطلقاً روزه بگيرند، بلکه بايد به جاي آن کفاره بدهند، مسکيني را اطعام کند.
” … وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ …”117؛ و بر کساني که روزه طاقت فرساست، کفارهاي است که خوراک دادن به بينوائي است و هر کس به ميل خود، بيشتر نيکي کند، پس آن براي او بهتر است.
در مورد اطعام به مساکين آيات زيادي داريم، مانند: سورة حج آية 22، يس آيه 47، الحاقه آية 34، مدثر آية 44، انسان آية 8 ، فجر آية 18، بلد آية 14 و ماعون آية 3.
* عفت ورزيدن: در مورد خير بودن عفت ورزيدن، آياتي وجود دارد مانند: ” … وَ أن يَستَعففن خَيرٌ لَهُنّ … “118 ؛ و عفت ورزيدن براي آنها بهتر است. وهمچنين آيه 26 سوره قصص.
در چهار جاي قرآن، خداوند مردم را به عفت ورزيدن دعوت کرده که اين آيه يکي از آن موارد است.
قرآن در مورد پيرزناني که به سنّ و سالي برسند که معمولا اميدي به ازدواج ندارند و به تعبيري جاذبة جنسي را کاملاً از دست دادهاند به شرط اينکه در صورت برداشتن حجاب، خود را زينت ننمايند، اجازه داده که لباسهاي روئين خود را نپوشند، با اين حال سفارش کرده که اگر عفت بورزند و خود را بپوشانند بهتر است، چون زن هر چه قدر جانب عفت و حجاب را رعايت کند، پسنديدهتر ميباشد.
* عفو کردن: “وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرينَ”119؛
و اگر عقوبت کرديد، همانگونه که مورد عقوبت قرار گرفتهايد متجاوز را به عقوبت رسانيد، و اگر صبر کنيد البته آن براي شکيبايان بهتر است. آيه ميفرمايد: اگر خواستيد مجازات کنيد به همان اندازهاي که مورد تجاوز قرار گرفتهايد، مجازات کنيد و اگر صبر کنيد و عفو نماييد، براي شما بهتر است. در مورد عفو کردن آيات زيادي داريم، مانند: سورة بقره: آيات 109، 178 و 237 و آل عمران آيه 134 و 159 و نساء آية 149 و غيره.
* صبر کردن: در سه مورد قرآن صبر کردن را توصيف به خير کرده است: سورة نحل آية 126، حجرات آيه 5 و ” … وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ”120؛ و صبر کردن براي شما بهتر است؛ و خداوند آمرزندة مهربان است.
قرآن به جوانان سفارش ميکند اگر شرائط ازدواج را دارند، ازدواج کنند و اگر شرائط مهيّا نيست، عفّت بورزند و صبر پيشه کنند. در مورد صبر آيات زيادي داريم، مانند: بقره: آية 45 و 155 ، آل عمران: آية 146، 186، 200 ، حجرات: آيه 4 و غيره.
* صداقت و راستگوئي: ” … فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع واجب الوجود، وجود خداوند، وجوب بالذات Next Entries پایان نامه با موضوع خانواده در اسلام، مبدأ و معاد، ظاهر و باطن