پایان نامه با موضوع هوشمندی رقابتی، مزیت رقابتی، مدیریت دانش، دارایی ها

دانلود پایان نامه ارشد

رقابتی
یکی از ویژگی های بارز عصر حاضر، تغییرات فزاینده در دانش بشری و عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تکنولوژیکی است. در چنین شرایطی یکی از الزامات اساسی رقابت، شناخت ماهیت تغییرات و پیش بینی روندهای آتی بازار، رقابت، تکنولوژی، نوآوری، ترجیحات و الگوهای رفتاری مشتریان و… می باشد. این قبیل موضوعات در کانون توجه به هوشمندی رقابتی قرار دارند و در واقع هوشمندی رقابتی توانایی حاصل از فرآیند منظم جمع آوری، بررسی و تحلیل اطلاعات درباره محیط، رقبا، مشتریان، عرضه کنندگان، روندهای صنعت، بازار و الگوهای رفتاری عناصر محیطی و بازار می باشد. به عبارت دیگر می توان آن را هنر جذب و انتقال دانش از عناصر فرا سازمانی، محیط طی قواعد خاص و ضوابط معین به سازمان برای حفاظت از تهدیدات رقابتی، شناخت و بهره گیری از فرصت های بالقوه و ساختن آینده نامید. نکته بسیار مهم در این رابطه این است که ماده اولیه رقابت، اطلاعات است. اما هر نوع اطلاعاتی هوشمندی رقابتی تلقی نمی شود. پورتر معتقد است که هوشمندی، اطلاعات تحلیل شده است (Porter, 1986). فورد بر ضرورت تمایز میان اطلاعات و هوشمندی تأکید داشته و بیان می دارد اطلاعات بیانگر آمار، ارقام و داده های جدا شده واقعی درباره افراد، سازمان و رقباست. در حالیکه هوشمندی شامل اطلاعات فیلتر و تحلیل شده است (Ford, 1999).
تری نیز، هوشمندی را مرتبط با دانش دانسته و بیان می کند که سازمان ها برای بقا مجبور به ایجاد سیستم هایی هستند که قادر به پرورش و بهینه سازی ارزش افزوده اطلاعاتی باشند و برای نیل به این هدف، باید دانش مدار باشند (Terry, 1998).
به طور کلی می توان دانش را به دو جز تفکیک کرد که یک جزء آن، اطلاعاتی است که قبلاً ایجاد و مستند شده و همواره قابل استفاده و دسترس است. جزء دیگر آن چگونگی دانستن و قضاوت های خبره و بصیرت که این جز در حل معماهای غامض، کارکرد بسیار دارد. برای تبدیل این دو جز به دانش لازم است در سازمان همه افراد آن را دانسته و توانایی بکارگیری و استفاده صحیح از آن را داشته باشند.
هوشمندی رقابتی را می توان در سه طبقه ارائه نمود:
هوشمندی بازار: این نوع هوشمندی، وظیفه تهیه و عرضه روندهای حال و آینده نیازها و انتظارات مشتریان در بازارهای جدید و ایجاد فرصت های بخش بندی و تغییرات اساسی و اصلی در بازاریابی و توزیع رقبا را بر عهده دارد.
هوشمندی مرتبط با رقبا: این نوع هوشمندی از طریق ملاحظه و بررسی مستمر تغییرات در ساختار رقبا، محصولات جایگزین جدید، وارد شوندگان جدید به صنعت، وظیفه ارزیابی تکامل استراتژی های رقابتی را بر عهده دارد.
هوشمندی تکنولوژیکی : تحلیل هزینه، فایده تکنولوژی های جدید و فعلی و نیز پیش بینی تکنولوژی هایی که در آینده از بین می روند و تکنولوژی هایی که در آینده مسلط می گردند، به عهده این نوع هوشمندی است (Bergan, 2003).
هوشمندی رقابتی در واقع بیان دیگر مفهوم هوشمندی تجاری بوده و رشته ای است که اهمیت آن از سال 1980 در عرصه تجارت روز به روز در حال افزایش می باشد. اگرچه پیاده سازی هوشمندی رقابتی در عمل ، تنها به چند ده سال پیش باز می گردد، اما بنیان فکری آن در دهه 80 میلادی، توسط مایکل پورتر، استاد دانشکده بازرگانی هاروارد به هنگام تجزیه و تحلیل رقبا در صنعت با استفاده از هوشمندی رقابتی، شکل گرفت (Fourie, 1999). هوشمندی را می توان انفجار اطلاعات نامید که توسط قابلیت بالای دسترسی به اطلاعات به وجود می آید، بیانگر بالا بودن تعداد پایگاه های داده تجاری در سراسر جهان می باشد.
تغییرات گسترده اجتماعی و سیاسی، روند رو به رشد تجارت ها، تشدید رقابت بین المللی از سوی رقبای تازه وارد، افزایش رقابت و تغییرات سریع تکنولوژیکی عوامل دیگری هستند که در نهایت به انفجار اطلاعات منجر می شوند. در گذشته هیچ گاه سازمان ها به یکباره با فرصت ها و تهدیدهای شدید و جدی رو برو نمی شدند، اما امروزه شرکتهای چند ملیتی با بهره گیری از تکنیک های منطقی و با تلاش بسیار، به طور فزاینده به کسب و کارهایی روی آورده اند که بیشتر به جنگ اقتصادی شباهت دارد تا تجارت. با توجه به چنین رقابت سختی، این سازمان ها همواره در حال تحقیقات گوناگون و بررسی وضعیت رقبا بوده تا بتوانند به بهترین نحو از منابعی که در اختیار دارند، استفاده کرده و رقبای خود را از عرصه رقابت خارج کنند (Combs & Moorhead, 1992). در حال حاضر هوشمندی رقابتی به آخرین سلاحی بدل شده است که در جنگ های اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد و سازمان ها و صنایع مختلف، به آن به عنوان ابزاری برای پیروزی در جنگ های اقتصادی در مقابل کشورهای بزرگتر و صنعتی تر می نگرند. کشورهای مختلف با بکارگیری این تجربیات، قادر خواهند بود داده های خام را به هوشمندی قابل استفاده برای بهبود وضعیت اقتصادی خود بدل کنند (Kahaner, 1996). پیروزی اغلب سازمان ها در نبردهای رقابتی، ناشی از تولیدات و خدمات با طراحی بسیار مطلوب، بازاریابی های اثر بخش و استفاده استراتژیک از هوشمندی باز می گردد. به بیان دیگر اکثر شکست ها ناشی از زمان بندی های نا مناسب، قضاوت های نا درست، عدم استفاده یا استفاده نا کافی از هوشمندی رقابتی می باشد (Fuld, 1995). پترسون (2000) هوشمندی رقابتی را پیشنهاداتی قابل انجام یا اجرا معرفی کرد که از فرآیندی سیستماتیک شامل برنامه ریزی، جمع آوری، تجزیه و تحلیل و انتقال اطلاعات در محیط خارجی سازمان نشأت گرفته و می تواند بر توان رقابتی یک سازمان یا یک کشور تأثیر گذار باشد.
در عمل، می توان گفت سازمان هایی که به دنبال مزیت رقابتی هستند، کاربران اصلی و واقعی هوشمندی لقب می گیرند. هوشمندی رقابتی خروجی نهایی اطلاعات تجاری فیلتر شده و تحلیل شده است. هوشمندی، در داده های گذشته و حال نهفته بوده تا آینده را پیش بینی کرده و رهبران و مدیران را در اتخاذ تصمیمات یاری کند (Patterson, 2000). به طور کلی می توان دانش را به دو جزء تفکیک کرد که یک جز آن، اطلاعاتی است که قبلاً ایجاد و مستند شده و همواره قابل استفاده و دسترسی است. جزء دیگر آن چگونگی دانستن و قضاوت های خبره و بصیرت است که این جز در حل معماهای غامض، کارکرد بسیار دارد. برای تبدیل این دو جز به دانش لازم است در سازمان همه افراد آن را دانسته و توانایی به کارگیری و استفاده صحیح از آن را داشته باشند (Bergen, 2003).
2-1-10-3- نقش هوشمندی رقابتی در افزایش توان رقابتی
در سال های اخیر، مباحثی همچون دارایی های نا مشهود و سرمایه های فکری، توجه پژوهشگران بسیاری را در حوزه مدیریت به خود معطوف کرده است. تغییرات فزاینده در روند بازارها، تولید محصولات و ارائه خدمات، نیاز سازمان ها به تبادل و دسترسی سریع به اطلاعات به روز و به هنگام را بیش از پیش آشکار ساخته است که این امر ناشی از افزایش رقابت در سطح جهانی، از میان رفتن مرزهای جغرافیایی و از دست رفتن کنترل بر روی ذینفعان است. ظهور رقبای تازه وارد بین المللی با ساختارهای اقتصادی متنوع، تولیدات و فرآیندهای تولید مختلف، موجب تغییر در ویژگی های اساسی و کاهش چشمگیر چرخه حیات محصولات گشته است.
اقتصاد دانش محور که یکی از اقتصادهای مبتنی بر کشاورزی، صنعتی و یا خدماتی می باشد، در قابلیت های منابع انسانی و چگونگی استفاده سیستماتیک از آن ها جهت کسب منافع و مزایای آن ها نهفته است. چالش پیش روی این اقتصاد، تعیین ارتباطی یکپارچه و منطقی میان شایستگی های منابع انسانی و عملکرد اقتصادی سازمان یا صنعت مربوطه می باشد (Amidon, 1999).
افرادی که از دانش بالای بهره مندند، قادر خواهند بود با به کارگیری اطلاعات مناسب و در دسترس، تصمیمات سریع و هوشمندانه ای اتخاذ نمایند. زیرا محیط خارجی سازمان ها به شدت پیچیده و همواره در حال تغییر بوده و تنها واکنش های سریع و هوشمندانه، منجر به افزایش توان رقابتی سازمان ها گشته و بقای آن ها را در عرصه بین المللی حفظ می نماید. نیروهای رقابتی موجود در سطح داخلی و خارجی سازمان ها و صنایع، موجب می گردند که منابع انسانی همواره واکنش های سریع و تازه ای از خود نشان داده و در نتیجه توانمند یشان افزایش خواهد یافت (Du Toit, 2003).
اقتصاد مبتنی بر دانش، بر مبنای 4 عنصر کلیدی استوار است که عبارتند از:
درک نقش تعیین کننده دانش در جامعه و تجارت؛
صرفه جویی در فرآیندهای دانش محور از طریق کاهش در تکرار فرآیندهای دانش؛
استفاده و بهره برداری از دانش به عنوان ابزاری جهت افزایش توان رقابتی و
درک درستی از ارزش دارایی های نا مشهود، که اغلب بیانگر میزان سرمایه فکری موجود در سازمان ها می باشد (Skyrme & Amidon, 1997).
در اقتصاد مبتنی بر دانش، سرمایه دانشی از ارزش اقتصادی بالایی برخوردار بوده و در میزان درآمد سازمان ها کاملاً مشهود می باشد. دارایی های فکری، تنها در دوره های ادغام یا خرید، برای سازمان ها ارزش دفتری ایجاد می کنند. وقتی یک سازمان از نظر ارزش های دفتری در سطح مطلوبی قرار داشته باشد، دارایی های مادی جایگزین سرمایه دانشی سازمان می گردند (Ostro, 1997).
تئوری هایی که در گذشته پیرامون رشد اقتصادی مطرح می شدند، در حال حاضر حول مباحث سرمایه انسانی و قدرت ذهن افراد که از اطلاعات در جهت کسب مزیت رقابتی استفاده می کنند، می باشد. برای بقاء سازمان ها در عرصه بین المللی، توان رقابت پذیری و حفظ آن به عنوان مزیتی استراتژیک، امری ضروری به نظر می رسد. بنابراین سازمان ها برای نوآوری و یادگیری موفقیت آمیز، ابتدا باید در فکر خلق دانش و سپس به کارگیری آن با سرعت هرچه بیشتر در سطوح مختلف سازمان باشند.
رشد سازمان ها اغلب به قابلیتشان در دستیابی به یک حاشیه رقابتی بستگی دارد که توسط استانداردهای نوین عملکرد در بازارهای رقابتی، تعیین می شود. برای دستیابی به چنین حاشیه رقابتی، سازمان ها نه تنها باید فعالیت های خود را در سازمان ها مدیریت و کنترل کنند، بلکه باید در مورد رقبای خود نیز اطلاعاتی به دست آورند تا خود، محصولات و خدماتشان را در برابر آن ها حفظ نمایند (Patterson, 2000).
فشردگی رقابت در یک صنعت، به میزان زیادی به تعداد و تنوع سازمان هایی که در صنعت مربوطه به فعالیت مشغول اند، بستگی دارد. زیرا با افزایش تعداد رقبا، منافع و مزایای صنعت مربوطه دستخوش تغییرات زیادی خواهد شد. موفقیت سازمان ها در عرصه رقابت نیز تا حد زیادی به اطلاعاتشان در مورد رقبا، محصولات و خدماتشان و چگونگی واکنش آن ها در برابر نوآوری های استراتژیکی بستگی دارد. در واقع، قابلیت تجزیه و تحلیل موقعیت (وضعیت) بالقوه و فعلی رقبا، نقطه عطف استراتژی رقابتی است. کلیه فعالیت های رقبا باید با به کارگیری عواملی همچون نیت های استراتژیک، انگیزاننده ها، اهداف یا موقعیت های داخلی شان، به دقت و به طور مستمر مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد (Du Toit, 1998). هدف اغلب مطالعاتی که در زمینه رقابت پذیری انجام می شود، جمع آوری اطلاعاتی در مورد رقبا برای بهینه کاوی، اجتناب از اتفاقات ناخواسته و شناخت فرصت ها و تهدیدات محیطی است. واضح است که اندازه، رقبا و استراتژی هایی که یک سازمان برای خود در نظر می گیرد، همه و همه بر میزان تأثیر گذاری هوشمندی رقابتی بر مزیت رقابتی نقش خواهد داشت (Du Toit,2003). هوشمندی رقابتی تنها تحقیقات بازار یا بررسی بازار نیست، بلکه آن فرآیند شناخت رقابت و دستیابی به علل بالا رفتن مزیت رقابتی از طریق جمع آوری اطلاعات در خصوص رقبا، تفکر بر روی اطلاعات و به کارگیری آن در برنامه ریزی استراتژیک کوتاه مدت و بلند مدت شرکت می گردد (مشبکی و زنگویی نژاد، 1387).

2-1-10-4- مدیریت دانش
توجه به حوزه مدیریت دانش در دو حوزه آکادمیک و کسب و کار رو به فزونی است. این موضوع با توجه به رشد فزاینده کتب و مقالات منتشر شده در زمینه مدیریت دانش به خوبی قابل درک است (Zack, 1999). مطالعات انجام شده در کشورهای اروپایی نشان می دهد که در سال 2000، مدیریت دانش توسط 80 درصد از بزرگترین شرکت های جهان به کار گرفته شده است (KPMG, 2000).
در سال های اخیر نیز نقش دانش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع رقابت پذیری، مزیت رقابتی، دارایی ها، بازارگرایی Next Entries پایان نامه با موضوع بازاریابی، فناوری اطلاعات، بازاریابی اینترنتی، مزیت رقابتی