پایان نامه با موضوع هوش معنوی، هوش عاطفی، سوگیری، خودآگاهی

دانلود پایان نامه ارشد

می‌تواند الگوهای مورد نظر خود را برای محرک‌های آینده تعیین کند. شخصی که فکر می‌کند با عوامل خارجی برانگیخته می‌شود، به پاداش‌های خارجی مانند حقوق، به عنوان محرک رفتار خود می‌نگرد وشخصی که فکر می‌کند با عوامل داخلی برانگیخته می‌شود، بیشتر در جستجوی محرک‌های درونی برای آینده خود خواهد بود.
تحقیقات دسی نشان داده شده است که اگر به شخصی که به انجام دادن کاری علاقه مند است، در قبال انجام کار پاداش بیرونی داده شود. میزان علاقه‌اش به کار مورد نظر، کاهش پیدا می‌کند و اگر پرداخت‌های خارجی به این شخص قطع شود، انگیزه او دوباره کاهش خواهد یافت.

نمودار 2-2- دیدگاه اسنادی انگیزش کارکنان
2-13-4- تئوری اسناد رهبری
طبق تئوری اسناد ما رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم و سپس علت‌های آن را حدس می‌زنیم یا آن را به علت‌هایی که موجب آن رفتار شده‌اند، نسبت می‌دهیم. بنابراین رفتار رهبری می‌تواند با توجه به اسناد علل رفتار زیردستان تعبیر و اتخاذ گردد. اگر علل رفتار را در عوامل خارجی جستجو کنیم، ممکن است به جای واکنش در قبال رفتار آن‌ها به رفع مسائل بپردازیم.
اگر رهبری عملکرد ضعیف کارکنانش را به نداشتن کوشش یا نداشتن توانایی اسناد کند، ممکن است واکنش او سرزنش، آموزش یا اخراج کارکنان باشد. از طرفی اگر رهبر، عملکرد کارکنان را به عوامل خارجی مانند سختی وظیفه، طراحی به شغل و یا حجم زیاد کار اسناد می‌کند، ممکن است به جای واکنش در برابر کارکنان، توجه خود را معطوف به حل این مسائل نماید (آبرامسون، 1978).
2-14- اسناد و سوگیری‌ها
همچنین درزمینه اسناد، سوگیری‌هایی وجود دارد که موجب می‌گردد رفتار فرد اشتباهاً به علت بیرونی یا درونی نسبت داده شود و به نتیجه‌گیری نادرست بیانجامد. به این سوگیری‌ها اصطلاحاً “خطای اساسی در ادراک” می‌گویند که عبارت‌اند از خطای بنیادی اسناد51(شمس اسفندآباد، 1384: 108)، اثر عامل – ناظر52 و سوگیری خدمت به خود53 که هر یک از آن‌ها به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود (کریمی، 1384: 302). تمایل ما به اسناد دادن شکست‌های دیگران به عوامل درونی آنان و نسبت دادن موفقیت‌های آنان به عوامل بیرونی را خطای بنیادی اسناد می‌گویند. اثر عامل – ناظر اشاره می‌کند که اسناد ما در تعیین علل درونی یا بیرونی به عامل یا ناظر بودن ما بستگی دارد. به طور مثال اگر ببینیم دیگری به زمین خورده است حادثه را به علتی درونی (دست و پا چلفتی بودن او) نسبت می‌دهیم، اما اگر خودمان زمین بخوریم آن را به علتی بیرونی (لغزنده بودن زمین یا صاف بودن ته کفش) نسبت می‌دهیم. سوگیری خدمت به خود، یعنی شخص با بزرگ کردن سهم خود در مورد رفتارهای مثبت، عزت نفس خود را افزایش می‌دهد و از سوی دیگر سهم خود را در مورد رفتارهای منفی با سرزنش دیگران یا انداختن گناه به گردن عوامل موقعیتی به حداقل رسانده و عزت نفس خود را حفظ می‌کند. سوگیری دیگر از نیاز به احساس کنترل بر محیط ناشی می‌شود. در فرایند سوگیری، عواملی چون برجستگی (یعنی مؤثر دانستن برجسته‌ترین محرک‌ها) نقش دارند.
نظریه اسناد کاربردهای زیادی در حوزه‌های مختلف نظیر پیشرفت تحصیلی، عملکرد شغلی، بازدهی کارگران، رضایت شغلی، موفقیت‌های ورزشی، انحرافات، بزهکاری‌ها و نظایر آن‌ها داشته است که غالب این کاربردها پشتوانه تجربی قابل توجه داشته‌اند.
2-15 هوش معنوی
هوش بعنوان یک توانایی شناختی در سال 1905 میلادی توسط آلفرد بینه54 و تئودور سیمون55 مطرح شد. با وجودی که درخصوص این پدیده بررسی‌های متعددی انجام گرفته و نظریه‌های متفاوتی ارائه شده اما هنوز صاحبنظران به همسویی کلی در مورد ابعاد گوناگون هوش دست نیافته‌اند. در بین نظریات مطرح شده دو نظریه از مقبولیت بیشتری برخوردار هستند:
2-15-1- نظریه هوش چندگانه هوارد گاردنر56
نظریه هوش چندگانه هوارد گاردنر شامل موارد زیر می‌شود:
هوش کلامی: توانایی تفکر کلامی و استفاده از زبان برای بیان منظورها
هوش منطقی ریاضی: توانایی انجام عملیات ریاضی
هوش فضایی: توانایی تفکر سه بعدی
هوش بدنی جنبشی: توانایی دستکاری اشیا و تبحر جسمی
هوش موسیقیایی: حساس بودن نسبت به زیر و بم آهنگ، ریتم و تن صدا
هوش بین فردی: توانایی درک دیگران و تعامل مؤثر با آن‌ها
هوش درون فردی: توانایی فهم خود
هوش طبیعی: مشاهده الگوهای طبیعت و فهم نظام‌های طبیعی و مصنوعی ساخت انسان
هوش وجودی: ظرفیت مطرح کردن سؤالات وجودی
2-15-2- نظریه هوش سه گانه دانا زوهار57 و یان مارشال58
این هوش‌ها با هوش جسمانی 59(PQ) یعنی توانایی کنترل ماهرانه بدن و استفاده از اشیا آغاز می‌شوند و بر اساس سیستم‌های عصبی مغز مشخص می‌گردند. زوهار و مارشال معتقدند هوش‌های دیگر زیرمجموعه‌های این سه هوش هستند.
هوش عقلانی (IQ)60: این هوش مربوط به مهارت‌های منطقی و زبانشناسی ماست که در حال حاضر بیش از سایر هوش‌ها به عنوان ملاک موفقیت آموزشی محسوب می‌شود و مناسب حل مساله ریاضی و منطقی است.
هوش عاطفی یا هیجان 61(EQ): به افراد کمک می‌کند عواطف خود و دیگران را مدیریت کنند. این هوش در موفقیت حرفه ای و شخصی فرد بسیار مؤثر است و آن‌ها را در برقراری ارتباط یاری می‌دهد و تا حدی از قابلیت پیشگویی نیز برخوردار است.
هوش معنوی (SQ)62: این هوش برخلاف هوش عقلانی که کامپیوترها هم از آن بهره مندند و نیز هوش عاطفی که در برخی از پستانداران رده بالا دیده می‌شود، خاص انسان است. زوهار و مارشال هوش معنوی را یک بعد جدید از هوش انسانی معرفی کردند و به نظر آن‌ها هوش‌هایی است و برای حل مسائل مفهومی و ارزشی استفاده می‌شود. هوش معنوی زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آن‌ها اعتقاد و باور داریم. سوال‌های جدی در مورد این که از کجا آمده‌ایم، به کجا می‌رویم و هدف اصلی زندگی چیست، از نمودهای هوش معنوی است (سهرابی، 1388).
این هوش برای کارکرد اثربخش هوش عقلانی و هوش عاطفی ضرورت دارد. در واقع هوش عقلانی دروازه ورود فرد برای کسب موفقیت در رشته تحصیلی مورد علاقه‌اش است، اما آنچه او را در زمره بهترین‌ها در شغل و حرفه او قرار می‌دهد، هوش عاطفی است.
بهره مندی از حداقل هوش عاطفی آغاز راه سفر به سوی معنویت، خودآگاهی و هوش معنوی است که خود موجب تقویت هوش عاطفی می‌شود. از طرف دیگر هوش عاطفی نیز می‌تواند در رشد و ارتقای هوش معنوی مؤثر باشد. دو هوش عاطفی و هوش معنوی تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند. رشد و توسعه هر یک باعث پرورش و توسعه دیگری می‌شود.
2-16- رابطه هوش‌ها (سیندی ویگلورث)
هوش معنوی جنبه‌های مختلفی از آگاهی و زندگی ذهنی و روحی درونی فرد را با زندگی و کار بیرونی متصل و یکپارچه می‌کند و نوعی آگاهی درباره تمامیت جهان به شکلی کلی به فرد می‌دهد.
هوش معنوی توانایی رفتارکردن با دلسوزی و دانایی در حین آرامش درونی و بیرونی، صرفنظر از پیشامدها و رویدادهاست. افراد با هوش معنوی در حین قضاوت، توانایی منصفانه و دلسوزانه رفتار کردن را دارند (سهرابی، 1388).
هوش معنوی ما را قادر میسازدهمه چیزراآنطور که هستند ببینیم. این هوش همان هوشی است که رهبران مشهور ومحبوب جهان راهدایت کرده است. رهبران معنوی باداشتن این هوش می‌توانند بزرگ‌ترین فشارها را تحمل کنند.
رابرت ایمونز تلاش کرد معنویت را بر اساس تعریف گاردنر از هوش، در چارچوب هوش معنوی مطرح کند. وی معتقد است که هوش معنوی مجموعه ای از توانایی‌ها برای بهره گیری از منابع دینی و معنوی است. به نظر ایمونز پنج توانایی معرف این هوش است که عبارت‌اند از:
1) قابلیت تعالی فیزیکی و مادی: افراد با هوش معنوی، ظرفیت تعالی داشته و تمایل بالایی نسبت به هشیاری دارند.
2) توانایی ورود به سطح معنوی بالاتر: از یک حقیقت غایی که ایجاد احساس یگانگی و وحدت می‌کند، آگاهی دارند.
3)توانایی یافتن تقدس درفعالیت‌ها، رویدادهاوروابط روزمره: حضور الهی را در فعالیت‌های عادی تشخیص می‌دهند.
4) توانایی به کارگیری منابع معنوی برای حل مسائل زندگی: افرادی که ذاتاً مذهبی هستند راحت ترمی‌توانندبااسترس‌هابرخوردکنندوبیش از سایرین بر بحران‌های روحی و مشکلات غلبه کنند.
5) توانایی انجام رفتار فاضلانه و ظرفیت پرهیزگاری بالا.
مؤلفه‌های متعدد دیگری نیز برای هوش معنوی ذکر می‌شود، نظیر: عقل شهودی؛ ادراک مستدل؛ آگاهی بر خواست و نیت؛ قدرت و عدالت متمرکز؛ عملکرد همراه با بصیرت؛ آگاهی و توان دوراندیشی؛ حس ماوراء الطبیعه و تقدس؛ آرامش درونی و بیرونی؛ دیدن وحدت در کثرت؛ پیوند و خدمت خلاق؛ خیرخواهی عملی و معنوی؛ خردمندی؛ فضیلت و انسانیت؛ دلسوزی، شفا و بخشش؛ وقار و تعهد؛ زندگی با شوق؛ عشق، فداکاری و شفقت؛ ایمان و ایثار؛ و راحت بودن در تنهایی بدون احساس تنهایی (رجایی، 1388).
روانشناسان همچنین صفات زیر را برای افرادی که از این هوش برخوردارند نام می‌برند:
• خودآگاهی
• کل نگر بودن
• مستقل بودن (شهامت)
• استقلال از محیط: شجاعت کلی برای انجام عمل برخلاف عرف رایج
• گفتن «چرا؟»
• قابلیت مواجهه با مشکلات و ناملایمات و حتی به فرصت تبدیل کردن آن‌ها
• خودکنترلی: توانمند بودن در خودداری و کنترل خویش
• انعطاف پذیری
• پرداختن به سجایای اخلاقی و اهمیت دادن به آن‌ها
• درس گرفتن از تجربیات و شکست‌ها
• خودجوش بودن
• درست اندیشیدن
• عدم فرار از میدان حوادث
• رهایی از لغزش‌ها و دام‌های شیطانی
• حسی که افراد را هدایت درونی می‌کند
• بروز کامل عشق در شخصیت فرد، توانایی برای شاد زیستن
در واقع افراد با هوش معنوی کسانی هستند که می‌دانند «چرا» انجام می‌دهند و «چه چیزی» را انجام می‌دهند. همیشه بر اساس یک رسالت مشابه عمل می‌کنند. آن‌ها براساس خدمت‌رسانی به دیگران زندگی می‌کنند. آن‌ها دیگران را به خاطر چیزی سرزنش نمی‌کنند و همواره مسوولیت بخشش خود و عملکردهایشان را می‌پذیرند.
برای رضایت داشتن از خودشان نیازی به تصدیق دیگران ندارند. از وابستگی به دیگران برای کسب ایمنی رها هستند، چون اعتقاد دارند ایمنی از خودشان است نه از بیرون. آن‌ها کار را مکانی برای خلاقیت، اعتماد به نفس و یادگیری، جایی که پول و پاداش، ثانویه است، می‌دانند. آن‌ها افراد محیط کار را به عنوان انسان‌هایی با قوت، ضعف، نگرانی، نیازها و خواسته‌های خودشان در نظر می‌گیرند، برای آن‌ها روابط، همواره قبل از کار است (رجایی، 1388).
آن‌ها از زندگی مادی دست نمی‌کشند بلکه خواهان ایجاد تعادلی در زندگی مادی همسو با اهداف متعالی و معنوی خود هستند. مدیر معنوی در برخورد با موقعیت‌ها به جای مداخله در امور، به ایجاد بصیرت می‌پردازد؛ به جای کنترل، اعتماد می‌کند و به جای مطرح کردن خود، فروتنی نشان می‌دهد.

2-17- هوش معنوی و مدیریت
تأثیر فوق العاده هوش معنوی بر متغیرهای مهم مدیریت همچون رهبری، انگیزش، خودکنترلی، قابلیت تغییر، ارتباطات، عملکرد و… و نیز ارتباطش با دیگر انواع هوش سبب می‌‌شود معنویت و هوش معنوی به یک موضوع مهم در حوزه مدیریت و سازمان تبدیل شود (رکابی، 1385).
مدیرانی که دیدگاه معنوی دارند، نسبت به تغییر، پذیراتر و به دنبال هدف و معنا برای سازمان خود هستند. اهمیت اتصال به یک کل بزرگ‌تر را می‌فهمند، ادراک و بیانی فردی از معنویت خود دارند. این افراد از ذهنیت وفور برخوردارند یعنی باور دارند که منابع کافی برای همه وجود دارد و نیاز به رقابت نیست.
در نتیجه افراد راحت تر به یکدیگر اعتماد می‌کنند، اطلاعات و کارشان را به مشارکت می‌گذارند و با همکاران و اعضای گروهشان هماهنگ می‌شوند تا به اهداف نهایی خود برسند. افراد در سلسله مراتب سازمان‌هایی که گرایش معنوی دارند، برای توانمندسازی یکدیگر تلاش می‌کنند. در موقعیت‌های تعارض از راهبردهای همکاری برد- برد استفاده می‌کنند (رکابی، 1385).
مدیر معنوی در برخورد با موقعیت‌ها به جای مداخله در امور، به ایجاد بصیرت می‌پردازد؛ به جای کنترل، اعتماد می‌کند و به جای مطرح کردن خود، فروتنی نشان می‌دهد. مدیر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع شانس و مهارت، عوامل بیرونی، زندگی روزمره، سوگیری Next Entries پایان نامه با موضوع هوش معنوی، هوش عاطفی، کنترل عواطف، هویت اخلاقی