پایان نامه با موضوع نگارگری ایران، کارشناسی ارشد، نگارگری ایرانی، دانشگاه آزاد اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

146- 148).
سعدالدین معتقد است حضور چیزي بیرون از نقاشی در نقاشی است که آن را زنده می کند، ورود چیزي از واقعیت دنیاي خارج از نقاشی؛ و این را در تباین با ذهنیت مدرنیستی از هنر یعنی « استقلال هنر » قرار می دهد.
در آثار خود درباره چه سخن می گویند؟ می توان گفت آنها بیش از هر چیز سعی می کنند واقعیت هاي اجتماعی و فردي زندگی خود را بیان کنند . آنچه را که در این آثار بازنمایی شده و بدان ها پرداخته شده را به لحاظ موضوعی می توان به چهار دسته تقسیم کرد که هر قلمرو می تواند
در برگیرنده مفاهیم و موضوعات بیشتري باشد که گاه نیز در آثاري توأمان ظاهر شده است . (نیل قاز، 1390، ص50)
1.مسائل سیاسی- اجتماعی؛
2.زنان و مسائل آنان؛
3. مسائل حوزه شخصی و فردي و
4. خاطره.
در ادامه به بررسی آثار چندی از هنرمندان رئالیست معاصر ایران می پردازیم که در آثار خود تکیه بر موضوعیت انسان و فیگور انسان داشته اند. (نیل قاز، 1390، ص50)

5-2 هنرمندان رئالیست از 1970 تا اکنون:

معصومه مظفری بین سالهای 1354 و 1357 در هنرستان دخترانه بهزاد و در رشته نقاشی تحصیل کرد. از جمله معلم های این دروه او ، منوچهر معتبر است که تازه از امریکا به ایران برگشته بود و با کسب توشه قابل توجهی از دانش طراحی، مشتاقانه و بسیار پر شور به شاگردان خود آموزش می داد:«اساساً طراحی را جوری با ما کار می کرد که من تا سال ها دفترچه طراحی را از خودمم دور نمی کردم ، چنان چه هنوز هم طراحی را همچنان ادامه می دهم.» .(حسن موریزی نژاد، 1384،ص16)
مظفری بلافاصله بعد از تمام شدن درسش در هنرستان، در سال 1357 در رشته نقاشی دانشگاه تهران پذیرفته می شود. فضای حاکم این سال ها و جو انقلابی موجود، بسیاری از دانشجویان هنر را به میان توده های مردم و بیان تجسمی گوشه هایی از زندگی آنان کشانده بود، و طراحی به خاطر سهولت دسترسی، به بهترین ابزار برای چنین بیانی تبدیل شد.
از جمله استادان مظفری در این سال ها، الخاص، عمامه پیچ، و مسلمیان هستند که هم طراح و هم مشوقین شاگردان خود برای این منظور بودند. طبعا” در چنین فضایی، طراحی اهمیتی دو چندان برای او پیدا می کند.(همان،ص 17)
او در سالهای 59 تا 62 به رغم تعطیلی دانشگاه ها کارش را ادامه می دهد. عمده موضوعی که در این مدت به آن پرداخت از مردم و روش واقع نمایانه ای بود که حال و هوای اکسپرسیو نیز داشت. در بازگشایی دانشگاه ها در سال 1362 خیلی چیزها تغییر کرده بود. سال های جنگ با عراق بود و فضای انقلابی و ملتهب گذشته تا حد زیادی فروکش بود. بسیاری از استادان و دانشجویان رفته و یا بر کنار شده بودند. بنابراین وقتی مجدداً وارد دانشگاه می شود، در محیط تازه ای قرار می گیرد که استادان و اغلب هم کلاسی ها ی او عوض شده بودند. هم دوره های او دراین سالها عبارتند از امین نورانی، صغری زارع، مهرداد محب علی ، احمد خلیلی فرد، سارا ایروانی ، توران قمری، و… استادی که بسیار به نیکی از او یاد می کند رویین پاکباز است. محور آموزش های پاکباز عبارت بود از آشنایی سبک ها و مهم ترین جنبش های هنری اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم ، نظیر امپرسیونیسم ، فوویسم، اکسپرسیونیسم، کوبیسم و … و نیز روش خاصی در آموزش و تفهم نگاری ایرانی و به خصوصی با تاکید بر پلان بندی های خطی و رنگی آن ها. بعد از این آموزش ها، دانشجویان آزاد بودند تا با روش و یا سبک دلخواه خود او در همان چهارچوب تجربه کنند. .(حسن موریزی نژاد، 1384،ص 17)
در این مرحله ، چنین آموزشی برای مظفری دو نتیجه به همراه داشت: اول اینکه فهمید واقعیت موجود، تنها نقطه شروع برای شکل گیری هر اثر هنری می تواند باشد و به خصوص نقاشی در سده بیستم در تلاش برای بهره گیری و نیز فاصله گرفتن از آن بوده است. نتیجه دوم درگیری و آشنایی اش با جهان رنگ است.
«در این میان بارها از طبیعت دور شدم و به عناصر تشکیل دهنده اثرم به عنوان اجزای تشکیل دهنده نظامی ساختمانی فکر کردم، و باز بارها و بارها براساس نیاز کاری ام با مراجعه به طبیعت،انسان و اشیا را طراحی کردام، و هربار سعی کرده ام . برایم مهم درک رابطه ای بود که باید از دل خود کار بیرون آمده، و در کل اثر منتشر شود. به هیچ عنوان نمی شود چیزی را به کار تحمیل کرد. یعنی نگاه متفاوت و نوگرا اگر از دل کار بیرون نیاید، به وصله ای ناجور می ماند و دیگر نه صمیمی می شود، و نه چیزی درست سر جای خود قرار می گیرد. .(همان،ص18)
نگرش معصومه مظفری به طراحی طبیعتاً نتیجه گرایش های طراحانه خود او و مجموعه استادانی است که به طراحی نگاه و تاکید ویژه ای داشتند. فهم این نکات می توانست برای هر دانشجوی تنها آغاز خوبی باشد. پروژه علمی او در پایان دوره لیسانس (1368) و نیز مجموعه تجربه های او در حد فاصل حضور مجددش در دانشگاه (1373 دانشگاه آزاد اسلامی) ، از جمله شرکت در نمایشگاه گروهی «شاهنامه و هنرمند امروز» تلاش های او را در به اجرا در آوردن آموخته هایش نشان داد.
در دوره کارشناسی ارشد، استاد طراحی و نقاشی او مهدی حسینی است، که به او کمک می کند هم به ذهنش نظر دهد و هم ارزش های کاریش را کشف و تقویت کند. «درواقع یک جوری توانستم از طبیعت فاصله بگیرم در عین اینکه به آن مراجعه می کردم. آقای حسینی به من کمک کردند بتوانم به تمام کادر خود فکر کنم ، نه اینکه صرفا” می خواهم چه بگویم. چرا که معنی و محتوا از دل روابط عناصر در اثر و کلاً ترکیب بندی بیرون می آید.» در سال 1376 نمایشگاهی دو نفره به اتفاق صغری زارع در گالری برگ برپا می کند، که شامل آخرین تجربه هایی است که در کلاس حسینی انجام داده بود. این بیشتر شامل آثاری می شد که با مداد و ذغال اجرا کرده بود، و رنگ در حاشیه قرار می گرفت. سال بعد نیز نمایشگاهی سه نفره به اتفاق علیرضا جدی و الهه مقدمی برگزار می کند که در هر دو این نمایشگاه ها می شد دغدغه های ذهنی درس مهدی حسینی، به خصوص آموزش های آقای رویین پاکباز را از نگارگری ایرانی تشخیص داد؛ اما این دغدغه نتیجه باور تازه ای نیز می شد که نسبت به فضا یافته بود. .(حسن موریزی نژاد، 1384،ص18)
در سال 1378 اولین نمایشگاه انفرادی خود را در گالری آریا برپا می کند. در این نمایشگاه واقعیت موجود مهم ترین منبع بصری است به گونه ای که حتی با استفاده از کولاژ عکس بر این واقعیت تاکید می کند. اما هیچ چیز در پرسپکتیو درست و واقعی خودش گذاشته نمی شود، آثار او تجسم فضا ها ، آدم ها و خاطراتی است که او از سر گذرانده است . «معصومه مظفری هم انسان ها و اشیا را طراحی و نقاشی می کند و هم فضا را، اما بیشتر طرح فضاست تا فیگور. فضای طرح واره های او فضایی پیچیده، تو در تو، انتزاعی، نامتعارف و تا اندازه ای وهمناک است… آثار او مجموعه ای است از ایماژها یی که از دایره المعارف خاطرات خود انتخاب کرده و برای انباشت فکری خود ضروری یافته است. … تصویری که از آمیزه این عناصر به دست می دهد برشی از زندگی است، اما برشی که از میان برش های دیگر پس از مطالعه و اندیشیدن و اندکی محافظه کاری برگزیده شده است. هر بخش از فضای طرح واره های او از خاطره ها ی به یاد ماندنی شکل گرفته است یک جا تصویری برگرفته از برزخ تاریخ هنر و تصویری از تابلوی ورمیر85 و آن چه در گذر زمان هاله و شمیم خود را از دست داده است، دیده می شود. و جای دیگر طراحی از چهره منوچهر معتبر که سالها پیش استاد طراحی مظفری بود، … تصویر دوستان و آشنایان طراح، تصویر تابلوهایی که پیشتر نقاشی کرده ، مناظر طبیعت و گه گاه چهره خود نقاش به عنوان آشنایی قدیمی به فضای طرح واره ها افزوده شده و از این رو، تمامی نمایشگاه شکل کشتی نوح خاطرات هنرمند را به خود می گیرد او با آوردن تصویر در تصویر، فضاهای کلاژ گونه در برابر آدم های طراحی شده پدید می آورد. این کار نه از سر تفنن است و نه به قصد حیرت انگیزی است. بلکه برآمده ای از ضرورت های تجسمی است… حضور تصویرهای واقعی تماشاگر را بر آن می دارد تا پس از سیر و سفری کوتاه در فضای نقاشی، بار دیکر به واقعیت باز گردد. مظفری، با این تمهیدات، عناصر نا متنجانس را منسجم می نمایاند و همین تلفیق و تکوین تصاویر است که هستی یافتن شکل کلی نقاشی او را ممکن می سازد. » (قره باغی، 1378،ص8)
اولین نمایشگاه انفرادی معصومه مظفری تجربه نسبتا” موفقی برای او بود. تا پیش از این اندوخته هایش عبارت بود از ضرورت درک زبان نوین و تلاش در انسجام و به وحدت رساندن کلیه عناصر در اثر، اما نهایتا” آن چه حاصل می آمد از درون خود اثر نمی جوشید، بلکه دلالت ها و ضرورت هایی بود که نقاش بر اثر تحمیل می کرد. چیزی که نمایشگاه سال 78 را از تجربه های پیشینش متمایز می کرد، معطوف شدن نگاه هنرمند به دورن خویش بود. به عبارتی درک لزوم خودشناسی. (موریزی نژاد، 1384،ص16-17)
در اینجا به قسمتهایی از گفت وگو با معصومه مظفري به بهانه نمايشگاهش در گالري طراحان آزاد اشاره می شود:
اين نمايشگاه كه به قول خودش پرونده ديگري را در روند كاري اش گشوده است، شايد براي آنها كه نمايشگاه هاي قبلي مظفري را هم ديده اند متفاوت به نظر برسد. هر چند قبول اينكه چنين رويكردي به فضا يا فيگور دفعتاً در كار او صورت گرفته مشكل است. نمايشگاه هاي انفرادي مظفري در سال 78 يا در سال 80 (پرتره ها) هم كارهايي با همين فضا و رويكرد بود كه البته در مقايسه با آثار اخيرش در اين يكي دو سال تفاوتي عمده داشت. اما فارغ از اين مقايسه در روند كاري مظفري نمايشگاه اخيرش به تنهايي و بدون رجوع به آثار قبلي اش هم قابل بررسي است و شايد براي صحبت از آن تنها بايد يك سال به عقب برگشت. (مطلب زاده، 1389، ص11)

شکل 5-1 معصومه مظفری، مجموعه گرمازدگی، سال 1389

    نمايشگاه سال قبل در گالري ماه مهر شايد پايان دوره اي بود كه فضا در كارهايم حرف عمده را مي زد. فضا براي من خيلي جذاب بود و دوره اي طولاني به شكل هاي مختلفي روي آن تمركز كرده بودم. با همان نمايشگاه شايد پرونده اين شكل كار براي خودم بسته شد. به اين نتيجه رسيدم كه خود فيگور، پرتره و حتي انسان در كارهايم كمرنگ تر شده اند. (مطلب زاده، 1389، ص11)
– ولي شايد در نگاه اول به نظر برسد كاملاً از آن فضا فاصله گرفته ايد.
طبيعتاً و بعد از اينكه ميزها را به شكل طبيعي كار كرده بودم ديگر نمي توانستم به سراغ دفرمه كردن بروم. خود من هم به اينكه اين كارها را نزديك به طبيعت بازسازي كنم گرايش داشتم، اما دفعتاً نمي توانستم شروع به كار كنم. براي مدتي فكر مي كردم اين پرتره ها بايد با قاشق ها و چنگال ها كه در مجموعه قبلي بود، تركيب شوند. اما وقتي ايده ام يعني گرمازدگي را پيدا كردم اين چهره ها بودند كه به تنهايي برايم اهميت پيدا كردند. دوره اي را صرف كار از خود پرتره كردم. مي خواستم از اين فيگورها و پرتره ها عكس بگيرم و از عكس ها استفاده كنم. قبلاً دوره طولاني اي از فيگورهاي زنده و نزديك به طبيعت كار كرده و از عكس ها هم فقط با اين نوع نگاه استفاده مي كردم.

شکل 5-2 معصومه مظفری، مجموعه گرمازدگی، سال 1389
اگر بخواهيم به عكس كاملاً وفادار بمانيم از فيگور زنده و پرانرژي دور خواهيم شد. من تمام آموخته هايي را كه از مدل زنده داشتم مثل بازتاب ها، محو شدن ها يا تاثيراتي كه رنگ ها روي يكديگر مي گذارند، به كار مي گرفتم. با اين حساب كاملاً مشخص بود كه قصد دارم روي عكس ها چه ايده اي را پياده كنم. مي خواستم فيگورهايم به بيننده نگاه كنند، پرخاشگر نباشند و حتي در سنين مختلف باشند و… نكته مهم اين بود كه چشم ها بايد تاثيرگذار مي بودند و خب اين تاثيرگذاري در كساني كه نمايشگاه را ديدند، مشهود بود و حتي آدم هاي معمولي هم كه به نمايشگاه مي آمدند توانستند با كارها ارتباط بگيرند.
– پس بخش عمده اي از اين كارها از روي عكس كار شده؟
همه كارها از روي عكس كار شدند؛ عكس هايي كه خودم يا پسرم آنها را گرفتيم. مجموعه زيادي را عكاسي كردم و حتي براي بعضي پرتره ها تا 20 عكس هم گرفتم. منتها استفاده از عكس تنها با اين پيش فرض بود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با موضوع مجسمه سازی، نقاشی دیواری، زیبایی شناسی، زندگی روزمره Next Entries پایان نامه با موضوع نقاشی دیواری، تبلیغات شهری، انقلاب ایران، فرهنگ شهادت